تحلیل ساختاری داستان های غنایی ترجمه فرج بعد از شدت براساس دیدگاه های پراپ

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

دانشگاه اصفهان

چکیده

محور بودن موضوع اخلاق در تحلیل های ساختاری کتاب فرج بعد از شدت، سبب نادیده گرفتن داستان های غنایی این کتاب شده است. در این مقاله تلاش می شود این داستان ها بر اساس الگوی پراپ، پژوهشگر روسی نقد و تحلیل شود. در ساختار داستان های غنایی این کتاب، مطابق با نظریه پراپ، وضعیت آغازین حکایت ها با موقعیت پایداری شروع می شود. سپس اولین نقش مایه در ساختار قصه، پیدا شدن قهرمان یا شر یا کمبود است. عنصر شر از نوع تهیدستی در یک چهارم داستان ها مشترک است و عامل حرکت دوم در داستان است. در حدود نیمی از داستان ها ضدقهرمان، وزیر یا خلیفه دربار است که به آسانی با مکارم اخلاقی خود به یاریگر یا بخشنده تبدیل می شود واین کار سبب کمرنگ شدن رنگ و هیجان داستان های غنایی کتاب می شود. نبودن شخصیت های حیوانی، فراانسانی، جن وپری و عناصر خارق العاده به حقیقت مانندی داستانها کمک کرده است. محوریت اخلاق در این کتاب سبب متداخل شدن نقش عناصری چون ضد قهرمان، یاریگر و بخشنده شده است. گره برخی از داستان ها بدون کنش یا تلاش زیادی باز می شود و این نتیجه ذهن ساده مولف و مخاطبان عصر مولف است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Structural Analysis of the Lyrical Tales of Faraj ba’d az Shedat’s Translation based on Propp’s Model

نویسندگان [English]

  • nahid nasrazaddani
  • mohsen mohamady
university of isfahan
چکیده [English]

The pivotal role of ethics in structural analyses of the book Faraj ba’d az Shedat has led to neglecting its lyrical tales. This paper aims to analyze such tales based on Propp’s model. In accordance to Propp’s theory, the beginning phase of tales starts with stability situation. Then, the first function in the story is the appearance of the hero or villain or defection. The villain in the form of poorness is common in one fourth of the tales and it is the second factor of movement in them. In almost half of the tales the anti-hero is the minister or caliphate of the court who easily becomes the helper or donor via his moral virtues and this in turn decreases the excitement and dynamicity in lyrical tales of this work. The lack of animal, supernatural characters as well as fairies and marvelous elements has contributed to the verisimilitude of tales. The moralistic orientation of this work has confused the function of various elements such as anti-hero, helper and donor. The dilemma of some tales is solved without much effort which is the result of the simple mind of the author and his contemporaries.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Faraj ba’d az Shedat
  • lyrical tales
  • character
  • STRUCTURE
  • Morphology
  • Vladimir Propp

مقدمه

از نظر تاریخی، نظریه های شکل گرایان روس در تشکیل نظریه های روایت شناسان سهم عمده ای داشته است و تأثیر آنها انکار ناپذیر است. باید گفت کار ولادیمیر پراپ در این عرصه از همه مهمتر بود. او هر چند فرمالیست نبود و هیچ گاه خود را فرمالیست نمی نامید، در روش کار بسیار تحت تأثیر فرمالیست ها بود، به ویژه در مورد تفکیک داستان (fabula) و پیرنگ (siuhet). از نظر فرمالیست ها داستان، رشته ای از رخدادهاست که بر اساس توالی زمانی و علـّی به هم می پیوندد و پیرنگ، باز آرایی هنری رخدادها در متن است. (مکاریک، 1383: 201).

واژه ریخت شناسی یا هیأت شناسی، معادل واژه انگلیسیmorphology است، یعنی بررسی و شناخت ریخت ها. پراپ، مردم شناس روس، از نخستین کسانی بود که اولین بار آن را در مهمترین اثر خود، ریخت شناسی قصه های پریان (1938م) مطرح کرد و آن را به معنی توصیف حکایت ها بر پایه واحدهای تشکیل دهنده شان و مناسبات این واحدها یا یکدیگر و با کل حکایت به کار برد (انوشه، 1381: 735).

معرفی فرج بعد از شدت، نسخه و ترجمه آن و تجزیه و تحلیل عناصر داستانی بخش غنایی آن براساس نظریه ولادیمیر پراپ از جمله اهداف این تحقیق است. تلاش می شود  ضمن ارائه جدول نمادها بر اساس کارکردهای 31 گانه پراپ همچنین از دو پایه اصلی نقش مشارکت های actant role  نیز که کلود برمون برای روایت ذکر می کند یعنی کنش گر و کنش پذیر استفاده شود. کنش گر خود به دو بخش تقسیم می شود:

1-       قهرمان جستجوگر و ضد قهرمان (تأثیر گذار و بهبود بخش)

2-       یاریگر (bremond, 1973: 97)

کنش پذیر نیز به دو دسته تقسیم می شود :

الف: قهرمان قربانی

ب: سایر شخصیت های بهره ور

علاوه بر این پژوهش، شخصیت راوی و روایت شنود در داستان ها نیز معرفی شده اند و در نهایت براساس نظریه گریماس greimas و برمون bremond در کتاب «بوطیقابی ساختارگرا» نوشته تودورف تزوتان، داستان ها در سه مرحله از هم جدا شده اند (تودورف، 1379: 91-87). تقوی نیز در کتاب حکایت های حیوانات در ادب پارسی این سه مرحله را به این شکل توضیح داده است:

1-       تعادل (آرامش)

2-        برهم خوردن تعادل (اغتشاش و کشمکش)

3-        تعادل ثانوی(تقوی، 1376: 382)

 

پیشینه تحقیق

به سبب عربی بودن اصل کتاب فرج بعد از شدت و قصاید عربی آن، کمتر به عنوان یک متن مکتب‌خانه ای مورد توجه بوده است و بیشتر برای وعاظ وخطبا استفاده شده است. به همین نحو تحقیقات بر روی  این اثر نیز چندان زیاد نیست. در پژوهش‌های مرتبط با کتاب ترجمه فرج بعد از شدت، به بخش داستان های غنایی توجهی نشده است و آنچه نوشته شده، مقاله‌هایی درباره بررسی آماری و درصد بسامد انواع عناصر داستانی در داستان‌های اخلاقی این اثر است. از جمله این پژوهش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

اسماعیلی، عصمت و نبی زاده، نیره. (1388). ریخت‌شناسی داستان‌های فرج بعد از شدت. مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان. سال 8، ش 28، ص. ص. 20-7.

نبی لو، علیرضا و فتحی نجف‌آبادی، هاجر.(1388). تحلیل عناصر داستانی الفرج بعد الشده. پژوهشنامه زبان و ادب فارسی (گوهر گویا)، سال 3، ش 4، ص. ص. 132-109.

