متن شناسی ترجمه‌های فارسی قصص الانبیای کسایی

نویسندگان

دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

جستار حاضر می کوشد تا ضمن آشناساختن پژوهشگران با قصص الانبیای محمدبن عبدالله کسایی، به معرفی تفصیلی نسخ خطی ترجمه­های فارسی آن بپردازد. بررسی نظام درون متنی این ترجمه­ها به منظور دستیابی به ساختار سبکی (زبانی و ادبی) نیز یکی از اهداف راهبردی این پژوهش است. با عنایت به  نبود اطلاعات کافی درباره زندگی مؤلف و هویّت مترجمان فارسی این اثر، نقد نظرات فهرست نویسان و کتابشناسان در این باره  نیز در این مقاله مطمح نظر بوده است. مهم­ترین دلایل رویکرد نویسنده به طرح این موضوع را می­توان شیوه­ روایی اثر کسایی؛ اشتهار آن در میان قصّه‎پردازان جوامع اسلامی؛ وجود نسخ خطی متعدد از آن در کتابخانه­های معتبر جهان و نیز ناشناخته بودن نسخه­های خطی ترجمه­های فارسی قصص الانبیای کسایی در ایران و جهان دانست. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Textual criticism of Persian translations of Kisai's Qesas Al-Anbiya

نویسندگان [English]

  • kazem dezfooliyan
  • gholamreza rafieei
University of Tehran
چکیده [English]

This research aims to familiarize the researchers with “Qisas Al-anbiya” written by "Mohammad Ibn Abdollah Kisai", to introduce detailed Persian translations of this book manuscript. Study within the text of the translations in order to achieve the structure of style (language and literature) is also one of the strategic objectives of this research. Considering the lack of information on the author's life and identity of the Persian translators work, cataloging and bibliographers critical comments about it in this article are intended. The main reasons for the author's approach to this issue can be the narrative style and the popularity of Kisai's work of fiction among Muslim communities and numerous manuscripts in the libraries of the world, as well as translations of Persian manuscripts unknown in Iran and the world considered

کلیدواژه‌ها [English]

  • Qisas Al-anbiya
  • The Quran
  • Qisas Al
  • anbiya
  • Nafayes al-arayes
  • manuscripts
  • Kisa'i
  • Diduzami
  • Nafayes al
  • arayes

مقدمه

قصص­الانبیا یکی از انواع ادب داستانی است که از دیرباز در سرزمین های اسلامی، به ویژه ایران، مورد توجه نویسندگان و تاریخ نگاران بوده­است. مورّخان و دانشمندان اسلامی به سبب اهمیّت موضوع و تاکیدی که قرآن کریم(یوسف،111) به دانستن سرگذشت انبیای پیشین داشت، در تدوین قصّه انبیاء همّت گماردند و از رهگذر همین مساعی، آثار فراوانی با عناوینی نظیر «قصص­الانبیاء»، «تاریخ انبیاء»، «تاریخ رسل» پدید آمد. ارتباط این گونه آثار با علوم اسلامی و تاریخ ادیان، سبب جذّابیت آنها گشت و زمینه ساز مطالعات و تحقیقات اسلامی در جهان غرب شد آن گونه که برخی پایان نامه­ها، مقالات و کتاب­های محققان علاقمند به پژوهش در حوزه مطالعات اسلامی به این موضوع اختصاص یافته­است. 1 از قدیم­ترین و معروف­ترین کتاب­های قصص­انبیای موجود، می­توان از «عرایس­المجالس­فی قصص­الانبیاء» اثر ابواسحاق احمد بن محمدبن­ نیشابوری معروف به «ثعلبی»(م. 427هـ. ق.) به عربی و «قصص­الانبیاء» اثر ابواسحاق­ابراهیم­بن­منصوربن­خلف نیشابوری(قرن پنجم) و «تاج­القصص» اثر ابونصراحمد بخاری(تالیف 475هـ.ق.) به زبان فارسی یاد نمود. همچنین به «قصص­الانبیاء» اثر«محمدبن­عبدالله­کسایی» به زبان عربی و ترجمه­های فارسی آن اشاره کرد. این منابع الگویی برای آثار سده­های میانی و بعد از آن محسوب می­شوند. در سده هفتم «قصص­الانبیاء» اثر ابوالحسن بن الهیصم البوشنجی و در قرن هشتم آثاری همچون« قصص­الانبیاء‌» عمادالدین­ابی­الفداء­اسماعیل­بن کثیر(774 – 700هـ.ق.) و «‌قصص­الانبیاء» از قطب­الدین­سعیدبن­هبة الله­راوندی(م.786هـ.ق.)حائز اهمیّت­اند. این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسشهاست: اهمیّت و ارزش قصص الانبیای کسایی در چیست؟ نسخ خطی ترجمه­های فارسی این کتاب کدامند و به لحاظ ساختار متنی چه اهمیتی دارند؟آیا«نفایس العرایس» دیدوزمی ترجمه­ای از قصص الانبیای کسایی است؟ روش تحقیق در این نوشتار توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه­ای است.

 

پیشینه­ موضوع

در باره قصص الانبیای کسایی و ترجمه­های فارسی آن، پژوهش جامعی صورت نگرفته است. تنها تحقیق مستقلی که در این باره نگاشته شده، مقاله­«قصص الانبیای کسایی» از فرشاد مزدرانی در مجله آئینه میراث است. ترجمه­های فارسی آن نیز در دست تصحیح و چاپ است. 2 بنابراین، مقاله حاضر می­تواند یکی از نخستین پژوهش­های جامع در این زمینه باشد.

 

قصص­الانبیای کسایی 

از میان کتب قصص پیامبران که همچون «عرایس المجالس» ثعلبی در جهان اسلام اقبال یافته است، قصص الانبیای کسایی است. این کتاب به احتمال زیاد در اوایل قرن پنجم نگارش یافته است. هویت مؤلف آن به درستی معلوم نیست؛ حتی در نام و کنیه او نیز اختلاف نظر است؛ گاه قصص­الانبیای وی را به خطا به «علی­بن­حمزة النحوی الکسائی»‌ (م. 189 هـ.ق.) نسبت داده­اند. نسخه­ خطی موجود در کتابخانه ملک(به شماره1383) به نام «ابوالحسن علی­بن­حمزه­بن­عبدالله­بن­عثمان­بن­فیروز کسایی» ثبت شده­است. با بررسی و مقابله­ متن آن با نسخ دیگر، معلوم گردید مؤلف آن همان «محمّدبن­عبدالله کسایی» است. «کشف الظنون»ذیل قصص­الانبیای کسایی آورده ­است:

«قصص­الانبیاء الکسایی و هو الامام علی­بن­حمزه النحوی­القاری...» امّا اغلب منابع و فهرست نویسان، نام کامل وی را «محمدبن­عبدالله کسایی» آورده­اند. نسخ خطی متعددی از این اثر با عناوین مختلفی نظیر «بدء الدنیا و قصص انبیا» «قصص­الانبیاء و المبتدا» «بدءالخلق و قصص­الانبیاء» (حاجی خلیفه،1943: 2/1128) در کتابخانه­های جهان، از جمله واتیکان(به شماره5/444)، 3 عربستان (به شماره2/214/ق) کتابخانه­ مرکزی نسخ خطی اسلامی مصر(به شماره935 در 423 صفحه) کتابخانه­ رشید افندی و کتابخانه­ ملی آنکارا( به شماره8575) موجود است. قدیم­ترین نسخه برجای مانده از این اثر در موزه بریتانیا (به شماره3054 or.)با نام «بدء­الدنیا» نگهداری می­شود و تاریخ کتابت آن 617هـ.ق. است. نسخه­ دیگری در کتابخانه­ مرکزی دانشگاه تهران (به شماره9893 به خط محمدبن محمد شافعی رافعی سباعی سرنحاوی) با نام «قصص­الانبیاء و المبتدا» به ثبت رسیده­است.(تصویر شماره­ی 1) نام مؤلف در تمامی این آثار محمدبن­عبدالله کسایی است امّا نسخه موجود در کتابخانه­ آیت­الله مرعشی نجفی در قم(به شماره 2113) با عنوان «قصص­الانبیا(المبتداء)» به نام ابوبکرمحمدبن­عبیدالله محمد کسایی است.  نسخ موجود از این اثر در متن و محتوا با هم تفاوت هایی دارند. با توجه به عناوین مختلفی که برای این کتاب آمده است و نیز اختلاف موجود در متن نسخ بر جای مانده از این کتاب، به نظر می­رسد قصص­الانبیای کسایی از جمله قصص مورد توجه عوام محسوب می­شده است و در اکثر سرزمین های اسلامی زبانزد بوده­است. قدیم­ترین متن تصحیح شده از آن(تصویر شماره­ی 2) توسط «ایزاک ایزنبرگ»(Isaac Eisenberg) در سال 1922 صورت گرفته­است. 4 در این چاپ نسخه یا نسخ خطی مورد استفاده مصحح معرفی نشده­است و به دلیل ذکر نکردن اختلاف نسخه بدلها در آن، نمی­توان آن را تصحیحی انتقادی دانست. «مصحح این کتاب در سال ۱۸۹۸ مقاله ای درباره کسایی نوشت وکوشید تا ثابت کند، قصص­الانبیاء از تالیفات «کسایی نحوی» است»( Nagel,1986:5/176) .

