بررسی سراینده یازده رباعی دخیل مشترک در رباعیات خیام و حافظ با تکیه بر تاریخ نسخ و نکات سبکی و محتوایی

نویسندگان

چکیده

بسیاری از رباعیات منسوب به خیام در جای جای متون نظم فارسی به نام شاعران دیگر نیز ضبط شده ﺍست. این امر علاوه بر ایجاد تردید در مورد صحت انتساب رباعیات خیام، انتساب چنین رباعیاتی را به شاعران دیگر نیز دشوار ﻣﻰسازد. اختلاف در انتساب رباعیات تا حدی است که گاه برای یک رباعی نام هفت شاعر در منابع مختلف درج گشته است. بیش از یک سده است که پژوهشگران ایرانی و خارجی درباره صحت انتساب این قبیل رباعیات تحقیق کردهﺍند اما ضرورت پژوهشﻫﺎی بیشتر در این زمینه همچنان به قوت خود باقی است. با این که صحت انتساب رباعیات منسوب به حافظ هم پیشتر به وسیله‌ استادانی چون مسعود فرزاد، محمدامین ریاحی و دیگران مورد تحقیق قرار گرفته، هنوز راهی طولانی پیش روی پژوهشگران این حوزه برای تحصیل واقعیت وجود دارد. در مقاله‌ حاضر با مطالعه یازده رباعی که هم به خیام و هم به حافظ منسوب شده، صحت انتساب این رباعیات به دو شاعر بررسی و نقد شده است. پس از ذکر محل و تاریخ انتساب رباعیﻫﺎ به هر یک از دو شاعر، به سبک شناسی زبانی و سابقه تاریخی رباعیات و سنجش مضمون آنﻫﺎ با مضامین رباعیات اصیل خیام پرداخته شده، در نهایت با رد تعلق آنﻫﺎ به خیام و حافظ، انتسابشان به شاعری دیگر بیان شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Investigating Eleven Common Quatrains in Kahyam’s and Hafiz’s Quatrains based on the Date of Manuscripts and Stylistic and Thematic Points

نویسندگان [English]

  • T Saderi
  • A Vahed
  • M Ma’dankan
چکیده [English]

Many ascribed quatrains to Khayam in various Persian versed texts have been recorded under the name of other poets. In addition to creating doubt about the validity of ascription of Khayam’s quatrains, this also makes the ascription of such quatrains to other poets difficult. The discrepancy about the ascription of such quatrains is so that sometimes seven poets are mentioned for a quatrain in different sources. It is more than a century that Persian and foreign scholars have studied about the validity of ascribing such quatrains but the need for more researches still remains. Though the validity of ascribing the quatrains attributed to Hafiz has been investigated before by scholars like Masoud Farzad, Mohammadamin Riahi and others, there is still a long way before researchers in this field for reaching reality. Studying eleven quatrains which have been ascribed to both Hafiz and Khayam, this article aims to explore the validity of such ascription to the two poets. After mentioning the place and date of ascribing the quatrains to each of the poets, the linguistic stylistics and history of these quatrains are discussed and their theme is evaluated comparatively with the theme of authentic quatrains of Khayam. Finally, refuting their ascription to both Khayam and Hafiz, their ascription to another poet is proposed.

کلیدواژه‌ها [English]

  • quatrains
  • Khayam
  • Hafiz
  • paleography
  • Stylistics

1- مقدمه

با این که رباعیات منسوب به حکیم عمر خیام (515/513- 439 هـ .ق.) جایگاه خاصی میان اهل ادب دارد و اندیشة خیامی موجود در آ‌ن‌ها از سوی پژوهشگران معاصر به عنوان مکتبی فکری شناخته شده است و تأثیرات آن اندیشه در آثار شاعران پس از خیام مورد مطالعه قرار گرفته است، ابهام در صحت انتساب بسیاری از این رباعیات از میان نرفته است. چناﻥکه ﻣﻰدانیم نخستین اثری که از خیام به عنوان شاعر یاد کرده، خریدة القصر (572ق) عمادالدین اصفهانی است که حدود شصت سال پس از وفات خیام تحریر شده است؛ البته هیچ شعر فارسی از خیام در آن منبع نیامده و تنها قطعهﺍی به عربی از وی ذکر شده است. شاید بتوان گفت نخستین کسی که یک رباعی به نام خیام ضبط کرده، امام فخر رازی (ﻓ 606 هـ .ق.) است که در تفسیر «التنبیه علی بعض الاسرار المودعة فی بعض سور القرآن العظیم»، رباعی با مطلع «دارنده چو ترکیب طبایع آراست» را در خلال متن عربی تفسیر خود به نام عمر الخیام نقل کرده است. البته کتابت نسخهﻫﺎی خطی اثر مذکور سالﻫﺎ پس از تاریخ تصنیف آن انجام پذیرفته است و با فرض عدم دخالت کاتبان در متن اثر ﻣﻲتوانیم بگوییم قدیمیﺗﺮین رباعی که تا به حال به نام خیام یافته شده، متعلق به حدود هشتاد سال پس از مرگ وی است.

در این میان رباعیاتی به خیام منسوب شده که در آثار معاصر وی بدون ذکر نام قائل آمده است و تعلق آنﻫﺎ به خیام محل تردید است. از آن جمله است: رباعی با مطلع «آن را که به صحرای علل تاختهﺍند» با اختلاف در بیت اول در سراج السائرین (513 هـ .ق.) نوشتة شیخ احمد جام، رباعی با مطلع «آرند یکی و دیگری بربایند» در رسالة عینیه (520 هـ .ق.) احمد غزالی، بیت دوم رباعی با مطلع «عشقی به کمال و دلربایی به جمال» در تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار (پس از520 هـ .ق.) رشیدالدین میبدی، سه رباعی در کتاب روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح (پیش از 534 هـ .ق.) نوشتة شهاب الدین احمد سمعانی، بیت دوم رباعی «آن را منگر که ذوفنون آید مرد» در کلیله و دمنه (540-538ق) نصرالله منشی، چهار رباعی و بیت دوم رباعی با مطلع «مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان» در سندبادنامه (560-556 هـ .ق.) ظهیرالدین سمرقندی. همة این رباعیﻫﺎ بعدها به خیام منسوب شده ﺍست. علاوه بر این، بسیاری از رباعیات منسوب به خیام را نیز ﻣﻲتوان در سفینهﻫﺎ، جنگﻫﺎ، تذکرهﻫﺎ، کتاب‌های تاریخی و حتی در دیوانﻫﺎی شاعران مختلف یافت که به نام شاعران دیگر ضبط شده ﺍست. گاهی این اختلاف در انتساب رباعیات تا حدی است که برای یک رباعی نام هفت شاعر در منابع مختلف درج گشته است.

 

2- سابقة بررسی رباعیات خیام

نخستین کسی که کوشید به طور جدی و علمی این مسأله را مطرح کند، والنتین ژوکوفسکی (Valentin Zhukovsky) بود که در سال 1897 میلادی با انتشار مقالهﺍی تحت عنوان «رباعیات سرگردان»، 82 رباعی منسوب به خیام را در نسخ خطی و چاپی از اشعار 38 شاعر یافت و اظهار داشت که ﻧﻤﻲتوان در صحت انتساب رباعیات به خیام قاطع بود. پس از وی نیز افرادی چون آرتور کریستنﺳﻦ (Arthur Christensen)، حسین دانش، محمدعلی فروغی، مجتبی مینوی و جلال الدین همایی نظریة او را تأیید کردند و تحقیقاتی در این زمینه انجام دادند.

واضح است که بدون عنایت به مسائل نسخه شناسی، سبک شناسی، نکات دستوری، محتوایی و تاریخی، اظهار نظر دربارة یک اثر بی نقص نخواهد بود. بررسی دو تن از استادان دانشگاه شیراز و هرمزگان دربارة کارنامة خیام پژوهی بین سالﻫﺎی 1300 تا 1380 هـ .ق. نشان ﻣﻲدهد که بیش از 425 عنوان مقاله و 70 عنوان کتاب دربارة اندیشه و آثار خیام نوشته و چاپ شده است (ر.ک. حسنﻟﻰ و حسام‌پور 1388: 119 و 111). کثرت این تعداد بیانگر دو نکتة اساسی است:

نخست اینﻛﻪ وجود رباعیات منسوب به خیام در ادب فارسی و مشاهدة تأثیر آنﻫﺎ در آثار شاعران پس از خیام آن قدر با اهمیت است که توجه بسیاری از پژوهشگران ادبی را به خود جلب کرده است؛ دیگر آﻥکه هیچ کتاب یا مقالهﺍی تاکنون نتوانسته ادعای اتمام پژوهش را ولو در حوزهﺍی از خیام پژوهی بکند و گمان ﻣﻲرود تا سالﻫﺎ روند پژوهش در مورد آثار خیام همچنان ادامه داشته باشد. در کنار این واقعیتﻫﺎ نباید کتمان کرد که بسیاری از آثار پژوهشگران ذوقی یا تکراری است و قابلیت ارجاع و استناد علمی ندارد.

