ناگفته‌هایی درباره آثار فارسی منسوب به شیخ بهایی

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

چکیده

این‌که از شیخ بهایی به جز تألیفات متعدّد به زبان عربی، آثاری نیز به زبان فارسی به جا مانده، امری مسلّم است. امّا طیّ گذشت زمان آثار دیگری نیز باشتباه به وی منسوب شده است. این مقاله باختصار به معرّفی این آثار منسوب و بررسی موارد انتساب آن‌ها خواهد پرداخت. آثاری که در این نوشتار مورد بحث قرار گرفته است، عبارتند از: «طوطی‌نامه»، «نان و پنیر»، «نان و خرما»، «مثنوی شیخ ابوالپشم»، «منظومه در تعبیر رؤیا»، «مثنوی رموز اسم اعظم» و رساله منثور «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش».

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Unsaid Words about Persian Works Ascribed to Sheikh Bahaee

نویسندگان [English]

  • M Mohammadi Fesharaki 1
  • F Ghayumian Mohammadi 2
1 Assistant Professor of Persian Language and Literature, University of Isfahan
2 PhD candidate of Persian Language and Literature, University of Isfahan
چکیده [English]

It is evident that Sheikh Bahaee has a number of Persian writings besides his numerous Arabic writings but, as time passed, some works were ascribed to him mistakenly. This article tries to introduce and investigate such ascribed works. The works explored in this study include: Tooti Nameh, Nan va Panir, Nan va Khorma, Mathnavi Sheikh Abulpashm, Manzume dar Ta’bire Roya, Mathnavi Romuze Esme Azam and the prose treatise Pande Ahle Danesh va Hoosh be Zabane Gorbeh va Moosh.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sheikh Bahaee
  • poetry and prose of Safavid era
  • Persian poetry and prose

مقدّمه

نام و آوازه­ای که بهاءالدّین محمّد بن حسین بن عبدالصّمد مشهور به شیخِ بهایی(953-1030هـ.ق.)، در میان خاصّ و عام از عرب و عجم، از خود به جا گذاشته است، ما را از هرگونه شرح و توضیح دربارة وی بی­نیاز می­کند. یکی از نکته­های مبهمی که دربارة شیخ بهایی، وجود دارد این است که وی با تمام شهرت و مقام و منصبی که در دربار صفوی کسب کرده بود و با وجود این که جمیع خلایق از شأن و مقام علمی و معنوی‌‌اش آگاه بودند، کسی از معاصران، آن چنان که باید، اهتمامی به گردآوری آثار گران­بهای او ننموده است. گاه بسیاری از نوادر و رویدادهای شگفت و گاه اختراع یا تألیفی را به وی منسوب کرده‌اند. یا این که به صرف ملاحظة شباهتی مختصر میان اثری با یکی از آثار مسلّم شیخ، آن را هم بدون هیچ شائبة تردیدی از آثار مسلّم او شمرده­اند.

در مطالعة منابع زندگانی او، آنچه در نگاه نخست به نظر می­رسد، بیش از صد عنوان اثر به زبان عربی و فارسی است که از بسیاری از آن­ها چیزی جز نام در دست نیست؛ امّا آنچه در این­جا موضوع بحث ماست، آثار فارسی منسوب به شیخ بهایی است؛ می­گوییم منسوب چون صحّت انتساب آن­ها به شیخ بهایی همواره محلّ تردید بوده و هست. این آثار عبارتند از «طوطی نامه»، «نان و پنیر»، «نان و خرما»، «مثنوی شیخ ابوالپشم»، منظومة «رموز اسم اعظم»، «منظومه در تعبیر رؤیا» و «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش». لازم است به این نکته نیز اشاره شود که «نان و حلوا»، «شیر و شکر»، «جامع عبّاسی»،1 «تحفه»2 و نیز اشعاری که به زبان فارسی در کشکول آمده و به نام شیخ بهایی ثبت شده است، تقریباً از آثار مسلّم شیخ بهایی به زبان فارسی هستند. بنابراین موضوع بحث این مقاله نخواهند بود.

 

طوطی­نامه

یکی از آثار منسوب به شیخ بهایی، مثنوی بی نام و نشانی است که در هیچ یک از منابع احوال و آثار بهایی، از میانة عصر صفوی تا تاریخ کتابت نسخة این منظومه، نامی از آن در میان نیست. نفیسی، در کتاب احوال و اشعار شیخ بهایی، از این ­که این نسخة نادر را به واسطة دوست ادیب و شاعر خود، یحیی ریحان، یافته اظهار خرسندی نموده است و از آن­جا که نامش معلوم نبوده آن را به طور موقّت، «طوطی نامه» نامیده است. آل داود در سال 1378 در مقاله­ای با عنوان «طوطی نامة منسوب به شیخ بهایی، تصحیح یک اشتباه» پرده از حقیقت این مثنوی برداشت. وی در این مقاله یادآور شد که «طوطی­نامه»، پاره­ای از مثنوی «طاقدیس» ملّا احمد نراقی است که «صفایی» تخلّص می­کرده است. گویا یکی از کاتبان که نتوانسته این تخلّص را بخواند آن را به بهایی تغییر داده است. پس از آل داود، صدرایی خویی نیز(در سال 1386) در مقاله­ای که در نشریة حدیث اندیشه منتشر شد، به این مطلب اشاره کرد.

 

نان و پنیر

مثنوی نان و پنیر 302 بیت دارد و در نُه فصل با موضوعات ذیل تنظیم شده است: نکوهش منتقدان حکمت و فلسفه، عقل، علم، تحقیق و جست و جوی حقیقت، فطرت، توحید، رابطة تکلیف و شوق، ماهیت چیزها، هماهنگی حقیقت اشیا با صفات آن­ها و خاتمة کوتاهی در 6 بیت در قالب مناجات با خداوند. این مثنوی بارها به نام شیخ بهایی به چاپ رسیده و تقریباً همه جا به نام او معروف است، ولی دقّت در محتوا و نسخه­های خطّیِ به جا مانده از این اثر، روشن می­کند که این مثنوی نمی­تواند چکیدة قلم شیخ بهایی باشد. بحث دربارة تمام دلایلی که بر پایة آن­ها انتساب این مثنوی به شیخ بهایی رد می­شود، بسیار طولانی است و خود مجالی دیگر می­طلبد. در این­جا تنها به اطّلاعاتی که از نسخه­های خّطی به دست آمده است، اکتفا می­شود.

 

نسخه­های خطّی و چاپی

از این اثر، چهار نسخة خطّی در پایگاه اینترنتی آغابزرگ ثبت شده که هر چهار نسخه به نام «رفیعا گیلانی» است (رک:  http://aghabozorg.ir/showbookdetail.aspx?bookid=30676):

- مربوط به سدة 11 هجری، در کتابخانة دایرة المعارف بزرگ اسلامی، به کد (گ225پ-231پ، متن و هامش). نام مؤلّف کتاب «میرزا رفیع گیلانی» ثبت شده است.

- مربوط به سال 1273ق. در کتابخانة دایرة المعارف بزرگ اسلامی، به کد (12)187 در مجموعة (گ222پ- 231پ، متن و هامش). تحریر محمّد باقر منشی، مشهور به ندیم. در این نسخه نام مؤلّف(شاعر) اثر، «محمّد رفیع بن محمّد مؤمن گیلانی» متخلّص به «رفیعا»، در دیباچة آن آمده است. مؤلّف در دیباچة کتاب می­گوید: «این اثر را در تتبّع «شیر و شکر» شیخ بهایی ساختم»(!).