روش تحقیق

این تحقیق با شیوه مطالعات کتابخانه ای – اسنادی فراهم شده است. بدین صورت که ابتدا منابع کتابخانه ای اصلی و فرعی تحقیق، شناسایی شده است بعد از آن داستان های مورد نظر از کتاب ترجمه فرج بعد از شدت، مطالعه  و با دیدگاه های پراپ تحلیل و تطبیق ساختاری شده است. داستان ها در این تحلیل هم به صورت تعریفی و کوتاه و هم به شکل جدول، تهیه شده است .

 

فرج بعد از شدت

فرج بعد الشده کتابی است به عربی تألیف قاضی ابوعلی محسن بن ابوالقاسم علی تنوخی (ف.384). تنوخی این کتاب را در چهارده باب تألیف کرد و هر بابی مشتمل بر موضوعی از قبیل عشق، امید، ترس از خدا، ابتلای پیغمبران و غیره است و در هر بابی حکایتی جالب و متناسب انتخاب و درج کرده است. نخستین کسی که این کتاب را ترجمه کرده عوفی است ولی ظاهراً از آن اثری به جا نمانده است  و سپس حسین بن اسعد دهستانی آن را به نام «فرج بعد از شدت» ترجمه کرده است(معین، 1371: 1331).

 ذبیح الله صفا درباره این کتاب چنین می گوید: این کتاب را اصلاً قاضی ابوعلی بن محمد بن داود التنوخی(ف.384) به عربی نوشت و عوفی آن را به پارسی در آورد در این باره در باب هفتم از قسم چهارم جوامع الحکایات گفت : «و قاضی محسن تنوخی کتاب الفرج بعد الشدة را تألیف کرده است اندرین معنی و آن کتابی مرغوب است و مؤلف آن کتاب را به لغت پارسی ترجمه کرده است و بیشتر حکایات درین مجموع مسطور است». همچنان که عوفی خود گفته است بیشتر حکایات فرج بعد الشدة در جوامع الحکایات نقل شد. ترجمه دیگری از همین کتاب بعدها به دست حسین بن اسعد بن حسین دهستانی مؤیدی در نیمه دوم قرن هفتم یعنی قریب به نیم قرن بعد از ترجمه نخستین صورت گرفته است (صفا ، 1368: 2/ 1030).

مرحوم ملک الشعرای بهار در کتاب سبک شناسی درباره محمد عوفی چنین می گوید: «تألیف دیگر او ترجمه کتاب فرج بعدالشده است تالیف قاضی محسن تنوخی که قسمتی از آن را مؤلف جوامع، در باب هفتم از قسم چهارم و سایر ابواب آورده است ولی نسخه آن کتاب هنوز به نظر حقیر نرسیده است و گمان دارم در تهران در یکی از کتابخانه های شخصی موجود باشد و درست معلوم نیست کتاب الفرج بعد الشدة که به پارسی موجود می باشد و مترجم آن حسین بن اسعد بن الحسین المؤیدی الدهستانی است، انتحال آن کتاب است یا ترجمه ایست جداگانه؟» (بهار، 1376: 3/954).

متن عربی فرج بعد الشدة مجموعه ای از داستان است در چهارده باب با عناوین مختلف که همه بر محور اصلی فرج پس از شدت قرار گرفته است. قبل از قاضی تنوخی، ابوالحسن علی بن محمد مداینی کتابی در پنج یا شش صفحه برای گشایش و فرج و رهایی بندگان خدا از چنگال همّ و غم- در احوال و اخبار کسانی که به سختی مبتلا بودند و در آخر به راحت رسیدند جمع آورد و نام آن را (فرج بعد الشدة و الضیق) نهاد (اسعد دهستانی، حسین، 1364: مقدمه).

همچنین محمد بن ابی الدنیا به جمع اخبار و احادیث در توکل و صبر بر بلا و مواظبت بر دعا و نظایر آن همت گماشت و بیست صفحه از این دست گرد آورد. کار بزرگ تنوخی در فرج بعد الشده گردآوری داستان های تاریخی است «او در این داستان ها جزئیات دوره زوال خلافت عباسی را برای ما به شیرینی تمام مجسم می سازد و خصوصیات اجتماع زمان خود را که لبریز از کینه، حسادت و نمک نشناسی و ناسپاسی است نقاشی می کند»(حاکمی، 1372: 92).

این اثر به دلیل آنکه بر مبنای اصول اخلاقی و تعلیمی شکل گرفته، موضوعش منحصر به فرد و متمایزتر است و از طرف دیگر اگر چه از نظر شباهت کار به هزار و یک شب یا طوطی نامه نزدیک می شود(نبی لو، 1386: 161-141) ولی به خاطر تمایز موضوع و پرداختن حکایات و هم در ویژگی های زبانی آن است. اصولاً اغلب کتاب های داستانی مذکور اولویت را به نقل قصه و حکایت می دهند ولی در این کتاب قصه و حکایت پوششی برای بیان افکار و درونمایه های ارزشمند است. از سوی دیگر کاربرد اجتماعی درون مایه این اثر در متن زندگی مردم جاری است (نبی‌لو علیرضا- فتحی نجف آبادی هاجر، 1389: 110).

نسخه مورد استفاده در این تحقیق نسخه حسین بن اسعد دهستانی است که توسط اسماعیل حاکمی تصحیح شده است. هر باب از این کتاب دارای سر فصلی است که نویسنده تلاش کرده است تا حکایات نقل شده را با عنوان هر باب طبقه بندی کند و باب سیزدهم کتاب در شرح احوال کسانی است که دچار عشق می شوند و در دوازده حکایت این باب به پایان می رسد.

 

ویژگی داستان های غنایی فرج بعد از شدت

  • داستان های غنایی فرج بعد از شدت از نظر حجم، اندازه، کوتاه و بلندی متفاوتند بعضی مانند حکایت دهم باب سیزدهم بسیار کوتاه و بدون اوج و فرود و گرهی در داستان به پایان می رسد و بعضی با تمام ویژگی ها و عناصر یک داستان عامیانه غنایی به پایان می رسد.
  • بر خلاف اکثر داستان های غنایی منثور، داستان های غنایی فرج بعد از شدت دارای راویانی با ذکر خاص نام اند که این خود باعث مستند و موثق بودن داستان ها و حکایات شده است. و آن را به تاریخ نزدیک گردانیده است.
  • از دوازده حکایت، راوی 5 داستان،  اول شخص و راوی 7 داستان، سوم شخص است.
  • آوردن نام خاص شخصیت ها در داستان ها باعث شده تا مقولۀ  زمان و مکان در حکایات غنایی فرج بعد از شدت بر خلاف دیگر داستان های عامیانه که اغلب زمان و مکان در آنها فرضی و کلی است تا حدودی مشخص و واقعی به نظر آید.
  • صنایع بدیعی مورد استفاده در این حکایات: جناس، قلب، مراعات النظیر، ایهام، ارسال المثل، اقتباس، تضاد، تلمیح و... است نظیر:

-            قلب: «چون به بصره رسم رقبۀ او را از ربقۀ عبودیت آزاد کنم» (اسعد دهستانی، 1364: 1252).