نسخه­ای از اثر محمّدبن­عبدالله کسایی  به زبان انگلیسی توسط « Wheeler M. Thackston» ترجمه و با عنوان: «Tales Of The Prophets Of Al'Kisa'i» چاپ شده ­است.(تصویر شماره­ 3) مترجم در مقدمه­ خود اطلاعات چندانی در باره­ زندگینامهی کسایی به دست  نمی­دهد امّا خاطرنشان می­سازد که « اساساً نسخه­ کسایی برای سرگرمی عامه مردم طراحی شده است و قصه­گویان حرفه­ای آن را از بر می­خواندند. ...اگر محققی همچون ثعلبی نبود، کسایی به یقین یکی از استادان داستان پرداز می­بود. ...کسایی سه گروه اسامی اشخاص را در داستان به کار می­گیرد: اسامی موثق کتاب اسامی مقدس(Authentic biblical names) اسامی ساختگی(Fabricated biblical names) و خاص عربی(Arabic proper names)» (Cf. Thackston,1997: Introduction). همچنین در سال 1998 متن این اثر از سوی «طاهربن سالمه» با عنوان«بدءالخلق و قصص­الانبیاء» در تونس تصحیح و چاپ شده است. مصحح در مقدمه سبب انتخاب عنوان این اثر را در این می­داند که محتوای کتاب منحصر به بیان داستان انبیا نیست بلکه حوادث و وقایع زمان های دیرین متعلّق به عامه مردم را نیز در بر دارد. همچنین خاطر نشان می­سازد که در تمامی کتب تاریخ و تذکره که وی امکان مراجعه به آنها را داشته است، ذکری از کسایی مورد نظر نیافته­است. وی یکی از دلایل رد عقیدة ایزنبرگ، که این اثر را از ابوالحسن­علی­بن­حمزه­کسایی دانسته­بود، اعتماد محمّدبن­عبدالله­کسایی، به راویانی همچون ابن عساکر(م.571 هـ.ق.) راوی و محدث قرن ششم می­داند و خاطر نشان می­سازد که چون زمان حیات وی قرن ها بعد از حیات علی­بن­حمزه است، نمی­توان منطقی دانست که حمزه کسایی از وی نقل قول آورده باشد. 5 نگارنده با مراجعه به نسخ خطی عربی موجود و ترجمه های فارسی آن، نامی از ابن عساکر در هیچ یک از آنها مشاهده ننمود. با وجود این اگر قرن پنجم را به عنوان قول رایج درباره زمان حیات مؤلف این اثر بپذیریم، می­توان احتمال داد طاهربن سالمه در این باره به خطا رفته است.

قصص­الانبیای کسایی ویژگی­های مخصوص به خود را دارد. تمامی نسخ عربی و ترجمه­های فارسی آن با تحمیدیه زیر آغاز شده­است:

«الحمد الله الذی انبت الخلق نباتا و جعلهم احیاء بعد ما کانوا امواتا و جمعهم بعد ما کانوا اشتاتا . ...»

کسایی در مقدمه­ کتابش به هدف اخلاقی خاصی اشاره نمی­کند و می­نویسد : « هرکه این قصص بخواند، ما را یاد دارد. وَ ما تَوْفیقی إِلاّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ و هُوَ حَسْبی وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ  نِعْمَ النَّصیرُ»(نسخه خطی پاریس:2الف) 6

وی پس از مقدمه، داستان لوح و قلم، خلق آب، عرش و کرسی، زمین و کوهها، آسمان و ملایکه، آفرینش خورشید و ماه، بهشت و دوزخ را آغازیده است و سپس به داستان انبیا از آدم(ع) تا حضرت عیسی(ع) و جرحیس پرداخته ­است. در برخی نسخ همانند نسخه­ خطی دانشگاه میشیگان آمریکا، «قصة اصحاب کهف» به بخش پایانی کتاب افزوده شده است. شیوه­ بیان قصص برخلاف بیشتر آثاری از این دست، ساده، روایی و عامه پسند است و در آن از تحلیل و تفسیر و یا طرح سوالات حکمی و کلامی، نظیر آنچه در قصص­الانبیای نیشابوری دیده می­شود، اثری نیست. در ضمن داستان‎ها به ذکر جزئیات وقایع و شناساندن اغلب اشخاص می­پردازد. ساختار بیشتر قصص با شرح و تفصیل و نقل اقوال همراه است. مؤلف بیشتر روایتها را از زبان راویانی همچون «وهب­بن­منبّه»، «کعب­الاحبار»، «ابن­عباس» می­آورد و به اقوالی از «امام جعفرصادق(ع)»، «ابوذرغفاری»، «ابوالحسن»، «مُقاتل ابن سلیمان»، «قتاده» و «ابوهریره» اشاره می کند.

داستان­های کسایی برداشتی عامه پسند از قصص قرآن است. ویژگی خاص اثر او ساختار منسجم داستانی آن همراه با نقل قصص و حکایات با چاشنی تخیّل است و همین ویژگی، کتاب کسایی را به اثری کاملاً داستانی و ادبی بدل کرده است. وی در نقل قصص، بیشتر توجّه به روایت منطقی داستان دارد به همین روی، رویکردی ویژه به مسائل کلامی و برداشت نمادین از رسالت انبیاء در اثر او دیده نمی­شود. در توصیف شخصیّت­ها و افراد داستان ظرافتی خاص به خرج می دهد و از معرفی دقیق هریک فروگذار نیست. می­توان گفت از میان آثاری از این دست، تنها قصص­الانبیای اوست که در آن از این همه اسامی اشخاص و مکان­ها و اقوام بشر سخن به میان آمده­است. در «قصه­ حام و پسران نوح» با عنوان «حدیث یافث و سام» منشأ اقوام را این­گونه شرح می­کند:

«... یافث پنج پسر داشت: جوهر، بترش، مناسح، انساف و سفویل؛ صقلابیان از جوهرند و همچنان روم و جنس‎هاشان از او پدید آمدند و از بترش جمله ترکان و انواع ایشان بزادند و از مناسح جمله عجمیان بزادند و از انساف یأجوج و مأجوج بزادند و از سفویل ارمنیان بزادند و امّا سام را هم پنج فرزند بزادند؛ فخشد و او پدر عرب است جمله از ربیعه و مصر و روابار و یمن جمله از فرزندان سام­اند و اسودبن سام و او پدر نسناسان است و ایشان به یمن بودند و به حضرموت و ایشان یک چشمی­اند و یک گوش دارند و یک دست و یک پا ندارند و عادیان از آن نسل­اند و ارم بن سام و او پدر عاد است و ثمود و امّا عاد پسر عوص است پسر ارم و ارم پسر سام است و امّا ثمود پسر عاد است بن ارم بن سام و ازین بسیار شدند قبایل عرب و جای عاد از عمان بود تا به حضرموت تا به رمله و امّا ثمود فروآمدند به زمین کوثی و آن ولایت بسیار است و هفده سال آنجا بودند و آنگه به دیار حخر رفتند و آنجا کوشک ها ساختند.»(نسخه خطی پاریس:43ب)

توصیف و شرح جزئیات چنان که یادشد یکی دیگر از ویژگی­های شاخص داستان­های کسایی است. توصیف مکان‎ها و حتّی دارایی­های اشخاص، اثر وی را به داستان­های تخیّلیِ جذّاب و خواندنی بدل کرده است.  کثرت دارایی‎ها در داستان ایّوب این­چنین توصیف شده­است:

