ابومسلم محمّد بن مهرایزد نحوی، ادیب اصفهانی (366- 456 ه.ق)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسنده

دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان

چکیده

ابومسلم محمد بن علی بن حسین بن مهرایزد، ادیب نحوی سده‌های چهارم و پنجم هجری است که نام او در برخی از منابع سده ششم و پس از آن آمده است. وی به سال 366ق در محله درب کوشک اصفهان ولادت یافت و پس از طی مدارج علمی، از دانشمندان حوزه علمی اصفهان گردید. از جمله استادان او ابن مقری اصفهانی است و از مشهورترین شاگردان او خواجه نظام الملک و حمامی اصفهانی را می‌توان نام برد.گر چه ابومسلم از بزرگان ادب اصفهان بوده است؛ اما ظاهراً در بین دانشمندان با عنوان مفسّر از او یاد نمی‌شده و احتمالاً در تفسیر و تأویل برخی از آیات قرآن کریم صاحب نظر و رأی بوده است؛ از وی تفسیر مکتوبی به دست نیامده و در آثار گذشتگان نیز تفسیری که منسوب به وی باشد وجود ندارد، اما در برخی از متون به سبب شباهت نام، به اشتباه گاه او را مفسّر دانسته و تفسیری به وی نسبت داده‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Abu Moslem Mohammad Ibn Mehr Izad, the Isfahani Literary Grammarian (366-456 Hijra)

نویسنده [English]

  • A Tuyserkani
Associate Professor of Persian language and literature, Azad University of Khorasgan.
چکیده [English]

Abu Moslem Mohammad Ibn-Ali Ibn-Hussein Ibn-Mehr Izad is literary grammarian of fourth and fifth centuries whose name has been mentioned in some of the sources of sixth and later centuries. He was born in Darb Kushk quarter of Isfahan in 366 (L.H) and became one of the scholars of Isfahan school after passing scientific levels. Ibn-Moghri of Isfahan is one of his teachers and Khaje Nizam Al-Molk and Isfahani Hamami are among his most famous students.
Although Abu-Moslem was one of the great literary figures of Isfahan, it seems that he was not considered as an interpreter and probably he had some ideas about the interpretation of some verses of Holy Quran. There is no written commentary which belongs to him and there is no commentary ascribed to him in the works of past scholars but in some texts he was mistakenly considered as an interpreter and a commentary was ascribed to him because of the name resemblance.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Abu-Moslem
  • Ibn-Mehr Izad
  • Moalem Al-Isfahani
  • Isfahan’s beauties
  • Moatazelian Mehr-Izad Al-Isbahani

مقدمه

محمدبن حسین بن مهرایزد 1 از دانشمندان و مفاخر علمی اصفهان و ادیب نحوی در سدة پنجم اسلامی است از جملة مشایخ و استادان او ابوبکر محمدبن ابراهیم بن علی معروف به ابن مقری اصفهانی2 است. وی از علماء و محدثین بزرگ قرن چهارم است که به مراکز علمی عصر خود از جمله شام، مصر، نیشابور، یمن و دیگر بلاد اسلامی در کسب دانش و استماع حدیث مسافرت کرده و بسیاری از علماء و محدثین اصفهان از مجلس درس او بهره مند گردیده‌اند که از آن جمله ابومسلم ابن مهرایزد است. ابومسلم به سال 366 ق در محلة درب کوشک اصفهان دیده به جهان گشود و پس از فراگرفتن علوم مقدماتی و رشد علمی، از دانشمندان بزرگ حوزة علمی اصفهان شد. از بزرگان علمی که از محضر او استفاده کرده‌اند، یکی ابوعلی حسن بن علی معروف به خواجه نظام الملک وزیر، (مقتول 485 ق) و آخرین فرد از بازماندگان استفاده کننده از محضر او، شیخ معمر عالم محدث، ابوالقاسم اسماعیل بن علی صوفی اصفهانی معروف به حمامی (م- 551ق) است. ابومسلم در سن 93 سالگی به سال 457 و یا 459 ق در اصفهان در گذشت.

در طبقات المفسرین سیوطی  (م- 911ق)، در ترجمة حال او آمده ابومسلم ادیب مفسر و عارف به علم نحو و غالی در مذهب اعتزال دارای تفسیری در بیست مجلد است (سیوطی، بی تا) و همو در بغیة الوعاة از او با این عبارت: «المعلم الاصبهانی ابومسلم صنف التفسیر و کان عارفاً بالنحو غالیاً فی الاعتزال» به عنوان معلم یاد کرده است (سیوطی، 1399).

 طبقات المفسرین داوودی هم از او با اوصاف نحوی، معلم ادیب اصفهانی و مؤلف تفسیری کبیر در بیست مجلد و عارف به دانش نحو و غالی در مذهب معتزله نام برده است (داوودی، بی‌تا: 2/213).