- مراعات النظیر: «با آن بیجاده لب درجها از جواهر و لالی چون صدف خالی کرد»(اسعد دهستانی، 1364: 1238).

-            تضاد: «شکر تنگش هر چند تنگ شکر می خواندند به خروار نمک داشت» (اسعد دهستانی، 1364: 1236).

اشعار

دهستانی در ترجمه فرج بعد از شدت، بخصوص در داستان های غنایی آن، تلاش کرده است که علاوه بر ابیات عربی، ابیات  فارسی نیز با همان مضمون بیاورد که البته تعداد ابیات فارسی، چندین برابر ابیات عربی آن است. برای نمونه در قسمت مورد تحقیق در این مقاله چیزی در حدود هشتاد بیت عربی وجود دارد که مترجم در ازای آن بیش از ششصد بیت فارسی سروده است. 

«اشعاری که دهستانی به ترجمه یا از طبع خود سروده و در کتاب آورده غالباً سست به نظر می رسد و در میان آنها کمتر به ابیات خوب دلپذیر می توان بازخورد. معمولاً شیوه دهستانی چنان است که در پایان هر حکایت، مطلبی با عنوان «فصل» مطرح می سازد و پس از نتیجه گیری اخلاقی، ماحصل کلام را در چند بیت عربی بیان می کند و سپس ابیات عربی را به رشته نظم فارسی می کشد مثلاً می گوید: «در این معنی گفته ام، العربیة (الفارسیه)»(حاکمی،1372: 94).

 

تحلیل ساختار و محتوای داستان های غنایی فرج بعد از شدت

طرح این داستان ها ساده است و مشکلاتی که موضوع هر داستان عشقی قرار می گیرد، مختلف و متنوع است ولی مسیر حرکت داستان ها یکی است و گاه مشکل به سرعت و سادگی هر چه تمام تر حل می شود و گاه در مسیر حرکت داستان گرهی وجود دارد که با وساطت یاریگر یا یاریگران به راحتی حل می شود. حکایت های عاشقانه در پایان پیام هایی مشابه از جمله مکارم اخلاق، فداکاری، احسان و نیکی به عاشق، صبر و توکل و یک مورد هم درباره مکر و غدر زنان دارد. در بعضی داستان ها درباره صحنه های حال عاشق یا توصیف معشوق اطناب و توصیف بسیاری دیده می‌شود ولی در کل پیچ و خم هایی که داستان را به اوج و فرود می برد، در این حکایت ها به چشم نمی خورد و در بیشتر موارد مشکلات به راحتی حل می شود و کمبودها التیام می یابد. در این داستان های عاشقانه بعد از مقولۀ صبر و توکل بر خدا که در کل حکایت های عاشقانه و غیر عاشقانه فرج بعد از شدت مورد توجه زیاد نویسنده است، مسالۀ احسان و نیکی به عاشق که از جمله مکارم اخلاق است مورد تأکید نویسنده است.

از مهم ترین عناصر ریخت شناسی که ساختمان این حکایت های عاشقانه را شکل می دهد، قهرمان، کنش قهرمان، بخشنده، یاری گر، حل مشکل و شاهزاده است و عناصری هم به عنوان عناصر کمکی است مثل خبرگیری، رسوایی، مجازات و  در یکی از داستانها از عنصر نماد یا رمز استفاده می شود.

طرح حکایت های عاشقانه فرج بعد از شدت از سه الگوی زیر پیروی می کند.

الف- الگویی که در آن مشکل پیش می آید

ب- الگوی روبرو شدن با یاریگر

ج- الگوی حل مشکل

به غیر از حکایت 8 باب سیزدهم که در مکر و خدعۀ زنان آورده شده هر چند عاشقانه است و حکایت 10 از همین باب که از محبت بسیار مردی از آل وهب به همسرش به صورتی بسیار ساده و بدون هیچ کنش و گرهی حکایت دارد، تمام حکایات عاشقانه این باب به گونه ای با دربار حاکمان و شخص اول خلیفه (بغداد و بصره) وزیر، ندیم خلیفه، رئیس بیت المال...ارتباط پیدا می کند و داستان پایانی که حکایت 12 همین باب است با خاندان اهل بیت گره  می‌خورد. در تمام این حکایات از این افراد مهم و شخصیت ها به عنوان یاریگران اصلی و واسطه پیوند عاشق و معشوق یاد کرده می شود که به نوعی می تواند ارادت نویسنده کتاب را به اهل حکومت دوران خود و همین طور اعتقادات مذهبی وی را بیان کند. شاید نویسنده با این کار ثابت کرده است که سخت ترین مشکلات عاشقان عصر به دست این افراد و نفوذ و تاثیر آنها در دلها، قابل حل بوده است.

بخشش ها و کرامت های خلیفه که در اکثر داستان ها با لقب (امیر المؤمنین)آورده شده است، آن هم در شرایطی که اکثر عاشقان این حکایت ها به یکی از کنیزکان مغنیه دربار عشق می ورزند، بیانگر هدف نویسنده در راستای خوب جلوه دادن حاکمان عصر قصه است و پیام مهمش بیان مکارم اخلاق ایشان است. همین امر سبب شده تا رابطه علی و معلولی بین عناصر داستان در این حکایت ها ضعیف شود. نکته قابل توجه در این داستان ها اسامی اشخاصی است که تحت عنوان راوی قصه به نوعی از زبان خود مؤلف قصه را بیان می کنند یا با واسطه ای روایت به گوش مؤلف رسیده است یا در جایی او قبلاً خوانده است.

حضور نام این اشخاص و همین طور اسامی عاشق و معشوق و نسب آنها و یاریگرانی که در حکایت آورده شده‌اند، می تواند متن حکایت را مستند و واقعی جلوه دهد و به داستانی تاریخی نزدیک سازد.

در این حکایات عاشقانه اتفاقی از جنس معجزه یا جادو رخ نمی دهد ولی روند داستان ها به گونه ای است که حل مشکل عاشق آن هم با حضور یاریگر آن قدر سریع اتفاق می افتد که به نظر ما امروز معجزه می آید.

بر خلاف داستان های غیر عاشقانه فرج بعد از شدت که بیشتر مواقع تأثیر دعا با بخشش از طرف شخص صاحب مقام نمود می یابد نمونه های عاشقانه این کتاب بدون دخالت داشتن نیروهای غیبی و تنها با بخشش و کرامت اخلاق و تسلیم شدن در برابر سرنوشت و صبر و مدارا به پایان و نتیجۀ خود دست می یابد.