             «... چهل­هزار اشتر بداد و بیست­هزار ناقه و چهارهزارگاو و چهارصدهزار گوسفند و چهارصدهزار بز و پنج هزار غلام و پنج هزارکنیزک و چندانی دیه ها داد که دریشان صد معتمد بود کی کارهای دیه ها می­گزاردند و هر وکیلی را صد مثقال زر بود هر ماهی جامگی»( نسخه خطی پاریس:119الف)

 در ضمن متن به آیات قرآنی استناد جسته است و عین آیه یا بخشی از آن را نقل کرده ­است و گاه متناسب با موضوع ابیاتی نیز در متن مشاهده می­شود؛ از جمله در داستان هابیل و قابیل به هنگام کشته شدن هابیل و ریختن خون وی بر زمین و گردیدن رنگ درختان، از زبان حضرت آدم(ع) این ابیات آمده­است:

تَغَیَّرَتِ البِــلادُ وَ  مَنْ عَلَیْها
تَغَیَّرَ کُـلُّ ذی طَعْمٍ  وَ لُــوْنٍ
قَتَلَ قـابیلُ هـابیلَ أَخــــاهُ

 

وَ  وَجْـــهُ الاَرْضِ مُغْبَرٌ  قَبیـحُ
وَ قَـلَّ بَشاشَةُ الـوَجْــهَ مَلیــحُ
فَوی الاَسَفَی عَلی وَجْهِ صَبیحُ 7
                                             
(کسایی،1922 :73)

تفاوت­هایی در متن نسخه­های خطی برجای مانده از این اثر دیده می­شود. شیوه­ روایت­گری کسایی در داستان­های این کتاب و اشتهار آن در میان قصه گویان سبب اقبال عامه­ مردم به این اثر شده است. علاقه­ داستان پردازان به نقل قصه­های این اثر سبب رواج آن در میان توده­ مردم شده­است و این امر می­تواند خود دلیل احتمالی تفاوت­ها و اختلاف نسخ باشد. در اغلب نسخ پس از داستان حضرت عیسی(ع) قصّه جرجیس آخرین بخش کتاب است و در برخی، نظیر نسخه­ کتابخانه­ مرکزی دانشگاه تهران، دانشگاه میشیگان و دانشگاه ملک سعود عربستان، حکایت خروج حضرت مهدی(عج) در ضمن داستان حضرت عیسی(ع)آمده است امّا در نسخه­ مصحّح ایزنبرگ، ذکری از این قصّه به میان نیامده است و داستان عیسی آخرین بخش کتاب است. 8

 

ترجمه­های فارسی

از قصص­الانبیای محمدبن­عبدالله کسایی ترجمه­هایی به زبان فارسی در دست داریم که در برخی فهرست­ها و کتابشناسی­ها از آنها با نام «نفایس­العرایس و قصص­الانبیا» یاد می­شود. کتاب الذریعه در معرفی این اثر آورده است:

«(نفایس العرایس) فی قصص­الانبیاء، ترجمة فارسیة لقصص­الانبیاء تألیف الکسائی، محمدبن­عبدالله، مؤلف «عجایب‎الملکوت» المذکور فی کشف­الظنون. ألف الکسائی المتن العربی قبل سنة 617 م (تاریخ إحدى نسخ الکتاب الموجودة فی (المتحف البریطانی رقم or 3054) و طبع المتن فی لیدن 1922 - 1923 م. والترجمة الفارسیة لمحمدبن الحسن الدیدوزمی. یوجد نسخة منه بباریس (بلوشه، 1، 366) کتابتها 673. و باستانبول (عمومیة) کتابتها حدود 950 وبغداد کشکو، کتابتها 983 کما فی (خطى فارسی) ص 4562 و مر " عرائس­المجالس " و " عرائس­النفائس " فی ذ 15: 342 - 343.»( آقابزرگ طهرانی،1978: 24 /240) 

جلد دوم کتاب ادبیات فارسی بر مبنای استوری تالیف «چارلز آمبروز استوری» به نقل از فهرست ادگار بلوشه ذیل کلمه­ «نفایس­العرایس»، آن را چنین معرفی می­کند:

«نفایس­العرایس و قصص­الانبیاء اثر محمد ابن حسن دیوزمی(فهرست بلوشه:1/366) نوشته به سال 673هـ.ق./1274م. محل نگهداری کتابخانه عمومی بایزید ترکیه» (استوری،1362: 2 /727)

کتاب دستنوشته های ایران(دنا) ذیل کلمه «قصص» این اثر را چنین معرفی نموده­است: 

« قصص الانبیاء/تاریخ پیامبران/فارسی/ دیزبونی، محمدبن حسن/ کاتب یوسف بن محمد بن حمید بن سعید بن احمد/ خط: نسخ/ نزدیک به پایان جمادی الثانی 673 هـ.ق.»(درایتی،1389: 8/204) 

استاد سعید نفیسی در کتاب تاریخ نظم و نثر در ایران ذیل کلمه­ نفایس می­نویسد: «نفایس­العرایس و قصص­الانبیا از محمدبن­حسن دیدوزمی که در قرن پنجم به فارسی ترجمه کرده است.»(نفیسی،1344: 1/ 64)

فهرستواره­ کتابهای فارسی نیز نام مترجم این قصص­الانبیا را «دیزیدوزی(دیدوزی)» معرفی می­کند (منزوی،1382: 1/ 488).

 

معرفی نسخه­های فارسی:

نسخه پاریس : این نسخه قدیم­ترین ترجمه­ فارسی قصص­الانبیای کسایی است (تصویر شماره­ 4). ادگار بلوشه در فهرست خود، آن را قدیم­ترین نسخه­ موجود معرفی کرده است و به تبع آن دیگر فهرست نویسان از آن به عنوان کهن‎ترین ترجمه­ فارسی یاد کرده­اند. نسخه­ اصلی آن در کتابخانه­ ملی پاریس (به شماره­ R7843)نگهداری می­شود. میکروفیلم آن در فهرست میکروفیلم­های کتابخانه­ مرکزی دانشگاه تهران ثبت و موجود است. استنساخ آن مطابق آنچه در صفحه­ی پایانی کتاب آمده، در اواخر جمادی الاخری سال 673هـ.ق. و به خط «یوسف بن ­محمد بن­ حیدر بن­ سعید بن ­احمد» صورت گرفته­است:

«تمت الکتاب بحمدالله العزیز الوهّاب علی یدی یوسف ­بن ­محمد بن ­حیدر بن ­سعید بن ­احمد غفرالله له و لوالدیه و لجمیع المسلیمن و المسلمات و اصحابه و لمن قراه و دعا لصاحبه و کاتبه و فرغ من تحریرها فی اواخر جمادی الاخری من شهور سنه ثلث و سبعین و ستمأه و الحمدلله ربّ العالمین و صلواته علی احمد المرسلین محمد و آله و اصحابه الطیبین و اجمعین»(نسخه پاریس:۲۵۶ب)

در مقدمه­ کتاب پس از تحمیدیه­ کوتاه به عربی، به نام مؤلف تصریح شده ­است:

« شیخ امام محمدبن­عبیدالله­کسایی گوید رضی الله عنه که جمع کردم این کتاب را در آفرینش خلق آسمان ها، زمین ها از جنّ و انس و قصص های انبیا علیهم السلام به قدر اخبار که بمن رسیده است بعد از آنک جهد بسیار کردم و آنچ درست شد آوردیم و آنچ دور از کار بود، بگذاشتیم»( نسخه پاریس: 2الف).

چنان­که مشاهده می­شود مؤلف اصلی اثر، محمّدبن عبیدالله کسایی معرفی­شده­است امّا در هیچ جای مقدمه و یا مؤخره­ کتاب نامی از عنوان اثر یعنی«نفایس­العرایس و قصص­الانبیا» و مترجم آن محمدبن­حسن­دیدوزمی، نیامده­است.