کتاب محاسن اصفهان، ذیل عنوان متقدمین اساتید و بزرگان دانش نحو و اعراب و بصیر و بینا به کلمات و لغات عرب و شعراء و نویسندگان و کتّاب بزرگ به فارسی و عربی و پدید آورندگان معانی و مضامین عالیه و زیبا و دلنشین، از هشتاد و یک نفر مثل ابو علی مرزوقی و خطیب اسکافی و راغب اصفهانی و ابوسعید رستمی و غیره نام برده که از جملة آنها ابومسلم ابن مهرایزد است (مافروخی اصفهانی، 1352: 31). البته در محاسن اصفهان تنها نام ابومسلم ذکر شده است؛ اما در سیر اعلام النبلاء3 در شرح حال او آمده: شیخ علامه نحوی و مفسر معتزلی ابومسلم مهریزد صاحب تفسیر بزرگی است، در بیست مجلد و حافظ یحیی بن منده اصفهانی4 در مورد وی آورده: او عارف به دانش نحو و غالی در مذهب اعتزال بوده و نسخه ای از تفسیرش در مصر نزد امام شرف الدین مرسی5 بوده و کسانی که از او روایت می‌کنند عبارت اند از سعیدبن ابی الرجاء صیرفی (م – 532ق)، حسین خلّال (ابوعبدالله حسین بن عبدالملک) (م – 532ق) و محمدبن حمد کبریتی (م- 532ق).

ظاهراً چنین استفاده می شود که آنچه در این کتاب آمده برگرفته از کتاب اِنباهُ الرُواة باَنباه النُجاة قفطی متوفای 646ق6 است و عبارت او در این کتاب چنین است:

«مُحمدبنِ عَلی بنِ مُحَمَدِبن الحُسَینِ مهریزد اَبُومُسلم النَحوی الاصبَهانی، صَنَّفَ التَفسیر وَ کانَ عارفاً باالنَّحو، غالیاً فی مَذهَب الاعتزال آخرُ مَن حَدَّثَ باصبَهان عَن ابن المُقریء، سَکَنَ بابَ کُوشک و ماتَ فی سَنَةِ 459 ق کان هذا التفسیرُ اُحضِرَ من اصبَهانَ مَعَ بَعضِ التُجارِ الجَهَلَةِ به وَ هُوَ فی عشرینَ مُجَلداً اُو نَحوها فَافتَرَقَ منهُ اَوَّلُهَ وَ اُبیعَ باقیه بدَمشقَ وَ کانَ تاجرُهُ من اَهل الرُّصافَةِ7 فَاَبتاعهُ منهُ رُجُلٌ اَندُلسی من اَهل مُرسیةَ یعرَفُ بابن اَبی الفَصل. وَ لمّا وَصَلً الکتابُ الی مصرَ استَغرَبَهُ اَهلُها وَ جَهلُوا مُصَنّفَهُ فَاَبرَدوُا الّی بَریداً من مِصرَ یسألُونَ عَنهُ فَکَتَبتُ الَیهم بخَبَرِه ناقلاً ذلک عَن کتابِ یحیی بن مَندة فی تاریخِ اصبهان و حَمِدتُ اللهَ عَزَّوَجَلَّ الَّذی اَبقا فی العالَمِ مَن یبحَثُ عَن شَی ء منَ العلم».

[ ابو مسلم محمد بن علی بن مهرایزد، دانشمند نحوی اصفهانی و عارف و آگاه به ادبیات عرب و غالی و سرسخت در افکار و عقاید معتزلی ساکن محلة درب کوشک اصفهان، مصنّف تفسیری در بیست مجلد یا در این حدود است. این تفسیر را یکی از بازرگانان اهل رُصافة شام و بی اطلاع از خصوصیات و مؤلف آن، از اصفهان به دمشق آورد و با نداشتن جزء نخستین به شخصی از اهالی مُرسیه اندلس معروف به ابن ابوالفضل فروخت و آنگاه که این تفسیر به نظر دانشمندان و علماء مصر رسید؛ موجب اعجاب و شگفتی آنان گردید و در مقام شناخت مؤلف آن برآمدند و به این منظور فردی را به مصر نزد من فرستادند و من با مراجعه به تاریخ یحیی بن منده اصفهانی مؤلف آن را شناخته و در برنامه ای برای آنها فرستادم و خداوند را حمد و سپاس گفتم بر وجود افرادی که در مقام علم و آگاهی می باشند].