 

3- روش پژوهش در بررسی صحت انتساب رباعیات منسوب به خیام

در این پژوهش با وجود آثار ارزشمند برخی از محققان پیشین و گسترة وسیع متون نظم فارسی، برای بررسی رباعیات منسوب به خیام، لازم دیده شده تا علاوه بر بهرﻩمندی از آن تحقیقات و امانتﺩاری در ارجاع به آن‌ها، نکات جدیدی مطرح شود. از میان 1271 رباعی گردآمده که در کتاب‌ها و نسخه‌های متعدد به نام خیام درج گردیده، چهل و یک رباعی را به حافظ نیز منسوب یافتیم. با شناسایی محل انتساب آن رباعیات، یازده رباعی که به لحاظ تاریخ نسخ، تقدم انتساب و سبک و مضمون انتساب آن‌ها به خیام و حافظ ضعیف بلکه غیرمحتمل دانسته شده، در این مقاله عرضه گردیده است. اگر این رباعیات در کتاب‌های دیگر به نام سرایندگان دیگری نیز آمده بود، حتی المقدور نوشته شده است. با بررسی محل انتساب آنﻫﺎ به یک نتیجة تحلیلی در انتساب رباعیات مذکور رسیدهﺍیم.

 

4- نسخ مورد استناد در گردآوری رباعیات خیام و حافظ

در گردآوری رباعیات منسوب به خیام نخست به منابعی رجوع شده که اطلاع کافی در مورد نحوة گزینش رباعیات خیام دادهﺍند. پس از جمع آوری تک تک رباعیات از منابع چاپی، با توجه به ارجاع آنﻫﺎ به نسخ خطی حاوی آن رباعیات، به تطبیق ارجاعات در منابع مختلف پرداخته شده تا به وجود یک رباعی در یک نسخة خاص اعتماد حاصل شود. پس از آن تا جایی که امکان دسترسی به تصویر یا مجموعة چاپ شدة برخی از نسخ خطی بوده، سعی گردیده تا با رجوع به آن منابع ارجاع به منبع اصلی در متن آورده شود. نسخ مورد استفاده برای رباعیات خیام در این مقاله به همراه تاریخ تعلق آثار در جدول1 آمده است.

جدول1. نسخ مورد استناد برای رباعیات منسوب به خیام

نسخ خطی

فرهادمیرزا (852)1، طربخانه (867)، پیر پاسکال (قرن نهم به بعد)، نخجوانی (قرن نهم به بعد)2، محفوظ الحق (911)، پاریس (934)3، پاریس (947)3، بریتانیا (977)3، پرتو بیضایی (قرن نهم یا دهم)1، روزن (قرن دهم)، بودلیان (قرن دهم)3، لنینگراد (قرن دهم)3، حیدرآباد (قرن دهم)4، برلینII (قرن دهم به بعد)3، بریتانیا (1033)3، برلین (1058)3، بریتانیا (1079)3، حیدرآباد (قرن یازدهم)4.

چاپ سنگی

کلکتهI (1252)3، کلکتهII (1252)3، کلکتهIII (1252)3، ریاﺽالعارفین (1264)، لکهنو (1300)3، سنپترزبورگ (1306)3، بمبئی (1307)3، لکهنو (1312)، استانبول (1319)3.

چاپ سربی و جدید

فیتز جرالد، نیکلا، وینفیلد، کریستنﺳﻦ، تامسون، دانش، هدایتI و II، فروغی، تیرتها، برتلس، ملحقات طربخانه، یکانی، فولادوندI و II، دانشفر، میرافضلی.

برای گردآوری رباعیات حافظ از چند دیوان چاپی او که به نسخ مستفاد در آن دیوان ارجاع داده بودند، استفاده شده است. ازجمله خلخالی (1306)، پژمان (1318)، قزوینی- غنی (1320)، انجوی شیرازی (1346)، جلالی- نذیر (1352 و 1350)، فرزاد (1350)، ناتل خانلری (1362)، عیوضی (1385)، نیساری (1386).

 

5- سبک شناسی خیام و حافظ

بهار در توصیف سبک یک شعر می‌نویسد: «مراد از سبک شعر بحث کردن در کیفیات فکری و طرز فکر شاعر و ادای خیالات و تفکرات به طرز مخصوص و استعمال لغات و ترکیبات خاص برای بیان مقاصد فوق است؛ در واقع سبک هر نویسنده را از جمله بندی و استعمال الفاظ و رعایت قواعد ادبی باید تشخیص داد» (بهار، 1334: 46).

از این روی برای شناسایی سبک زبانی رباعیات خیام، پنجاه رباعی از متون و نسخ قرن هفتم و هشتم انتخاب شد.5 این رباعیﻫﺎ با در نظر گرفتن تشابهات سبکی و زبانی، قدمت انتساب، عدم تردید در انتساب به غیر، کثرت تکرار در نسخ و مجموعهﻫﺎی رباعیات خیام، اعتماد به متون و نسخ خطی و تناسب مضمون با اندیشة عمر خیام در متون منثوری که محققاً متعلق به وی است، از کتاب‌های التنبیه، مرصادالعباد، نزهة المجالس، لمعة السراج، اقطاب القطیبة، نخبة الشارب، مسالک الممالک، تاریخ جهانگشا، تاریخ وصاف، مونس الاحرار، مجموعه اشعار و مراسلات لالااسماعیل، جنگ خطی مجلس و جنگ اشعار قرن هشتم مستفاد فروغی- غنی گزینش شد.

با اعتماد به این پنجاه رباعی که در صحت انتساب آن‌ها به خیام تردیدی وجود ندارد، نظر محققانی چون فروغی، هدایت، مینوی، یکانی و فولادوند در باب خیام مطالعه گردید و با آن رباعیات سنجیده شد. نهایتاً سبک رباعیات اصیل خیام در سه سطح زبانی، ادبی و فکری به شکل ذیل ویراسته و جمع بندی شد:

در سطح زبانی:

1- ساده، روان، پخته، درست، موجز6

2- عاری از آرایش، لفاظی، چرب زبانی و عربی مآبی. 7

3- اربعة الارکانی. 8

در سطح ادبی:

1- فصیح و بلیغ، استوار، شیرین و روشن9

2- عاری از هرگونه تکلف و سستی.

در سطح فکری:

1- دارای معانی لطیف، دقیق و بدیع10

2- عاری از هزل، موعظه، خطابه، عرفان، مدح و ذم اشخاص، تضرع و زاری از فراق یا شادی از وصال.

لطف الله یارمحمدی به وجود سه عنصر «توصیف، توصیه و تعلیل» در رباعیات خیام اشاره کرده است (یارمحمدی، 1371: 6). برای دریافتن درون مایة اصلی رباعیات نیز با طبقه بندی دقیق آن رباعیات و با توجه به نظر محققان مذکور، مضامین ذیل به دست آمد:

1- سؤال از مرگ و یادکرد آن (توصیف)

2- اعتقاد به نوعی تناسخ (توصیف)

3- شکایت از دنیا و اشاره به ﺑﻲوفایی آن، روایت تراژدی زندگی بشر (توصیف)

4- شادی طلبی و اغتنام فرصت (توصیه)

5- مدح شراب یا دعوت به باده نوشی (توصیه)

6- جبرگرایی و بدبینی (تعلیل)

7- بینش فلسفی در حل معمای جهان و اظهار تردید و اقرار به عجز (تعلیل).

با توجه به دقت و وسواس به کار رفته در گزینش و بررسی رباعیات، ﻣﻲتوان در صحت انتساب آن دسته از رباعیاتی که فاقد شرایط سبکی و مضمونی یاد شده نیستند، تردید کرد.

در مورد سبک اشعار حافظ، مرتضوی ﻣﻲنویسد: «شعر حافظ جامع بلندی معنی و عمق تأثر و لطافت مضمون(محاسن معنوی شعر) و ظرافت و زیبایی مفردات و کلمات و اعجاز در ترکیب کلام و مصنوعیت بی تکلف(محاسن لفظی و ظاهری شعر) و ابهام و ایهام(محاسن لفظی و معنوی شعر) است» (مرتضوی، 1344: 3). البته رباعیات حافظ کاملاً دربردارندة خصوصیات غزلﻫﺎی وی نیست. هرچند احتمال دارد رباعیات ضعیف منسوب به حافظ از آن خود او نباشد ولی ﻧﻤﻰتوان انکار کرد که در میان غزلﻫﺎی حافظ نیز برخی ابیات سست یافته ﻣﻰشود.