 

ویژگی­های صوری

این نسخه دارای مقدمه و فهرست مطالب است. پس از مقدمه، «فهرست قصص ها و غیره» شروع می­شود. فهرست به صورت افقی مرتب شده است و در هر سطر اغلب چهار یا پنج و گاه شش عنوان بدون ذکر شماره برگ یا صفحه درج گردیده­است. چند صفحه از فهرست کتاب به خط و طرح دیگری است و احتمال اینکه اصل این صفحات افتاده و بعدها ترمیم و بازساری شده ­باشند، هست. تعداد عنوا­ن­ها در مجموع 214 مورد است که از این میان، 135 مورد با عنوان «قصه» و باقی آن با عناوین«حدیث، صفت و معجزه» آمده است. کتاب 254برگ دارد و در هر صفحه متن اصلی، 21 سطر کامل به خط نسخ و با جوهر سیاه نوشته شده­است. عناوین قصه­ها درشت تر و برجسته تر از دیگر متن­هاست. قبل از آیات قرآن عبارت «قوله­تعالی» آمده و گاه آیات درشت­تر از سایر متن­هاست. نوشته­ها اگرچه فشرده­اند و یکنواخت، امّا به نسبت خوانا و جز چند مورد بدون ابهام­اند. صفحه­ آغاز و پایان متن افتادگی ندارد.  درمقایسه­ای که با متن نسخه­ خطی­ فارسی کتابخانه آیت­الله­مرعشی­نجفی به عمل آمد، مشاهده گردید چند صفحه در بخش­های آغازین کتاب، مربوط به قصه­ اسرافیل افتاده­است. با این­حال خوردگی لبه­های کاغذ ناچیز است امّا پخش جوهر بر اثر نم و رطوبت در بعصی صفحات مشاهده می­شود که گاه خواندن متن را مشکل می­کند. صفحات آن فاقد رکابه 9 و تذهیب و هرگونه حاشیه بندی است.

 

اعراب و رسم الخط  

آیات قرآن و اشعار و اقوال و امثال عربی اعراب کامل ندارند امّا درج مصوت­های کوتاه در برخی از واژگان سبب گردیده است تا شیوه­ تلفظ برخی از واژه­ها در زمان مترجم و یا کاتب برای ما آشکار شود:

             «بَرابر قَصر وَی بیستاذ»(170الف)، «سیصدهزار سُوار دارذ»(176ب)، «با من بُباشی»(193الف)، «ما را بفلان جایکاه بُبَر»(160ب)، «من بر زُبان تو برانم آنچ واجبست»(299الف).

این نسخه همانند تمامی نسخ خطی، دارای رسم الخطی خاص است که می توان به مواردی از آنها بدین اشاره نمود:

حروف«آ، ا»: در اغلب موارد بدون علامت «مد» آمده و گاه کامل نوشته شده است و در چند مورد بویژه در ترکیبات عربی به صورت «أ» است و در برخی موارد به سبب اشباع «همزه» حذف شده است:

             «از رسول علیه السلم پرسیدم که کدام آیت فاضلترست اندر قران؟ گفت:أیة الکرسی انگاه گفت که نیست اسمانها نزد کرسی»(۷الف). «بریشان انعام و احسان من عام است و بریشان حلیمم و بر جاهلی ایشان عفو می‎کنم»(۱۲۱ب).

مصوت بلند«ا»در پایان واژه­ها گاه با کمی امتداد به سوی پائین همراه است. البته این را نمی­توان شاخصه­ کلی دانست:

             « » «»

حروف«ب، پ »: این دوحروف گاه بدون وجود شاخصه­ای به صورت«ب» کتابت شده است و تشخیص آنها از هم، تنها با شناخت واژه یا قرینه­های دیگر مقدور است. امّا در مواردی، حرف«پ» با سه نقطه آمده است:       

« هارون بنداشت که فرعون در پی وی کسی فرستاد و آن نور را مشعله بنداشت و بترسید و جب و راست نگاه کرد»(139الف). «و او را پسری بود که وی را سنجاب بن ریان گفتندی»(122الف).

حروف«ج، چ»: این دوحرف، چنانکه در رسم الخط نسخه­های فارسی رایج بوده است، شبیه هم نوسته شده­است. تنها شناخت واژه و یافتن قرینه معنوی می تواند تمایز آنها را نشان دهد.

             «فرعون جون این بدید، متحیّر شد»(140الف). «از انجا به خانَه امد و اهنی را کرم کرد همجون میل و هر دوجشم حود را بکند»(181ب).

 حروف«د،ذ»: آوردن «ذ» به جای «د» نیز از شاخصه­های رسم الخط نسخ خطی فارسی است. در اغلب موارد حرف«د» واژه­های فارسی «ذ» کتابت شده است و تشخیص آن با شناخت واژه و قرینه­ معنوی میسّر خواهد بود.« این ابدال در فارسی دری در مواردی انجام گرفته که پیش از «د» مصوتی قرار داشته است»(ناتل­خانلری،1366: 2/ 50):

             «بشارت داذند آدم را بذین بنج کس که از دختران تو خواهد بوذن...و روزی ما و همه خلایق می­ذهد هیج جیزی بدو نمانذ»(126الف).

حرف«ژ»: این حرف با سه نقطه کتابت شده است.

حروف«س، ش»: این حروف شاخصه خاصی ندارند و گاه با دندانه و گاه بدون دندانه و با کمی کشیدگی نوشته شده­اند.

حروف«ک، گ»: این دو حرف به یک صورت کتابت شده و شکلی واحد دارند. تشخیص آنها از هم با قرینة معنوی و توجه به ساختار واژه ممکن خواهد بود:

             «جون خواست کریختن، جبرئیل کفت: یاموسی! از خذای خوذ می­کریزی و او با تو سخن می­کوید. کفت از اژدها می­کریزم»(137الف)

حرف«های بیان حرکت» در پایان برخی واژه­ها نوشته نشده­است:«آنچ، آنک، چنانک» نیز واژه­­های مختوم به «های» بیان حرکت، که با «ها» جمع بسته شده­اند، بدون حرف «های بیان حرکت» آمده است مثل: معجزها به جای معجزه­ها، جامها به جای جامه­ها»:

             «فرعون لعین بفرمود تا جامهاش بیرون کردند و هرچه زینت و بیرایه داشت، بستدند»(150الف).

همچنین واژه«که» در اکثر موارد«کی» ضبط شده است:

             « خدا داند که از آنجا کی خلاص شود و مصلحت آنست کی خلق را به تو خوانی»(185ب).

حرف«ی»: این حرف آنگاه که مصوت بلند پایانی واژه هاست با دو نقطه روی آن آمده است: 

                 

این ویژگی گاه برای صامت «ی» در پایان واژه نیز دیده می شود:

            

برخی واژه­هایی که به صامت«ی» ختم شده­اند، هنگام اضافه شدن مصوت بلند «ی» در پایان آنها، با یک «ی» آمده است:

             « »

«ی» میانجی و نکره و شناسه گاه به صورت «ء» در پایان واژه کتابت شده است:

             «نعمتهاء ایشان و جهاربایانشان زیاد شد»(173ب). «می­خواهید تا شما را معجزهء بنمایم که من رسول خدایم؟»(170ب)«ای مرد تو کیستی و از کجا آمدهء»(253ب).

واژه­های «علیه السلام» به صورت «علیه السلم» و «تورات»، «توریت» تحریر شده است.

             « آنگاه موسی علیه­السلم توریت را بر بنی­اسرائیل بخواند و گفت که این کلام خداست»(152الف).

حرف اضافه­­ی «به» اغلب به متمم وصل شده است:

             «من آنرا بفلان دیه بشُبان سپرده­ام»(162الف).

«می» استمرار در ابتدای فعل جدا آمده است:

             «... در بنی­اسرائیل می­بود و بریشان حکم و امر و نهی می­کرد»(169الف).

 نقش نمای مفعولی «را» گاه به مفعول پیوسته است، به ویژه آنگاه که مفعول ضمیر است و گاه جدا آمده است: 

             «ویرا عظیم آراسته بودند»(170الف). «عامیل بفرمود تا زمین را بکندند و در وی اتش برافروخت و فرمود تا زَیله را در وی انداختند(175ب).  

ضمیر«تو» اگر قابل اتّصال به واژه­ی بعد باشد، به صورت «تُ» پیوسته به واژه­ پس از خود است:

             «عیسی گوید: به حقّ آنک ترا این عمر دراز بداد که خبر دهی که تو کیستی؟»(251ب).

فعل«است»با حذف همزه آغازین به واژه قبل از خود پیوسته کتابت شده است:

             «بدانید که این پسر منست»(190ب).

پسوند صفت تفضیلی اغلب به صفت پیوسته است:

             «پس از خدا بخواست که وی را زشتتر بگرداند»(167ب).

علامت جمع«ها» به اسم خود پیوسته است:

«بعضی دفینها و کنجها را از زمین بدرمی­اوردند»(198ب).