نگارنده را حدس قوی بر این است که مآخذ ذهبی در نسبت تفسیر مذکور به ابومسلم ابن مهرایزد در تمام کتب و مصنفاتش بر اساس گفتار قفطی در کتاب اِنباه الرُواة است، و نقل دیگر منابع یا از کتب ذهبی است و یا مستقیم از کتاب قفطی، و شکی نیست که ترجمة او قطعاً در تاریخ اصفهان ابن منده بوده؛ ولی آیا با ذکر تفسیر و توصیف آن به بیست مجلد در عبارت قفطی؛ «و هو فی عشرین مجلداً اُو نحوها»، آن تفسیر در بیست مجلد است یا در این حدود و آیا وصف ابومسلم به غالی در مذهب اعتزال نیز برگرفته از تاریخ ابن منده است یا نتیجة بررسی دانشمندان و علمای مصری در مطالب آن تفسیر؟ آیا نسبت تفسیر به ابومسلم مذکور، در مجلداتی که فاقد جلد نخست بوده، در پایان مجلّد نخست یا در مجلدات دیگر بوده با ذکر آباء یا نام ابومسلم به طور مطلق بوده و یا به اضافة نام محمد؟ در دو صورت اخیر باز هم دلیلی وجود ندارد که تفسیر، منسوب به ابومسلم ابن مهرایزد باشد؛ زیرا با این وصف تفسیر می تواند از ابومسلم محمدبن بحر اصفهانی باشد و چگونه ممکن است نام تفسیر در تاریخ ابن منده نیامده باشد.8 با توجه به معاصر بودن آن دو، حدس قوی بر این است که تفسیر یاد شده از آن ابومسلم محمدبن بحر اصفهانی متوفای 322 ق بوده است که ذکر آن در الفهرست با این عبارت آمده:

«اَبُومُسلم مُحمدبنِ بَحرِ الاصبهانی کانَ کاتباً مُتَرَسّلاً بِلیغاً وَ مُتَکَلّماً.... وَ لَهُ منَ الکُتُبِ کتابُ جامعِ التأویلِ لمُحکَمِ التَنزیلِ علی مَذهَب المعتزله فی تَفسیرِ القرانِ کَبیرٌ وَ کتابُ جامعِ رَسائِله» (ابن ندیم، 1393: 151)

در کتاب طبقات المعتزلة احمدبن یحیی (م – 890 ق) که اسامی اعلام و اکابر معتزلی و مؤلفات آنها در آن آمده، نام ابومسلم ابن مهرایزد در آن دیده نمی شود؛ ولی نام ابومسلم محمد بن بحر و نام تفسیر او در آن آمده است. دیگر مطلب قابل توجه این است که در اِنباه الرُواة قفطی و نیز در آثار و مصنفات علامه شمس الدین ذهبی نامی از ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی نیامده و این حکایت از آن دارد که این دو عالم جلیل را از وی شناخت و آگاهی نبوده است.

در آثار و کتب متأخرین از محققین

به علت تشابه اسمی این دو دانشمند اصفهانی (ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی و ابومسلم محمد بن مهرایزد اصفهانی) گاه خطا و اشتباهاتی از بعضی مؤلفان دیده می شود که حاکی از تردّد و تحیّر خود مؤلفان و نویسندگان است مانند موارد ذیل:

1- در کشف الظنون، ذیل عنوان تفسیر اصفهانی قدیم آمده: آن از ابومسلم ابن محمد بن علی اصفهانی معتزلی ادیب (م- 459ق) است، به نام «جامع التأویل لمحکم التنزیل» -چنانکه ذکر آن خواهد آمد- (حاجی خلیفه، 1387: 1/442) و ذیل عنوان «جامع التأویل لمحکم التنزیل» چنین آمده: آن در تفسیر است از محمد بن بحر اصفهانی در گذشته 322ق و آن در 14 مجلد است و شاید وی همان ابومسلم محمد بن علی بن مهرایزد اصفهانی باشد که در «میزان الاعتدال»9 ذکر آن آمده (همانجا: 1/538).

2- در ایضاح المکنون، ذیل عنوان «جامع التأویل» آمده آن از ابومسلم معتزلی است (بغدادی، 1378: 352). در اینجا مؤلف تنها به ذکر کنیه «ابومسلم» بسنده کرده که می تواند اشاره به هر یک از دو ابومسلم مذکور باشد و این نشان می‌دهد، انتساب این تفسیر به این دو ابومسلم مشکوک و مشتبه بوده است.

3- در هدیة العارفین، ذیل عنوان «الاصبهانی» چنین آمده: «محمد بن علی بن مهرایزد بن بحر ابومسلم الاصبهانی المعتزلی (م- 457ق) له من الکتب جامع التأویل لمحکم التنزیل فی التفسیر، 14 مجلد، علی مذهب المعتزله و جامع الرسائل و ناسخ الحدیث و منسوخه» (بغدادی، 1378: 2/71)

در این کتاب نام هر دو ابومسلم در هم آمیخته، ولی مؤلفات یاد شده هر سه از محمد بن بحر اصفهانی است و تعداد مجلدات هم 14 مجلد ثبت شده است.