نکتهﺍی که در بررسی رباعیات مشترک خیام و حافظ نباید از یاد برد این است که خیام پیشة شاعری نداشته و ازین روست که در سرودهﻫﺎی وی اندیشة منسجم و یک خط فکری را ﻣﻰتوان دنبال کرد اما حافظ یک شاعر حرفهﺍی بوده و حتی امکان دارد تعداد سرودهﻫﺎیش بیش از اشعار موجود بوده و او خود بخشی را از بین برده باشد. یک شاعر در طول مدت عمرش جریانﻫﺎی مختلف فکری ﻣﻰیابد؛ یکی را مدح ﻣﻰکند و پس از چند سال همان فرد را هجو ﻣﻰنماید. در جوانی در پی عیش و عشرت ﻣﻰرود و در پیری برای توبه موعظه ﻣﻰکند. گاه از فراق ﻣﻰگرید و گاه از وصال ﻣﻰخندد. اینﻫﺎ مسائلی است که در تمیز بین سرودة یک شاعر و یک فیلسوف باید لحاظ شود.

 

6- بررسی رباعیات مشترک

در این بخش یازده رباعی که هم به خیام و هم به حافظ منسوب شدهﺍست، ذکر گشته و ذیل هرکدام، نخست محل انتساب به خیام و سپس محل انتساب به حافظ و احیاناً شاعر دیگر آمده است. سپس هر رباعی تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی شده و در نهایت نتیجة تحلیل بیان شده است.

آمد سـحری ندا ز میخانة ما
برخیز کـه پر کنیم پیمـانه ز می

 

کای رند خراباتی دیـوانـة ما
زان پیش که پر کنند پیمانـة مـا

1)

 

نسخ خطی خیام

فرهادمیرزا (852)، نخجوانی (قرن نهم به بعد)، بریتانیا (977)، پرتو بیضایی (قرن نهم یا دهم)، بودلیان (قرن دهم)، لنینگراد (قرن دهم)، برلین (1058)، بریتانیا (1079)، برلین II(قرن دهم به بعد).

چاپ سنگی

کلکتهI (1252)، کلکته III(1252)، لکهنو (1300)، سنپترزبورگ (1306)، بمبئی (1307)، لکهنو (1312)، استانبول (1319).

چاپ سربی و جدید

فیتز جرالد، نیکلا، وینفیلد، تامسون، دانش، هدایتI، تیرتها، ملحقات طربخانه، یکانی، فولادوندII.

انتساب به شاعر دیگر

وفایی آن را از نسخة نورعثمانیه (844 هـ .ق.) و مجلس شورا (850 هـ .ق.) جزء رباعیات سلمان ساوجی (و 709، ﻓ 778 هـ .ق.) آورده است. در چاپ اوستا (1337هـ .ش.) هم این رباعی احتمالاً از روی نسخة گلچین معانی (808 هـ .ق.) نقل شده است؛ در آتشکدة آذر (1193 هـ .ق.)، نتایج الافکار (1258هـ .ق.) و مجمع الفصحا (1284هـ .ق.) هم به نام سلمان ساوجی آمده است (سلمان ساوجی، 1389: 537 و 1337: 547؛ بیگدلی آذر، 1340: 3 /1134؛ گوپاموی، 1387: 382؛ هدایت، 1339: 4 /37).این رباعی در دیوان سلمان چاپ منصور مشفق (سلمان ساوجی، 1336) وجود ندارد.

محسن فرزانه این رباعی را در حاشیة جنگ خطی اشعار نظامی گنجوی، مورخ 852 هـ .ق.، محفوظ در کتابخانة ملی پاریس، به نام خیام مضبوط دیده است (فرزانه، 1353: 17). لازم به ذکر است که تاریخ مذکور مربوط به خود جُنگ است و حاشیه را شامل نمی‌شود.

مسعود فرزاد آن را در یک منبع که از آن نام نبرده، به نام حافظ یافته است (فرزاد، 1350: 174).

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

با این که تقدم انتساب رباعی به سلمان ساوجی نسبت به خیام حدود شش سال است (بدون در نظر گرفتن نسخة گلچین معانی) اما نزدیکی نسخة مذکور به عصر حیات سلمان و قیاس آن با فاصلة عصر خیام و نسخ رباعیات وی، انتساب آن را به سلمان ساوجی قابل اعتمادتر نشان می‌دهد و انتساب آن به حافظ ضعیف است.

شعر ساده، پخته، استوار و شیرین است. عبارت «پر کردن پیمانة عمر» شاعرانه است و متداعی بیت «چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ/ پیمانه که پر شود چه بغداد و چه بلخ» از یک رباعی دیگر منسوب به خیام است. کاربرد عبارت «رند خراباتی» جای تأمل دارد زیرا این ترکیب در اشعار حافظ و معاصران وی نمود بیشﺗﺮی داشته است. به نظر ﻣﻲرسد میخانهﺍی که سحرگاه باز باشد و به مستان کویش ندا دهد، ایشان را به نوشیدن شراب آسمانی دعوت کند. بر اساس آن چه از رسم میخانهﻫﺎ در ادبیات شنیدیم و خواندهﺍیم، برای بادة صبوح که رافع خمار غبوق بود به میخانه مراجعه ﻧﻤﻲکردند و زمان کار خرابات از اول شب تا نیمهﻫﺎی آن بوده است. در بیت «می خور که منادی سحرگه خیزان/ آوازة اشربوا در ایام افکند» نیز همین نکته قابل مشاهده است. بنابراین با عنایت به واژگان «رند و خراباتی و دیوانه» و با توجه به معنی باطنی رباعی، ﻣﻲتوان آن را جزء رباعیات قلندرانه به حساب آورد.

 

نتیجة تحلیل

با توجه به این که تاریخ انتساب رباعی به خیام، به پیش از قرن نهم ﻧﻤﻲرسد و بعید است که خیام رباعی قلندرانه بسراید لذا انتساب رباعی به سلمان ساوجی اقوی دانسته می‌شود.

 

عیب است بزرگ برکشیدن خود را
از مردمـک دیـده ببـاید آمـوخـت

 

وز جملة خـلق برگزیدن خود را
دیدن همه کس را و ندیدن خود را

2)

 

انتساب به خیام

تیرتها این رباعی را در یک نسخة قرن یازدهم برلین به نام خیام یافته است (Tirtha, 1941: 289).

 

انتساب به شاعر دیگر

 این رباعی در انیس الوحدة و جلیس الخلوة (750-730 هـ .ق.) بدون ذکر نام پس از غزلی از سعدی آمده است (حسنی اصفهانی، 1391: 93). گمان ﻣﻲرود نظر نویسنده بر تعلق رباعی به سعدی بوده است هر چند در کلیات سعدی مصحَّح فروغی یافته نشد.

در بیاض تاج الدین احمد وزیر (782 ق) بدون ذکر نام قائل آمده است (تاج الدین احمد وزیر، 1381: 2 /309).

این رباعی در مجمع الفصحا و ریاض العارفین به نام خواجه عبدالله انصاری (481- 396 هـ .ق.) آمده است (هدایت، 1336: 1 /135و 1316: 51) و در مواعظ و نصایح خواجه عبدالله انصاری نیز آمده است (عبدالله انصاری، 1273: 25-24).

در نسخ ذیل جزء رباعیات باباافضل (666- 582 هـ .ق.) آمده است (افضل‌الدین کاشانی، 1363: 91 و 1351: 6):

سفینه (قرن دهم)،  مدرسة سلطانی (1215هـ .ق.)، مدرسة ناصری (1259هـ .ق.)، کتابخانة سلطنتی (1259هـ .ق.) و جنگ تبریز (1346هـ .ق.).

در نسخة پاریس (934 هـ .ق.) موسوم به «رباعیات طیب»11 به شمارة 423 درج شده است (Tirtha, 19471: 289).

در چاپ خلخالی (1306) و پژمان (1318) جزء رباعیات حافظ آمده است (حافظ، 1306: 345؛ فرزاد، 1350: 173).

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

انتساب رباعی بابا افضل پیش از انتساب آن خواجه عبدالله انصاری، خیام و حافظ صورت گرفته است. با توجه به تاریخ تحریر انیس الوحده، نتساب آن به حافظ مردود است. رباعی ساده و بی آرایش است و به اشعار قرن پنجم نزدیک است. مضمون آن موعظه است و با سرودهﻫﺎی خواجه عبدالله و باباافضل تناسب بیشﺗﺮی دارد.

 

نتیجة تحلیل

انتساب این رباعی به خیام ضعیف و به حافظ مردود است. رباعی متعلق به خواجه عبدالله انصاری یا افضل کاشانی است.

 

از باد صبـا دلم چو بوی تو گرفت
اکنون ز منـش هـیـچ نمی آید یاد

 

ما را بگذاشت‌ جست‌وجوی تو گرفت
بوی تو گرفته بود و خوی تو گرفت

3)

 

نسخ خطی خیام

محفوظ الحق (911)، بودلیان (قرن دهم)، لنینگراد (قرن دهم)، بریتانیا (1033)، برلین (1058)، بریتانیا (1079).

چاپ سنگی

کلکتهI (1252)، کلکته III(1252)، لکهنو (1300)، بمبئی (1307)، لکهنو (1312)، استانبول (1319).

چاپ سربی و جدید

وینفیلد، تامسون، تیرتها.