- بی­تا، در کتابخانة مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، با کد: 43پ-32ر.

- بی­تا، در کتابخانة مدرسة عالی شهید مطهّری سپهسالار، 7207: ش3دفتر، 85ر-96پ.

ناجی نصرآبادی، هیچ نسخة خطّی از این اثر نام نبرده؛ ولی مطابق ضبط او، این مثنوی هفت مرتبه و هر بار به نام شیخ بهایی به چاپ رسیده است. اوّلین چاپ تاریخ­دار این اثر در استانبول در سال 1282ق. انجام شده و جدیدترین چاپ آن نیز به سال 1385 در تهران به وسیلة نشر «آگاهان ایده» بوده است(رک: ناجی نصرآبادی، 1387: 654).

 

انتساب

در تأیید انتساب این اثر به شیخ بهایی هیچ مدرک و سند معتبری در دست نیست، جز این­که چند بار به نام او چاپ شده است. در سال 1346، این اثر در مصر به همراه «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» چاپ شد و منزوی در نامه­ای به آقای جیوانی، استاد فارسی دانشگاه ناپل، ضمن این­که پند اهل دانش و هوش را همان موش و گربة عبید زاکانی دانست، نوشت که نان و پنیر را که وی جزء آثار شیخ بهایی معرّفی کرده­، از ملّا رفیعا نائینی،3 عارف و صوفی است که درست نقطة مقابل عقاید شیخ را داشته است. وی ادامه می­دهد: «در کشاکش جنگ­های قلمی که میان صوفیان و فقیهان در قرن یازدهم جریان داشته است، دولت صفوی و علمای درباری، بر ضدّ صوفیان بودند و شیخ بهایی که سمت درباری داشت، «نان و حلوا» را در دفاع از سنّت­گرایی و تقشّر و بر ضدّ عرفان و اشراق حادّ صوفیان نظم کرد(؟). پس ملّا رفیعا، نان و پنیر را در جواب بهایی و دفاع از عرفان حاد سرود(؟) و در مقدّمة نثری که بر آن نوشته، جریان را شرح داده است؛ ولی ناشر مصری این مقدّمه را که شامل اسم ناظم اصلی(رفیعا نائینی) وردّ مؤدّبانه بر شیخ است، حذف کرده است»(منزوی، 1358: ).

نکته­هایی که علی نقی منزوی در این نامه به آن­ها اشاره کرده­، از چند جهت قابل بررسی است. یکی این­که نان و حلوا، مثنوی دلنشینی است که شیخ بهایی نه در ردّ بر گروهی خاص، که در درجة اوّل برای خاطر خود و در تنبیه نفس خویش نگاشته و نه تنها آن را در دفاع از سنّت گرایی و تقشّر نسروده است؛ بلکه در آن علم رسمی را نکوهش می­کند و علم حقیقی را «علم عاشقی» می­داند. مضمون نان و حلوا، بر ضدِّ صوفیه نیست و اتّفاقاً هیچ مطلبی دالّ بر دفاع از سنّت­گرایی و تقشّر و مخالفت با عرفان و اشراق صوفیان در آن درج نشده است و البته محتوای آن بر مدار دلزدگی از علوم رسمی و اشتیاق به عزلت و قطع علایق از دنیا و مافیها می­گردد. نان و پنیر هم همان طور که منزوی اشاره کرده ردِّ مؤدّبانه بر شیخ است؛ امّا در دفاع از عقل گرایی و علوم رسمی چون فلسفه و حکمت، نه دفاع از عرفان حادّ صوفیه و البتّه در هیچ یک از این دو مثنوی نشانی از تندروی در اثبات عقیده نیست و روی هم رفته در بیان فکر، طریقی مقتصدانه پیش گرفته­اند.

این­که «گربه و موش» منثور منسوب به شیخ بهایی را موش و گربة عبید زاکانی دانسته، عجیب است. همین اشتباه در الذریعه نیز آمده است و به نظر می­رسد، منزوی این اشتباه را از همین اثر گرفته باشد. آغابزرگ در الذّریعه ذیل «نان و پنیر»، نوشته است که این اثر با «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» در مصر چاپ شده است و هر دو به شیخ بهایی منسوب شده­اند؛ حال آن­که در واقع «پند اهل دانش و هوش» از «عبید زاکانی» است و «نان و پنیر» از «میرزا رفیع بن مؤمن گیلانی»(رک: آغابزرگ، 1406: 24، 30). نکتة دیگر این­که با وجودی که آغابزرگ در الذّریعه، «نان و پنیر» را از «رفیعا گیلانی» دانسته، پسرش آن را به «رفیعا نائینی» نسبت داده است(!) و این اشتباه نیز می­تواند ناشی از تشابه اسمی این دو تن باشد.

همان طور که پیش از این گفته شد، تمام نسخ خطّی این اثر به نام «رفیع بن محمّد مؤمن گیلانی» است و احتمالاً همان طور که آغابزرگ در الذریعه می­گوید، ناشر این اثر در مصر، دیباچة منثور «نان و پنیر» را که شامل نام سراینده است، حذف کرده و آن را به نام شیخ بهایی چاپ کرده است. متأسّفانه گویا تمام این دیباچه تا کنون منتشر نشده، در این­جا آنچه از این دیباچه به دست است، نقل می­شود:

«این خرده ریزه ایست که از خوان افادت اخوان ریخته بود، فراهم آورده در سلک نظم منتظم ساخته در ردِّ فقها و متکلّمان عامی که مذمّت حکمت حقّه نموده­اند. اگرچه شیخنا بهاء‌الملّه و الدّین به حسب صورت با ایشان موافقت دارد؛ امّا به حسب معنی فی البین بعد المشرقین که غرض آن­ها ترویج مسائل کلامیه مبنی بر مسلّمات و مشهورات بین معتزله و اشعریه است و قصد حضرت شیخ أعلا شأن، ترویج علم اهل ایقان است. أعنی اصحاب اسرار امیرالمؤمنین(ع)، مثل سلمان و ابوذر و مقداد و کمیل و رشید هجری و میثم تمّار و بالجمله غرض شیخ ترجیح علم حالی است، بر علم مقالی چنان­که در «شیر و شکّر» و «نان و حلوا» فرموده. در این مثنوی فقیر، احتذا به مثنوی نان و حلوای شیخ شده مسمّی به نان و پنیر و مخاطب آن صاحب «تهافه الفلاسفه» و احزاب اوست از فقیهان و متکلّمان اهل سنّت...»(آغابزرگ، 1406: 24؛ 1408: 28).

علاوه بر نکات یاد شده این نکته نیز گفتنی است که نسخه­ای خطّی با نام «نان و پنیر» به نام «مولی رفیع بن فرج گیلانی مشهدی» متوفّی دهة شصت قرن دوازدهم وجود دارد. آغابزرگ در این­باره یادداشت کرده است که شاید این انتساب به خاطر شباهت اسمی این  شخص با «رفیع بن مؤمن» باشد(رک: همان، 24 و 30).