4- آقابزرگ تهرانی در الذریعه آورده، تفسیر ابومسلم: «الاصبهانی القدیم10کما وصفه فی کشف الظنون هو محمد بن علی بن محمد بن الحسین بن مهریزد الاصبهانی المعتزلی (م- 459ق) عن ثلاث و تسعین سنةً کبیرٌ فی عِشرین مجلداً کما فی الشَذَرات الخ» (تهرانی، بی‌تا: 4/258، ش 1215) [تفسیر اصفهانی قدیم چنانکه آن را در کشف الظنون توصیف کرده از ابومسلم ابن مهرایزد اصفهانی معتزلی است، در گذشته به سال 459 در سنین 93 سالگی و آن تفسیر بزرگی است در بیست مجلد چنانکه در شذرات الذهب آمده].

ولی در مجلّد دیگر این کتاب تحت عنوان « جامع التأویل لمحکم التنزیل» آمده: این تفسیر بر اساس عقاید معتزله است و آن را به آنچه در الفهرست ابن ندیم و معجم الادباء در ترجمه و شرح حال ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی آمده است، توصیف کرده و به نقل از حمزه اصفهانی در تاریخ اصفهان نام این تفسیر را «شرح التأویل» یاد کرده و به طور کامل از تفسیر وی سخن رانده و گفته شیخ طوسی، اعلی الله مقامه، هم در مقدمة تفسیر «التبیان» این تفسیر را ستوده و اعتقاد مصنف او را به عدم وقوع نسخ در قرآن مجید از ویژگیهای او آورده است (همانجا: 5/44). علامه تهرانی در تفسیر منسوب به ابومسلم مطلق آنچه در کشف الظنون و شذرات الذهب آمده نقل کرده است، بدون اینکه در این خصوص اظهار نظر کند؛ ولی در تفسیر محمد بن بحر به تفصیل با تحقیقات خود خصوصیات و ویژگیهای آن را بیان کرده است.

5- نمونه ای دیگر از موارد اشتباه در شناخت ابومسلم اصفهانی محمدبن بحر در کتاب «التحصیل من الحصول» سراج الدین محمود ارموی (م- 682ق) است که در بحث نسخ، ذیل عبارت یجوز نسخ القرآن خلافاً لابی مسلم اصفهانی، در پاورقی ضمن استناد و ارجاع به کتابهای کشف الظنون و المحصول و معالم الاصول امام فخر رازی، و نهایة السؤل جمال الدین عبدالرحیم اسنوی (م- 772ق) در شرح منهاج الاصول قاضی بیضاوی (م- 685ق) و اللمع امام الحرمین جوینی ( م-478ق) و شرح تنقیح الفصول احمد بن ادریس قرافی (م – 684ق) و طبقات المعتزلة احمد بن یحیی (م-890ق) و ارشاد الاریب یاقوت حموی (م- 626ق) و ذکر اختلاف منابع در نام والد ابومسلم که در بعضی «بحر» و در بعضی «عمر» و در بعضی «یحیی» آمده و با دقت بسیار در منابع مذکور، مصحح چنین نتیجه گرفته که ابومسلم اصفهانی مخالف وقوع نسخ در قرآن، ابومسلم محمد بن مهریزین بن بحر معتزلی اصفهانی است. (رک: ارموی، 1408: 2/13)

در اینجا نیز نام دو ابومسلم به هم پیوسته؛ ولی تاریخ تولد و در گذشت متعلق به محمد بن بحر اصفهانی است و علاوه بر این کلمة «مهریزد» هم به غلط «مهریزین» ثبت شده است.

سمعانی (م- 562ق) محقق و متتبع بصیر و یگانة عصر خود، از اوایل سال 531 ق تا اوایل سال 534 ق در اصفهان می زیسته است. 11ورود او به این شهر 73 یا 75 سال پس از درگذشت ابومسلم بوده و در این وقت عده ای از دانشمندان و محدثین اصفهانی که از محضر ابومسلم استفاده و استماع حدیث کرده بودند هنوز زنده بودند و از مشایخ و مفاخر اصفهان به شمار می رفتند. سمعانی نیز با آنها ملاقات کرده و از محضر بعضی آنان استفادة علمی نموده است برخی از این بزرگان عبارتند از:

1-       ابوبکر محمد بن فضل بن علی خانی (م- 532ق) اهل خان لنجان اصفهان، او روایت می کرده از ابومسلم محمد بن علی بن مهریزد نحوی ادیب (سمعانی، 1408: 2/504،‌ ذیل الخانی؛ نیز همان،‌ 1418: 2/118).

