بازشناخت «نامه نامی» اثری ناشناخته از خواندمیر

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام‌نور

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام‌نور

چکیده

ترسل یا شیوه نامه‌نگاری از گونه‌های مهم ادبیات منثور است که در دوره صفوی شکوه و رونقی تازه می یابد و آثار متعددی هم در این باره تألیف شده است. از این میان، نامه نامی اثر خواندمیر متوفی قرن دهم، دارای اهمیت والایی است و با این حال در بین متون سبک منشیانه کمتر به آن پرداخته شده است. این اثر مجموعه ای است از مراسلات و منشآت که آن ها را خواندمیر به عنوان دستور کتابت و انشا برای منشیان و مترسلان، از رسایل و مکاتبات رسمی و درباری پیشینیان جمع کرده است.
این اثر یکی از متون تاریخی دوران تیموری و آغاز دوران صفوی است و علاوه بر داشتن جنبه ادبی، از نظر تاریخی نیز حائز اهمیت است. نثر این کتاب نمونه زیبایی از نثر منشیانه و مسجع فارسی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Recognizing “Nameh Nami”, an Unknown Work by Khandmir

نویسندگان [English]

  • H Rezai 1
  • M.E Irajpour 1
  • Z Noorbakhsh 2
1 Assistant Professor, Payam-e Noor University
2 MA, Payam-e Noor University
چکیده [English]

Epistolary or letter-writing is one of the important genres of prose literature which reached new glory in Safavid time and numerous works have been written about this. Amongst these, Nameh Nami by Khandmir is of much significance, though it has been discussed less than other epistolary texts. This work is a collection of letters and correspondences gathered from previous official and court letters and correspondences by Khandmir as an instruction of letter-writing for secretaries. He has written these letters during the years 925-926 (A.H) while he was 46 or 47 and resided in Hirat. This book consists of a preface and nine chapters each of which consists of some sections named as “Satr” or “Lafz”.
This work is one of the historical texts of Timurid and early Safavid times and, in addition to literary aspect, is significant historically. The prose of this work is not uniform; it has a plain and simple prose in describing historical evens whereas in the preface of the work, the opening section of letters and eulogy of princes and senior figures all poetic and literary delicacies have been used and a beautiful example of rhythmic epistolary prose of Persian language has been created.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Khandmir
  • Nameh Nami
  • Letters
  • Safavid time
  • manuscript

مقدمه

ادب فارسی درخت تنومند ریشه­دار پر برگ و باری است که یکی از شاخه­های گران­سنگ آن، ترسل و انشاست. ترسل و انشا به لحاظ ادبی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی در دوره های مختلف تاریخی از اهمیت شایانی برخوردار بوده است. این قسم از اقسام نثر در ایران پیش از اسلام با شرایط و فنون خاص خود شهرت و رواج تمام یافته، در فن نثرنویسی ارزش و مرتبتی خاص داشته، قواعد و مختصات آن از طریق ترجمه، به طور مستقیم یا غیر مستقیم در دواوین خلفا اثرگذار بوده و در تکامل مکاتیب و ترسلات زبان عربی و فارسی سهمی به سزا داشته است. از نامه­های باقی مانده دوره ساسانیان به زبان پهلوی و یا ترجمه آنها به زبان عربی می توان به «عهد اردشیر» و «مکتوب انوشیروان» و مهم­ترین آنها «نامه تنسر» اشاره کرد (خطیبی، 1375: 286). قدیمی­ترین مجموعه منشآت فارسی مربوط به دو دبیر عالی­مقام اواسط قرن ششم هجری است که منشآت خود را تألیف کردند. یکی رشید الدین وطواط، دبیر خوارزمشاهیان، و دیگری همکار معاصر او، منتجب الدین بدیع اتابک جوینی منشی، صاحب دیوان انشای سلطان سنجر که اولین کتاب مستقل منشآت فارسی، عتبهالکتبه، به دست او نوشته شد. این هر دو دبیر در شیوه انشا از مترسلان عربی اثر پذیرفتند (شمشیرگرها، 1389: 72). می­توان گفت دوره سلجوقیان، خوارزمشاهیان و ایلخانان مغول به دلیل وجود آثار فراوان در زمینه انشا مهم­ترین دوره منشآت نویسی در زبان فارسی و دوره ترقی و رواج ترسل و انشای فارسی است (وطواط، 1338: 79). از میان آثار متعدد در زمینه ترسل و انشا در دوران تیموری و صفوی می­توان به منشآت معین الدین محمد زمچی اسفزازی، جوامع الانشای حسین هروی، منشأ الانشای عبدالواسع نظامی باخرزی، منشآت بیانی شهاب الدین عبدالله کرمانی، منشآت جامی، رقعات امیر علیشیر نوایی و نامه نامی خواندمیر اشاره کرد. در این میان، نامه نامی نیز مانند آثار نامبرده دارای اهمیت والایی است که در بین متون سبک منشیانه کمتر مورد توجه قرار گرفته و تاکنون به صورت نسخه خطی باقی مانده است. «نامه نامی، نام مجمـوعـه ای اسـت از مراسلات و منشآت که آنها را خـواندمیـر به عنوان دستور کتابت و انشـا، جهـت منشـیان و متـرسلان، از رسـایل و مکـاتیب رسمـی درباری پیشـینیان جمع آورده است» (نوایی، 1379: 27).

این اثر از یک دیباجه، نه فصل و در هر فصل از چندین بخش تشکیل شده که از نام فصل با عنوان سطر و از نام بخش با عنوان لفظ یاد شده است. نامه­ها، براساس سبک تیموری، از نثر متکلفانه دور شده و به سادگی و روانی معطوف است. علی رغم این، قسمت­هایی از متن گاهی به نثر فنی و مزیّن نزدیک شده و گاهی ساده و بی­پیرایه نوشته شده است. خواندمیر در بیان مسائل و رویدادهای تاریخی نثری ساده و روان دارد اما در مدخل نامه­ها و مناشیر و فتح نامه ها تا آنجا که توانسته است استعارات، کنایات و تشبیهات نغز و دلکش را به کار گرفته و از آیات، احادیث، اشعار فارسی و عربی و ضرب المثل­ها بهره برده است. تعداد اشعار عربی که در متن نامه نامی به کار رفته است، نسبت به بیشتر متون ترسل همچون کتاب دستور الکاتب بسیار کمتر است (ر.ک. نخجوانی، 1390 :22). همچنین به کار بردن جملات مسجع و آهنگین، جناس و تنسیق الصفات و مترادفات نیز بر زیبایی آن افزوده است.