 

نان و خرما

این اثر، مثنوی بلندی است در 2326 بیت با مضمون پند و اندرز که شاعری شیعی آن را به پیروی از نان و حلوای شیخ بهایی، در بیان سوانح سفر حجاز سروده است. این مثنوی اگرچه بسیار طولانی­تر از نان و حلواست؛ ولی از جهت ساختار و مضمون، نزدیکی بسیاری با نان و حلوای شیخ بهایی دارد؛ به طوری که می­توان گفت تقلید مستقیمی است، از مثنوی شیخ بهایی، هرچند بیان آن در شیوایی و سادگی هرگز به پای کلام شیخ در نان و حلوا نمی­رسد.

 

نسخه­های خطّی و چاپی

مطابق ضبط محسن ناجی در کتاب شناسی شیخ بهایی، این اثر یک­بار به سال 1328 در اصفهان با «نان و حلوا» و «شیر و شکر» و «نان و پنیر»، چاپ شده است(رک: ناجی نصرآبادی، 1387: 654). امّا هیچ نسخه­ای از این چاپ به دست نرسید. نسخه­های خطّی این اثر عبارتند از:

-نسخه­ای مربوط به سال 1260ق. در کتابخانة ملّی ایران، به شمارة 209-472/چ687.

-در پایگاه اینترنتی آغابزرگ، نسخه­ای از این اثر نام برده شده که در کتابخانة مجلس شورای اسلامی به شمارة 5214 نگهداری می­شود. تاریخ کتابت این نسخه قرن سیزده(ظاهراً 1244) ثبت شده است. ذیل اطّلاعات این نسخه، تعداد ابیات آن، دو هزار و پانصد بیت ضبط شده و گفته شده که «این اثر را «پروانه»، در بیان سوانح سفر حجاز آمیخته با پند و اندرز سروده است. در پایان این مثنوی، چیستانی منظوم با وزنی دیگر وجود دارد با عنوان «خاتم الکتاب لإمتحان أذهان الأحباب»، که آن را نیز سرایندة نان و خرما سروده است» (رک: http://aghabozorg.ir/showbookdetail.aspx?bookid=99175 ).

خوشبختانه نسخه­ای خطّی از این اثر، متعلّق به مجلس شورای ملّی که به مجلس شورای اسلامی انتقال یافته است، به دست آمد که به نام شیخ بهایی به ثبت رسیده است. این مثنوی در بحر «رمل مسدّس محذوف» سروده شده است و با ابیات:

حمد بی­حدّ و سپاس بی­قیاس

 

هم ستایش کان بود محکم اساس

مر خداوند قدیم لا یزال

 

بی­شبیه بی نظیر بی مثال
                            (شیخ بهایی، بی­تا: 2)

 

آغاز می­شود و با 17 بیت تحت عنوان «خاتمه الکتاب لإمتحان أذهان الأحباب» که بر خلاف گفتة آغابزرگ، بر همان وزن مثنوی سروده شده است ادامه می­یابد. شروع این چیستان منظوم با این بیت است:

چیست ای صاحب شعور نکته سنج

 

آن که باشد پنج و هم پنجاه و پنج
                                     (همان، 169)

 

سرایندة این منظومه در 66 بیت پایانی آن، به تک تک چهارده معصوم توسّل نموده و ابیاتی آورده است که وزن و حتّی گاه قالبی متفاوت از اصل مثنوی دارند. در انتهای این نسخه، قصیده­ای از سیّد اسماعیل حمیری در مدح أمیرالمؤمنین علی (ع) و در بحر سریع، درج شده است که شاید کاتب آن را ضمیمه کرده باشد. تاریخ کتابت نسخه در ترقیمة انتهای آن به این صورت آمده است: «قد تمّت بالکتاب المسمّی بنان و خرما فی تاسع ربیع الثّانی سنه 144». پس به احتمال زیاد تاریخ آن باید 1144ق. باشد(؟). در مورد تاریخ نظم آن در این مثنوی، ماده تاریخی وجود دارد که متأسّفانه تاریخ درستی از آن استنباط نشد:

نظم موزون لطیف این نکته دان

 

بیسر دوشمن بود تاریخ آن
                                        (همان، 16)

 

اگر «نظم موزون لطیف» را بر اساس حروف ابجد حساب کنیم سال 1228 به دست می­آید که البته با تاریخ کتابت نسخه هم­خوانی ندارد و نیز این سؤال پیش می­آید که منظور شاعر از عبارت «بیسر دوشمن» چیست؟

نسخه­ای خطّی از این اثر، در سازمان اسناد و کتابخانة ملّی ایران موجود است که مطابق با ثبت آغابزرگ، به نام شاعری با تخلّص «پروانه» و مشهور به «بهایی لاهیجی» است. تاریخ کتابت این نسخه، سال 1260 هـ.ق. ثبت شده است. این مثنوی در سال 1230هـ.ق. سروده شده است.

انتساب

شاعر در این مثنوی اذعان می­کند که این مثنوی را به احتذای نان و حلوای شیخ بهایی سروده است. وی در ضمن ابیات این مثنوی، شیخ بهایی را می­ستاید و او را از اتّهام تصوّف می­رهاند. و این همان نکته­ای است که مسألة انتساب نان و خرما به شیخ بهایی را به طور قطع رد می­کند.

شیخ ما چون نان و حلوا گفته بود

 

باب­ها درّ معانی سفته بود

نان و خرما ساختم شیرین چو قند

 

تا فتد در ذوق اهل دل پسند

نیست اندر بادیه نی ظرف و خان

 

نان و خرما کمتر از حلوا و نان

غوطه­ور گشتم بسی در بحر فکر

 

تا به دست آورده­ام دُرهای بکر...
                                      (همان)

 

 

من در این دُردانه­های بی­بها

 

از بهایی کرده­ام کسب بها

شیخ ما سرحلقة ارباب حال

 

مقتدای زمرة اصحاب حال...
                                      (همان)

 

       

مطابق با نسخه­ای که در کتابخانة ملّی از این اثر موجود است و آغابزرگ تهرانی راجع به آن نوشته است که « به نام شاعری با نام شعری «پروانه» و مشهور به «بهایی لاهیجی» است. باید به احتمال قوی این مثنوی را از آنِ همین بهایی لاهیجی دانست(؟):

«گر دهی «پروانه» را پروانگی

 

می­کنم از ماسوا بیگانگی

طوطی طبعم سحرخیزی کند

 

در دم شکرت شکر ریزی کند»
                     (همان، 167-168)

 

مثنوی فارسی دیگری نیز به همین نام وجود دارد که گویا از ملّا محمّد علی بن ملک حسن فراهانی است و ابیات آن را 250 بیت نوشته­اند. آغابزرگ در الذریعه از این اثر یاد کرده و گفته است که نسخة آن در کتابخانة سیّد حسین شهشهانی در تهران نگهداری می­شود(رک: همان: 24، 31).

 

مثنوی شیخ ابوالپشم

شیخ ابوالپشم منظومه­ای است در 77 بیت با زبانی عامیانه و ساده. ماجرای شیخ شکم پرست و بی­چیزی است که برای خوردن کیپا، پوستین خود را به گرو می­گذارد و شب هنگام از شدّت سرما به خواب نمی­رود و به یاد پوستین خود می­افتد و مرد کیپایی را نفرین و با خدا راز و نیاز می­کند.