2- ابوالفرج سعید بن ابی الرجاء بن بکربن منصور صیرفی اصفهانی (م- 532ق). سمعانی می گوید: من از او بسیار استفاده کرده و او برای ما روایت می کرد از اصحاب ابوبکر بن مقرئ مثل ابوطاهر ثقفی و ابومسلم بن مهریزد و غیره (همان، 1408: 2/504،‌ ذیل الدوری).

3- ابو نصر محمد بن احمد بن عبدالله کبریتی قبانی وزّان (م- 532ق) از مشایخ او ابومسلم بن مهریزد ادیب است و من کتاب «الاوائل» ابو عروبة حرّانی را به روایت این شیخ صالح از ابومسلم بن مهریزد ادیب نوشته ام. (همانجا: 4/441، ذیل القبانی).

4- ابو منصور محمد بن حمد بن عبدالله وزّان کبریتی (م- 532ق) از جمله مشایخ اوست ابومسلم بن مهریزد ادیب (همانجا: 5/597، ذیل الوزّان).

5- در ترجمة وزیر معروف خواجه نظام الملک ابو علی حسن بن علی بن اسحاق طوسی مقتول رمضان 485 ق آمده از مشایخ وی در اصفهان است 1- ابومسلم محمد بن علی بن مهریزد نحوی 2- ابومنصور شجاع بن علی مصقلی (همانجا: 5/599، ذیل الوزیر)

6- و ذیل کلمة الزاذانی در ترجمة ابوبکر محمد بن ابراهیم مقرئ اصفهانی که از مشایخ ابومسلم است آمده: آخرین بازماندگانی که از او روایت می کنند ابومسلم محمد بن علی بن مهریزد اصفهانی است.(همانجا: 3/120).

7- در ترجمه ابوالعزّ حسن بن هادی علوی (م- 531 ق) آمده: او استفاده کرده از ابومسلم محمد بن علی مهریزد ادیب. (سمعانی، 1418: 1/69).

8- در ذکر ابوالقاسم بن دقاق غانم بن خلد بن عبدالواحد آورده او استماع حدیث کرده از پسر
عمه اش محمد بن احمد جروکانی و او استماع حدیث کرده از گروهی که از آنها است ابومسلم محمد بن علی بن مهریزد ادیب.(همانجا: 2/4)

9- از دیگر بزرگان علمی و مشایخ اصفهان در نیمة اول سدة ششم هجری که سمعانی در ایام اقامت خود در اصفهان از محضر او بسیار استفاده کرده، حافظ ابوالقاسم اسماعیل بن محمد بن فضل طلحی (م- 531ق) است که الانساب، در وصف او چنین آورده: «کان اماما فی فنون العلم من التفسیر و الحدیث و اللغة و الادب حافظاً متقناً کبیر الشأن جلیل القدر عارفاً بالمتون و الاسانید سمع الکثیر بنفسه و نسخ الخ» (سمعانی، 1408: 2/120،‌ذیل الجوزی)

[شیخ و استاد ما ابوالقاسم طلحی در علوم مختلف، تفسیر، حدیث، لغت و زبان و ادبیات عرب و حفظ قرآن برتر از همگان بود و مورد اعتماد و آشنا به متون اسلامی و سندیت احادیث و از محضر علمایی بزرگ استفاده کرده بود با ضبط و کتابت)

در سیر اعلام النبلاء نیز از جمله مصنفات او چهار تفسیر نام برده شده که عبارت است از:

1- تفسیری به نام الجامع، در سی مجلد 2- الموضح، در سه مجلد 3- المعتمد، در ده مجلد 4- دیگری در چهار مجلد (ذهبی، 1406: 20/80).

با توجه به عبارات فوق در کتاب «الانساب» و «التحبیر» سمعانی و تنها توصیف ابن مهریزد به دو وصف نحوی و ادیب بدون وصف مفسر، با وجود در اختیار داشتن او، تاریخ ابوزکریا یحیی بن منده را که مستند قفطی در شناخت تفسیر خریداری شده در شام بوده و بودن آن موجب اعجاب و شگفتی دانشمندان و علماء مصر با آن روحیه تتبع و تحقیق شده، و با وجود سکونت سمعانی در اصفهان که حداقل سه سال به طول انجامید و شرکت در مجامع و مجالس و محافل علمی این شهر و درک مجلس بزرگانی که نزد ابومسلم سالیانی به فراگیری اشتغال داشته و جلسات خاص وی با ابوالقاسم اسماعیل طلحی مفسر آن عصر اصفهان، بسیار بعید به نظر می رسد که بپذیریم سمعانی از مرتبت والای او در تفسیر قرآن مجید بی اطلاع بوده و یا به عمد از آوردن وصف غالی در عقاید اعتزال و مفسر برای او خودداری کرده است.