 این اثر از جنبه تاریخی دارای اهمیت است زیرا مسائل تاریخی که خواندمیر در این اثر به آن ها پرداخته است، خود می تواند روشنگر برخی مسائل تاریخی عصر نویسنده باشد. از آنجا که وی از منشیان دربار سلاطینی چون سلطان حسین بایقرا و فرزندانش بوده، اطلاعات وی در این کتاب منبع موثق و قابل اطمینانی است. از جمله نکات مهم این کتاب، اشاره به نامه هایی درباره کمال الدین بهزاد، از معروف ترین نقاشان دوره تیموری و صفوی است چنان که یکی از این نامه ها درباره واگذاری مقام کلانتری کتابخانه همایونی به بهزاد است و اطلاعات مهمی را در اختیار خواننده می‌گذارد (آریان،74:1362). بخش دیگری از این اثر، ذکر تعدادی ماده تاریخ است که زمان دقیق برخی وقایع مهم تاریخی و نیز تولد و وفات برخی از شخصیت­های برجستة آن روزگار را مشخص می کند.

در این مقاله کوشش شده است، ضمن بازشناسی کامل نامه نامی و ارزش و اهمیّت آن، به زندگی خواندمیر نیز به طور دقیق پرداخته شود؛ به ویژه از آن رو که با توجه به شهرت خواندمیر تا کنون زندگی نامه کاملی از او فراهم نیامده است.

 

پیشینه تحقیق

نامه نامی با وجود اهمیت بسیاری که در فن ترسل دارد، تاکنون به صورت نسخه خطی باقی مانده و تنها چند فرمان از این اثر توسط عبدالحسین نوایی در کتاب اسناد و مکاتبات تاریخی ایران تصحیح شده و به چاپ رسیده است(نوایی، بی‌تا: 381-365). همچنین گوتفرد هرمان چند فرمان تاریخی را به زبان آلمانی تصحیح و ترجمه کرده است (فراهانی‌منفرد، 1381: 92). قزوینی نیز در بیست مقاله از این نامه­ها به عنوان اسناد مهم تاریخی درباره زندگی استاد بهزاد نام برده که برای معرفی حال و شناخت تاریخ زندگانی وی اهمیت و اعتبار دارد (قزوینی، 1363: 273- 268). با وجود این، تاکنون هیچ پژوهش مستقلی راجع به این اثر و خصوصیات و ویژگی­های آن انجام نشده و تنها در مقدمه تألیفات خواندمیر، ذیل عنوان آثارش، اشارات کوتاهی به نامه نامی شده است. در مقاله­ای نیز به قلم عبدالحی حبیبی با عنوان «خواندمیر هروی» و مقاله دیگری با عنوان «خواندمیر»، نوشته عباس جداری کریمیان، اشارات کوتاهی به نامه نامی شده است (جداری کریمیان، 1389: 79 و حبیبی، 1324: 351).  

 

روش تحقیق

در این پژوهش، با استفاده از روش کتابخانه ای، به جمع آوری اطلاعات زندگانی خواندمیر و خاندان او و همچنین معرفی نامه نامی و نسخه­های در دسترس آن پرداخته­ایم.

 

زندگی خواندمیر

غیاث الدّین بن همام الدّین محمّد، مشهور به خواندمیر، یکی از پرکارترین و پرآوازه ترین نویسندگان و مورخان شیعی ایرانی در دوران تیموری و صفوی است. در برخی از منابع زندگانی وی، نام دقیق وی غیاث الدّین بن همام الدّین گفته شده است. تولد او محققاً بین سال­های 880 و 881  هـ.. ق اتّفاق افتاده است چه به تصریح خود او موقعی که درمشخان به جای امیرخان به حکومت کل خراسان می رسد و کریم­الدین حبیب­الله ساوجی وزیر او وارد خراسان می‌شود، سنش هفت یا هشت مرحله از چهل تجاوز کرده بود. چون کریم الدّین ساوجی در سال 928 هـ.. ق به خراسان آمده است، شکی باقی نمی­ماند که خواندمیر در سال 880 یا 881 هـ.. ق متولد شده است (خواندمیر، 1372: 13).

پدر او خواجه همام­الدّین محمّد، مدتی در دستگاه میرزا سلطان محمود (متوفی 900 هـ.. ق) فرزند  سلطان  ابوسعید گورکان، پادشاه ماوراء النهر وزارت داشت. مادرش دختر میرخواند صاحب روضه الصفا بود. (خواندمیر، 6:1332). البته در کتاب مجالس النفایس امیر علیشیر نوایی از خواندمیر به عنوان خواهرزاده میرخواند یاد شده است (نوایی، 1363: 136). همچنین مولف عرفات العاشقین به اختلاف نظر درباره پدر خواندمیر اشاره کرده و گفته­ خود خواندمیر را که در حبیب ­السیر پدرش را همام­الدین امیر خواند بن خاوند شاه معرفی کرده نقل کرده است (اوحدی بلیانی، 1322: 1389). دایی او نظام­الدین سلطان احمد از مردان معروف و نامی قرن نهم هجری بوده است (جداری کریمیان، 1389: 79). از اشارات خواندمیر در نوشته­هایش پیداست که خاندان میرخواند به پرهیزگاری و دانش معروف بوده­اند و خواندمیر نیز تحت توجهات جدّ مادری خود رشد کرد و به علم و ادب به ویژه تاریخ توجهی شایان از خود نشان داد و در تاریخ‌نگاری از سرآمدان روزگار خود شد (خواندمیر، 1378: 76).