نگارندگان نام این مثنوی را اوّلین بار در کتاب «از گذشتة ادبی ایران» دیده‌اند. در این کتاب، زرّین­کوب نام این مثنوی کوتاه را در کنار نان و حلوا و شیر و شکر و طوطی نامه و موش و گربه به عنوان مثنوی­های فارسی شیخ بهایی آورده است(رک: زرّین­کوب، 1375: 397 ؛ 1371: 129). آغابزرگ تهرانی نیز در الذریعه دربارة این مثنوی نوشته است: «للشّیخ بهایی. مثنوی فی المطایبات یوجد ضمن المجموعات الشّعریه بکثیر» (آغابزرگ، 1381: 19، 330). ولی برخلاف گفتة آغابزرگ این مثنوی نه تنها در هیچ کدام از مجموعه­های شعری عصر صفوی به دست نیامد؛ بلکه نسخه­های آن نیز بسیار نادر بود. اتّفاقاً نگارنده نام این مثنوی را در وبگاه مؤسّسة پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان دید. این مثنوی با این ابیات آغاز می­شود:

«بشنــــو ایــن قصّـــه را تـــو از بنــــده

 

تــــا بگیــــرد دمــی تــــو را خنـــده

قــصّـــة بس لـطیـف و روح افـــــــزا

 

خـوش­تـر از شهــد و شکّــر و حلـــوا
                               (شیخ بهایی، بی­تا: 2)

 

و ابیات پایانی آن از این قرار است:

جملـــــــة دوستــــــان مفـلـــــس را

 

خاصّـــه ایـــن بی­نـــوای بـی­کس  را

در دو عــالـــم دهـــــی ز لطف پنــاه

 

بـــــه ولای علــی ولـــــــی اللّـه
                                 (شیخ بهایی، بی­تا: 8)

 

نسخه­های خطّی و چاپی

ناجی نصرآبادی، دو نسخة خطّی از این مثنوی، یکی در تملّک آقای حافظیان(قم) و دیگری در کتابخانة آیة الله مرعشی را نام برده است. نسخه­ای که در تملّک آقای حافظیان است، تحریر محمّدعلی اصفهانی و مربوط به سال 1315 است و نسخة کتابخانة مرعشی، تاریخ ندارد(رک: ناجی نصرآبادی، 1387: 644).

از این اثر دو نسخة خطّی نیز با عنوان «منظومة مذمّت شکم پرستان»(=مثنوی در مطایبه= قصیده در هجو فرد اکول و شکم خوار= منظومة شیخ ابوالپشم) درکتابخانة مجلس(بهارستان) موجود است که به نام «ابوالبرکات منیر بن عبدالمجید لاهوری ملتانی»(م. 1054هـ.) ثبت شده است. این دو نسخه به شمارة 2/2428 و 3/2992، در این  کتابخانه نگهداری می­شود(رک: متّقی، 1388: 716-717).

نسخه­ای از این مثنوی، یک­بار با عنوان «حکایت خوش عبارت جناب شیخ ابوالپشم» به چاپ سنگی رسیده است و یک بار نیز به صورت چاپ سنگی در کنار «نان و حلوا» و «شیر و شکر»، به همراه دو بیتی­های باباطاهر عریان و حکایت مرد ساده لوح با عنوان «سرگذشت شیخ ابوالپشم» منتشر شده است. این کتاب تحت عنوان «نان و حلوا» و با شمارة بازیابی 7642ن، ا ث 179018 در کتابخانة ملّی ایران نگهداری می­شود. این منظومه با عنوان «نان و حلوا و شیر و شکر و سرگذشت جناب شیخ ابوالپشم و غیره» نیز در 55 صفحه به چاپ سنگی رسیده است که به شمارة بازیابی 5912 ن، ا ث، 253363 در کتابخانة ملّی موجوداست. این مثنوی را شرکت نسبی کانون کتاب نیز با عنوان «داستان شیرین شیخ ابوالپشم» چاپ کرده است. متأسّفانه نسخه­های چاپی نام برده، بسیار نادر و کم­یاب است و بتازگی هم چاپ نشده است.

 

انتساب

تقریباً هیچ دلیل و سند معتبری دالّ بر صحّت انتساب این مثنوی به شیخ بهایی در دست نیست. اگر این اثر را شیخ بهایی سروده بود، بی­گمان در تذکره­ها و کتب احوال علمای آن عصر، ابیاتی از آن ثبت شده بود یا این­که حدّاقل نامی از آن در جایی مضبوط بود. بعید به نظر می­رسد که این اثر از شیخ باشد و در آن زمان که میل و توجّه مردم از خاصّ و عام به سوی ادبیّات و داستان­های عامیانه جلب شده بود، مورد توجّه قرار نگرفته و گمنام مانده باشد؛ آن هم در حالی­که سرایندة آن نامداری چون شیخ بهایی باشد.

همان طور که گفته شد، این اثر با نام منظومة مذمّت شکم پرستان (=مثنوی در مطایبه= قصیده در هجو فرد اکول و شکم خوار= منظومة شیخ ابوالپشم) درکتابخانة مجلس(بهارستان) دو نسخه دارد که به نام «ابوالبرکات منیر بن عبدالمجید لاهوری ملتانی»(م. 1054هـ.) ثبت شده است.

ناجی نصرآبادی نوشته است که این مثنوی در جایی به نام شخصی «خالصا» نام، آمده؛ ولی عنوان نکرده که در کجا به نام این شخص ثبت شده است (رک: ناجی نصرآبادی، 1387: 644).

 

منظومه در تعبیر رؤیا

در نگاه نخست این منظومه، به دو پاره تقسیم می­شود. پارة اوّل که شامل 154 بیت است در وزن (فاعلاتن/مفاعلن/فع لن) سروده شده و پارة دوم با 10 بیت، به وزن (فاعلاتن/فاعلاتن/فاعلن) است.

این مثنوی با نام خداوند و مدح پیامبر و علی(ع) آغاز شده است و سراینده می­گوید که این تعابیر را از قول حضرت یوسف(ع) بیان می­کند.

مسائل و موضوعات مطرح شده در این مثنوی به ترتیب از این قرار است:

- دروغ بودن خواب اوّل شب، دیر رسیدن به خواب نیمه شب و اعتبار خواب هنگام صبح.

- خواب را به چند کس نباید گفت: ابله، کودک، منافق، جفت و مجنون.

- بیان دیر یا زود ظاهر شدن اثر خواب بر اساس روزی که خواب دیده شود.

- و تعبیر به خواب دیدن بعضی حالات و اجسام و اشیا و...

ابیات آغاز و انجام این مثنوی به ترتیب چنین است:

ابتدا می­کنم به نام خدا

 

خالق و صانع زمین و سما
                     (شیخ بهایی، بی­تا: 147)

 

آن که بیند خواب عرش ذوالجلال

 

یافت امّید و شود صاحب کمال
                                    (همان، 158)

 

نسخة خطّی و چاپی

از این منظومه در هیچ یک از منابع نسخه­ای ثبت نشده است. تنها سند در رابطه با این­که از این اثر نسخة خطّی در دست بوده، اشارة حاج سقّازاده واعظ در کتاب سرّ المستتر است که پیش از نقل این مثنوی می­گوید: «...از نسخه­ای خطّی استفاده گردید». این احتمال وجود دارد که سقّازاده واعظ، این منظومه را از نسخة یکی از آثار شیخ بهایی یا نسخة اثری دیگر همچون یک جُنگ یا کشکول اقتباس کرده باشد.