برای تحقیق و بررسی بیشتر در شناخت ابومسلم ابن مهرایزد به تفاسیر مبسوط و معروف سده های پنجم و ششم و هفتم و اوایل هشتم مانند تفاسیر ذیل مراجعه شد که در هیچ یک از آنها نام و نشانی از او دیده نشد.

1- تفسیر التبیان از مؤلفات ابوجعفر محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ الطائفة (م- 460 ق) که بیش از 35 مرتبه نام ابومسلم در آن آمده.

2- تفسیر مجمع البیان از ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (م- 548 و یا 502 ق) که بیش از 350 مورد نام ابومسلم در آن یاد شده.

3- تفسیر روض الجِنان و روح الجَنان از ابوالفتوح رازی حسین بن علی (م- نیمه اول قرن ششم اسلامی) قریب 30 مورد نام ابومسلم آمده.

4- تفسیر مفاتیح الغیب معروف به تفسیر کبیر از امام فخر رازی (م- 606ق) که در آن نیز حدود 350 مورد از آراء او یاد شده.

5- تفسیر غرائب القران از نظّام نیشابوری قمی حسن بن محمد متوفای بعد از 730 ق که در آن نیز بیش از یکصد و پنجاه مورد گفتار وی نقل شده.

6- تفسیر بحر المحیط از اثیر الدین محمد بن یوسف بن حیان اندلسی (م- 745ق) که در این تفسیر نیز بیش از یکصد و شصت مورد از ابومسلم یاد می شود.

در تفاسیر فوق از ابومسلم با عناوین مختلف مثل: ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی- ابومسلم اصفهانی- ابومسلم ابن بحر اصفهانی- ابومسلم محمد بن بحر- ابن بحر- و یا ابومسلم بدون قیدی زاید یاد شده و در همة موارد منظور همان ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی (م- 322 ق) صاحب تفسیر جامع التأویل لمحکم التنزیل است.

در مقدمة تفسیر تبیان مؤلف، مسلک و روش محمد بن بحر اصفهانی و ابوالحسن علی بن عیسی الرمّانی را در تفسیر قرآن با این عبارت ستوده است:

وَ اَصلَحُ مَن سَلَکَ فی ذلکَ مَسلَکاً جَمیلاً مُقتَصداً مُحمد بن بَحر اَبومُسلم الاصبَهانی و علی بُن عیسی الرمّانی الخ. [بهترین و شایسته ترین مسلک و روش در تفسیر قرآن مجید در میان مفسرین پیشین روش ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی و علی بن عیس رمانی (م- 384 ق) است].

نکتة قابل توجه این است که در این تفسیر ذیل آیة شریفه: یا آدمُ اسکُن اَنتَ وَ زُوجُکَ الجَنَة. (بقره /35) و نیز در تفسیر امام فخر رازی ذیل آیة شریفة اَللهُ یستَهزئُ بهم وَ یمُدُّهُم فی طُغیانهم یعمَهُونَ. (بقره /15) گفتاری از ابومسلم محمد بن یحیی اصفهانی به خطا و اشتباه نقل شده که باید اصلاح گردد چه کلمة «بحر» در این عبارت تصحیف 12 و تغییر یافته به «یحیی» و اصل آن ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی بوده.

از جمله مواردی که نام ابومسلم ابن مهرایزد و ذکر تفسیر او آمده در آیات الاحکام قطب راوندی سعید بن هبةالله (م- 573ق) معروف به «فقه القرآن» است که با عنوان ابومسلم در 12 مورد و با عنوان ابومسلم ابن مهرایزد در هفت مورد و نیز نام ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی در دو مورد آمده است.

در سه مورد از هفت مورد عبارت این است که ابومسلم ابن مهرایزد در تفسیرش چنین گفته و در چهار مورد هم آمده «ابومسلم ابن ایزد گفته است» بدون ذکر «در تفسیر خود».

یکی از موارد که با گفتار او در تفسیرش آمده در خصوص اقامة کیفیت نماز خوف است که آن را به نقل از کتاب المولد و المبعث تألیف ابومحمد احمد بن اعثم کوفی (م- 314ق) چنین آورده:

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در جنگ ذاتُ الرقاع با کفار، چهار رکعت نماز ظهر را با اصحاب خود به جماعت گزارد، کفار بر این شدند که به هنگام عصر که مسلمانان سلاح را کنار گذاشته و به اقامة نماز جماعت پرداختند بی‌اطلاع و اعلام، دفعةً بر آنها حمله کنند، ولی قبل از اقامة نماز عصر آیة 102 سورة نساء 13؛ فرمان و حکم به اقامة نماز خوف بر پیامبر (ص) نازل شد و پیامبر از سوءنیت آنان آگاه گردید، ابن اعثم پس از ذکر این واقعه در این کتاب به بیان کیفیت نماز خوف پرداخته به همان گونه که ابومسلم ابن مهرایزد اصفهانی نیز در تفسیرش آورده است.14

با دقت به گفتار فوق دو نکته قابل توجه است:

1- احمد بن اعثم کوفی به سال 314 ق در گذشته و ابن مهرایزد قریب شصت سال پس از او تولد یافته و تفسیری از او وجود نداشته تا ابن اعثم بگوید این تفصیل بیان شده همانند آن است که ابن مهرایزد در تفسیرش آورده.