خواندمیر از جمله مؤلفان مشهور و معروف دوران تیموری و آغاز عهد صفوی است.وی به علت کثرت تألیفات از جمله مؤلفان پرکار است و کتاب هایش به علت سادگی و روانی انشاء شهرت و رواج بسیار یافت (خبرزاده، 1370: 2 /45). وی در سال 904 هـ.. ق، مورد توجه و عنایت امیر علیشیر نوایی، وزیر معروف هرات گرفت و به او اجازه داده شد تا از کتابخانه آن وزیر دل­آگاه استفاده کند. وقتی امیرعلیشیر نوایی به استعداد این جوان پی­ برد او را به خدمت خود خواند. او در این زمان بیش از 24 سال نداشت و پس از 6 ماه، مندرجات کتاب خلاصه­الاخبار را از کتابخانه امیر علیشیر نوایی استخراج کرد. این کتاب ظاهراً دومین اثر اوست که آن را به نام مخدوم خود امیر علیشیر نوایی تألیف کرد (خواندمیر، 1355: ث).

خواندمیر پس از مرگ بابر در سال927 هـ.. ق نزد پسرش همایون شاه مقرب گردید. در سال 941 هـ.. ق، همایون ضد بهادر شاه، حاکم گجرات، لشکر کشید و در این سفر خواندمیر را با خود برد. سرزمین خشک و گرم گجرات هند و نیز مشکلات طول راه، خواندمیر سالخورده را متأثر و بیمار کرد و به نوشته همه تذکره­نویسان وی در همان سال درگذشت اگرچه تاریخ نگار اکبرشاه (1014 هـ..ق) بر این عقیده است که خواندمیر در سال 942 هـ. ق از دنیا رفته است زیرا ماده تاریخ «شهاب ثاقب» که آن را در مرگ شهاب­الدین معمایی ساخته، با سال 942 هـ.. ق برابر است. پس از مرگ وی، بنابر وصیت خودش جنازه او را به دهلی بردند و در جنب مزار خواجه نظام الدین اولیا به خاک سپردند (خواندمیر، 1378: 27).

از خواندمیر دو پسر بر جای ماند: یکی، محمود که هیچ گاه به هند مسافرت نکرد و مانند پدر و جدّش از مورخان بزرگ به شمار می رود و کتابی به نام تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب اول نوشته و در آن از روزگار صفویان سخن گفته است (صفا، 1373: 4/542). وی به تشویق و ترغیب محمدخان اشرف­الدین اوغلی، از سران ایل تکلو که در هرات حکومت می کرد، این کتاب را به سال953 هـ.ق آغاز کرد و چهار سال بعد در سال 957 هـ.ق به پایان رسانید (خواندمیر، 1370: 20). دوم، پسر کوچک خواندمیر، سید عبدالله که با پدر به هند رفت. او از خردسالی به دربار جلال الدین اکبر، امپراطور مغولی هند راه جست و نزد او پرورش یافت. از سال نهم سلطنت جلال الدین اکبر وارد خدمت نظام شد و تا پایان عمر وی در  همان مقام باقی ماند (خواندمیر، 1378: 27). اکبر به او لقب خانی داد و به سید عبدالله خان مشهور شد و در سال 996 هـ.ق در ولایت کشمیر فوت کرد (نوایی،1379: 18).

 

آثار خواندمیر

خواندمیر از آغاز جوانی تا هنگام مرگ، حدود چهل سال زندگی خود را وقف نویسندگی کرد در حالی که چندان در شرایط مناسب و مطلوبی نبود. در طی این دوران، آثار گوناگون و مهمی که موضوع آن ها بیشتر درباره تاریخ است، از خود به یادگار گذاشت و هرگاه فرصت و فراغتی می یافت. در آثار خود تجدید نظر می کرد. آثار او عبارتند از:

1- مآثر الملوک:

این کتاب در سال 903 هـ. ق یا قبل از آن، به تشویق امیر علیشیر نوایی نوشته شد و شامل حکایت­هایی درباره مقررات مملکتی و امور خیریه است. وی این اثر را به امیر علیشیر نوایی تقدیم کرده است (خواندمیر، 1372: 11).

2- خلاصه الاخبار فی بیان احوال الاخیار:

این کتاب پس از مرگ میرخواند به درخواست امیر علیشیر نوایی با موضوع تاریخ عمومی در یک مقدمه و ده مقاله و یک خاتمه به رشته نگارش درآمده است. به نظر الیوت، احتمالاً  این کار خلاصه ای از روضه ­الصفا باشد. حتی احتمال داده شده است که این کتاب، طرح اولیه کتاب حبیب­السیر باشد (خواندمیر، 1378: 371).  

3- دستور الوزرا:

 این اثر در شرح حال وزرای خلفای اسلام و سلاطین ایران است و جنبه شرح حال نگاری دارد که خواندمیر این کتاب را به نام خواجه کمال الدین محمود، یکی از وزیران سلطان حسین بایقرا نوشته است (خواندمیر، 1333: 10).

4- مکارم الاخلاق:

این کتاب نخستین اثر خواندمیر است که به سلطان حسین بایقرا تقدیم شده و هدف اصلی خواندمیر در این کتاب قدردانی از امیر علیشیر نوایی و جاودان ساختن نام نیک اوست (خواندمیر، 1378: 31).

5- جلد هفتم روضه الصفا:

هنگامی که میرخواند در سال 903 هـ. ق درگذشت، خواندمیر کار او را ادامه داد. بدین ترتیب، دیگر بخش­های کتاب روضه الصفا از نوشته­های خواندمیر است که آن را از کتاب حبیب السیر نقل کرده و بر جلد هفتم روضه الصفا افزوده است. این کتاب به نام تکمله روضه الصفا نیز شهرت دارد (فراهانی ­منفرد، 1381: 373).