تنها صورت چاپی از این اثر که به نظر رسید، در ضمن همان «سرّ المستتر» است که در تهران چاپ سنگی شده است.

انتساب

در مورد انتساب این اثر به شیخ بهایی باید گفت که اگرچه جز اشارة سقّازاده واعظ به این­که این مثنوی را شیخ بهایی منظوم ساخته است، سند دیگری در دست نیست با این وجود دلیل محکمی هم وجود ندارد که با اتّکا به آن بتوان انتساب این منظومه را به شیخ بهایی رد کرد. از سویی با توجّه به علاقة بسیار شیخ به موضوعات این­چنینی که از فحوای مطالب کشکول روشن می­شود، به نظر می­رسد، منظوم ساختن تعبیر خواب ابن سیرین از او بعید نباشد.

آنچه در انتساب این منظومه به شیخ تا حدّی می­تواند تردید ایجاد کند، مشکلات وزن و قافیه، ابهام در معنای پاره‌‌ای از ابیات و همچنین آشفتگی محتوایی ابیات است که البّته ممکن است، در گذشت زمان و در کتابت‌ها و نقل و انتقالات مکرّر رخ داده باشد؛ ولی این نابسامانی­ها با توجّه به این نکته که آثار شیخ در زمان خود او نیز از ارزش بسیار برخوردار و مورد توجّه فراوان خاص و عام بوده است، نسبت به آثار شیخ بعید می­نماید. بالطّبع چنین منظومه­ای از آن جهت که از خامة شهیر شیخ بهایی چکیده و موضوع آن باب طبع خاص و عام است، باید نسخه­ها و رو نوشت­هایی داشته باشد که آن را از پراکندگی و فراموشی حفظ کند.

 

مثنوی رموز اسم اعظم

این مثنوی در 101 بیت سروده شده و موضوع اصلی آن، لغز و معمّا و بیان نکته­ها و ویژگی­هایی از اسم اعظم است. آغاز این مثنوی چهار بیت است، در مناجات با خداوند و از بیت پنجم به بعد به بیان خاصیّت حروف و اسما پرداخته است. به عقیدة شاعر، در حروف، رموزی نهفته است که تنها اهل معانی از آن باخبرند. شاعر می­گوید، هر یک از هزار و یک اسم خداوند فایده­ای دارد؛ ولی در میان اسمای الهی، اسم اعظم است که عقل­ها از آن خبر ندارد و تنها انبیای الهی آن را می­دانند. شاعر می­گوید اگر این اسم را مطابق آداب و ترتیب و عدد تکرار کنی، قفل هر کاری را می­گشاید. اسم اعظم چهارده خاصیت دارد امّا اسرار این اسم را بتمامی نمی­توان باز گفت. چرا که اگر عامّه از آن با خبر شوند، ممکن است از خواصّ آن اسم سوء استفاده کنند و بیهوده خلق را بیازارند. به این ترتیب شاعر به صورتی معمّاگونه، پاره­ای از نشانی­ها و ویژگی­های اسم اعظم را بیان می­کند.

 

نسخه­های خطّی و چاپی

نسخه­ای با این نام در هیچ یک از فهرست­ها دیده نشد. تنها نسخه­ای از رساله­ای کوتاه و منظوم در خواصِّ حروف موجود است که به شیخ بهایی منسوب شده است. این نسخه، در کتابخانة ملّی ملک موجود است و تاریخ ندارد. ابیات آغاز و انجام این رساله که در کتابشناسی شیخ بهایی ذکر شده است، نزدیکی بسیاری با سیاق مثنوی رموز اسم اعظم دارد. تحقیق این مسأله که آیا این رساله همین مثنوی رموز اسم اعظم است یا خود اثری دیگر، لازم به نظر می­رسد؛ اگرچه احتمال یکی بودن این دو اثر بسیار است. ناجی دربارة این رساله نوشته است که «شاید جزیی از رسالة جفر یا دیوان شیخ باشد»(رک: ناجی نصرآبادی، 1387: 627-628). ابیات آغاز و انجام این رساله چنین است:

گنج اسرار الهی حرف است

 

گهر مخزن شاهی حرف است»

(شیخ بهایی، مثنوی رموز اسم اعظم، بیت 1)

بیش از این کاشف اســـرار مباش

 

دم مـــزن دیگــر عیّـــار مبــاش
                             (همان، بیت 101)

تنها نسخة چاپی این مثنوی نیز همان طور که پیش از این نیز اشاره شد، در کلیات اشعار و آثار فارسی شیخ بهایی است که به کوشش غلام حسین جواهری فراهم شده است. در این نسخه، بیت آغاز «رسالة خواصّ حروف»، نهمین بیت واقع شده و بیت پایانی آن در اواخر این مثنوی با اندکی تفاوت آمده است:

گنـــج اســرار الهــی حـرف است

 

گــوهر مخــزن شاهی حرف است

٭٭٭

بیش از این کــاشف این راز مباش

 

راز پنهـان کـن و غمّــــاز مبـــاش

انتساب

این مثنوی به شیخ بهایی منسوب است و چنان­که غلام­حسین جواهری ذکر می­کند در برخی نسخ به نام «عیانی» آمده است. وی به این نکته نیز اشاره کرده که سبک این مثنوی با سبک عمومی مثنوی­های شیخ تناسب ندارد و گفته است: «از روی قیاس با مثنویات شیخ بهایی پیداست که نسبت نادرستی است، چون مثنویات شیخ بهایی قالب و اسلوبش به طرز دیگری است و اصولاً با این سبک مطابقت ندارد»(جواهری، بی­تا: 93).

اطّلاعی از نسخه­ای که به نام «عیانی» ثبت شده باشد، به دست نرسید. متأسّفانه غلام حسین جواهری نیز به اطّلاعات نسخه­شناسی نسخی که از آن­ها یاد کرده، اشاره­ای نکرده است.

با این­که در سه جای این مثنوی، تخلّص «بهایی» آمده است، نمی­توان انتساب آن به شیخ بهایی را مسلّم دانست. البتّه قراین نشان می­دهد که شیخ بهایی گاه برای رفع ملال و سرگرمی، لغز و معمّا می­ساخته و به این نوع مسائل و مطالب بی اعتنا نبوده است؛ امروز لغزهایی ساخته یا سرودة او، از وی باقی مانده است.4 بنابراین نمی­توان انتساب این اثر را نیز به شیخ،  به طور کلّی رد کرد. اگر چه سبک و مضامین سروده­های شیخ بهایی چیز دیگری است، امّا با توجّه به تمامی ابعاد زندگی شیخ، سرودن یک چنین مثنویی از وی بعید نمی­نماید.

 

پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش

پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش، کتاب یا رساله­ای است مشتمل بر مناظره‌ای نمادین میان گربه و موش. در این اثر، گربه نماد عقل و نمایندة طالبانِ علم، و موش نماد نفس امّاره و نمایندة صوفیان است. در جریان داستان، گربه و موش روبه­روی هم قرار می­گیرند و پس از مناظرات بسیار، گربه موش را که دائم در پی راه فراری است، فریب داده، به چنگ می‌آورد و می­خورد.