2- و اگر این عبارت را به راوندی نسبت دهیم که خلاف ظاهر عبارت فقه القرآن است این اشکال وجود دارد که انتساب بعضی اقوال به ابومسلم به طور مطلق، حاکی از آن است که راوندی نیز تفسیری از ابومسلم ابن مهرایزد را در اختیار نداشته و با مراجعه به تفاسیر یاد شده می یابیم که تعدادی از این موارد که منسوب به ابومسلم مطلق آمده از ابن بحر اصفهانی است.

 

نتیجه گیری

نظر و عقیده نگارنده بر این است که گرچه ابومسلم ابن مهرایزد از بزرگان علمی در سده پنجم اصفهان است و ما فروخی که خود از بزرگان ادب و والامرتبت این شهر است از او در محاسن اصفهان یاد کرده؛ ولی ظاهراً بین فضلا و دانشمندان اصفهان و جلسات و محافل علمی آنان با وصف مفسّر از او یاد نمی شده است. با وجود این احتمال که به علت شناخت و معرفت کامل به ادبیات عرب و تضلّع او در این فن، می تواند در تفسیر و تأویل بعضی از آیات قرانی نیز صاحب رأی و نظر باشد؛ اما تفسیر مکتوبی از وی به دست نیامده و نام و نشانی نیز در منابع از آن دیده نمی شود و آنچه در تفاسیر به نام ابومسلم اصفهانی یا ابومسلم به طور مطلق آمده، از ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی (م- 322ق) صاحب تفسیر جامع التأویل لمحکم التنزیل است که ذکر آن در الفهرست ابن ندیم و مقدمه تفسیر التبیان و ارشاد الاریب یاقوت حموی آمده و شرح آن مبسوط در مجلة علمی و پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره 28 و 29 بهار و تابستان 1381 با عنوان «ابومسلم محمدبن بحر اصفهانی نخستین مفسر بزرگ اصفهان» بیان شده و در حقیقت این دو مقاله مکمل و متمم یکدیگرند.

 

پی نوشتها

1- در بعضی از منابع «مهریزد» بدون الف آمده و در بعضی به جای «ی» آمده «مهربزد» با حرف «ب» و در بعضی از مآخذ کلمة مهربزد اعراب شده به کسر اول و سکون دوم و فتح حرف سوم و سکون «ب» و ضمّ «ز» که قطعاً نادرست است.

2– ابن مقری (م-381ق) صاحب المعجم الکبیر و الاربعین فی الحدیث است. سیر اعلام النبلاء، 16/398.

3- سیراعلام، 18/ 146.

4- حافظ ابوزکریا یحیی بن عبدالوهاب منده (م- 512ق) آخرین فرد دانشمند از خاندان علمی منده اصفهانی است و مصنف تاریخ اصفهان (سیر اعلام، 19/395).

5- شرف الدین ابوعبدالله محمد بن ابی الفضل مُرسی (م- 655ق) معجم الادباء، 5/349.

6- ابوالحسن علی ابن یوسف ابراهیم شیبانی ملقب به جمال الدین وزیر است که در شهر حلب سکونت داشته و دارای کتابخانة بزرگی بوده و بسیار مورد علاقه وی. (معجم الادباء، 4/381)

7- الرصافَة محلی است در شام که به نام رُصافَة هشام بن عبدالملک معروف است.

8- منظور ابومسلم ابن مهرایزد و صاحب تاریخ اصفهان ابوزکریّا یحیی بن منده اصفهانی است (434- 512 هـ. ق).

9- در میزان الاعتدال از مؤلفات شمس الدین ذهبی، نامی از ابومسلم محمد بن بحر نیست؛ ولی چنین آمده: محمد بن علی بن مهریزد ابومسلم الاصبهانی الادیب له تفسیر کبیر و کان من کبار المعتزله سمع من ابی بکر بن المقری و غیره الخ، 3/655.

10- کلمه قدیم در پی اصفهانی آیا منظور ابومسلم مقدم بر ابومسلم دیگری است، از نظر زمان یا تفسیر مقدم و پیشین. در هر صورت متناسب به نظر نمی رسد و این خود حاکی از تزلزل و تحیر مؤلف است، ولی این وصف در کشف الظنون آمده و مرحوم آقا بزرگ تهرانی نیز عیناً آن را آورده و تنها به نقل آن پرداخته. الذریعة 4/258.