6- حبیب السیر فی اخبار افراد بشر:

خواندمیر به تشویق امیر محمّد میر یوسف به تألیف کتاب بزرگی در تاریخ مشغول شد و  در ربیع الاول 930هـ.. ق آن را به اتمام رسانید (خواندمیر، 1355: الف). این کتاب به علت  اشتمال بر قصص انبیا و احوال عده ای از رجال دوره اسلامی «آثار الملوک و الانبیاء» نیز نامیده  شده است (صفا، 1373: 4/545).

7- منتخب تاریخ وصاف یا منتخب التواریخ:

خواندمیر از این کتاب که ظاهراً از بین رفته است، در مقدمه حبیب­السیر یاد می­کند. درست نمی دانیم که این انتخاب او از کتاب تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار وصاف الحضره چگونه صورت گرفته بوده و خواندمیر چه قسمت­هایی از آن را حذف کرده و چه قسمت هایی را باقی گذاشته بوده است (نوایی، 1379: 27).

8- همایون­نامه یا قانون همایونی:

یکی دیگر از آثار خواندمیر، همایون­نامه است که در سال 937  هـ..ق درباره همایون، از پادشاهان دودمان تیموری هند، به رشته نگارش درآمده و به او تقدیم شده است. خواندمیر پس از نوشتن این اثر به امیر الاخبار ملقب شد (گلچین معانی، 1369: 390).

9- نامه نامی:

این کتاب چنان که خواندمیر در اوایل آن تصریح می کند، وقتی که سنین عمر او میان چهل و شش و چهل و هفت بوده، به انجام رسیده است. نامه نامی مشتمل است بر یک مقدمه در تاریخ انشا و اصول و قواعد آن و هشت فصل به شرح زیر:

فصل اول در مراسلات سلاطین و امرا و وزرا، فصل دوم در مراسلات شیوخ و علما و قضات، فصل سوم در مراسلات حکام و مأمورین، فصل چهارم در مراسلاتی که خطاب به محترفه و پیشه­وران است، فصل پنجم در مراسلات به خویشان و دوستان، فصل ششم مراسلات تهنیت، فصل هفتم در مراسلات تعزیت، فصل هشتم در مراسلات متفرقه، فصل نهم در تحریر مناشیر و خاتمه در ذکر یک عده رباعی و قطعات منظوم از خود مؤلف برای گنجاندن در مراسلات و معمیات و ماده تاریخ­ها. نامه نامی مشتمل بر بعضی اسناد تاریخی و مراسلات رسمی بسیار مهم است (فراهانی منفرد، 1381: 28).

 

اهمّیّت نامه نامی

موضوع نامه نامی چگونگی نامه نگاری و شیوه نوشتن و نمونه مکاتباتی است که در عصر مؤلف رواج داشته و ظاهراً برای آن نگاشته شده است تا دبیران و نویسندگان نامه های دولتی و غیر دولتی و عامه مردم در هر طبقه­ای که هستند، نمونه­هایی در هر موضوع داشته باشند و بتوانند با توجه به این نمونه ها، نامه­های خویش را به نگارش در آورند. علاوه بر این، این اثر از جنبه های زیر نیز دارای اهمیت است:

1-       از لحاظ ادبی: این کتاب نمونه انشای فارسی در قرن نهم و دهم هـ. ق و نمونه ای از نثر منشیانه و مسجّع آن دوره به شمار می آید و می تواند برای مقایسه بین شیوه های مختلف انشای فارسی در دوره­های مختلف، مورد استفاده ادب دوستان و علاقمندان قرار بگیرد.

2-       از لحاظ تاریخی: نامه نامی، بیانگر حوادث و رویدادهای تاریخی اواخر دوران تیموری و اوایل دوران صفوی است. خواندمیر علاوه بر این که منشی چیره­دستی در دربار حاکمان گوناگون بوده، توانسته است مورخی موفق باشد و حوادث تاریخی آن دوران را نیز در نامه نامی منعکس کند. وی حتی گاهی خود در این رویدادهای تاریخی دخیل بوده و نقش ایفا می­کرده است. مصداق این سخن، شرکت او در جنگ مرل است که این کار را می­توان به دلیل یکی از وظایف منشیان در جنگ دانست زیرا می بایست دبیری همراه سپاه اعزام شود تا گزارش های لازم را برای امیر ارسال کند (واحد، 1378: 128). اهمیت نامه نامی از حیث تاریخی و برتری این مضمون تا بدانجاست که ادوارد براون خواندمیر را در سلسله مورخان معرفی کرده است (براون، 1339: 3/ 628-627).

  3- از لحاظ ساختاری: با توجه به تقسیمات ساختاری و بافت بیرونی نامه­ها، نامه نامی در بردارنده نامه هایی با موضوعات اخوانیات، منشورها، فتح نامه، تعزیت نامه ها و... است(رک:قوام و همکاران: 1391: 49).

4- ماده تاریخ ها: یکی از بخش های مهم این کتاب، ماده تاریخ­های آن است از جمله ماده تاریخ وفات سید امیرحسینمعمایی:

مظهـر خلـق حسن مـیر حـسین
کرد رحلت به سوی خلد برین
نور رحمت چـو بر او نازل شد

 

سیـد فـاضـل فـرخـنده صفات
یافـت از حـادثـه دهـر نـجـات
نور رحـمت شودش سال وفات
                  (خواندمیر،بی تا:148 الف)

 

 

تاریخ وفات امیرعلیشیر:

جناب امیر هدایت پناهی
شد از خارخار جهان سوی باغی
کـه ظـاهــر ازو گشـت آثار رحمت
که شـد از عـدالـت سـزاوار رحمت

 

علیشیر سرو ریاض معانی
چو نازل شد انوار رحمت به رویش
که آنجـا شکفتـه سـت گلـزار رحمت
بجـو سـال فـوتـش ز انـوار رحمت
)                  خواندمیر، بی‌تا: 148 الف(

5- اعلام تاریخی: نامه نامی علاوه  بر ارزش و اهمیت ادبی که در زمینه ترسل و انشا دارد، دربردارنده اطلاعات مهمی درباره  اعلام تاریخی مهمی است که برای نمونه به چند مورد از آن ها اشاره می شود:

5-1- سلطـان حسیـن بایقـرا آخرین پادشـاه تیمـوری کـه از سال 873 هـ..ق تا 911 هـ.. ق، بر قسمتی از ماوراء النهر و خراسان و گرگان سلطنت می کرد(نوایی، 1379: 19).