این اثر که شیوة داستان پردازی آن تا حدّی یادآور قصّه­های کلیله ودمنه و مرزبان نامه است، ساختاری تودرتو و پیکره­ای منسجم دارد به طوری که در جریان آن حکایات متعدّدی به همراه ابیات، امثال و آیات و احادیث بسیار، نقل می شود. تمام این عناصر که شکل دهندة پیکر اصلی داستان هستند با رابط‌های معنایی محکمی به هم پیوسته­اند.

تمیم­داری در کتاب عرفان و ادب در عصر صفوی، موش و گربة شیخ بهایی را تقلیدی از «موش و گربة» عبید زاکانی دانسته است(رک: تمیم­داری، 1373: 2، 691). در حالی که میان این دو اثر شباهتی جز نام شخصیت­ها دیده نمی­شود.

نسخه­های خطّی و چاپی

در کتاب شناسی شیخ بهایی، از این اثر، به یازده مورد نسخة خطّی اشاره شده که اقدم این نسخ از این قرار است:

- مربوط به سال 1168، در موزة بریتانیا، به شمارة 10998.

- مربوط به سال 1208، در کتابخانة ملّی تبریز، به شمارة 3174.

- مربوط به سال 1254، در کتابخانة آیه الله مرعشی، به شمارة 2858.

این اثر تا کنون ده بار به نام شیخ بهایی به چاپ رسیده است. قدیمی­ترین چاپ این اثر، در سال 1346ق. در مصر به همراه «نان و حلوا» و «شیر و شکر» و «نان و پنیر» و «موش و گربة عبید زاکانی» صورت گرفته و جدیدترین چاپ آن توسّط نشر «پویش اندیشه» در اصفهان در سال 1385 به کوشش حمیدرضا شیرانی بوده است.

این اثـر توسّط دلال عبّاس به زبان عربی ترجمـه شـده است، این ترجمه، «التّدیّن و النّفاق بلسان القطّ و الفار» نام دارد و در سال 1995 میلادی منتشر شده است(رک: پایگاه اینترنتی  http://poetry.ir/archives/000114.php ).

 

انتساب

در مورد صحّت انتساب این اثر به شیخ بهایی تردید است، در حالی­که عدّه­ای این اثر را بیقین از شیخ بهاءالدّین عاملی می­دانند و برای اثبات این انتساب همین مطلب را کافی می­دانند که در مقدّمة این اثر، نام شیخ بصراحت آمده است: «الحمد لله رب العالمین و الصّلاه و السّلام علی اشرف المرسلین و آله الطّیبین الطّاهرین و بعد. چنین گوید محمّد المشتهر به بهاءالدّین...»(شیخ بهایی، 1372: 214). یکی از دلایلی که برای ردّ انتساب این اثر به شیخ بهایی مطرح شده است، این است که مضمون این اثر در نکوهش صوفیه و تصوّف است؛ ولی چنان­که از آثار و اشعار شیخ پیداست، نسبت به تصوّف و صوفیه بی­میل نبوده، بلکه تمایل بسیاری نسبت به این فرقه داشته است.

جهانگیری ضمن مقاله­ای، اعتراف شیخ در رسالة «وحدة الوجودیّه» به این­که برخی از مذوّقات این جماعت را چشیده و تجلیّاتی را ملاقات کرده است، دلیلی برای ردِّ عقیدة کسانی دانسته است که گربه و موش را دست­مایه­ای قرار داده­اند تا به این وسیله وی را از اتّهام به تصوّف برهانند(رک: جهانگیری، 1355: 87). ولی گویا وی به این مسأله توجّهی نداشته که این رساله و حتّی همان گربه و موش به شیخ منسوب است و نمی­تواند دلیل قاطع برای اثبات چیزی باشد.

در مقدّمة کلیات شیخ بهایی که در سال 1344 هجری شمسی در تهران به صورت چاپ سنگی منتشر شده، آمده است که کتابی به همین شیوة گربه و موش شیخ بهایی به فارسی به نام «جواهرالعقول» به ملّا محمّد باقر مجلسی منسوب است که در سال 1324 در بمبئی چاپ شده است. سعید نفیسی نیز در «کتاب احوال و اشعار شیخ بهایی» خاطر نشان کرده است که کتابی به همین شیوه و روش، به فارسی، به نام «جواهرالعقول» به ملّا محمّد باقر مجلسی منسوب شده است؛ ولی آن­چنان که از پاره­ای از این اثر که در کتاب «علّامه مجلسی و آثار فارسی او» آمده است، برمی­آید، شباهت این اثر با گربه و موش منسوب به شیخ بهایی از همانندی در شیوه و روش گذشته و تقریباً این دو اثر را یکی کرده است. با اندک تفاوتی که آن هم ممکن است، بر اثر سهو و خطای کاتبان و یا اغراض مغرضان پدید آمده باشد. در صورتی که موش و گربه(جواهرالعقول) را صورت بازنویسی شدة گربه و موش شیخ بهایی بدانیم و به این دلیل، اختلافات دو اثر را توجیه کنیم، باز هم جداکردن این دو عنوان به نام دو اثر جداگانه درست نیست.

در ابتدای کتاب منسوب به ملّا محمّد باقر مجلسی مقدّمه­ای وجود دارد که در شرح احوال و حالات مؤلّف آن و چگونگی شروع کتاب است. این مقدّمه البتّه با مسامحة بسیار، نثر سعدی را در گلستان و مقدّمة او را در باب چگونگی ابتدا به تصنیف گلستان به یاد می­آورد. در این مقدّمه، نامی از مؤلّف برده نشده است. البتّه جای تذکّر است که مضمون این مقدّمه چندان با اندیشه­ها و عقاید مجلسی دوم هم­خوانی ندارد، اگرچه در نگاه اوّل، انتساب این  اثر به مجلسی دوم، موجّه­تر از انتساب آن به شیخ بهایی به نظر می­رسد.

در مورد انتساب این اثر، این احتمال وجود دارد که «موش و گربه» یا «جواهرالعقول» در اصل همان «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» شیخ بهایی باشد که از آن­جا که ظاهراً با عقاید و مرام شیخ بهایی تناسب ندارد و به اندیشه­ها و تفکّر محمّد باقر مجلسی نزدیک­تر می­نماید، به این علّامه منسوب شده باشد. عدّه­ای نیز که ظاهراً از اهل تصوّف و صوفی­مشربان بوده­اند، از آنچه وی در مقدّمة زادالمعاد گفته و نامه­ای که مؤلّف طرائق الحقایق به او نسبت داده است و دلیلی بر صحّت آن در دست نیست، وانمود کرده­اند که موضوع مخالفت مجلسی دوم با صوفیه حقیقت ندارد(رک: دوانی، 1370: 408). اما نگاهی به تاریخ این عهد روشن می­کند که مجلسی دوم «نه تنها میانه­ای با صوفیان نداشته؛ بلکه سخت بر این فرقه تاخته و تمام فرقه­های آن­ها را از نظر دینی و منطق شیعه مردود و مطرود دانسته، اعمال و اذکار آنان را بدعت و گمراهی شمرده است»(همان، 416). تا جایی که در رسالة اعتقادات، در ردّ انتساب پدر خود به صوفیه می­نویسد: «مبادا گمان بد در حقّ پدرم علّامه مجلسی ببری و او را صوفی بدانی زیرا وی پاک­تر از این  است که دامنش به لوث تصوّف آلوده شود و من از هرکس آشناتر به حال پدرم می­باشم» (همان، 410).