انتساب به شاعر دیگر

این رباعی در تذکرة هفت اقلیم (1010هـ .ق.) به نام فخرالدین مبارکشاه (ﻓ 602 هـ .ق.)12 درج شده است (رازی، 1340: 2/ 12؛ نیز ر.ک. مبارکشاه، 1381: 144).

در ریاض الشعرا (1162 هـ .ق.) و چاپ پژمان (1318 هـ . ش.) از دیوان حافظ جزء رباعیات وی آمده است (واله داغستانی، 1384: 1/623؛ فرزاد، 1350: 190).

در مجموعة سخنان منظوم ابوسعید نیز از منابع ذیل به نام ابوسعید ابوالخیر (ﻓ 440 هـ .ق.) درج شده است (نفیسی، 1350: 23):

مشیخة خاندان سعدالدین حموی (نیمة دوم قرن نهم و اوایل قرن دهم)، کشکول شیخ بهایی (پیش از 1030 هـ .ق.)، بحرالعلوم (1209 هـ .ق.)، نسخة متعلق به صادق کیا (قرن سیزدهم)، هرمان اته (1878م)، منتخبات فارسی (1889م)، گلزار معرفت (1323 هـ .ق.)، منتخبات فارسیه (1324 هـ .ق.)، مقالة مولوی عبدالولی (1909م)، مجموعه رباعیات ابوسعید (1927م)، خیابان عرفان (1924-1927م)، رباعیات ابوسعید چاپ دهلی (1349 هـ .ق.).

در نسخة ایاصوفیا (706ق) جزء رباعیات اوحدالدین کرمانی (ﻓ 635ق) آمده است (اوحدالدین کرمانی، 1366: 301).

در آتشکدة آذر (1193ق) و تذکرة نتایج الافکار (1258ق) به نام درویش مقصود تیرگر هروی (قرن دهم)13  درج شده است (آذر بیگدلی، 1338: 2/ 774؛ گوپاموی، 1387: 677).

در برخی از نسخ قرن یازدهم، مجد همگر که مستفاد آقای احمد کرمی بوده، آمده است (مجد همگر، 1375: 676).

تیرتها این رباعی را علاوه به حافظ، فخرالدین مبارکشاه، ابوسعید و مقصود تیرگر، به باباافضل نیز منسوب دانسته است (Tirtha، 1941: 11). در سه مجموعة نفیسی، مینوی- مهدوی و فیضی از رباعیات باباافضل یافت نشد.

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

انتساب این رباعی به حافظ متأخر و انتساب به باباافضل ضعیف است. انتساب به مجد همگر و مقصود تیرگر نیز پس از انتساب به خیام انجام پذیرفته است. انتساب به ابوسعید و مبارکشاه پس از انتساب به اوحدالدین کرمانی صورت گرفته است. رباعیات اوحدالدین در نسخة ایاصوفیا با وجود یگانه بودن نسخه، دایرة وسیعی از رباعیات عرفانی را شامل ﻣﻲشود که قابل اعتناست. به لحاظ سبکی، شعر ساده، روان و زیباست. محتوای شعر مغازله است که از دایرة موضوعات رباعیات اصیل خیام خارج است.

 

نتیجة تحلیل

به لحاظ تقدم نسخ و به لحاظ محتوایی، انتساب این رباعی به اوحدالدین کرمانی اقوی است و بعید به نظر ﻣﻲرسد رباعی از آن دیگر شاعران مذکور باشد.

 

تیری‌که اجل کشد سـپرها هیچ‌ است
چنـدان که به روی کارها درنگـرم

 

وین ‌محتشمی ‌و سیم و زرها هیچ ‌است
نیکی است ‌که ‌نیک ﺍست ‌و دگرها هیچ ‌است

4)

 

نسخ خطی خیام

بریتانیا (977)، بودلیان (قرن دهم)، لنینگراد (قرن دهم)، بریتانیا (1033)، برلین (1058)، بریتانیا (1079).

چاپ سنگی

کلکتهI (1252)، کلکته III(1252)، سنپترزبورگ (1306).

چاپ سربی و جدید

نیکلا، وینفیلد، تامسون، تیرتها.

انتساب به شاعر دیگر

مصراع نخست رباعی در تاریخ وصاف (712-699 هـ .ق.) بدن ذکر نام قائل آمده است (شرف الدین شیرازی، 1269: 1 /24).

در بیاض تاج الدین احمد وزیر (782 هـ .ق.) بدون ذکر نام قائل پس از یک قطعه از فردوسی طوسی درج شده است (تاجﺍلدین احمد وزیر، 1381: 2 /138).

در دیوان کمال الدین اسماعیل (ﻓ 635 هـ .ق.) از نسخة قرن هفتم نفیسی درج شده است (کمال الدین اسماعیل، 1348: 904).

در دو نسخة ایاصوفیا (706 هـ .ق.) و مجموعة کتابخانة سلیمانیه در مجموعة رباعیات اوحدالدین کرمانی (ﻓ 635 هـ .ق.) درج شده است (اوحدالدین کرمانی، 1366: 306).

مسعود فرزاد این رباعی را تنها در دو نسخة لکهنو (1322هـ .ق.) و پژمان (1318) جزء رباعیات حافظ یافته و انتساب آن را به حافظ مردود دانسته است (فرزاد، 1350: 181).

در نسخ ذیل جزء رباعیات باباافضل آمده است (افضل‌الدین کاشانی، 1363: 98 و 1351: 20):

مدرسة سلطانی (1215هـ .ق.)، مدرسة ناصری (1259هـ .ق.)، کتابخانة سلطنتی (1259هـ .ق.).

 

نسخه بدلﻫﺎی مهم

مصراع نخست در بیاض تاج الدین: چون تیر قضا زند. در رباعیات کمال الدین و حافظ: چون تیغ زند اجل.

در رباعیات باباافضل جای دو مصراع نخست عکس هم است.

آغاز مصراع دوم در رباعیات کمال الدین: وین حشمت و جاه و مال.

مصراع سوم در بیاض تاج الدین: در نیک و بد جهان نظرها کردیم.

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

با توجه به تاریخ ولادت حافظ (727 هـ .ق.) هرگز ممکن نیست این رباعی سرودة وی باشد. هرچند تأخر انتساب به باباافضل، تعلق رباعی را بدو مردود ﻣﻲسازد اما ﻧﻤﻲتوان به نسخ قرن ده رباعیات خیام نیز اطمینان کرد. انتساب به کمال الدین اسماعیل و اوحدالدین کرمانی اقدم است. مصراع دوم معطوف مصراع نخست است. مصراع چهارم بسیار ضعیف سروده شده است. سیاق تعریف از حشمت و جاه و مال به سرودهﻫﺎی قبل از قرن هفتم ﻣﻰماند و به لحاظ سادگی در زبان به نظر ﻣﻲرسد رباعی سرودة عارفان یا واعظان اواخر قرن پنجم یا قرن ششم باشد. مصراع نخست جبرگرایانه است و در کل، مضمون رباعی موعظه است.

 

نتیجة تحلیل

به لحاظ تاریخ انتساب، تعلق رباعی به خیام، باباافضل و حافظ مردود است و به علت سادگی بیان آن، انتساب به کمال الدین نیز جای تردید دارد. به نظر ﻣﻲرسد رباعی متعلق به اوحدالدین کرمانی باشد.

 

خطی که فلک بر رخ دلخواه نوشت
خورشید خطی به بندگی می‌دادش

 

بر گل رقم بنفشـه بیگاه نوشت
کاغذ مگرش نبـود بر مـاه نوشـت

5)

 

 

انتساب به خیام

تیرتها آن را در نسخة قرن دهم حیدرآباد به نام خیام یافته است (Tirtha, 1941: 219).

انتساب به شاعر دیگر

این رباعی در مونس الاحرار (741 هـ .ق.) بدون ذکر نام قائل آمده است (جاجرمی، 1350: 2/ 1199).

در نزهة المجالس (658-649 هـ .ق.) به نام شرف الدین صالح بیلقانی (پیش از قرن هشتم) درج شده است (شروانی، 1366: 370).

فقط در چاپﻫﺎی لکهنو (1322هـ .ق.) و پژمان به نام حافظ آمده است (فرزاد، 1350: 189).

در نسخ ذیل جزء رباعیات باباافضل آمده است (افضل‌الدین کاشانی، 1363: 104 و 1351: 29):

مدرسة سلطانی (1215هـ .ق.)، مدرسة ناصری (1259هـ .ق.)، جنگ دانشگاه تهران (قرن دوازدهم)، کتابخانة سلطنتی (1259هـ .ق.).

در نسخة پاریس (934 هـ .ق.) موسوم به «رباعیات طیب» به شمارة 461 درج شده است (Tirtha, 1941: 219).

در دو نسخة ذیل جزء رباعیات مهستی گنجوی نیز آمده است:

نسخة مشترک کتابخانة ملک – ملی و نسخة آکادمی علوم آذربایجان (مهستی گنجوی، 1347: 34 و 1985: 5).