5-2- امیر نظام الدین علیشیر نوایی که منصب مهرداری سلطان حسین بایقرا را داشت و تا سال 906 هـ.. ق که سال مرگ اوست، شخص اول دربار سلطان حسین بایقرا بود و تا حدودی واضع ادبیات ترکی جغتایی است. دیوان اشعار وی به ترکی و فارسی مشهور است و آثار زیادی در زمینه ادبیات دارد که از جمله مهمترین آن ها می توان به خمسه المتحیرین و مجالس النفایس اشاره کرد ( نوایی، 1363: و- ط).

5-3- بدیع الزّمان میرزا آخرین پسر سلطان حسین بایقرا که به طوری که از مجالس النفایس و تحفه سامی برمی آید مانند پدر در شعر و نثر دست داشته و از اشعار او چند بیتی در تحفه سامی آمده است. این شاهزاده بسیار شجاع و دانا بود و پس از شکست های متعدد در جنگ هایش به هند رفت. پس از دو سال اقامت در هند دوباره به همراه شاه اسماعیل به آذربایجان رفت و پس از جنگ چالدران در سال 920هـ.. ق، همراه سلیم به استانبول آمد و در آنجا پس از چهار ماه به مرض طاعون مبتلا شد و مرد (نوایی،1379: 20).

5-       اشعار: در لفظ دوم از خاتمه کتاب، در ایراد معماها و تواریخ وقایع، اشعاری از خواندمیر نقل شده است اما غیر از این ماده تاریخ ها و مراثی، اشعار زیادی از وی هست که در آغاز نامه­ها و بین نامه­ها به مقتضای کلام و بیان سروده شده است و بسیاری از این اشعار با موضوع مناسبت و سنخیت دارند. گلچین معانی از اشعار نامه نامی با عنوان شهرآشوب یاد می کند (گلچین معانی،1346الف: 31).

یکی دیگر از نکات قابل ذکر کتاب این است که خواندمیر هرجا از اشعار شاعران دیگر استفاده کرده، به آن ها اشاره نموده و اگر شاعر را نمی شناخته، اشعار را با عبارت هایی مثل لا ادری قائله، لواحد من الشعرا و... مشخص کرده است. همچنین وی از شعر شاعرانی مثل حافظ، سعدی، نظامی، کمال اسماعیل، سلمان ساوجی و سیفی بخاری استفاده کرده است که نمونه­ای از آن ها ذکر می شود:

انوری:

هزار نقش برآرد زمانه و نبود

 

یکی چنان چه در آیینه تصور ماست
                    (خواندمیر، بی تا: 50 ب)

نظامی:

الهـی تا بود افلاک و انجـم

 

مبـادا نام نیکش از جهـان گـم
                    (خواندمیر، بی تا: 10 ب)

 

سیفی بخاری:

دو رود گشته روان از دو چشم تر ما را

 

به یاد قامت سرو درودگر ما را
                   (خواندمیر،بی تا: 64 الف)

اشعار بخش رباعیات و مقطعات نیز شامل 234 بیت است که نمونه ای از آن ها ذکر می شود:

تا چنـد ستـم کشـند ارباب هنـر
از اوج شـرف بر آی ای اختـر بخت

دیدار تـو شـاد کـرد یک چنـد مـرا
دور از تو به مردن شده بودم نزدیک

هر چنـد فلک بر سر کین و ستم است
خواهم نکند خلاف هر وعده که کرد

 

تا کـی ز جـفـای دهـر یابند ضـرر
وی بخت به خشـم رفته باز آی دگر
                 (خواندمیر،بی تا: 142 الف)

وز هجـر تو غـم ز پا در افـکنـد مرا
خـط تـو رسیـد، کرد خـرسـند مرا
                (خواندمیر، بی تا: 144 الف)

وآییـن وفـا و مهـر بسـیـار کـم اسـت
آن کس کـه ز خاندان اهـل کـرم است
                   (خواندمیر،بی تا: 141 ب)

6-       استفاده از صنایع بدیعی لفظی و معنوی از قبیل جناس، سجع، تضمین، تشبیه، استعاره، کنایه و... آیات و احادیث و امثال فارسی و عربی از دیگر ویژگی­های نامه نامی است. در این اثر کاربرد آیات و احادیث به گونه­ای است که اگر از متن حذف شوند جملات و معانی آن دچار نقصان و کاستی می­شود.

-            سجع: از آرایه­های پرکاربرد در این اثر، انواع سجع است. در این جا به ذکر نمونه هایی از هر مورد بسنده می‌کنیم:

سجع متوازی: «محب با محبوب همراز گشته و عاشق با معشوق دمساز آمده»(خواندمیر،بی تا: 226 س3 ).

سجع مطرّف: « روز حیات دلیران را به شام ممات تبدیل داده» (خواندمیر،بی تا: 306س10).

-            جناس: از آرایه های دیگری که در این اثر بسامد بالایی دارد، جناس است که از انواع مختلف آن نمونه‌هایی می‌توان یافت.

جناس تام: «صدور منشرح صدور فضیلت نمای»(خواندمیر،بی تا: 271 س9).

جناس لفظ: «دود آتش آه چون علم الم بر آسمان افراخت» (خواندمیر،بی تا: 152 الف).

«وزر و وبال عاجلاً و آجلاً چه درجه خواهد داشت» (خواندمیر،بی تا: 27س8 ).

جناس زاید: «شاهیـن سرعـت آیین خامه به بال استعجـال ساحـت مسـاحت آن را طـی تواند نمود» (خواندمیر، بی‌تا: 42س14).

-            طرد و عکس و تضاد: « صباح را به عیوق و عیوق را به صبوح پیوسته»(خواندمیر،بی تا: 93 الف).