یکی از حکایاتی که به خوبی بیانگر شگرد نویسندگی تنوخی و اطاله کلام او از طریق توصیف معشوق و نثر موزون و آوردن ابیات و اشعار فارسی و عربی است، حکایت سوم باب سیزدهم است که مشابه آن در کتاب هزار و یک شب، ترجمه عبدالطیف طسوجی نیز دیده می شود. با مقایسه این داستان در دو کتاب که از داستان های عاشقانه طولانی در هر دو کتاب هم هست، به تفاوت نثر این دو نویسنده می توان پی برد و این که تنوخی در کتاب خود بر خلاف طسوجی که فقط در مقدمۀ داستان ها از نثر موزون و مسجع و مترادفات و کلمات هم جنس استفاده کرده ولی تنوخی در جای جای داستان شیوه قلم خود را به این سو کشانده است.   

در حکایت های عاشقانه ترس از فقر که نتیجه رجوع به عقل است، چندین جا عامل فروختن معشوق که اکثراً کنیزکی مغنیه بوده است، می شود. هر چند راه دادن عقل در عشق همیشه در داستان ها باعث پشیمانی و خذلان است ولی گوینده در لابلای این داستان ها مقوله صبر و پاداش آن و حالت تعلیق و انتظار عاشق را پرورش می دهد.

تنوخی در اکثر داستان های عاشقانه به شرح کامل جزئیات و احوالات درونی عاشق و معشوق می پردازد و از زبان خود یا از زبان عاشق عواطف و احساسات آن ها را بیان می کند. هدف مؤلف رساندن پیام است ولی این پیام را با شخصیت های تاریخی و با نثری موزون و مسجع آورده است به همین دلیل این حکایت ها از جنبه های مختلف قابل تحلیل و بررسی هستند.

 

شخصیت ها

حکایات عاشقانه هم دارای شخصیت های منفی است و هم مثبت. تنوع شخصیت های منفی بسیار است. شخصیت‌های منفی به غیر از کسانی که مانع وصال عاشق و معشوقند شامل موارد زیر است: شوهر، پدر معشوق یا پدر و مادر عاشق، جوان بد زبان و پرخاشگر (حکایت 7، ص1321) و غلام خیانت پیشه (حکایت 11، ص 1403) همسر بداخلاق و مغرور و عاشق (حکایت10،ص 1392) یا زنی عاشق و خیانت پیشه ( حکایت 8، ص1338).

نکته قابل تأمل در این حکایت ها آخرین حکایت باب سیزدهم است که در آن شخصیت امام حسین (ع) که یک نماد مذهبی است به عنوان یاریگر مطرح شده است و به راحتی یک بار واسطه ازدواج قیس با معشوقه اش (لبنی) می‌شود و بار دیگر به خاطر ناخشنودی پدر و مادر قیس از رنجوری او و باردار نشدن لبنی حکم به جدایی قیس از معشوقه اش می دهند و در پایان ماجرا بار دیگر با وساطت، امام (ع) از شوهر دوم لبنی در خواست می کنند تا لبنی را طلاق دهد که بتواند مجدداً با قیس تزویج رسمی و شرعی نماید.

داستان های غنایی ای که مشابه آن در هزار و یک شب هم آمده است از داستان هایی است که اغلب ویژگی های قصه را می توان در آن یافت. ویژگی­هایی چون تاکید بر حوادث، محکم نبودن روابط علت و معلولی میان رویدادها، مطلق گرایی، سرزنش عقل گرایی، تغییر ناپذیری شخصیت ها، کیفیت روایت و نامشخص بودن زمان و مکان، حکایاتی مانند حکایت سوم از باب سیزدهم (فروختن کنیز و اثر فقر به مرد هاشمی اهل بصره..) و حکایت نهم از باب سیزدهم (حکایت مردی که با خوردن جگر آگند چهل بار دست خود را می شست).

لحن و بیان تمام داستان ها جدی است و از طنز و مطایبه در بیان آنها اثری دیده نمی شود.

بر خلاف داستانهای غنایی در آثاری چون هزار و یک شب یا طوطی نامه و.... شخصیت هایی از نوع حیوانات و طبیعت و اشخاص نامعین، جادوگر، جن و پری، صاحبان مشاغل عادی و عامه در آن دیده نمی شود. به غیر از شخصیت های ثابتی که در اکثر حکایت ها وجود دارد، مرد بزرگوار یا بخشنده ای است در جایگاه بالای حکومتی یا دینی که به وسیله او مشکل حل می شود و همگی صاحب هویت خارجی هستند.

خویش کاری هایی که عناصر اصلی و اساسی این حکایت ها را تشکیل می دهند و مسیر حرکت آن ها را نشان می‌دهند، تقریباً توسط اشخاصی انجام می شود که اسامی تاریخی دارند و این مساله در واقع نمایی داستان ها بسیار مؤثر است.

در اغلب حکایت ها مشکل با سخن راست، صداقت و راستی و یا صبر و توکل و واکنش از طرف قهرمان یا کمک یاری گر حل می شود و باز هم می توان بن مایه خواست و اراده خداوند را در آن دید.

کاربرد رمز و نمادهای رمزی در یکی از حکایت ها (حکایت 11 از باب سیزدهم)، این حکایت را از دیگر حکایات عاشقانه این بخش متمایز کرده است و کارکرد ویژه در این داستان می تواند علو مرتبت ذهن و ذکا و به نوعی برتری عقل بر عشق باشد.

حتی ساده ترین داستان در این بخش عاشقانه که هیچ حرکت و کنش جدی عشقی در پی ندارد و از محبت بسیار شوهری نسبت به همسر زیبای طنازی است که از او دوری کرده، به دنبال خود پیامی دارد مبنی بر کوتاهی فرصت عمر. به نظر می رسد انگیزه اصلی نویسنده طرح پیام های اخلاقی است تا طرح داستانهای عشقی با تمام عناصر و ساختار و پیچیدگی های درونی لازم.

نکته قابل توجه این است که در تمام داستان های غنایی باب سیزدهم کتاب فرج بعد از شدت ما با هیچ حادثه خارق العاده ای از نوع اجابت دعا یا خواسته بر اثر خواندن سوره یا آیه ای از قرآن یا صدقه و نذر یا امور غیبی ، تصادف و اتفاقی یا حادثه ای که در خواب اتفاق بیفتد و عیناً هم در بیداری رخ دهد، مواجه نیستیم. همین امر سبب شده که این قصه ها نسبت به باب های دیگر این کتاب حقیقت مانندی بیشتری داشته باشد.

محتوا و فکر غالب در قصه ها در بخش غنایی بیشتر تحت عنوان (فصل) در پایان حکایت بیان می شود و به ندرت در لابه لای حکایت و به صورت نظم و نثر بیان می شود.

مکان : در تعداد کمی از داستان ها مکان هایی چون بصره، بغداد و کوفه نام برده شده اند و در بیشتر موارد مکان قصه بر خلاف داستان های امروزی نامشخص و کلی است.