 

نسخه بدلﻫﺎی مهم

آغاز مصراع نخست در رباعیات مهستی: خط بین که فلک. در رباعیات باباافضل: حرفی که خطت بر لب.

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

انتساب رباعی به مهستی ضعیف و انتساب به حافظ مردود است. با توجه به نسخة پاریس (934 هـ .ق.) ﻣﻲتوان گفت انتساب به باباافضل و خیام در قرن دهم انجام گرفته است اما به نظر ﻣﻲرسد نوشتة نزهة المجالس درست بوده، رباعی متعلق به صالح بیلقانی باشد. واج آرایی حرف «خ» در مصراع ﻫﺎی فرد و حرف «ش» در مجموع چهار مصراع، تناسب «فلک، خورشید و ماه» و نکات بدیعی دیگر، حاکی از تصنع در ﺑﻪکارگیری صنایع لفظی است. توصیف لب و خط امردان و در کل مضامین عاشقانه جایگاهی در میان رباعیات اصیل خیام و افضل الدین کاشانی ندارد.

 

نتیجة تحلیل

انتساب به خیام، باباافضل و حافظ مردود است و رباعی متعلق به صالح بیلقانی است.

 

با مـردم نـیک بد ﻧﻤﻲباید بود
 مفتـون معاش خود ﻧﻤﻲباید شـد

 

در پـایـه دیو و دد ﻧﻤﻲباید بود
مغرور به فضـل خود ﻧﻤﻲباید بود

6)

 

نسخ خطی خیام

حیدرآباد (قرن یازدهم)، تیرتها آن را در نسخة رباعیات خیام، گردآوردة عبدالله بن علی البامی بن محمد، متعلق به سال 786 هجری که در سال 1171 هجری کتابت شده، یافته است (Tirtha، 1941: 109).

چاپ سنگی

لکهنو (1300)، بمبئی (1307)، لکهنو (1312)، استانبول (1319).

چاپ سربی و جدید

تامسون، تیرتها.

 

انتساب به شاعر دیگر

در نسخ ذیل جزء رباعیات حافظ آمده است (فرزاد، 1350: 209؛ حافظ، 1306: 344):

ب (نیمة اول قرن دهم)، ن (997) و ک متعلق به فرزاد (نیمة اول قرن یازدهم)، نسخة (1055 هـ .ق.)، لکهنو (1322هـ .ق.)، محمد قدسی (1322هـ .ق.)، خلخالی (1306)، پژمان (1318).

طالبیان و مدبّری از روی نسخ آکادمی شوروی (820 هـ .ق.)، ایاصوفیا (841 هـ .ق.) و چاپ همایون‌فرخ آن را جزء رباعیات عمادالدین فقیه کرمانی (ف. 772 هـ .ق.) آورده‌اند (عماد فقیه، 1380: 527).

نسخه بدل‌های مهم:

در حشو مصراع چهارم به جای «فضل» در رباعیات عماد فقیه «عقل» آمده است.14

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

در چنین مواردی تاریخ کتابت یک اثر، مهمﺗﺮ از تاریخ تعلق آن است زیرا ﻧﻤﻲتوان اثبات کرد که مورد دستﺑﺮد کاتبان قرار نگرفته است؛ بنابراین انتساب رباعی به خیام ضعیف است. انتساب آن به عماد فقیه پیش از حافظ انجام گرفته است. هر مصراع یک جملة ساده است و در کل به رباعیﻫﺎی سادة متعلق به برخی صوفیان شبیه است. مضمون رباعی موعظه و پند اخلاقی است.

 

نتیجة تحلیل

این رباعی از نظر سبکی و محتوایی از رباعیات اصیل خیام و حافظ فاصله دارد و با توجه به بررسی نسخ رباعی متعلق به عماد فقیه دانسته می‌شود.

 

یارب من اگر گناه بی حد کردم
چون بر کرمت وثـوق کلی دارم

 

بر جان جوانی و تن خود کردم
برگشـتم و توبه کردم و بد کردم

7)

 

نسخ خطی خیام

حیدرآباد (قرن یازدهم)، تیرتها آن را در نسخة رباعیات خیام، گردآوردة عبدالله بن علی البامی بن محمد، متعلق به سال 786 هجری که در سال 1171 هجری کتابت شده، یافته است (Tirtha، 1941: 273).

چاپ سنگی

لکهنو (1300)، بمبئی (1307)، لکهنو (1312)، استانبول (1319).

چاپ سربی و جدید

تامسون، عبدالله جودت، تیرتها.

انتساب به شاعر دیگر

نفیسی در مجموعهﺍی که در سال 1305 از برخی سفینهﻫﺎ گردآورده، آن را جزء رباعیات منسوب به ابوسعید یافته است (نفیسی، 1350: 59).

مسعود فرزاد آن را در یک منبع که از آن نام نبرده، به نام حافظ یافته است (فرزاد، 1350: 232).

 

نسخه بدلﻫﺎی مهم

آغاز مصراع دوم در سخنان منظوم ابوسعید: دانم به یقین که بر.

مصراع سوم در سخنان منظوم ابوسعید: از هرچه مخالف رضای تو بود.

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

انتساب رباعی به ابوسعید، خیام و حافظ ضعیف است.رباعی در سبک سرودهﻫﺎی سادة صوفیان قرن چهارم تا ششم است و هیچ تشابهی به سبک خیام ندارد.مضمون رباعی مناجات است.

نتیجة تحلیل

از جمله رباعیات سرگردانی است که در میان اشعار منسوب به ابوسعید و خیام و حافظ جای گرفته است. به لحاظ سبکی بعید نیست که از جمله رباعیاتی باشد که از زبان ابوسعید شنیده شده است.

برخیز و مخور غم جهان گذران
در طـبع جـهـان اگر وفایی بودی

 

بنشین و دمی به شـادمانی گذران
نوبت به تو خود نیامدی از دگران

8)

 

نسخ خطی خیام

طربخانه (867)، پیر پاسکال (قرن نهم به بعد)، محفوظ الحق (911)، پاریس (934)، پاریس (947)، روزن (قرن دهم)، بودلیان (قرن دهم)، بریتانیا (1033)، بریتانیا (1079).

چاپ سنگی

کلکتهI (1252)، کلکته III(1252)، ریاﺽالعارفین (1264)، لکهنو (1300)، سنپترزبورگ (1306)، بمبئی (1307)، لکهنو (1312)، استانبول (1319).

چاپ سربی و جدید

فیتز جرالد، نیکلا، وینفیلد، تامسون، دانش، هدایتI و II، فروغی، تیرتها، برتلس، یکانی، فولادوندI، دانشفر.

انتساب به شاعر دیگر

در دیوان کمالﺍلدین اسماعیل از نسخة قرن هفتم نفیسی درج شده است (کمالﺍلدین اسماعیل، 1348: 904). تیرتها نیز آن را در نسخة (1010هـ .ق.) از دیوان کمالﺍلدین دیده است (Tirtha, 1941: 202). در آتشکده نیز به نام وی ضبط شده است (آذر بیگدلی، 1340: 3 /1006).

در نسخة قریون اوغلو (نیمة قرن نهم) جزء رباعیات حافظ آمده است (حافظ، 1362: 1113).

در نسخة (869 هـ .ق.) تاریخ گزیده (730 هـ .ق.) بدون ذکر نام قائل آمده است (حمدالله مستوفی، 13339: 102).

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

با توجه به نسخة قرن هفتم دیوان کمال الدین اسماعیل، امکان تعلق این رباعی به حافظ وجود ندارد و اگر در نسخ نزدیک به زمان تصنیف تاریخ گزیده ﻣﻰآمد، دلیلی دیگر بر عدم امکان تعلق رباعی به حافظ بود. انتساب به خیام در قرن نهم انجام گرفته است. کثرت نسخهﻫﺎی خیام حاوی این رباعی ﻣﻲتوانست دلیلی بر قوت انتساب به او باشد لکن انتساب آن بهکمال الدین اسماعیل اقدم است. غنیمت دانستن دم یکی از موضوعات عمده در رباعیات خیام است و استفاده از واژة «دم» در بیش از شصت رباعی منسوب به خیام مشهود است. رباعی ساده و پخته است و در حدّ رباعیات اصیل خیام است. از حیث محتوا به بی وفایی دنیا اشاره دارد و به شادی طلبی توصیه ﻣﻲکند.

 

نتیجة تحلیل

رباعی به لحاظ سبکی و محتوایی به سرودهﻫﺎی اصیل خیام نزدیک است اما تقدم نسخة کمالﺍلدین اسماعیل قابل توجه است. اگر این رباعی در مجموعهﺍی متعلق به قرن هفتم نیز به نام خیام ﻣﻲآمد، ﻣﻲتوانستیم انتساب به کمالﺍلدین اسماعیل را رد کنیم اما اکنون تنها چنین ﻣﻲتوان گفت که احتمالاً کمالﺍلدین این رباعی را خیامانه سروده است.