 

ساختار سبکی و زبانی

سبک نثر نسخه پاریس را می­توان از نوع سبک مرسل دانست. نثر آن به جهت این­که ساختاری روایی و داستانی دارد، ساده، روان، شیوا و به دور از هر گونه تکلّف و تعقید است و معنی کلام در آن بسیار زود دریافت می­شود. متن خالی از هرگونه اطناب و اسهاب است. حتی در مقدمه­ کتاب از سجع و موازنه و آرایشهای کلام اثری نیست. کاربرد واژه­های فارسی سره از مشخصات بارز سبک نثر آن است. حضور درصدی از لغات و ترکیبات عربی در آن، موجب ابهام و دیریابی مضمون نیست. متن از هرگونه اصطلاحات کلامی و استدلال­های فلسفی صرف، که سبب دشواری شود، به دور است. در تمامی متن کمتر جمله­ای طولانی به چشم می­آید. اغلب جملات کوتاه و صریح بیان شده است. مترجم، نثر این اثر را به زبان گفتار و مشافهه نزدیک نموده و همین امر باعث شده است در اجزا و ارکان سخن، تقدیم و تأخیر به وجود آید چنانکه ساختار بیشتر جمله­ها به صورت غیر مستقیم است:

«و براند موسی گوسفندان خود را و اهلش را و می­آمدند به مصر و دعاکرد بر زمین مدین»(136ب)

از دیگر ویژگی­های سبکی درخور توجّه این نسخه استعمال واژگان کهن و مهجور و ترکیبات زیباست:

بان(بام):«بلقیس بر بان قصر برآمد و پدر خود را بخواند»(210الف).

جُمندگان(حیوانات): «و حشرات و هوام مسخّر سلیمان شد از ماران و عقارب و جمله جمندگان»(198الف).

چاروا: «گفت: یا مادر! این چه چارواست و گوسفندان؟»(148الف).

خط(نامه):«خطی نبشت نزد بلقیس و خط را آصف نبشت»(211ب).

خندناک(شاد و خندان):«می بینم که دنیا به وجود تو خندناک شده است»(196الف).

خیو(آب دهان):«در وی آب کرد و سه بار در وی خیو بینداخت»(255الف).

دروخ(دروغ): «شما بر خدا دروخ مگویید»(143ب).

دشخوار(دشوار): «برای آنک مرگ تلخ است و صعبست و کارهاء دشخوار دارد»(169ب).

دیرینه(سالخورده):«من دیرینه شدم و فرزند ندارم»(168ب).

دیگ(به معنی دیروز): «گفت: یا موسی! دیگ یکی را کشتی بس نیست»(133ب).

رهاکردن(اجازه دادن): «گفت که رها نمی­کنند که درآیم»(209ب).

ریش(زخم): «بینی وی ریش شد و شکلش زشت شد»(167ب).

زُبان(زبان): «من بر زُبان تو برانم آنچ واجبست»(229الف).

زواده(آذوقه): «زکریّا را علیه السلم ماده خری بود، بدیشان داد و زواده بداد و به راه کرد به شب»(242الف).

ژیوه(جیوه): « ژیوه آوردند و در میان چوبها ریختند»(143ب).

سُرو(شاخ): «چهار سرو داشت و در میان سروهایش شعله آتش بود»(123ب).

سُوار(سوار): «وی سیصدهزار سُوار دارد»(176ب).

غمازی­کردن(جاسوسی­کردن):«برخاست آن مدبر  که به هامان غمازی کند زمین وی را بگرفت»(129ب).

فرخال(مجعّد):«موی فرخال داشت و مژه چشمش بسیار بود»(176ب).

کُشش کردن(کشتن):«ایشان سخت کُشش کنند و لشکری به روم بفرستد و آنجا کُشش کنند بسیار»(249الف).

گرسیدن(چسبیدن): «از گرسنگی شکمش به پشتش گرسید»(219ب).

واز(باز): «یک در را بزد به عصا وازشد و موسی درآمد و فرعون را دید خفته»(139ب).

هنباز(شریک): «خدا عزیزتر از آنست که او را هنباز باشد»(140ب).

یاوه کردن:(به معنی گم کردن): «آنچ یاوه کرده­ای، من بردم کسی را زحمت مده»(179ب).

آوردن صیغه های کهن فارسی دری نظیر: دانستمانی، بدیدمانی، نخوردمانی، نخواستمانی، بکشتمانی:«اگر آن مرغ را ما بدیدمانی، دیگر چیزی نخوردمانی و آب و نان نخواستمانی.»(184الف).

 

ویژگی­های دستوری

آوردن جمله به سیاق نحو عربی(مفعول مطلق):

«موسی را به درآورد و شیر داد و بگریست گریستنی سخت»(130الف).

جمع بستن اسامی جانوران و غیر ذیروح با «ان»

             « آنگاه سگان را و گربکان را و موشان را بخوردند»(172ب).

             «اگر بفرمایی بتان بسازم تا مردم عبادت کنند»(123ب).

 جمع بستن اسامی جمع مکسّر عربی با «ها»

             «ملک نگاه می کرد به خوبی آن قصر و به کنیزکان و آلاتهایی که آنجا بود»(210الف).

             «از جمله احوالها خبردار شد»(211الف).

«تا» به عنوان شبه جمله:

«گفتند: این خوابهای شوریده­است و از این خواب تا نترسی»(128الف).

«یا هامان! تا مغرور نکند آنچ تو در آنی»(141ب).

«تا» در معنی «به شرط اینکه»:

             «[شیطان] گفت: یا نوح! بخواه از خدای تو که توبه مرا قبول کند یا نه. نوح درخواست، وحی آمد که تا آدم سجود کند»(36ب).

«تا» به معنی«بگذارتا»

             «یا اشعیا! بگو صدیقه را که تو امشب خواهی­مردن تا اگر وصیّتی می­کند تا بکند»(228ب).

             «خدای تعالی وحی کرد که یا موسی! تا بسازد که ما آن را خراب کنیم»(144الف).

«ی» شرطی:

«اگر نه آن بودی که من حلیمم، وی را بزودی هلاک کردمی و اگر به آسمان فرمودمی، بر وی سنگ باریدی و اگر به زمین گفتمی، وی را فرو بردی.»(137ب).

«اگر سحر بودی، ما دانستمانی»(143ب).

«ی» استمرار:

«صخر مشربه آبگینه بیاورد صافی که چون آب خوردی، ایشان را می­دید»(204الف).

«ی» مصدری:

             « هم ملک و هم کمال عقل و خوبی و جوامردی دادم ترا»(195الف).

«ی» تمنّا:

             «کاشکی مرا حال همچنان بودی که تراست»(216الف).

«الف» کثرت:

             «نیکا پدرا که تویی! و نیکا فرزندا که وی است!»(169الف).

«را» نشانه فک اضافه:

«ولیکن شما را عدد چند است»(203الف).

را» در معنی«برای»:

«دین تو وی را سودی بدارد»(173الف).

«را» در معنی «به»:

«او را یتیم بنی­اسرائیل می­گفتند»(230ب).

«را» در معنی «از»:

«محمّد آن کس است که از همه بیشتر او را یاد کنم»(150الف).

«را» نقش نمای مفعول:

«من او را تیمار داشتم»(245ب).

«را» نشانه اختصاص:

             « گفت: یا موسی!  این بر قدّ منست و این مراست»(164الف).

«به» در معنی «به سوی»:

« وی گرگی را که به گوسفندش می آید، می­گیرد»(177الف).

«به» در معنی «از»:

« به عجوزه پرسید که یا عجوزه! این چه آوازست که می­شنوی؟»(247ب).

آوردن ضمیرشخصی همسان(ضمیرجدا به جای پیوسته):

«می خواهد که شما را از زمین شما بیرون کند»(142ب).

فعل دعا:

«خدا ترا از وی برخوردار گرداناد و ما را نیز مبارک گرداناد»(191ب).

مطابقت موصوف و صفت در جمع:

«من بیامرزم ایشان را هر چه در آن روز و آن شب کرده باشد از گناهان صغایر» (150ب).

«ایشان نیز رنگهای عجایب داشتند»(206الف).

فاصله افتادن پیشوند نفی از فعل:

«وحی آمد که من نه نهی­کردم ترا که بدرمیا بدیشان؟»(156الف).

آوردن فعل در وجه مصدری:

«وحی­کرد خدای تعالی که یا موسی! ترا قبض خواهم­کردن»(165ب).