زمان:  در این داستان ها نویسنده از اسامی خاص برای اشخاص استفاده می کند و در اکثر موارد به دوران خلافت خلفا و یا دوران زندگی امام حسین (ع) اشاره می کند ولی با این حال ساختگی و تصنعی بودن آن آشکارست و مانند اکثر داستان های سنتی زمان مبهم و نامشخص است.

«بن مایه و زیر بنای همه قصه ها ترویج اصول انسانی و ارزش های اجتماعی، قومی، سنتی، اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی قصه گو است. ارزشهایی مانند برادری، عدالت خواهی، برابری، شجاعت، عشق و بخشش در قصه ، نمود آشکاری دارد...»(انوشه، 1381: 2/1123). نتایج اخلاقی حاصل از داستان های غنایی مواردی مانند: وفاداری عاشق و سرّ یار را از افشاء نگاه داشتن، عنایت و بخشش به حال دلدادگان و عاشقان، نثار مال در احراز معشوق و پشیمانی از مضایقت مال در خرید معشوق، اعتراف به جرم و فوز و رستگاری ناشی از آن، پرهیز از خمر و شراب که شرب آن موجب خسارت دنیا و آخرت است، دستگیری حال عاشقان، حسن خلق، لطف محاورت و حلم و بردباری، مغرور نبودن به حسن و جمال، سفارش به زیرکی و برتری عقل و ذهن و ذکا، احترام به اهل بیت و شفاعت آن ها، رعایت حقوق مادران و پدران و تقدم حق مادر بر پدر را شامل می شود.

حتی داستانی که خدعه و مکر زنی شوهردار است مثل حکایت 8 باب سیزدهم از آن نتیجه اخلاقی خوبی چون طیب اعراق و مکارم اخلاق می گیرد و اینکه دوست اشتر را  برای پوشاندن راز یارش (اشتر) تحمل سختی و شداید نمود و شکیبا و صبور بود، می ستاید و بر عکس داستان حکایت نهم باب سیزدهم که حکایت عشق دکانداری به کنیز دربار است چون کنیز برای رسیدن عاشق به درون دربار نقشه و خدعه به کار می برد از این داستان نتیجه اخلاقی ای که می گیرد این است که از مکاید زنان و مکر و غدر آنان باید اجتناب کرد و این عجیب است.

 با توجه به قدیمی بودن ساختار متن مورد نظر و جدید بودن مبحث عناصر داستانی و روش های بررسی عناصر داستانی طبیعتا پیدا کردن همه عناصر در این گونه متون میسر نیست بنابراین در این مقاله تنها شناخت و توضیح عناصر داستانی و سنتی آن مورد نظر بوده که به شکل جدول ارائه شده است. البته در ابتدا خلاصه ای از داستان در حد یک بند می آید تا خواننده با فضای اصلی و کلی داستان آشنا باشد و سپس از طریق جدول ها با نگاه کلی بتواند ویژگی های داستانی این اثر را در یابد .

برای ریخت شناسی داستان های غنایی این کتاب نیازی نیست لزوماً از همه کارکردهای تعریف شده پراپ استفاده کنیم بلکه همان طور که محققان بعد از او هم به این نکته اشاره کرده اند و پراپ نیز در فصل آخر کتاب خود به این موضوع پرداخته است، ما می توانیم تعداد این کارکردها را به کم تر از آن چه هست تقلیل دهیم و تعدادی از شکل های متفاوت از یک کارکرد و تعدادی را یک جفت به حساب آوریم . (اسماعیلی و بنی زاده، 1388: 14).

 

 

 

جدول شماره 1: نمادهای به کار رفته در داستان های عاشقانه فرج بعد از شدت براساس ریخت شناسی پراپ

1

i

وضعیت اولیه

12

B

تصمیم گیری

2

X

کمبود (شر)

13

j

نیرنگ

3

E

رفع شر

14

ah

قصه گویی

4

پیدا شدن ضد قهرمان

15

pu

مجازات

5

H

واکنش ضد قهرمان

16

 

بازگشت

6

K

قدغن

17

T

کار سخت

7

q

سرپیچی

18

A

انجام کار سخت

8

w

خبرگیری

19

MOT

انگیزه  شر

9

پیدا شدن یاریگر

20

E

دوری

10

D

کار بخشنده

21

A

عبرت

11

Y

لحظه پیوند دهنده

22

N

عروسی

 

در هفت حکایت آغازین این بخش به جز حکایت پنجم جریان حرکت های داستان ها چیزی شبیه به هم است مگر تقدیم و تأخیر در پیدا شدن ضد قهرمان داستان و جدول نمادهای آنها نیز تقریباً یکسان است.

اما در حکایت پنجم که دو داستان در دل یک حکایت قرار می گیرد و به نوعی داستان ها در یک نقطه با هم پیوند می خورد. با بخشندگی یکی از دو قهرمان قصه ماجرا به پیوند و عروسی قهرمان دیگر با کنیز مغنیه منجر می شود هم ساختار حکایت تغییر یافته و هم جدول نمادها دارای عناصر جدیدتری شده است . عناصری مانند: نیرنگ ، قصه گویی، دوری.

در حکایت هشتم عناصر داستانی پیچیده تر و قوی تری در حکایت دیده می شود که به نوعی جذابیت حکایت و حرکت های داستان را نسبت به حکایات قبلی بیشتر کرده است. عناصری چون: قدغن و سرپیچی، نیرنگ، خبرگیری، مجازات و بازگشت. حکایت دهم حکایتی است خالی از هر نوع حرکت و عناصر پیچیده داستان گویی و جریان عناصر آن هر چند مطابق با حکایات قبل با وضعیت اولیه آغاز می شود و عنصر دوری واکنش قهرمان و رفع شر را در پی دارد ولی داستانی است که معشوق و محبوب در جریان یک داستان عاشقانه به ضد قهرمان تبدیل شده است و بدون حرکت بعدی و پیچیده ای با عنصر عبرت به پایان می رسد.

در حکایت یازدهم که داستانی با نمادهای رمزی است با عناصری چون: (کارسخت و انجام کار سخت) روبرو هستیم و با طرح مسئله توسط معشوق ، عنصر ضد قهرمان آشکار و معرفی می شود و در نهایت به مجازات می رسد.

ساختار حکایت 12 شبیه ساختار حکایت های عاشقانه نخستین است با این تفاوت که عنصر عروسی در این حکایت دو بار آن هم توسط یک قهرمان تکرار می شود. مقوله طلاق (تحت عنوان عنصر دوری) آن هم به شکل باور نکردنی با وساطت امام حسین (ع) در این داستان به وقوع می پیوندد. عجیب این که وقتی معشوق پس از طلاق با مرد دیگری (ضد قهرمان) ازدواج می کند، دوباره به راحتی با وساطت امام (ع) طلاق گرفته و با قهرمان داستان پیوند داده می شود.