 

آن جام طرب شـکار بر دسـتم نه
وآن می که چو ز نجیر بپیچد بر خود

 

وآن ساغر چون نگار بر دستم نه
دیوانه شـدم بـیـار بر دسـتـم نـه

9)

 

نسخ خطی خیام

طربخانه (867)، نخجوانی (قرن نهم به بعد)، بریتانیا (1033).

چاپ سنگی

لکهنو (1300)، سنپترزبورگ (1306)، بمبئی (1307)، لکهنو (1312)، استانبول (1319).

چاپ سربی و جدید

نیکلا، وینفیلد، تامسون، تیرتها، یکانی.

انتساب به شاعر دیگر

این رباعی در نزهة المجالس (کتابت در731 هـ .ق.) به نام کمال الدین اسماعیل (ﻓ 635 هـ .ق.) درج شده است (شروانی، 1366: 184). در دیوان کمال نیز از نسخة قرن هفتم نفیسی درج شده است (کمال الدین اسماعیل، 1348: 910).

در مونس الاحرار (741 هـ .ق.) نیز به نام کمال الدین اسماعیل آمده است (جاجرمی، 1350: 2/ 1174).

در نسخ ذیل جزء رباعیات حافظ آمده است (فرزاد، 1350: 252-251) (حافظ، 1320: 384؛ 1362: 2 /1111):

خلخالی (827 هـ .ق.)15، ب متعلق به فرزاد (نیمة اول قرن دهم)، لکهنو (1322 هـ .ق.)، محمد قدسی (1322هـ .ق.)، پژمان.

 

نسخه بدلﻫﺎی مهم

آغاز مصراع نخست در طربخانه: آن بادة خوشگوار. در چاپ نیکلا: ساقی می خوشگوار.

آغاز مصراع دوم در چاپ نیکلا: وان بادة.

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

به علت آمدن این رباعی در نزهة المجالس و مونس الاحرار ممکن نیست سرودة حافظ باشد و بیش از یک قرن پیش از انتساب به خیام، به نام کمالﺍلدین اسماعیل آمده است. بنابراین به لحاظ بررسی نسخ، انتساب آن به کمالﺍلدین اسماعیل اقدم است.سه مصراع نخست تشبیهاتی از می است. بیت دوم سادگی اشعار قرون چهارم و پنجم را دارد.مضمون رباعی مدح شراب و طلب طرب است.

 

نتیجة تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

رباعی سادهﺍی است و هیچ نکتة حکمی در آن نیست. با اعتماد به نسخة نزهة المجالس ﻣﻲتوان آن را متعلق به کمالﺍلدین اسماعیل دانست.

 

از مردمی و سلیمی و مسکینی
بر آتش اگـر نشـانیﺍم بنشـینـم

 

وز سرکشی و تکبر و خودبینی
بر دیده اگـر نشـانمت ننشـینی

10)

 

نسخ خطی خیام

پاریس (902).

چاپ سربی و جدید

تیرتها.

انتساب به شاعران دیگر

در برخی از نسخ قرن یازدهم مجد همگر که مستفاد آقای احمد کرمی بوده، به نام وی آمده است (مجد همگر، 1375: 776).

در نسخة بریتانیا (697 هـ .ق.) از رباعیات مجد همگر نیز موجود است (مجدهمگر، 679 هـ .ق.: برگ 178 ب، رباعی هفتم).

در نسخ ذیل جزء رباعیات حافظ آمده است (فرزاد، 1350: 261؛ حافظ، 1306: 346):

ص (849 هـ .ق.)، م (893 هـ .ق.)، ب (نیمة اول قرن دهم) و ن متعلق به فرزاد (997 هـ .ق.)، لکهنو (1322 هـ .ق.)، خلخالی (1306) و پژمان (1318).

در مجموعه رباعیات ابوسعید چاپ حیدرآباد (1927م) نیز آمده است (نفیسی، 1350: 100).

نسخه بدلﻫﺎی مهم

آغاز مصراع نخست در چاپ تیرتها از رباعیات خیام: ار مردمی و مسلمی. در چاپ خلخالی از حافظ: از عاجزی و سلیمی. در چاپ کرمی از مجد همگر: از سادگی و سلیمی.

آغاز مصراع دوم در چاپ تیرتها از رباعیات خیام: ور سنگدلی و شوخی و بی دینی. مصراع دوم در چاپ فرزاد از دیوان حافظ: وز تندی و ناز و حشمت و خودبینی. در چاپ خلخالی از دیوان حافظ: وز کبر و بزرگواری و خودبینی.

در دو مصراع پایانی، در برخی چاپﻫﺎ به جای «بنشینم»، «ننشینم» و به جای «ننشینی»، «بنشینی» ضبط شده است که در متن شکل اصحّ آن درج شد.

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

انتساب این رباعی به ابوسعید ضعیف و مردود است. با مقایسة تاریخ نسخة بریتانیا (697 هـ .ق.) و تاریخ تولد حافظ (727 هـ .ق.) نیز هرگز ممکن نیست سرودة حافظ باشد. انتساب به مجد همگر حدود دو قرن پیش از انتساب به خیام صورت گرفته است. رباعی اربعة الارکانی نیست و دو مصراع نخست دنبالة همند. به نظر ﻣﻲرسد تنسیق الصفات در این دو مصراع موجب اطناب شده است و این امر سبب گشته رباعی با نسخه بدلﻫﺎی متعدد ضبط شود. به دلیل شاعرانه بودن و داشتن مضمون عاشقانه، مشابه رباعیات حافظ و مجد همگر است اما در محدودة رباعیات اصیل خیام ﻧﻤﻲگنجد.

 

نتیجة تحلیل

رباعی نه تنها متعلق به خیام نیست بلکه خیامانه هم نیست. به این ترتیب و با توجه با تاریخ نسخ، انتساب به ابوسعید، خیام و حافظ مردود است و رباعی متعلق به مجد همگر است.

با فاقه و فقر ﻫﻢقرینم کردی
این مرتـبـه مقـربان ره توسـت

 

با درد فراق ﻫـﻢنـشــیـنـم کردی
یا رب ‌به‌ چه‌ خدمت اﻳﻦ چنینم کردی؟

11)

 

 

 

 

انتساب به خیام

طربخانه (867 هـ .ق.).

انتساب به شاعر دیگر

در مجموعة سخنان منظوم ابوسعید نیز از منابع ذیل به نام ابوسعید ابوالخیر درج شده است (نفیسی، 1350: 91):

مشکول16 ملاحاجی بابا قزوینی (1135- 1105 هـ .ق.)، هرمان اته (1878م).

در نسخة ایاصوفیا (706 هـ .ق.) جزء رباعیات اوحدالدین کرمانی (ﻓ 635 هـ .ق.) آمده است (اوحدالدین کرمانی، 1366: 185).

در اوراد الاحباب (724 هـ .ق.) ابوالمفاخر یحیی بن احمد باخرزی (ﻓ 736 هـ .ق.) از زبان سیف‌الدین باخرزی (ﻓ 659 هـ .ق.) آمده است (اوحدالدین کرمانی، 1366: 340). نفیسی نیز آن را جزء رباعیات منسوب به سیف‌الدین باخرزی درج کرده است (نفیسی، 1334: 14). منبع وی رباعیاتی بوده که ظهیرالدین حسن بن ناصرکرمانی، نوادة سیف‌الدین باخرزی، در مشیخة خاندان سعدالدین حموی (926 هـ .ق.) نقل کرده و مجموعه‌ای متعلق به کتابخانة خدابخش (قرن یازده یا دوازدهم) شهر پتنة هندوستان بوده است.

در تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی به نام ابن نصوح فارسی (قرن هفتم و هشتم) درج شده است (دولتشاه، 1900م: 235).

در نسخة ب (نیمة اول قرن دهم) متعلق به فرزاد جزء رباعیات حافظ آمده است (فرزاد، 1350: 256).

 

نسخه بدلﻫﺎی مهم

مصراع نخست در رباعیات ابوسعید: بی مونس و یار هم نشینم کردی. در رباعیات سیفﺍلدین باخرزی: با محنت و اندوه قرینم کردی.

مصراع دوم در رباعیات ابوسعید: بی خویش و تبار و بی قرینم کردی. در رباعیات سیفﺍلدین باخرزی: محتاج به یک نان جوینم کردی. در رباعیات اوحدالدین کرمانی: بی مونس و بی یار و قرینم کردی.

انتهای مصراع سوم در رباعیات ابوسعید و سیفﺍلدین و اوحدالدین: در توست.

ابتدای مصراع چهارم در رباعیات ابوسعید و سیفﺍلدین و اوحدالدین: آیا.