آوردن همزه و شناسه به جای فعل:

«من از او مستغنی ام و مهلت داده­ام وی را تا حجت برو بگیرم»(137ب).

«گفت: مترسید که من با شماام؛ می شنوم و می بینم»(138الف).

استعمال واژه«سخت» به معنی«بسیار» درکاربرد قیدی:

«بنی­اسرائیل او را نیز سخت دوست داشتند»(191الف).

آوردن«این و آن» برای معرفه سازی اسم:

«ولیکن این قصر من ساخته دیوانست»(209ب).

             «آن خشم وی ساکن شد»(132الف).

آوردن ضمیرجاندار برای مرجع غیرجاندار:

«وادی­ای هست دراز و عظیم و در وی آبهای بسیار است»(214ب).

حذف فعل به قرینة لفطی:

«کنیزکان را جامه های غلامان پوشانید و غلامان را جامه های زنان»(212ب).

تقدیم فعل:

«درآمد وزیر بلقیس نزد سلیمان» (213الف).

«منزعج گردانم ارکان ترا و سست کنم استخوانت را»(224الف).

آوردن« و» در آغاز جمله:

« وهب گوید- رضی الله عنه-  و روزی سلیمان بر بساط خود در هوا می رفت»(216الف).

جدا آمدن بدل از مبدل­منه:

             «بعد از آن مادرش بمرد، صفوریه بنت موسی علیه­السلم»(169الف).

 

ویژگیهای بلاغی و ادبی

همان گونه که یاد کردیم ساختار روایی متن، آن را به داستانی ادبی تبدیل کرده است و کمتر مجالی برای مؤلف و مترجم فراهم آورده است تا درآوردن انواع آرایه­های سخن جولان­گری کنند. با این حال نمی­توان برخی از آرایه ادبی را در آن نادیده انگاشت. طبیعی­است که مهم­ترین و پربسامدترین آرایه­های ادبی، صنعت تضمین و سپس تلمیح است. در این میان آیات قرآن، اقوال بزرگان و استناد مکرر بدان ها، به ویژه سخنان حضرت محمّد(ص)، از مصداق­های بارز آنهاست. به جز این آرایه­ها می­توان به موارد بلاغی زیر اشاره کرد:

ایجاز حذف:

             «رسیدند و بگرفتند و بیاوردند»(220الف).

کنایه:

             «من بر تو ظلم کردم و حق به دست تو بود»(179ب).

«دیوان زهره نداشتند که رو از سلیمان بگردانند و یا رو ترش کنند»(204الف).

تکرار:

             «جعفر صادق رضی­الله عنه روایت کند که جان در سر آدم علیه السلم قرارگرفت صد سال و در سینه وی صدسال و در پشت و شکم وی صدسال و در رانهاش صدسال و در ساق و قدمهاش صدسال بماند» (14الف).

اغراق:

             «هزار و پانصد من سلاح او بود و درازی جالوت هشتاد گز بود و درازی داود ده گزبود»(177ب).

تشبیه:

             «ایشان را چنگ­ها بود همچون نیزه­های دراز و آوازشان همچون رعد»(206الف).

             «ایشان را گیسوان همچون زنجیرها بود»(206الف).

             «بلقیس بر هر دری دختری از پریان نشانده بود هر یکی همچون آفتاب»(210الف)

تناسب:

             «هر یکی به لونی و رنگی و سپید و زرد و سرخ و سبز و سیاه و ابلق»(206الف).

 

نسخه­ کتابخانه­ آیت­الله مرعشی نجفی

نام این اثر در فهرست نسخه­های خطی کتابخانه­ی آیت­الله مرعشی نجفی آمده است و نسخه­ای از آن نیز در همان جا به شماره4459 نگهداری می­شود (تصویر شماره 5). متن این نسخه با نسخه پاریس در محتوا اختلاف ناچیزی دارد. در مقدمه به نام مؤلف عربی آن، یعنی محمد بن عبیدالله کسایی اشاره شده است. در هیچ جای این نسخه به نام مترجم فارسی و نیز عنوان «نفایس­العرایس» اشاره نشده است. در صفحه پایانی نام کاتب «داوود بن احمد» و تاریخ کتابت جمعه 27 محرم 707 هـ.ق. درج گردیده­است.

 

ویژگی­های این نسخه

خط این اثر از نوع نسخ است. عناوین قصه­ها و گاه نام راویان در آن با شنگرف و درشت­تر از متن اصلی تحریر شده است و جلد آن تیماج مشکی است. فهرست مندرجات ندارد و در470  صفحه و در هر صفحه 19سطر کتابت شده است. آیات قرآنی درشت­تر است و اغلب قبل از آنها عبارت« قوله تعالی، قال الله تعالی و فذلک قوله عزّوجلّ» با شنگرف آمده­است. صفحات این نسخه نیز همانند نسخه پاریس، رکابه ندارد و فاقد هرگونه تذهیب و حاشیه­بندی و تصویرنگاری است. در حاشیه برخی از صفحات آن توضیحات و یادداشت­هایی مشاهده می­شود. متن آن افتادگی کمی دارد و به نسبت خواناست پخش­شدگی جوهر در اثر نم و رطوبت درآن ناچیز است. مترجم در مواردی جملات متن و آیات قرآن  کریم را جابجا نقل کرده است. 10 آیات قرآن بدون اعراب و با رسم­الخطی ویژه است که گاه خواندن برخی از آنها را مشکل می کند. رسم­الخط این نسخه تشابه فراوانی با نسخه­ پاریس دارد. بیشتر حرفهای «آ» بدون «مد» آمده است؛ حرف«پ» با یک نقطه و شبیه«ب» کتابت شده­است و حرف«چ» شبیه حرف «ج» و «گ» شبیه حرف «ک» تحریرشده­است و تشخیص آنها از هم­دیگر، تنها با قرینه معنوی و شناخت واژه ممکن است:

«بفرمود که جهار نماز بکزارند نماز بیشین و دیکر و مغرب و عشا و انجا بماندند بشب»(141ب).

حرف «ی»، چه به صورت صامت و چه مصوت، در پایان واژه­ها، با دو نقطه زیر آن آمده­است. البته این شاخصه، کلی نیست و گاه این حرف بدون هیچ علامت خاصی نگارش یافته است. سبک زبانی و ادبی این اثر مشابه نسخه­ پاریس است.

فهرست­نویسان نسخه­های دیگری را نیز به عنوان ترجمه­­ فارسی قصص­الانبیای کسایی معرفی نموده­اند از این میان می­توان به موارد ذیل اشاره نمود:

 

نسخه­ کتابخانه­ بایزید استانبول

ین اثر با نام «نفایس­العرایس و قصص­الانبیا» در فهرست نسخه­های خطی فارسی کتابخانه­های ترکیه معرفی­ گردیده­است. 11 نسخه­ خطی آن نیز در کتابخانه­ عمومی بایزید شهر استانبول ترکیّه به شماره B5275 نگهداری می­شود. نام کاتب آن ذکر نشده­است. تاریخ کتابت آن950هـ.ق. دانسته­شده است و با خط نستعلیق نگارش یافته­است. تعداد صفحات آن 325 برگ و در هر صفحه 18 سطر درج شده­است. اندازه کتاب 32.5×21.7، جلد آن تیماج مذهّب و سرلوحه آن نیز مذهّب است. متن با حاشیه­ مزدوج طلایی مزّین شده­است. دو صفحه­ آغاز کتاب شبیه به صفحات قرآن کریم، مزیّن و مذهّب است. از نکات برجسته این نسخه که علاوه بر یک متن ادبی، آن را به اثری هنری بدل نموده­است، نقاشی میناتورهای زیبا از وقایع و صحنه­های برخی قصص است. تعداد این نقاشی ها 42 عددست. نقاشی­ها بسیار پررنگ، شفّاف و با رنگ بندی زیبا و بر روی کاغذی متفاوت ترسیم شده­است. در این نسخه، واژه­های ناخوانا و نیز پخش شدگی مرکب دیده ­نمی­شود. اندک اغلاط املایی 12 در آن دیده­ می­شود. با مشاهده­ رکابه­ صفحات به نظر می­رسد ترتیب برخی از آنها به هم خورده و صفحه­ای چند از پایان کتاب افتاده است. با آن­که آثار رطوبت در آن دیده ­می­شود امّا متن­­ بسیار واضح و خوانا و در حاشیه­های یکدست نگاشته شده است. آیات و احادیث در آن به رنگ طلایی و گاه با شنگرف تحریر شده­است. نام مؤلف آن «محمدبن الحسن الدیدورمی» ذکرگردیده است. پیشتر نیز یاد شد که درباره این شخص و زادگاه وی اطلاعی در دست نیست. 13

 

نسخه­ کتابخانه موزه­ توپقاپی سرای ترکیّه

اصل این نسخه در کتابخانه­ موزه­ی توپقاپی سرای استانبول در ترکیّه نگهداری می­شود. تاریخ کتابت آن سال 983هـ.ق. درج شده است و به شماره 250. TSMK Bبه ثبت رسیده­است. نام مؤلف آن محمّدبن­الحسن الدیدوزمی آمده امّا کاتب آن ذکر نشده­است. این اثر نیز با 21 مینیاتور زیبا و در276 صفحه و اندازه­ 23.5×35 فراهم آمده است. این اثر با خطّ نستعلیق تحریر شده و محتویات آن نیز کاملاً شبیه به نسخه­ کتابخانه­ی بایزید استانبول و نسخه­ موجود در کتابخانه­ی مجلس شوراست.