 

خلاصه حکایت اول باب 13

برادر عمرو بن دویره الشحمی بر دختر عم خود عاشق شده بود i.  پدر دختر رضا نمی دادᶲ و شکایت پیش امیر عراق برد X . مدتی جوان را حبس کردند و متقبل شد که با سر جرم نرود Hولی تاب نیاورد و پنهانی بر بالین دختر آمد K/q. پدر دختر خبر یافت W و با جمعی نزد امیر رفته به پسر تهمت دزدی زد. امیر فرمود تا دستش ببرند.X عمروبن دویره الشحمی(برادر عاشق)خبر یافت. به امیر نامه نوشت و ماجرا را بیان کرد امیر دستور داد و میان ایشان را نکاح کند.D  پدر دختر جز انقیاد چاره ندید. با اجابت پدرE آن دو را نکاح کردند.N

جدول شماره 2: نماد ها

1

I

وضعیت اولیه

7

X

شر2

2

پیدا شدن ضد قهرمان

8

پیدا شدن یاریگر

3

X

شر1

9

D

کار بخشنده

4

H

واکنش قهرمان

10

E

رفع شر 2

5

K/g

قدغن و سرپیچی

11

n

عروسی

6

W

خبرگیری

 

 

 

 

جدول شماره 3: شخصیت ها

کنش گر

ضد قهرمان  ــــــــــــ پدر دختر

یاریگرـــــــــــــــ برادر (عمروبن دویرة الشحی)بخشنده – امیر عراق

کنش پذیر

قهرمان ـــــــــــ برادر عمروبن دویرة الشحمی

راوی

قاضی محسن تنوخی

روایت شنو

مخاطب عام

 

جدول شماره 4: ساختار حکایت

تعادل اولیه

1-               قهرمان عاشق دختر عموی خود است.

2-               ضد قهرمان رضا نمی دهد.

3-               قهرمان پیوسته ذکر دختر بر زبان می راند.

برهم خوردن تعادل

4-               ضد قهرمان شکایت می کند.

5-               قهرمان به زندان می افتد.

6-               قهرمان با شفاعت اطرافیان به طور مشروط آزاد می شود.

7-               قهرمان شرط را زیر پا می گذارد.

8-               ضد قهرمان تهمت دزدی به او می زند.

9-               بخشنده حکم قطع دست می دهد.

تعادل مجدد

10-           یا ریگر حقیقت ماجرا را برای بخشنده توضیح می دهد.

11-           قهرمان نجات می یابد.

12-           بخشنده صیغه نکاح را جاری می کند.

خلاصه حکایت دوم باب 13

ابوالحسن بن میمون الافطس وزیر و معلم متقی، عاشق کنیزکی مغینه در دربار می شود.iتصمیم بر خرید کنیزک می گیرد Bولی تأنی می کند Xو به دیدار معشوق اکتفا می کند و روزی که تصمیم بر خرید کنیز می گیرد، متوجه می شود که کسی از دربار، کنیز را برای امیرالمومنین  خریده است. φ آن قدر آشفته است که دیگر کار و زندگی و مهمات را ترک می کند.Hقهرمان از متقی و والده اش تقاضا می کند تا از المقتدر بخواهند کنیز را به او بفروشد یا ببخشد. چون کارهایش نامضبوط می شود دربار تصمیم می گیرد کاتبی دیگر به جای او بیاورد.Xابو الحسن با شنیدن این خبر راه عقل و شکیبایی پیش می گیرد .Hشبی المقتدر موقع سماع و سرود به ماجرای عشق کنیز و وزیر  پی می برد. Wمادر پادشاه وساطت می کند و شاه کنیز را به وزیر می بخشدD

جدول شماره 5: نمادها

1

i

وضعیت اولیه

7

X

شر 2

2

 

تصمیم گیری

8

H

واکنش قهرمان 2

3

x

شر1

9

W

خبر گیری

4

φ

پیدا شدن ضد قهرمان

10

یارگیر

5

H

واکنش قهرمان 1

11

D

بخشندگی

 

جدول شماره 6: شخصیت ها

کنش گر

ضد  قهرمان ـــــــــــــــــــــــ             المقتدر بالله

یارگیر ــــــــــــــ مادر المقتدر              بخشنده ـــــــــــــــ   المقتدر بالله

کنش پذیر

قهرمان ــــــــــــــ   وزیر المقتدر بالله

راوی

قاضی محسن تنوخی

روایت شنو

مخاطب عام

 

جدول شماره 7: ساختار حکایت

تعادل اولیه

1-قهرمان عاشق کنیز مغنیه است.

2-قهرمان در خرید کنیز تأنی می کند.

برهم خوردن تعادل

3-ضدقهرمان کنیز را خریداری می کند.

4-قهرمان درخواست کمک  از همسر وفرزند ضدقهرمان می کند.

5-قهرمان کارها وامورش نامضبوط می شود.

تعادل مجدد

6-قهرمان بر سر امور مربوط برمی گردد.

7-ضدقهرمان پی به راز کنیز ووزیر می برد.

8-یاریگر وساطت می کند.

9-بخشنده کنیز را به قهرمان می بخشد.

 

 

خلاصه حکایت سوم از باب سیزدهم

در شهر بغداد جوانی که ارث بسیار به او رسیده بود، عاشق کنیزکی مغنیه می شود.iتمام دارایی اش را می دهد و کنیز را می خرد. بعد از مدتی دچار فقر می شود.X کنیز مصلحت را در فروش خود می بیند.Eجوان او را به مردی ثروتمند از بنی هاشم می فروشد φولی بلافاصله نادم وپشیمان می شود.Hمردم او را از خودکشی نجات می دهند. سوار کشتی شده و اتفاقاً کنیز و صاحبش نیز در آن کشتی اند. مرد هاشمی کنیز را به او می بخشد.Dمرد در جزیره ای از کشتی بازماند.Xبه بصره رفته خدمت بقالی می کند و با دختر او ازدواج می کند.Hهاشمی و کنیز را در ساحل می یابد. هاشمی کنیز را به او می دهد.Eمرد، دختر بقّال را طلاق داده با کنیز ازدواج می کند.N

جدول شماره 8:  نمادها

1

i

وضعیت اولیه

7

D

بخشندگی

2

X

شر(تهیدستی)

8

x

شر2

3

E

رفع شر

9

H

واکنش قهرمان 2

4

φ

پیدا شدن ضد قهرمان

10

E

رفع شر 2

5

H

واکنش قهرمان 1

11

N

عروسی

6

پیداشدن یاریگران

 

 

 

 

جدول شماره 9: شخصیت ها

کنش گر

ضدقهرمان ـــــــــــــــــ  مرد هاشمی       یاریگر ــــــــــ  مردم عامه

بخشنده ــــــــــــــــ مرد هاشمی

کنش پذیر

قهرمان ــــــــــــــــــــ  جوان بغدادی

راوی

قاضی مجسن تنوخی

روایت شنو

مخاطب عام

 

جدول شماره 10: ساختار حکایت

تعادل اولیه

1-قهرمان عاشق کنیزکی مغنیه شده است.