آنچه در صحّت انتساب این اثر به شیخ بهایی تردید ایجاد می­کند، تضادّی است که ظاهراً میان مضمون اثر و عقاید و اندیشه­های شیخ بهایی دیده شده است. به طوری که در آثار شیخ دیده می­شود، به عرفان و تصوّف علاقة بسیار داشته است و شاید همان گونه که سعید نفیسی با اطمینان می­گوید «قطعاً مشرب تصوّف داشته و طبعاً به عرفان و سلوک متمایل بوده است»(نفیسی، 1372: 39). وی بنا به گفتة علّامه مجلسی، «اهل چلّه نشینی و ریاضات شرعی بوده و به شاگرد خود، محمّد تقی مجلسی، تعلیم ذکر داده است»(ملّازاده، 1377: ذیل بهاءالدّین العاملی). شیخ به ترک تعلّقات و مجاهده با نفس و عزلت و دوری گزیدن از دنیا و مافیها متمایل بوده است. وی حتّی در انتخاب نام آثارش نیز به این موضوع نظر داشته است چنان­که «نان و حلوا» و «شیر و شکر» را به عنوان نماد مادیات و لذّات دنیوی به کار برده است و در ضمن قصّة «گربه و موش» نیز، اگر آن را از شیخ بهایی بدانیم که گربه را نماد عقل و موش را نشان نفس امارّه می­داند، سخن از «نان و حلوا» و «نان و یخنی» و «کلوچه قندی» و «ران گنجشک» به میان می­آورد و موش(نفس) به هوای همین­ها، گربه(عقل) را می­فریبد و بر او دست می­یابد.

ناجی نصرآبادی، در کتابشناسی شیخ بهایی می­گوید که «این کتاب را به شیخ بهایی منسوب دانسته­اند و بعضی آن را از آثار مجلسی دوم و در پاره­ای موارد از میرداماد و یا جمال الدّین محمّد بن محمّد فراهانی معرّفی کرده‌اند. وی بر این باور است که با توجّه به آن­که تاریخ کتابت اوّلین نسخة شناخته شدة این اثر سال 1168 قمری است که با تاریخ فوت شیخ بهایی حدود 138 سال اختلاف دارد؛ این مسأله با توجّه به شهرت شیخ بهایی و آثار او، غریب می­نماید. لذا به نظر می‌رسد، انتساب این اثر به شیخ بهایی مقرون به صواب نیست»(ناجی نصرآبادی، 1387: 618-619).

نسخه­ای خطّی با نام «جواهرالعقول(=العقود) فی مناظره الفأر والسنّور = موش و گربه= حکایت موش صوفی و گربه طالب علم»، نیز به زبان فارسی به شمارة 5681، در کتابخانة مجلس شورای اسلامی نگهداری می­شود که مناظره­ای است تمثیلی در باب تصوّف(معایب صوفیه) به نثر، میان موش صوفی و گربة دانشمند که در قالب داستانی انتقادی به نام شاه سلیمان صفوی (1077-1105هـ.) با سربندهای «حکایت» ساخته شده است. مؤلّف این اثر بر طبق اطّلاعات این نسخه، «جمال الدّین محمّد بن حاجی محمّد فراهانی سپاهانی»، متخلّص به «صدقی» (اواخر سدة 11 هجری) است(رک: متّقی، 1388: 670).

نکتة دیگری که در پایان این بخش شایستة یادآوری است، این­که نقل این قصّة موش و گربه، به «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» و «جواهر العقول» منحصر نمی­شود. داستان این بحث و مناظره میان موش و گربه، حکایتی است که جز این دو مورد باز هم نظیر دارد. در «جامع الحکایات» یا «چهل و شش حکایت» که کتاب مجهولی است، از نویسنده یا گردآورنده­ای ناشناس، حکایتی(حکایت چهل و دویّم) تحت عنوان «در قصّة موش و گربه و گرفتن گربه موش را و مکر کردن موش مر گربه را و خود را از دست او رهانیدن و احوالات او»، آمده است که روایت دیگری از قصّـة موش و گربـه است. نوع روایت و جملـه­بنـدی این حکایت با قصّة منسوب به شیخ بهایی فرق می‌کند و در طیّ جریان آن، تنها به حکایت بلند «دختر پادشاه و پسر عمویش» پرداخته شده است و خالی از ابیات و اشارات لطیف داستان «پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» است. در مقدّمة این کتاب که توسّط ماناسریان نوشته شده، به این نکته اشاره شده است که دربارة گردآورندة این کتاب اطّلاعی در دست نیست؛ ولی ظاهراً به دورة صفوی مربوط می­شود. به هر جهت بعید نیست که قصّة موش و گربه، حکایت مشهور و معروفی بوده باشد که نویسندگان مختلف هر یک مطابق با فکر خود و برای پی­گیری مقصود مورد نظر خویش آن را به گونه­ای روایت و بازنویسی کرده باشند.

 

نتیجه‌

در تاریخ ادب فارسی، انتساب آثار به بزرگان شعر و ادب، پدیده­ای معمول و  مکرّر است که گاه از روی قصد و غرض و گاه ناخواسته و ناآگاهانه پیش آمده است؛ ولی انتساب آثار به شیخ بهایی، شاید بیش از هر عالم و نویسنده‌ای در تاریخ این مرز و بوم اتّفاق افتاده باشد. این نادرة روزگار، که این نوشتار نمودار بخش کوچکی از آثار منسوب به اوست،  دانشمندی است که به معنای واقعی کلمه از همان گروه عالمانی است که عرب ایشان را موسوعیون نامیده­اند؛ یعنی عالم به تمام علوم زمان و به نوعی دایرة المعارف ناطق. به نظر می­رسد این جامعیّت به همراه تسلّط او به دو زبان عربی و فارسی و نیز شهرت و آوازة او که به گوشه و کنار سرزمین­های اسلامی آن دوران رسیده بود، از عواملی است که به فزونی این انتساب­ها دامن زده است.

 

 

پی نوشت­ها

1- جامع عبّاسی رساله­ای فقهی است در 20 باب که شیخ بهایی تنها پنج باب اوّل آن را تألیف کرده است و باقی آن را شاگردش نظام الدّین ساوجی به دستور شاه عبّاس و مطابق با طرحی که استادش در نظر داشته، نوشته و تنظیم کرده است.

2- صادقی در یادداشت­های ارزشمند خود نوشته است: «شیخ بهاءالدّین عاملی معروف به شیخ بهایی دو رساله یکی به زبان فارسی و دیگری به زبان عربی در موضوع «کرّ» دارد. عنوان رسالة فارسی «تحفه» است که به نام سلطان محمّد خدابنده تألیف شده و چند نسخة خطّی از آن وجود دارد و هنوز چاپ نشده است(رک: آغابزرگ، 1398: 3، 402»(صادقی، 1387. در پایگاه اینترنتی http://kashkool.kateban.com/cat153.html ).