 

تحلیل نسخهﺍی، سبکی و محتوایی

انتساب رباعی به ابوسعید ضعیف است. با توجه به تاریخ ولادت حافظ (727 هـ .ق.)، انتساب آن به وی مردود است. انتساب به خیام در قرن نهم و به ابن نصوح در قرن دهم انجام شده است. انتساب به سیف الدین باخرزی و اوحدالدین کرمانی اقدم است. مصراع چهارم این رباعی سؤال از نوع «پرسش با صفت استفهام» است و جملة «به چه خدمت اﻳﻦچنینم کردی؟» یک جملة کامل پرسشی است و نباید در آغاز آن «آیا» آورد. چناﻥ که ملاحظه ﻣﻰشود این خطای دستوری در قرن هفتم هم به کار ﻣﻰرفته و معلوم نیست که پیش از آن هم بوده یا نه. رباعی شبیه سرودهﻫﺎی صوفیان است و لحن خیامی ندارد. شکایت از دنیا و مرگ و چرخ در رباعیات اصیل خیام وجود دارد اما شکایت از فقر نه. ناله از فراق نیز در حوزة سرودهﻫﺎی خیام جایی ندارد. بیت دوم طنز دارد اما از جملة طنزهای ظریف خیام یا حافظ نیست.

 

نتیجة تحلیل

به لحاظ تاریخی انتساب این رباعی به حافظ و به لحاظ سبکی و محتوایی انتساب آن به خیام مردود است. انتساب به ابوسعید نیز ضعیف است. انتساب به سیفﺍلدین باخرزی و اوحدالدین کرمانی اولویت دارد. ازین میان به علت تقدم نسخة رباعیات اوحدالدین، انتساب به او اقوی است.

 

7- نتیجه

در این مقاله یازده رباعی که هم به خیام و هم به حافظ منسوب بودند ذکر شد و تاریخ و محل انتساب هر یک درج گردید. هر رباعی جداگانه تحلیل سبکی و محتوایی شد. انتساب این رباعیات به اشخاص دیگر یا در صورت وجود آن در یک متن کهن، نام آن منبع نیز نوشته شده است. آن چه معلوم است عدم تعلق این یازده رباعی به خیام و حافظ به لحاظ تاریخ انتساب یا تفاوت در سبک و محتواست. این پژوهش نشان ﻣﻲدهد که انتساب هر یک از این یازده رباعی به شاعری دیگر نسبت به خیام و حافظ اقوی است. البته در صورت  تردید بین دو شاعر با مطرح کردن این تردید، لزوم پژوهش بیشتر خاطر نشان شده است.

 

پی نوشت‌ها

1- با استناد به تصحیح «طربخانه» از جلال الدین همایی.

2- با استناد به کتاب «نادره ایام، حکیم عمر خیام و رباعیات او» از اسمعیل یکانی.

3- با استناد به کتابﻫﺎی «بررسی انتقادی رباعیات خیام» و «Recherches sur les Ruba'iyat de 'Omar Hayyam» از آرتور کریستنﺳﻦ، «The Quatrains of Omar Khayyam of Nishapur» از فرانسیس تامسون و «The Nectar of Grace» از سوامی گویندا تیرتها.

4- با استناد به کتاب «The Nectar of Grace» از سوامی گویندا تیرتها.

5- سیدعلی میرافضلی در کتاب «رباعیات خیام در منابع کهن» 164 رباعی منسوب به خیام را در 57 کتاب، رساله، جنگ و سفینه‌ متعلق به سال‌های 513 تا 821 هـ .ق. یافته و هر یک را با یادداشتی در مورد اثر و بخشی از متن اصلی حاوی رباعی مورد نظر ذکر کرده است. کتاب مذکور نشان می‌دهد از میان این 164 رباعی، 117 رباعی در منابع قرن هفتم، هشتم و دهه‌ اول قرن نهم به نام خیام درج شده است. به دلایل نسخه شناختی و سبک شناختی همه‌ این 117 رباعی نمی‌تواند به عنوان رباعی اصیل خیام دانسته شود.

6- سادگی: قرار گرفتن ارکان جمله مطابق اسلوب نثر (مثال: پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است)، پرهیز از جملات مرکب چند وابسته‌ای (مثال: حقیر است اگر اردشیر است زی من/ امیری که من بر دل او حقیرم)، سادگی در صفات و افعال (کاربرد کمتر صفات ترکیبی و افعال پیشوندی).

روانی: وزن درست، استفاده از بحور یا ازاحیف پرکاربرد، عدم استفاده از اختیارات شاعری.

پختگی: هیچ اشکال لفظی و معنوی بر شعر وارد نباشد، شاعر بتواند با واژگانی که در اختیار دارد مقصود خود را برساند.

درستی: واژگان قالب معنی باشند (برابری لفظ و معنی)، معنی ارکان جملات شعری مطابق دستور زبان بیاید.

ایجاز: پرهیز از اطناب.

7- مقصود شاعر به طرز ساده و بی پیرایه ادا ‌شود، کنایه و استعاره و بعضی تکلفات صنعتی در شعر دیده نشود و غیر از تشبیهات صریح و روشن که بسیار مطلوب و ممدوح بوده، در سایر صنعت‌ها زیاده‌روی نکند. لغات فارسی بر عربی بچربد یا از لغات عربی معمول و ساده استفاده شود.

8- در عین ارتباط معنوی مصاریع یک رباعی، معنی هر مصراع مستقل از مصراع دیگر باشد.

(مثال: اسرار ازل را نه تو دانی و نه من/ وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

   هست از پس پرده گفتگوی من و تو/ چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من)

9- فصاحت و بلاغت: فصاحت در کلمه خالی بودن آن است از چهار عیب تنافر حروف، غرابت استعمال، مخالفت قیاس و کراهت سمع؛ فصاحت در کلام خالی بودن آن از شش عیب ضعف تألیف، تنافر کلمات، تعقید لفظی، تعقید معنوی، کثرت تکرار و تتابع اضافات است و فصاحت متکلم، توانا بودن وی است بر ایراد سخنانی که کلمه و کلامش فصیح باشد. بلاغت، مطابقت کلام فصیح است با مقتضای حال و به متکلمی بلیغ گفته ﻣﻰشود که هر وقت بخواهد، بتواند بی رنج و مشقت مقصود خود را به کلام بلیغ ادا نماید (رجایی، 1379: 18-3).

استواری (فخامت، جزالت، استحکام): رعایت اصول دبیری و ترسل قرن چهارم و پنجم در اختیار واژگان شعر و عدم استعمال الفاظ رکیک، سست عامیانه و نارواست.

شیرینی: جاذب مخاطب باشد، هم در لفظ و هم در معنی، خواندن شعر ملالتی در خواننده‌ عامی ایجاد نکند.

روشنی: ابهامی در معنی ظاهری شعر وجود نداشته باشد.

10- شعر بی هدف و برای تفنن سروده نشود بلکه اشاره به نکته‌ای داشته باشد که مردم در زندگی روزانه از آن غافلند.

11- این نسخه دارای 349 رباعی منسوب به خیام است و رباعیات از شمارة 350 تا 503 با عنوان «رباعیات طیب» نامگذاری شده است. اکثر قریب به اتفاق این مجموعه، رباعیات منسوب به باباافضل است و ﻣﻲتوان آن را یک مجموعة قرن دهم از رباعیات منسوب به افضل الدین کاشانی دانست.

12- مداح سلطان غیاث الدین غوری(ﻓ 607 هـ .ق.). (دهخدا، 1373: ذیل مبارکشاه، فخرالدین)

13- با این که در آتشکده تاریخ وفات مولانا درویش مقصود تیرگر هروی 707 هـ .ق. درج شده (آذر بیگدلی، 1338: 2/ 774) اما در اکثر تذکرهﻫﺎ او را از شاعران قرن دهم دانستهﺍند. ر.ک. دهخدا، 1373: ذیل مقصود هروی.

14- رباعی عماد فقیه را فرزاد از روی مأخذ دیگری به صورت ذیل نوشته است (فرزاد، 1350: 209):

مفتون معاش خود ﻧﻤﻲباید بود  مغرور به اصل خود ﻧﻤﻲباید بود

با مـردم نـیک بد ﻧﻤﻲباید بود   در سایة دیو و دد ﻧﻤﻲبایـد بـود

15- در چاپ خلخالی (1306) نیامده است.

16- احتمالاً «کشکول» به اشتباه چنین نوشته شده است.

منابع

1- آذربیگدلی، لطفعلی بن آقاخان. (1338) و (1340). آتشکده(ج2و3). تصحیح حسن سادات ناصری، تهران: امیرکبیر.

2- افضل الدین کاشانی. (1351). دیوان افضل الدین محمد مرقی کاشی، به کوشش مصطفی فیضی و همکاران، کاشان: ادارة فرهنگ و هنر.

3- ------------. (1363). رباعیات باباافضل کاشانی، تصحیح و مقدمة سعید نفیسی، تهران: فارابی.

4- اوحدالدین کرمانی. (1366). دیوان رباعیات اوحدالدین کرمانی، تصحیح احمد ابومحبوب، تهران: سروش.