2-قهرمان کنیزک را می خرد.

برهم خوردن تعادل

3-قهرمان دچار فقر می شود.

4-قهرمان کنیز را می فروشد.

5-قهرمان پشیمان می شود.

6-قهرمان قصد خودکشی دارد.

7-قهرمان را مردم  نجات می دهند.

8-قهرمان در کشتی با کنیز ملاقات می کند.

9-قهرمان از کشتی در جزیره ای جا می ماند.

10-قهرمان در بصره با دختر بقال ازدواج می کند.

تعادل مجدد

11-قهرمان کنیز را باز می یابد.

12-قهرمان دختر بقال را طلاق می دهد.

13-قهرمان با کنیز ازدواج می کند.

خلاصه حکایت چهارم از باب 13

مردی ثروتمند از اهالی بصره کنیزکی نابالغ زیبا داشت که به او می نازید. او را علم و ادب بیاموخت.i از بس مال خرج او کرد، فقیر شدX . کنیز پیشنهاد کرد که او را بفروشدE. مرد او را به امیر بصره ( عمر بن عبیدالله معمر التمیمی) بفروخت φ. کنیز و صاحبش از کردة خود پشیمان و گریان اندH. ابن معمر راضی به جدایی این دو دلداده نیست . نه تنها کنیز را به مرد پس می دهد که بهای کنیز را نیز می بخشدD.

جدول شماره 11: نمادها

واکنش قهرمان

5

وضعیت اولیه

i

1

پیدا شدن یاریگر

6

بشر ( تهیدستی)

x

2

بخشندگی

7

رفع شر

E

3

 

 

پیدا شدن ضد قهرمان

4

 

جدول شماره 12: شخصیت

ضد قهرمان ـــــــــــــــ عمر بن عبیدالله              یادیگر بخشنده ـــــــــــــــ عمر بن عبیدالله

کنش گر

پیدا شدن یا دیگز        مردی از اهالی بصره

کنش پذیر

ریاشی

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 13: ساختار حکایت

1- قهرمان کنیزکی نابالغ زیبا دارد.

2- قهرمان به او می نازد و علم و ادب به او می آموزد.

تعادل اولیه

3-قهرمان دچار فقر می شود.

4- قهرمان کنیز را می فروشد.

5- قهرمان پشیمان می شود.

برهم خوردن تعادل

6- یاریگر راضی به جدایی دو دلداده نیست.

7- یاریگر کنیز را به قهرمان می بخشد.

8- بخشنده بهای کنیز را به قهرمان می بخشد.

تعادل مجدد

خلاصة حکایت پنجم از باب 13

جعفر بن یحیی برمکی در سفر حج همراه هارون الرشید وارد شهر بصره می شود و عاشق کنیزکی می شودi. در لباس تجار برای خرید به دربار نزد نخّاس (برده فروش) می رودj. آنجا متوجه می شود جوانی سخت دلدادۀ کنیز استᶲ. جعفر بین جوان و کنیز نکاح شرعی برقرار می کند. جوان داستان عشق خود را اینگونه بیان می کندah از کودکی با کنیزی در یک مکتب درس می خواند و عاشق اوست iکنیز را از مکتب برده و برای رود و سرود و غنا در دربار مشغول می کنندe.پسر، دخترانی که پدر برای همسری او انتخاب کرده نمی پذیردx.پدر و مادر می پذیرند که پسر با کنیز ازدواج کند.e پسر دچار بینوایی و فقر می شودxچاره ای جز فروختن کنیز نداردe. جوان از کردۀ خود پشیمان می‌شودh جعفر دلش به حال جوان می سوزد d. کنیز را به عقد ازدواج او در می آورد n.

 

جدول شماره 14:  نمادها

رفع شرا

E

8

وضعیت اولیه 1

i

1

شر2

x

9

نیرنگ

j

2

رفع شر 2

E

10

پیداشدن ضد قهرمان

3

واکنش قهرمان

H

11

قصه گویی

ah

4

بخشندگی

D

12

وضعیت اولیه 2

i

5

عروسی

N

13

دور

e

6

 

 

 

شرا

x

7

 

جدول شماره 15: شخصیت ها

ضد قهرمان ــــــــــــــــــ  جوان

بخشنده ـــــــــــــ  جعفر بن یحیی برمکی

کنش گر

قهرمان           جعفر بن یحیی برمکی/ جوان

کنش پذیر

اسحاق بن ابراهیم موصلی / جعفر بن یحیی برمکی

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 16:ساختار حکایت 1

1- قهرمان اول وارد شهر بصره می شود.

2- قهرمان اول عاشق کنیزکی مغنیه می شود.

تعادل اولیه

3-قهرمان اول در لباس تجّار برای خرید کنیز به دربار می رود.

4- قهرمان اول با ضد قهرمان رو به رو می شود.

برهم خوردن تعادل

5- قهرمان اول در حق ضد قهرمان بخشندگی می کند.

6- قهرمان دوم قصه گویی می کند.

تعادل مجدد

 

جدول شماره 17: ساختار حکایت2

1- قهرمان عاشق کنیزی است.

2- قهرمان با کنیز ازدواج می کند. 

تعادل اولیه

3-قهرمان بعد از مرگ پدر دچار فقر می شود.

4- قهرمان کنیز را می فروشد.

برهم خوردن تعادل

5- قهرمان از کار خود پشیمان می شود.

6- قهرمان اول در حق قهرمان دوم بخشندگی می کند.

7- قهرمان دوم با کنیز ازدواج می کند.

تعادل مجدد

خلاصه حکایت 6 از باب 13

جوانی خراسانی که در بغداد تحصیل می کند، با نفقة پدر کنیزکی خریده که عاشق اوست iتا این که نفقة پدر به او نمی‌رسد و دچار فقر و درماندگی می شودx به ناچار کنیزک را فروخته و قرض خود را می پردازدe ولی از کردۀ خود بسیار پشیمان می شودh کنیز را به سرای ابوبکر بن ابی حامدᶲ صاحب بیت المال برده اند و با شفاعت استاد جوان عاشق (ابواسحق الفقیه المروزی) کنیز به جوان پس داده می شود و حتی پول کنیز را به عنوان نفقه به او می بخشد و تا پایان عمر نیز به آن جوان خراسانی نفقه می بخشدd

 

جدول شماره 18: نمادها

پیدا شدن ضد قهرمان

5

وضعیت اولیه

i

1

پیداشدن یاریگر

 

6

شر

x

2

بخشندگی

D

7

رفع شر

E

3

 

 

 

واکنش قهرمان

H

4

 

جدول شماره 19: شخصیت ها

ضد قهرمان ــــــــــ   ابوبکر بن ابی حامد 

بخشنده ـــــــــــــــ  ابوبکر بن ابی حامد

یاریگر ـــــــــــــ ابواسحق الفقیه السروزی

کنش گر

قهرمان           جوان خراسانی

کنش پذیر

ابو محمد الجرجانی

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 20: ساختار حکایت

1- قهرمان عاشق کنیزی است که خریده است. 