به احتمال قریب به یقین و با دلایل زیر می­توان گفت دو اثر اخیر ترجمه­ قصص­الانبیای کسایی نیست: نخست آن­که در هیچ بخش از متن کتاب، چه در مقدمه و چه مؤخّره و حتی در صفحه­ انجامه آن به نام محمّدبن­عبدالله الکسایی اشاره­ای نشده­است.

دو دیگر آن­که مؤلف، داستان های کتاب خود را از پدر خویش، حسن­بن عبدالله، فراگرفته است و از فقیهی شنیده است. دیدوزمی، خود در یکی از صفحات آغازین کتاب به این امر اشاره دارد:

             «ما این کتاب برخط پدر خویش خواندیم الحسن­بن عبدالله رحمه­الله­علیه و سماع از فقیه اجلّ­العالم الواعظ ابوالفوارس الحجاف­بن عبدالله 14 کردیم بقراة خویش و چندانکه اندرخورد بود، اندرین کتاب آوردیم...»(نسخه خطی استانبول:8الف).

دلیل سوم آن که محتویات این کتاب در مقایسه با متن دو ترجمه پیش­ذکر بسیار متفاوت است. مصنّف پس از بیان تحمیدیّه­ کوتاهی به زبان عربی، متفاوت با آنچه در اثر کسایی آمده­است، آورده­است:

             «قال محمدبن­الحسن­الدیدورمی غفرالله له و الوالدیه و الاستادیه و مشایخ اهل سنته و الجماعه گفت یکی از دوستان ما، ما را سؤال کرد که کتاب فارسی تصنیف کردم به عون الله تعالی و به توفیقه»(1الف).

وی مطالب کتاب خود را با مضامینی همچون اصول دین و فضایل اعمال و حکمت و بیان سخنان مشایخ آغاز نموده، سپس با طرح پرسشهایی که گاه رنگ و بوی کلامی می­دهد، خود به پاسخ آنها مبادرت جسته­است. در ادامه ضمن یادکردی از بزرگان سلف، سخن خود را با «باب ابتدای آفریدن آفریده­ها» ادامه می­دهد و از نور مصطفی، قصه­ عرش و کرسی،  فرشتگان، قلم و لوح، دوزخ و بهشت سخن می­راند و در ادامه،  به بیان داستان انبیا می­پردازد. دیدوزمی به برخی از قصّه­هایی که در اثر کسایی آمده­است، نظیر قصه­ شیث، حام و پسران نوح، موسی بن میشا، یوشع بن نون، یوشافاس، یسع، اشعیا، حزقیل، خروج مهدی(عج)اشاره­ای ندارد. امّا قصّه­های ذوالکِفْل، ذوالقرنین، اصحاب کهف، بخت النصر و دانیال، عُزیز، محمّد(ص)، علی(ع) و حسن بن علی(ع) را در اثر او می­توان خواند.

دیدوزمی در میانه­ داستانها بخشهای کوتاهی با عنوان لطیفه و حکایت می­آورد. چنین ساختاری در اثر کسایی دیده نمی‎شود. تحریر این نسخه در قرن دهم هجری صورت­گرفته­است امّا در نثر آن آثار کهنگی را می­توان مشاهده ­نمود. گرچه از زمان حیات مؤلف اطلاعی در دست نیست امّا به نظر می­رسد نگارش آن نباید قبل از نیمه­ دوم قرن ششم  صورت گرفته باشد. شاهد این احتمال ابیاتی است که ضمن داستان موسی با عنوان «ابیات فی معنی لن ترانی» آمده است:

به هــر کــویی مـرا تا کی دوانی
به رود انــداختن ز اوّل رهـی را
وزان پس دیگـرم دادی غـــریبی
پس آنگاهی به تاریکی شب سرد
وزان پس چون غریبان گرد عالم
ایا مــوسی سخن  گستاخ کردی
شبانی را کجا آن زهــــره  باشد
وز آن پس هم به کـوه طور سینا
چو گشتم مست گفتم  رب ارنی

 

ز هر زهری  مرا تا کی چشانی
پس آنگه بر در دشمـن نشانی
به مـــزدوری شعیبم را شبانی
ز دورم  مــر مــرا آتش نمانی
از این شهرم بـدان شهرم دوانی
تــو آنی کــم شعیبم را شبانی
که تــو  بی­واسطه او را بخوانی
شـراب الفت وصـــلم چشانی
جواب آید که مـوسی لن ترانی

             برخی از این ابیات را در غزلی از شیخ فریدالدین عطار(627-537 هـ.ق.) می­توان یافت. 15 در صورت صحت انتساب این ابیات به عطار، نباید زمان تصنیف قصص­الانبیای محمّدبن حسن دیدوزمی را قبل از نیمه­ دوم قرن ششم دانست. در حالی که برخی، 16 زمان نگارش این کتاب را قرن پنجم دانسته­اند. به احتمال قریب به یقین اثر دیدوزمی می­تواند برداشتی از تاج­القصص و یا تحریر جدیدی از آن باشد. با این حال می­توان گفت که عقیده­ فهرست نویسانی که قصص­الانبیای دیدوزمی به نام نفایس­العرایس را ترجمه­ فارسی قصص­الانبیای کسایی دانسته­اند، خطا بوده­است. 17

 

نتیجه

1- قصص الانبیای کسایی و ترجمه­های فارسی آن حاوی داستانهای عامه پسند است که در اکثر سرزمین های اسلامی و اخیراً در مغرب زمین مورد توجه داستان پردازان و محققان واقع شده است.

2- بر اساس یافته­های این پژوهش، تنها دو ترجمه به فارسی( بدون ذکر نام مترجم یا مترجمان) و آن هم به صورت نسخه­ خطی از این اثر موجود است و تا کنون  هیچ یک معرفی، تصحیح و چاپ نشده­اند. ویژگی­های ممتاز سبکی و روایی ترجمه­های فارسی قصص الانبیای کسایی، تحقیق و پژوهش بیشتر درباره­ آن را ضروری می­نماید.

3- بر اساس یافته­های این پژوهش گزارش فهرست نویسان را در باره ترجمه­ اثر کسایی به فارسی با عنوان «نفایس العرایس» از محمدبن حسن دیدوزمی، نمی­توان قطعی دانست. نفایس العرایس خود بازنوشته­ی کتاب «تاج القصص» است.

 

شکل 1: تصویر صفحه آغازین نسحه خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره ۹۸۹۳

شکل 2: تصویر صفحه­ مقدمه چاپی ایزنبرگ

     شکل 3: تصویر صفحه نخست متن انگلیسی

 

 

شکل 4: تصویر صفحه­ نخست ترجمه فارسی نسخه­ پاریس

 

 

شکل 5: تصویر برگ نخست نسخه کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی

 

پی­نوشت­ها

1- یکی از این منابع کتاب«Biblical Prophets in the Qur'an and Muslim Literature» اثر «Roberto Tottoli » به زبان ایتالیایی نوشته شده و ترجمه انگلیسی آن توسط « Michael Robertson» از سوی انتشارات Routledge Chapman & Hall  انگلستان به سال 2009 در 227 صفحه منتشر شده است.

2- تصحیح آن براساس قدیم­ترین نسخه­ موجود به دست دکترحامد نوروزی و دکترمسعودقاسمی انجام یافته است و به زودی توسط میراث مکتوب چاپ می­شود.