5- بهار، محمدتقی. (1334). تاریخ تطور شعر فارسی، تحشیة تقی بینش، مشهد: کتابفروشی باستان رضوی.

6- بیانی، مهدی. (1349). فهرست ناتمام تعدادی از کتابﻫﺎی کتابخانه سلطنتی، تهران: چاپخانة بانک ملی ایران.

7- تاج الدین احمد وزیر. (1381). بیاض تاج الدین احمد وزیر، تصحیح علی زمانی، قم: مجمع ذخایر اسلامی.

8- جاجرمی، محمد بن بدر. (1350). مونس الاحرار فی دقائق الاشعار، با مقدمة محمد قزوینی، به اهتمام میرصالح طبیبی، تهران: انجمن آثار ملی.

9- حافظ، شمس‌الدین محمد. (1306). دیوان حافظ، تصحیح سید عبدالرحیم خلخالی، تهران: کتابفروشی حافظ.

10- --------------------.  (1320). دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، به اهتمام محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران: زوار.

11- --------------------.  (1362). دیوان حافظ، به اهتمام پرویز ناتل خانلری، تهران: خوارزمی.

12- حسنﻟﻰ، کاووس؛ حسام پور، حمید . (1388). کارنامة خیام پژوهی در سدة چهاردهم، فصنامة پژوهش زبان و ادبیات فارسی؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، ش14: 126-99.

13- حسنی اصفهانی گلستانی، محمود بن محمود .(1391). انیس الوحدة و جلیس الخلوة، تصحیح مجتبی مطهری، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

14- حمدالله مستوفی. (1339). تاریخ گزیده، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر.

15- خیام، عمر بن ابراهیم. (1332ق). نسخة چاپ سنگی رباعیات عمر خیام، به اهتمام بابو منو هرلال، لکهنو: مطبع منشی نولکشور.

16- -------------. (1928م). رباعیات حکیم عمر خیام، به کوشش فریدرخ روزن، برلین: چاپخانه‌ کاویان.

17- -------------. (1959م). رباعیات عمر خیام، با ترجمه، پیشگفتار و حواشی روسی از یوگنی برتلس، رستم علیف و محمد نوری عثمانوف، مسکو: انستیتو خاورشناسی.

18- -------------. (1340ق). رباعیات عمر خیام، ترجمة حسین دانش، تحلیل فلسفی رضا توفیق، تهران: چاپ کتابخانة اقبال.

19- -------------. (1373). رباعیات خیام، با مقدمة محمدعلی فروغی و قاسم غنی، به کوشش بهاءالدّین خرمشاهی، تهران: ناهید.

20- دانشفر، حسن. (1354). درباره رباعیات خیام، با مقدمه مجتبی مینوی، تهران: اسکندری.

21- دولتشاه، ابن علاءالدوله بختیشاه. (1900). تذکرةالشعرا، لیدن: مطبعة بریل.

22- دهخدا، علی اکبر .(1373). لغت نامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

23- رازی، امین احمد. (1340). هفت اقلیم، تصحیح جواد فاضل، تهران: علمی.

24- رجایی، محمدخلیل. (1379). معالم البلاغه در علم معانی و بیان و بدیع، شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز.

25- رشیدی تبریزی، یار احمد بن حسین. (1372). طربخانه، تصحیح جلال الدّین همایی، تهران: مؤسسة نشر هما.

26- ------------------------.  (1380). رباعیات حکیم خیام: طربخانه یار احمد رشیدی، تصحیح عبدالباقی گولپینارلی، به کوشش توفیق ﻫ. سبحانی، تهران: پژوهش.

27- سلمان ساوجی. (1336). دیوان سلمان ساوجی، به اهتمام منصور مشفق، تهران: صفی علیشاه.

28- ---------. (1337). کلیات سلمان ساوجی، تصحیح مهرداد اوستا، تهران: زوّار.

29- ---------. (1389). کلیات سلمان ساوجی، تصحیح عباسعلی وفایی، تهران: سخن.

30- شرف الدین شیرازی. (1269ق). تاریخ وصاف، بمبئی: چاپ سنگی از روی خط محمد ابراهیم مشهور به آقاخلف.

31- شروانی، جمال خلیل. (1366). نزهة المجالس، به تصحیح محمدامین ریاحی، تهران: زوار.

32- عبدالله انصاری .(1273ق). نصایح و اشعار خواجه عبدالله انصاری، نسخة خطی به خطّ سلطان علی المشهدی.

33- عمادالدین فقیه. (1380). دیوان عماد کرمانی، تصحیح یحیی طالبیان و محمود مدبّری، کرمان: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان کرمان.

34- فرزاد، مسعود. (1350). صحت کلمات و اصالت اشعار حافظ (قصاید، قطعات، رباعیات و مثنویات)، کانون جهانی حافظ شناسی شیراز، تهران: چاپخانة کیهان.

35- فرزانه، محسن. (1353). خیام شناخت، تهران: سازمان خوشه.

36- فولادوند، محمدمهدی. (1379). خیام شناسی، تهران: الست فردا.

37- کریستن سن، آرتور. (1374). بررسی انتقادی رباعیات خیام، ترجمة فریدون بدرهﺍی، تهران: توس.

38- کمال الدین اسماعیل. (1348). دیوان خلاق المعانی، به اهتمام حسین بحرالعلومی، تهران: دهخدا.

39- گوپاموی، محمد قدرت ‌الله. (1387). تذکره نتایج الافکار، تصحیح یوسف بیگ باباپور، قم: مجمع ذخایر اسلامی.

40- مبارکشاه مرورودی، فخرالدین. (1381). رحیق التحقیق به انضمام دیگر اشعار او، تصحیح نصرالله پورجوادی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

41- مجد همگر. (697 هـ .ق.). رباعیات مجد همگر، تصویر نسخة خطی به شمارة 234 و 235 محفوظ در کتابخانة مینوی.

42- -------. (1375). دیوان مجد همگر، تصحیح احمد کرمی، تهران: ما.

43- مرتضوی، منوچهر. (1344). مکتب حافظ، تهران: ابن سینا.

44- مهستی گنجوی. (1347). دیوان مهستی گنجوی، به اهتمام طاهری شهاب، تهران: ابن سینا.

45- ----------. (1985). رباعیات مهستی گنجوی، به اهتمام رفائیل حسینوف، باکو: یازیچی.

46- میرافضلی، سید علی. (1382). رباعیات خیام در منابع کهن، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

47- مینوی، مجتبی. (1366). مصنفات افضل الدین محمد مرقی کاشانی، با همکاری یحیی مهدوی، تهران: خوارزمی.

48- نفیسی، سعید. (1334). سیف‌الدین باخرزی، فصلنامة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران؛ س2، ش4: 15-1.

49- ---------. (1350). سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، تهران: سنایی.

50- واله داغستانی، علیقلی. (1383). ریاض الشعرا، تصحیح محسن ناجی نصرآبادی، تهران: اساطیر.

51- هدایت، جهانگیر. (1381). خیام صادق، تهران: چشمه.

52- هدایت، رضاقلی خان. (1316). ریاض العارفین، به اهتمام سید احمد مهذب، تهران: کتابخانة مهدیه طهران.

53- ---------------. (1336) و (1339). مجمع الفصحا(ج1و4)، تصحیح مظاهر مصفا، تهران: امیرکبیر.

54- هدایت، صادق. (1336). ترانهﻫﺎی خیام، تهران: جاویدان.

55- یارمحمدی، لطف الله. (1371). ساخت گفتمانی و متنی رباعیات خیام و منظومه فیتز جرالد، فصلنامة مترجم؛ س2، ش8: 16-3.

56- یکانی، اسمعیل. (1342). نادرة ایام، حکیم عمر خیام و رباعیات او، تهران: انجمن آثار ملی.

57. Christensen, Arthur. (1905). Recherches sur les Ruba'iyat de 'Omar Hayyam, Germany: Heidelberg Carl Winter's Universitätsbuchhandlung.

58. Heron Allen, Edward. (1898). The Ruba'iyat of Omar Khayyam, A Facsimile of the MS in the Bodleian Library, London: H S Nichols, LTD.

59.  Mahfuz-ul-Haq, M. (1939). The Ruba'iyat of Umar-i-Khayyam, Calcutta: Baptist Mission Press.

60. Nicolas, Jean-Baptiste. (1869). Les Quatrains de Kheyam, Paris: Imprimerie Imperiale.

61. Pascal, Pierre. (1959). Les Roba'iyyat D'Omar Khayyam de Neyshaboor, illustrations photographiques du traducteur Editions du Caeur Fidele via di Campo Marzio, Rome.

62. Tirtha, Swami Govinda. (1941). The Nectar of Grace: Omar Khayyam's Life and Works, Hyderabad: Government Central Press.

63. Thompson, Eben Francis. (1906). The Quatrains of Omar Khayyam of Nishapur, Worcester County, Massachusetts: The Commonwealth Press.

64. Whinfield, E. H. (1883). The Quatrains of Omar Khayyam, London: Trübne & Co.