-            تضمین آیه: این صنعت از جمله آرایه­هایی است که بسیار مورد توجه خواندمیر بوده است و در نامه نامی دارای بسامد بالایی است.

«به طراز اعزاز قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون مطرز و مزین [زمر، 9 ] » (خواندمیر،بی تا: 211 س7).

-            حل حدیث: «حدیث صحیح من الرّمی فلیس منّا بر عظمت شأن اصحاب قبضه و تیراندازان دلیلی واضح و برهانی لایح است» (خواندمیر،بی تا: 118 س 2).

-            استعاره: «پنجه زورمند فراق دست بخت این مشتاق را چنان برتافته است که... » (خواندمیر،بی تا: 134 س4).

-            کنایه: در مقایسه با مجاز نویسنده بیشتر از کنایه استفاده کرده است. حتی گاهی کنایه سازی می کند به شکلی که برخی کنایات خاص خود اوست مانند «پیمودن آب دریا به مشت و استیفا نمودن ریگ صحرا به انگشت» (خواندمیر، بی تا: 224س7-6).

-            ضرب المثل: «علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد» (خواندمیر،بی تا: 14 ب ).

آوردن امثال بدون ترجمه: « تمام امرای عظام، کعبه جمیع طوایف انام، به موجب کلمه کریمه الناس علی دین ملوکهم عمل می نمایند» (خواندمیر،بی تا:ص43 ب).

ماده تاریخ اختتام نامه نامی

خواندمیر ماده تاریخی منظم برای زمان تألیف این اثر ساخته و آن عبارت «منشآت لطیفه» است:

شکـر ایزد کـه گشـت ایـن نـامـه
جیـب و دامـان این خجسـته رقم
سـاخـت در سـاحـت سخـنـرانی
تـا بـه پـایـان رسـیـد ایـن نـامـه
گـر تـو خـواهی زمـان تـألیـفـش

 

منـشـآت لطـیـفـه را مظـهـر
شـد ز فیـض قـلــم پر از گـوهـر
قـلــم از اهـتــمـام پـا از ســــر
داد از حـسـن اهـتــمـام خـبــر

مـنـشـآت لـطـیـفــه را بـشــمـر
                (خواندمیر،بی تا: 342س18)

نسخه های نامه نامی

  1. نسخه کتابخانه مینوی

این نسخه به شماره 3462 ضمن مجموعه­ای در کتابخانه مرحوم مینوی موجود است که محتوی نامه نامی، رقعات نصیرا و ثمره الفواد یا نوباوه لاهوری است.

این نسخه در تاریخ 12 شعبان 1093 هـ.. ق، توسط ابوالمکارم در 205 صفحه نوشته شده است. نسخه با عبارت «بسم الله، ای حمد تو دیباچه منشور کمال» شروع می­شود و انجام آن با عبارت «اللهم اغفر لکاتبه و صاحبه مع آباء و امهاتها و لمن نظر فیه و جمیع المؤمنات» است( افشار و دانش پژوه، 1348: 6/ 679).

ویژگی های مهم رسم الخطی نسخه عبارتند از:

1-       حذف «الف» فعل «است»

2-       چسباندن حرف اضافه «به» به اسم پس از آن

3-       حرف "گ" بدون سرکش نوشته شده است.

4-       صفات مرکب در بیشتر موارد متصل به هم نوشته شده است (مثل عالیمکان: عالی مکان).

5-       حرف «آ » در کلمه آن در بیشتر موارد بدون سرکش آمده است.

6-       در ترکیب­های اضافی که مضاف، مختوم به های غیر ملفوظ است یای میانجی به کار نرفته است. مثل پرده موافقت.

7-«می» استمرار در همه­ موارد به فعل چسبیده است.

 

2- نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 317

این نسخه به شماره 317 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی محفوظ است. نسخه به خط نستعلیق در تاریخ 1207 هـ.. ق نوشته شده ­است. نوع کاغذ آن کبود با جلد تیماج مشکی ضربی نو ربعی است. نام کاتب مشخص نیست. در یک عنوان و نه سطر و یک تتمیم و هر یک چند لفظ.

نسخه با عبارت: «بسمله، لفظ اول از عنوان این نامه بر ذکر خاتم مناسب بوده» شروع می­شود و انجام آن با عبارت «در بسیط زمین فرمان ممهد و مبسوط باشد» است( افشار و دانش پژوه،1348: 6/531).

ویژگی­های مهم رسم الخطی نسخه عبارتند از:

1-اکثر کلمات مشدد عربی بدون تشدید هستند.

2- «می» استمرار در همه­ موارد به فعل چسبیده است.

3- پیشوند «بی» صفت­ساز به کلمه پس از خود چسبیده است.

4-ضمیر اشاره آن در همه موارد به کلمه پس از خود چسبده است.

5-حرف گ بدون سرکش نوشته شده است.

 

3- نسخه آستان قدس رضوی

این نسخه به شماره 7075 در کتابخانه آستان قدس رضوی محفوظ است. تعداد اوراق نسخه 97 برگ است و به خط نستعلیق توسط احمد بن حسن علی اسفادی در تاریخ سه شنبه 24 شوال 1024 هـ. ق نوشته شده است ( گلچین معانی، 1346ب:7/ 874).

نسخه با این بیت شروع می شود:

«بشر گشت از محض جودت پدید

 

ز احسان تو چین صورت ندید»

انجام آن با ماده تاریخ تألیف کتاب است:

«گر تو خواهی زمان تألیفش

 

منشـآت لطیـفه را بـشمر»

ویژگی­های مهم رسم الخطی نسخه عبارتند از:  

1-صفات مرکب گاهی متصل به هم و گاهی جدا نوشته شده است.

2- حذف الف اسم اشاره «این» پس از حروف اضافه در و بر

3- چسباندن حرف اضافه «به» به اسم پس از آن در همه موارد

4-در بیشتر موارد در حالت اضافه، «های» غیرملفوظ کرسی یای میانجی قرار گرفته است.