3- نسخه عکسی این اثر در مرکز احیای میراث اسلامی به شماره1596 موجود است. نسخه دیگری در این مرکز به شماره973 با نام «قصص الانبیاء»  مولف ابوالحسن محمد بن عبیدالله بن محمد کسائی به ثبت رسیده است.

4- این کتاب از سوی انتشارات بریل به سال 1922در لیدن هلند چاپ و منتشر شده است.

5- برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به مقدمه کتاب«بدء الخلق و قصص الانبیاء»، تحقیق و دراسه طاهر بن سالمه، انتشارات دارالنقوش العربیه، تونس، 1988

6- نمونه متن­ها از نسخه­ خطی کتابحانه پاریس آمده است. اعداد شماره­ برگ و حروف جهت آن را نشان می­دهد.

7- معنی ابیات: «جهان و هرچه در آن است، دگرگون شد. پس صورت زمین غبارآلود و زشت شد. هر چه دارای طعم و رنگ بود، دگرگون شد و بشاشی و نشاط چهره زیبا کم شد. قابیل برادرش، هابیل را کشت. واسفا بر رخسار زیبایش».

8- کتاب دیگری به نام«عجایب الملکوت» نیز به محمدبن عبدالله کسایی نسبت داده شده است.

9- منظور از رکابه یا رادّه یک یا چند واژهی نخستین از رویه یک برگه که در گوشه پایین، سمت چپ از برگه پیشین ثبت می­شد و معمولاً در  نسخه­های خطی فارسی و عربی، برای حفظ ترتیب صفحه­ها، هنگام به هم ریختگی کتاب، به جای صفحه­شمار استفاده می­شده است.

10- به عنوان نمونه آیة«قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ ابْعَثْ فِی الْمَدائِنِ حاشِرینَ یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحّارٍ عَلیمٍ»(الشعرا، 37-36) را این گونه نقل کرده است«فارجیهما وَ ابْعَثْ فِی الْمَدائِنِ حاشِرینَ یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحّارٍ عَلیمٍ»(ر.ک. نسخه خطی کتابخانه مرعشی،246الف)

11- پیشتر نیز یادشد که این اثر در فهرست ادگار بلوشه، ادبیات فارسی بر مبنای استوری، تاریخ نظم و نثر در ایران، الذریعه و کشف الظنون معرفی شده است.

12- نظیر: سطبر، موصی، بخت النسر

13- اگر به فرض دیدوزمی(Dayduzami) صفت نسبی باشد، احتمال اینکه دیدوزم یا دیدورم نام شهر یا قریه ای باشد، کم نیست. جستجوی نگارنده برای یافتن چنین نامی تاکنون به نتیجه نرسیده است.

14- در باره این شخصیّت اطلاعی به دست نیامد.

15- ر.ک. دیوان عطار، تصحیح تقی تفضّلی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ص661، غزل824

16- از جمله­ آنها استاد سعید نفیسی است. ر.ک.  تاریخ نظم و نثر در ایران،  جلد 1، صفحه 64 ، ذیل کلمه­ نفایس

17- نگارنده در مقاله­ مفصلی با عنوان «ناگفته­هایی از قصص الانبیای دیدوزمی» به این موضوع پرداخته است.

منابع

1- قرآن کریم

2- آقا بزرگ طهرانی، محمد محسن.(1978). الذریعه الی تصانیف الشیعه.نجف: مکتبه صاحب الذریعه.

3- استوری، چارلزآمبروز.(1362). ادبیات فارسی بر مبنای استوری. ترجمه یحیی­آرین­پور و دیگران.تهران: مؤسسه­ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

4- بخاری، ابونصراحمدبن محمّد.(1386). تاج القصص. تصحیح سیدعلی آل داود. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

5- بوشنجی، ابوالحسن­بن­الهیصم.(1384). قصص­الانبیاء. ترجمه­ ­تستری. تصحیح محمّدزاده. مشهد: دانشگاه مشهد.

6- بهار، محمدتقی.(1381). سبک شناسی. تهران: انتشارات زوّار.

7- پائولینی، یان.(1390). نکاتی دربارۀ کتاب‌های قصص‌الانبیا در منابع اسلامی. ترجمه عباسی و نوشاوند.آئینه پژوهش. شماره128، ص.ص.32-27.

8- حسینی، احمد.(1362). فهرست نسخه­های خطی کتابخانه آیت­الله مرعشی. قم: کتابخانه آیت­الله مرعشی.

9- دانش پژوه، محمدتقی.(1362). فهرست نسخه­های خطی دانشگاه تهران. تهران: دانشگاه تهران.

10- ------------- .(1348). فهرست میکروفیلم های کتابخانه­ مرکزی دانشگاه تهران. تهران: دانشگاه تهران.

11- درایتی، مصطفی.(1389). فهرستواره دستنوشته های ایران(دنا). تهران: کتابخانه و مرکز اسناد مجلس.

12- عطارنیشابوری، فریدالدین محمّد.(1368). دیوان عطار. تصحیح تقی­تفضّلی. تهران: علمی و فرهنگی.

13- مایل هروی، نجیب.(1380). تاریخ نسخه پردازی و تصحیح انتقادی نسخه­های خطی. تهران: انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی.

14- مزدرانی، فرشاد.(1389). قصص الانبیای کسایی. آئینه میراث. شماره 41، ص 28.

15- منزوی، احمد.(1382). فهرستواره کتابهای فارسی. تهران: مرکزدایرة المعارف بزرگ اسلامی.

16- ناتل خانلری، پرویز (1366)، تاریخ زبان فارسی. تهران، نشر نو

17- نیشابوری، ابواسحاق.(1340).  قصص­الانبیاء. تصحیح حبیب یغمایی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

18- نفیسی، سعید.(1344). تاریخ نظم و نثر در ایران. تهران: فروغی.

19- هاشم پور سبحانی، توفیق.(1372). فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه های ترکیه. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

 

منابع عربی

20- ابن کثیر، عماد الدین ابی الفداء اسماعیل.(1401ق). قصص­الانبیاء از آدم تا عیسی(ع). بیروت: مکتبه الاسلامیّه.

21- الثعلبی نیشابوری، احمدبن محمد.(2006). قصص الاانبیاء(المسمی عرائس المجالس). بیروت: دارالکتب العلمیه.

22- حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله.(2007). کشف الظنون عن اسامی کتب و الفنون. بیروت: دارالفکر.

23- راوندی، قطب الدین.(1409ق.). قصص الانبیاء. از آدم تا خاتم(ص). مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

24- کسایی،محمّدبن­عبدالله.(1922). قصص­الانبیاء. تصحیح ایزاک ایزنبرگ. لیدن: انتشارات بریل.

25- -------------- (1998). بدء الخلق و قصص الأنبیاء. تصحیح طاهربن سالمه. تونس: دارالنقوش العربی.

 

نسخ خطی:

26- نسخه خطی ترجمه­ فارسی قصص­الانبیای کسایی. کتابخانه­ ملّی پاریس. به شماره­ R7843

27- نسخه­ خطی ترجمه­ فارسی قصص­الانبیای کسایی. کتابخانه آیت­الله­عظمی­مرعشی­نجفی. قم. به شماره­4459

28- نسخه­ خطی فارسی قصص­الانبیاء. محمّدبن الحسن الدیدوزمی.کتابخانه­ی بایزید استانبول. به شماره5275­ B

29- نسخه خطی فارسی تاج­القصص. ابونصرعلی بن نصر بخاری. کتابخانه­ مجلس شورای اسلامی. به شمار­ه­87392

30- نسخه­ خطی عربی قصص­الانبیای کسایی. دانشگاه میشیگان امریکا. به شماره287a ­IL

31- نسخه­ خطی عربی قصص­الانبیای کسایی. دانشگاه ملک سعود عربستان. 5961ف1731/2

 

منابع انگلیسی:

32-Tottoli, Roberto .(2009). Biblical Prophets in the Qur'an and Muslim Literature.  United Kingdom, Routledge Chapman & Hall

33- Thackston, Wheeler. M(1997).Tales Of The Prophets Of Al'Kisa'I. USA,KAZI publication

34- Nagel, Tilman. (1986), Al-'Kisa'i,  The Encyclopaedia of Islam (New Edition), by Clifford Edmund Bosworth, E. Bosworth, Vol. 5, p176, Leyden, Brill Academic Publishers