3- رفیع الدّین محمّد بن حیدر بن زین­الدّین علی بن حیدر طباطبایی، عالم فقیه حکیم زاهد متکلّم از بزرگان علما و فقها و اجلّة حکمای زمان صفویه بوده است. در اغلب کتب نام او به عظمت و احترام برده شده و عموماً وی را به جلالت قدر و نبالت شأن ستوده­اند. در حدود سال 1000 متولّد شد و در 7 شوّال 1082 وفات یافت و در تخت فولاد مدفون شد و بر قبرش گنبدی عالی بنا کردند که اکنون جزو آثار باستانی اصفهان به شمار می­رود. وی از شاگردان میر فندرسکی، میر داماد، ملّا عبدالله شوشتری، و شیخ بهایی بوده است. از آثار اوست: 1) اقسام التّشکیک. 2)ثمره: تخلیص کتاب شجره از مؤلّفات خودش. 3)حواشی بر کتاب «مختلف» علامه. 4)حاشیه بر شرح حکمه العین امیرک بخاری. 5)حاشیه بر شرح مختصر عضدی. 6)حاشیه بر مدارک الأحکام. 7)شرح اصول کافی به روش فلاسفه. 8)شجرة الهیه در اصول دین به فارسی به نام شاه صفی صفوی. 9)شرح ارشاد الأذهان علامه حلّی. 10)شرح صحیفة کامله. 11)رساله در طهارت و صلات. 12)رساله در سریان وجود. 13)سؤال و جواب در طهارت و صلات که شاگردش سیّد محمّد مهدی بن محمّد رضا مشهدی یادداشت کرده است(ر.ک. مهدوی، 1384: 649. ذیل میرزا رفیعا نائینی).

4- از این دست است: لغز الزّبده= اعجاز الأصناف= اعجاز الألغاز= لغز الرّضویه: شیخ بهایی این رساله را برای تقویت ذهن و رفع کسالت خواننده در سال 1021 در مشهد نوشته و آن را برای محمّد بن خاتون عاملی ارسال کرده است. این  کتاب تعداد قابل توجّهی حاشیه و شرح دارد(رک: ناجی نصرآبادی، 1387: 494). شیخ بهایی لغزهایی به نثر عربی نیز دارد که به گفتة نفیسی «مجموعه­ای از آن در کتابخانة عمومی معارف در تهران است که مؤلّف، «فهرست الغاز والتّعمیه» نام نهاده و گوید چند تن بعضی از آن را شرح کرده­اند»(نفیسی، 1316: 107). از جمله این لغزها «لغز الصّمدیّه» در نحو، «لغز القانون» در طب، «لغز الکافیه» در نحو(لغز النّحویه)، «لغز الکشّاف» دربارة کتاب الکشّاف عن حقایق التّنزیل جارالله زمخشری و نیز الغاز پراکندة دیگری است که محسن ناجی در کتاب شناسی شیخ بهایی به آن­ها اشاره کرده و نسخ هر یک را نام برده است(ر.ک. ناجی نصرآبادی: 501-518).

 

1- آل داود، سیّد علی. (1378). «طوطی­نامه منسوب به شیخ بهایی تصحیح یک اشتباه». معارف. دورة 16. ش 3. ص 68-72.

2- آغا بزرگ تهرانی، محمّدحسن. (1408). الذّریعه إلی تصانیف الشّیعه. ج 3 و 28 و 30. به کوشش علی نقی منزوی. قم: مؤسّسة اسماعیلیان.

3- --------------------- .(1406). الذّریعه إلی تصانیف الشّیعه. ج24.  به کوشش احمد الحسینی. بیروت: دارالأضواء.

4- --------------------- .(1381). الذّریعه إلی تصانیف الشّیعه. ج 19. نجف: مطبعه الآداب.

5- پناهی، مهین. (1370). علّامه مجلسی و آثار فارسی او. تهران: جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران.

6- تمیم­داری، احمد. (1373). عرفان و ادب در عصر صفوی. ج 2. تهران: حکمت.

7- دوانی، علی. (1370). علّامه مجلسی. تهران: امیرکبیر.

8- زرّین­کوب، عبدالحسین. (1371). از چیزهای دیگر. تهران: اساطیر.

9- ------------------ .(1375). از گذشتة ادبی ایران. تهران: انتشارات بین­المللی الهدی.

10- شیخ بهایی، بهاء الدّین محمّد بن حسین. (1372). کلیّات اشعار و آثار فارسی شیخ بهایی. (به اهتمام) سعید نفیسی. تهران: چکامه.

11- ---------------- .(بی­تا). کلیّات اشعار و آثار فارسی شیخ بهاءالدین محمّد العاملی مشهور به شیخ بهایی. (به اهتمام) غلام­حسین جواهری. تهران: کتاب­فروشی  محمودی.

12 - --------------- .(بی­تا). سرّ المستتر. حاج سقّازاده واعظ. تهران: بی­نا.

13 - --------------- .(بی­تا). حکایت خوش عبارت جناب شیخ ابوالپشم. شیراز: کتابخانة معرفت(چاپ سنگی).

14- --------------- .(1144ق.). نان و خرما. تهران: کتابخانة مجلس شورای اسلامی. شمارة بازیابی44450. (نسخة خطّی).

15- صدرایی خویی، علی. (1386). «نویافته­هایی دربارة شیخ بهایی». در حدیث اندیشه. شمارة 16. ص5-15.

16- ماناسریان، آرمان. (1389). مقدّمه و تصحیح نسخة جامع الحکایات یا چهل و شش حکایت. پایان­نامة دکتری دانشکدة ادبیات دانشگاه اصفهان.

17- متّقی، حسین. (1388). «گزیده­ای از دست­نویس­های طنز، هزل، هجو و محاضرات ادبی موجود در کتابخانة مجلس شورای اسلامی». در پیام بهارستان. دورة 2. سال 1. ش4. صص670-674 و 716-718 و 725.

18- ملّازاده، محمّدهانی. (1377). بهاءالدّین العاملی. در دانشنامة جهان اسلام. ج4، تهران: بنیاد دایره المعارف اسلامی.

19- منزوی، علی­نقی. (1358). «پند اهل دانش و هوش- موش و گربه». آینده، سال پنجم. ش 10و 11و 12، ص 985.

20- مهدوی، مصلح الدّین. (1384). دانشمندان و بزرگان اصفهان(1) و (2). رحیم قاسمی و محمّدرضا نیلفروشان. اصفهان: گلدسته.

21- ناجی نصرآبادی، محسن. (1387). کتابشناسی شیخ بهایی. مشهد: بنیاد پژوهش­های اسلامی.

22- نفیسی، سعید. (1316). احوال و اشعار فارسی شیخ بهایی. تهران: چاپخانة اقبال.

23- «نکاتی دربارة دکتر دلال عبّاس» در پایگاه اینترنتی(تاریخ بازیابی: 20/3/1389):

http://poetry.ir/archives/000114.php

24- «بانک اطّلاعات نسخ خطّی» در پایگاه اینترنتی(تاریخ بازیابی: 5/4/1389):

http://www.aghabozorg.ir

25- «یادداشت­های محسن صادقی تحت عنوان «گفته­ها و ناگفته­هایی دربارة شیخ بهایی»» در پایگاه اینترنتی(تاریخ بازیابی: 14/5/1389):

http://kashkool.kateban.com/cat153.html