 

4- نسخه کتابخانه ملک

این نسخه با شماره ثبت 3788 در این کتابخانه موجود است. کاتب محمدعلی بن محمد شفیع آشتیانی است که این نسخه را در سال 1299-1298 به خط نستعلیق شکسته به رشته تحریر در آورده است. نوع کاغذ آن فرنگی با جلد میشن تریاکی است. نسخه در 220 برگ و هر برگ18 سطر و 437 صفحه نوشته شده است. آغاز نسخه با لفظ اول از عنوان... و انجام آن افتاده و نامشخص است ( افشار و دانش پژوه، 1369: 7/47-41).

 

5- نسخه مجموعه حسین مفتاح

این نسخه به شماره 1307 در این مجموعه وجود دارد. کاتب نامشخص و تاریخ کتابت سده دهم و به خط نستعلیق است. صفحات آغاز و انجام نسخه افتاده است. جلد خشتی ربعی است ( افشار و دانش پژوه، 1353: 7/ 304).

 

6-نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی

این نسخه با شماره 9667، در کتابخانه مجلس شورای اسلامی محفوظ است. نسخه به خط نستعلیق بدون نام کاتب و بدون تاریخ کتابت است. تعداد اوراق آن 170 برگ است که از برگ 148 به بعد، نامه و منشآت قاضی محی الدین را شامل می­شود. در آغاز نسخه، یادداشت تملک از مهدی قلی و یادداشت دیگری درباره کتاب و مؤلف به خط سعید نفیسی آمده است. با توجه به نوع خط کتابت نسخه، احتمالاً تاریخ کتابت آن مربوط به قرن­ های یازدهم و دوازدهم است. این نسخه در تصحیح نامه نامی به عنوان نسخه اساس مورد استفاده قرار گرفته است ( ر. ک. دانش پژوه و علمی انواری، 1348: 31/41).

ویژگی­های مهم رسم الخطی نسخه عبارتند از:

1-حذف «الف» فعل «است».

2-در واژگان مختوم به مصوت بلند «آ» در حالت اضافه، با همزه، ارتباط مضاف و مضاف الیه برقرار گردیده است.

3-چسباندن حرف اضافه «به» به اسم پس از آن.

همزه­های پس از «الف» نیز که به حرف «ت» می چسبد و ما امروز به شکل «ئت» می نویسیم، بدون کرسی همزه به صورت «ء ت» آمده است.

4-حذف الف اسم اشاره «این» پس از حرف اضافه «در». مثل «درین».

5- نوشتن کلمه زیاد به صورت زیاده.

6- صفات مرکب در بیشتر موارد جدا نوشته شده است مثل عالی شأن و صواب نمای.

7- حرف گ بدون سرکش نوشته شده است.

8- املای کلمات به شیوه­ای قدیمی که امروز در زبان معیار غلط املایی محسوب می شوند مثل رقبت و طاب.

9-عدم رعایت واو معدوله در فعل خواستن که در زبان امروز به دو صورت خواستن و خاستن با دو معنی متفاوتبه کار برده می­شود.

 

7 – نسخه کتابخانه بنیاد خاورشناسی دوشنبه

این نسخه به شماره757  در کتابخانه بنیاد خاورشناسی شهر دوشنبه نگهداری می­شود. تاریخ کتابتنسخه سال 1064 و بدون نام کاتب است (دانش پژوه، 1358: 11/21).

8- نسخه اول دانشگاه لس آنجلس

این نسخه به شماره m595 در کتابخانه نسخه­های فارسی دانشگاه لس­آنجلس موجود است. تاریخ کتابت سده دهم و به خط نستعلیق است و نیمه دوم کتاب افتاده است (دانش پژوه و حاکمی، 1362 :11/ 87).

 9- نسخه دوم  دانشگاه لس آنجلس  

این نسخه به شماره m585 در کتابخانه نسخه­های فارسی دانشگاه لس­آنجلس وجود دارد. تاریخ کتابت سده 11و به خط نستعلیق است. آغاز و انجام نسخه افتاده است (دانش پژوه و حاکمی، 1362: 11/ 87).

10- نسخه کتابخانه ابوریحان بیرونی تاشکند

این نسخه به شماره 1882 در کتابخانه ابوریحان بیرونی بنیاد خاورشناسی فرهنگستان علوم آذربایجان در شهر تاشکند موجود است. نسخه به خط نستعلیق در سده 10و11 و عنوان شنگرف و جلد ربعی نوشته شده است (دانش پژوه، 1358: 9/ 159).

11- نسخه اول فرهنگستان علوم جمهوری ازبکستان

در مجموعه نسخه­های خطی فارسی فرهنگستان علوم جمهوری ازبکستان سه نسخه از نامه نامی با شماره­های متفاوتی وجود دارد که نسخه اول به شماره 4528 دارای 203 برگ است. تاریخ کتابت قرن 12 هـ.  ق است و انجام و آغاز نسخه افتاده است (سیمیوئوف، 1375: 5/268). 

12- نسخه دوم فرهنگستان علوم جمهوری ازبکستان

این نسخه به شماره 801 در اندازه 22× 14 س م با 220 برگ است. تاریخ کتابت سده 10 هـ. ق است.( سیمیوئوف، 1375: 5/31)

13 - نسخه سوم فرهنگستان علوم جمهوری ازبکستان

این نسخه به شماره3/286 و با اندازه 24×18س م در سده 11 هـ. ق  نوشته شده است (سیمیوئوف، 1375: 1 /30).

14- نسخه فرهنگستان علوم روسیه

این نسخه به شماره 2398b در موسسه خاورشناسی روسیه محفوظ است و آغاز  آن افتاده است (آکیموشکپنو همکاران، 1375: 442)

پنج نسخه دیگر از این اثر در سایت آقابزرگ بدین گونه معرفی شده است:

«تاشکند(153:4:1ش362تا366و182: 5 ش3771 و3770 ) و دیوان هند (ش2055) و آکادمی علوم آذربایجان (فهرست سلطانوف1224) و لنینگراد (فهرست ص567 و 581) و پاریس (ش2337 )و ملافیروز (فهرست رهاتسک) و موزه بریتانیا، ش10112 or و نشریه 689:4 (فهرست اونس ص 77) » (رک: www.Aghabozorg.ir).