11- ذکر ورود سمعانی به اصفهان در «الانساب» ج 1-251 ذیل کلمه البئار و در کتاب التحبیر، 1/71 در ترجمة ابوعبدالله حسین بن احمد بیهقی و در 2/31 در ترجمة ابوسهل محمد بن ابراهیم آمده است.

12- تصحیف به معنای خطا و اشتباه در خواندن کلمه و یا نوشتن و یا جابه جا کردن حروف آن است.

13- و اذا کنت فیهم فاقمت لهم الصّلوة فلتقم طائفة منهم معک. تا آخر آیه

14- عبارت فقه القرآن راوندی (1/149) چنین است: ثم قال ابن اعثم فیجب علی اهل الاسلام الآن اذا صلّوا صلاة الخوف من عدو، ثم فصّل التفصیل الذی ذکره ابومسلم ابن مهرایزد الاصفهانی فی تفسیره ایضا.



 

1- ابوحیان اندلسی، محمد بن یوسف. (1423). البحر المحیط، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

2- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی. (1375). تفسیر روض الجِنان و روح الجَنان، آستان قدس رضوی.

3- ابن خلکان، شمس الدین احمد بن محمد. (بی تا). وفیات الاعیان، بیروت: دار صادر.

4- ابن عماد حنبلی، عبدالحق بن احمد. (1406). شذرات الذهب، بیروت: دارابن کثیر.

5- ابن ندیم، محمد بن اسحاق. (1393). الفهرست، تصحیح مرحوم رضا تجدد، تهران.

6- احمدبن یحیی بن مرتضی. (1409). طبقات المعتزله، بیروت: دارالمنتظر.

7- ارموی، سراج الدین محمود بن ابی بکر. (1408). التحصیل من المحصول، تصحیح و تعلیق عبدالحمید علی ابوزنید، بیروت: مؤسسه الرساله.

8- امام فخر رازی، فخرالدین محمد بن عمر. (1294). تفسیر مفاتیح الغیب معروف به تفسیر کبیر، طبع آستانه.

9________________________ . (1408). المحصول فی علم الاصول، بیروت: دارالکتب العلمیه.

10- بغدادی، اسماعیل بن محمد بن امین. (1378). ایضاح المکنون، تهران: افست مکتبه اسلامیه.

11_____________________ . (1378). هدیة العارفین فی اسماء المؤلفین، تهران: اسلامیه.

12- تهرانی، علامه آقا بزرگ. (بی‌تا). الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت:دارالاضواء.

13- حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله کاتب چلبی. (1387). کشف الظنون عن اسامی الکتب، تهران:افست مکتبه اسلامیه.

14- حموی، یاقوت بن عبدالله. (بی تا). ارشاد الاریب، بیروت: داراحیاء التراث العربی.

15- داوودی، شمس الدین محمد بن علی بن احمد. (بی تا). طبقات المفسرین، بیروت: دارالکتب العلمیه.

16- ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد. (1406). سیر اعلام النبلاء، بیروت: موسسه الرساله.

17_____________________ . (بی تا). میزان الاعتدال، بیروت: دارالمعرفه.

18- زرکلی، خیرالدین. (1390). الاعلام، بیروت، چاپ سوم.

19- سمعانی، ابوسعد عبدالکریم بن محمد. (1408). الانساب، بیروت: دارالکتب العلمیه.

20- ______________________.(1418). التحبیر، بیروت: دارالکتب العلمیه.

21- سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن. (1399). بغیة الوعاة فی طبقات الغویین و النحاة، بیروت.

22- _____________________.(بی تا). طبقات المفسرین، بیروت: دارالکتب العلمیه.

23- صفدی، صلاح الدین خلیل بن ابیک. (بی تا). الوافی بالوفیات، بیروت: الشرکة المتحدة للتوزیع.

24- طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن. (1333). تفسیر مجمع البیان، طبع صیدا.

25- طوسی، شیخ الطائفه محمد بن حسن. (بی تا). تفسیر التبیان، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

26- قطب الدین رواندی، سعید بن هبة الله (1405). فقه القران، قم: مکتبة مرحوم آیت الله نجفی، چاپ دوم.

27- قفطی، ابوالحسن علی بن یوسف. (1406) اِنباه الرُواة علی اَنباهِ النحاة، قاهره: دارالفکر.

28- مافروخی اصفهانی، مفضل بن سعد. (1352). محاسن اصفهان، تصحیح سید جلال الدین تهرانی، تهران.

29- نظّام نیشابوری، حسن بن محمد قمی. (1280). تفسیر غرائب القرآن، چاپ سنگی.