 

نتیجه

سبک نثر تیموری در اکثر متون این دوره رو به سهولت و سادگی است. این ویژگی را می­توان در نامه نامی هم دید، هر چند نثر این اثر نیز همچون سایر آثار ترسلی این دوره گاهی مزین و مصنوع می شود. برخی ویژگی­های این اثر عبارتند از: استفاده از کلمات ترکی مغولی، ترکیبات عربی، جملات دعایی، کثرت لغات و عبارات عربی، القاب و عناوین سرشار از تعارفات که متناسب با شغل و منصب و پایه اجتماعی فرد مخاطب است،استشهاد به آیاث و احادیث، اشعار فارسی و گاهی عربی، کثرت واژگان دیوانی و واژه­های احترام­آمیز، وجه دعایی فعل فارسی هر چند بیشتر جملات دعایی عربی هستند، سجع­پردازی و بهره­گیری از انواع جناس، تشبیه، استعاره و.... اقسام مختلف نامه­ها از قبیل امثله، مناشیر، سلطانیات،اخوانیات، تسلیت نامه­ها، فتح نامه ها، نشان­ها و... .

نامه نامی علاوه بر ارزش ادبی می­تواند در زمینه­های سیاسی و تاریخی مثل تاریخ جنگ­ها، شناخت اماکن جغرافیایی، آشنایی با سایر حرف و موقعیت اجتماعی صاحبانشان در جامعه و... اطلاعات مفیدی در اختیارخوانندگان قرار دهد.

 

 

 

صفحه آغاز نسخه مجلس اسلامی به شماره9667

 

 

صفحه آغاز نسخه کتابخانه مینوی به شماره 3462

 

 

 

 

 

صفحه آغاز نسخه مجلس اسلامی به شماره317

منابع

1- آریان، قمر.(1362). کمال الدین بهزاد. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.

2- آکیموشکپن،اد،اف و همکاران.(1374). فهرست نسخه­های خطی فارسی موسسه خاورشناسی فرهنگستان علوم روسیه. ترجمه عارف رمضان. تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

3- افشار، ایرج؛ دانش پژوه، محمدتقی. (1348). نسخه خطی نشریه کتابخانه مرکزی و  اسناد دانشگاه تهران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

4- ------. (1353). نسخه خطی نشریه کتابخانه مرکزی و  اسناد دانشگاه تهران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

5- ------. (1369). فهرست نسخه های خطی کتابخانه ملی ملک. با همکاری احمد منزوی و سید محمد باقر حجتی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

6- اوحدی بلیانی،تقی الدین محمد.(1389). عرفات العاشقین و عرصات العارفین، تصحیح ذبیح الله صافکاری و آمنه فخر احمد. تهران: میراث مکتوب.

7- براون، ادوارد. (1339). از سعدی تا جامی. ترجمه علی اصغر حکمت. تهران: ابن سینا.

8- جداری کریمیان، عباس. (1389). «خواندمیر». کتاب ماه تاریخ و جغرافیا. ش 144:76.

9- حبیبی، عبدالحی. (1324). «خواندمیر هروی». آریانا، ش8-7 :357- 351.

10- خبرزاده، علی. (1370). نثر پارسی در آیینه تاریخ. تهران: آموزش و پرورش انقلاب اسلامی.

11- خطیبی، حسین. (1375). فن نثر در ادب فارسی. تهران: زوار.

12- خواندمیر، غیاث الدین. (1333). تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد البشر. مقدمه جلال الدین همایی. تهران: خیام.

13- --------------. (1355). دستور الوزرا. تصحیح و مقدمه سعید نفیسی. تهران: اقبال.

14- -------------. (1370). تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی. تصحیح محمدعلی جراحی. تهران: گستره.

15- --------------. (1372). مآثر الملوک. تصحیح میرهاشم محدث. تهران: خدمات فرهنگی رسا.

16- --------------.(1378). مکارم الاخلاق. تصحیح محمد اکبر عشیق. تهران: آئینه میراث.

17- دانش پژوه، محمدتقی؛ علمی انواری، بهاء الدین. (1340). نسخه خطی نشریه کتابخانه مجلس شورای اسلامی. تهران:  انتشارات دانشگاه تهران.

18- --------------. (1358). نسخه خطی نشریه کتابخانه مرکزی و  اسناد دانشگاه تهران، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

19- -------------؛ اسماعیل حاکمی. (1362). نسخه خطی نشریه کتابخانه مرکزی و  اسناد دانشگاه تهران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

20- درایتی، مصطفی.(1389). فهرست واره دست نوشته های ایران. تهران: کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

 21- سیمیوئوف آ،آ. (1375). مجموعه نسخه خطی فارسی فرهنگستان علوم جمهوری ازبکستان. ترجمه عارف رمضان. تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.

22- شمشیرگرها، محبوبه. (1389). «سیری در ترسل و نامه نگاری». کتاب ماه ادبیات. ش 81:72-38.

23- صفا، ذبیح الله. (1373). تاریخ ادبیات در ایران. تهران:  فردوس.

24- فراهانی منفرد، مهدی. (1381). پیوند سیاست و فرهنگ در عصر زوال تیموریان و ظهور صفویان. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

25- قزوینی، محمد. (1363). بیست مقاله. تهران: دنیای کتاب.

26- قوام،ابوالقاسم. (1391). «اسلوب نوشتار نامه­های فارسی و توصیف طبقه بندی گونه نامه­ها». ادب. ش1: 61-49.

27- گلچین معانی، احمد. (1346الف). شهرآشوب در شعر فارسی. مشهد: امیرکبیر.

28- ------------.(1346ب). فهرست کتب خطی کتابخانه آستان قدس رضوی. مشهد: انتشارات اداره کتابخانه آستان قدس رضوی.