تعادل اولیه

2-قهرمان از طرف پدر نفقه ای به او نمی رسد.

3- قهرمان دچار فقر می شود.

4- قهرمان کنیز را به ناچار می فروشد.

5- قهرمان از کردۀ خود پشیمان می شود.

برهم خوردن تعادل

6- یاریگر نزد ضد قهرمان می رود.

7- ضد قهرمان کنیز را می بخشد.

8- بخشنده نفقۀ جوان را تا پایان حیات می دهد.

تعادل مجدد

خلاصه حکایت هفتم از باب 13

اسحاق بن ابراهیم الموصلی که در صنعت موسیقی استاد است، تصمیم به تفریح و گردش در شهر می گیردi. در شهر کنیزی زیبا را می بیند که به داخل سرایی می برند و عاشق می شودx. همراه دو جوان که به ظاهر میهمانند به نزد صاحبخانه ᶲ می رود. یکی از دو جوان به بهانة طفیلی بودن او را می رنجاندx. صاحبخانه وقتی به استادی او در موسیقی پی می برد wجوان بد زبان را از مجلس بیرون می کند eو به شرط اقامت یک ماهه نزد صاحبخانه و ساز زدن، کنیز را به او می بخشدd.

جدول شماره 21: نمادها

خبر گیری

W

5

وضعیت اولیه

i

1

رفع شر

E

6

کمبود

x

2

بخشندگی

D

7

رفع شر

3

 

 

 

واکنش قهرمان

x

4

 

جدول شماره 22: شخصیت ها

ضد قهرمان ــــــــــــــــ  صاحبخانه

بخشنده ــــــــــــــــ  صاحبخانه

کنش گر

قهرمان           اسحاق بن ابراهیم الموصلی

کنش پذیر

قاضی محسن تنوخی

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 23: ساختار حکایت

1- قهرمان استاد موسیقی است.

2- قهرمان تصمیم به تفریح و گردش می گیرد.

تعادل اولیه

3-قهرمان کنیزی زیبا می بیند و عاشق می شود.

4- قهرمان وارد منزل صاحب کنیز می شود.

5- قهرمان سرزنش می شود.

برهم خوردن تعادل

6- ضد قهرمان پی به استادی او می برد.

7- ضد قهرمان جوان بد زبان را از مجلس بیرون می کند.

8- بخشنده کنیز را به قهرمان می بخشد.

تعادل مجدد

خلاصه حکایت هشتم از باب 13

جوانی به نام بشر بن عبدالله معروف به اشتر عاشق زنی شوهر دار به نام جیدا استi. به همین خاطر مورد سرزنش قبیله ᶲ زن است و تهدید به مرگ شده استk ولی از دوستش می خواهد به هیأت مسافران به قبیلة جیدا برود و میهمان خانة آنها شودj و هرگاه تنها شود محل وعده ملاقات او را به جیدا بگوید wجیدا شب هنگام به ملاقات اشتر می آید q ولی هنگام رفتن به دنبال بی تابی اشتر قرار می شود دوست اشتر، لباس های جیدا را پوشیده به جای او به خانه برگردد j چون در کارهایی که جیدا برای شوهرᶲانجام می داده کمی سستی می کند و قدح شیر بر زمین می ریزد xپس تازیانه می شود pu. خانوادة جیدا خواهرش را برای دلداری او به نزد مرد که به ظاهر جیدا است می فرستند و مرد،  عاشق خواهر جیدا می شود x. موقع طلوع آفتاب دوست اشتر نزد جیدا باز می گردد و لباس هایش را عوض می کند.

 

جدول شماره 24: نمادها

نیرنگ 2

j

8

وضعیت اولیه

i

1

پیداشدن ضد قهرمان 2

9

پیدا شدن ضد قهرمان

2

شر1

x

10

قدغن

K

3

مجازات

pu

11

پیدا شدن یاریگر

 

4

شر 2

x

12

نیرنگ1

j

5

بازگشت

 

13

خبر گیری

w

6

 

 

14

سر پیچی

q

7

 

 

جدول شماره 25: شخصیت

ضد قهرمان ــــــــــــ   قبیلة زن             ضد قهرمان2 ــــــــــــ  شوهر جیدا                     

 یاریگر ـــــــــــــــ  دوست اشتر

کنش گر

قهرمان           اشتر                                           قهرمان2              دوست اشتر

کنش پذیر

ابوالعینا از محمد بن صالح بن عبدالله از نمیر بن قحیف

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 26: ساختار حکایت

1- قهرمان جوانی به نام بشر بن عبدالله عاشق زنی شوهر دار به نام جیدا است.

2- قهرمان گاه گاه به طریق عفاف با جیدا ملاقات می کند.

تعادل اولیه

3-قهرمان از طرف قبیلة زن سرزنش و تهدید به مرگ می شود.

4- قهرمان مخفیانه با جیدا ملاقات می کند.

5- یاریگر لباس های زن را می پوشد و به منزل زن می رود.

6- یاریگر بر اثر خطا به دست شوهر جیدا تازیانه می شود.

برهم خوردن تعادل

7- قهرمان دوم عاشق می شود.

8-  قهرمان دوم به نزد قهرمان اول باز می گردد.

تعادل مجدد

حکایت نهم از باب 13

در مجلس مهمانی خواجه ای از اکابر بزّازان و مشاهیر تجّار i از خوردن جگر آگند امتناع کرد kوقتی با اصرار دیگران خورد  qچهل بار دست خود را می شوید و دلیل آن را این گونه بیان می کند ah  که در 22 سالگی بعد از مرگ پدر و ادای قرض tاو بنا به وصیت پدر هر صبح قبل از همه دکان می گشاید و شب بعد از همه دکان می بندد aتا روزی دختری به در دکان آمده و جوان، عاشق او می شود.iدختر بهای پارچه های خریداری شده را دیر پرداخت می کند و جوان هر بار دچار استیصال می شود x ولی موقعی که بها پرداخت می شود، نجات می یابد.e جوان به او اظهار عشق می کند اما بیع و شرا و نکاح کنیز، مشروط به آمدن مخفیانه جوان در حضور مادر سلطان المقتدر بالله به دربار است t. جوان موفق می شود aاما در حضور عروس دستش بوی جگر آگند می دهد motعروس خشمگین می شود x قهرمان قول می دهد بعد از خوردن جگر آگند چهل بار دستهایش را بشوید سپس با او ازدواج می کند. n

جدول شماره 27:  نمادها

رفع شر

E

9

وضعیت اولیه

I

1

پیداشدن ضد قهرمان

10

قدغن

K

2

کار سخت2

T

11

سرپیچی

3

انجام کار سخت 2

A

12

قصه گویی

Ah

4

انگیزه ی شر

mot

13

کارسخت 1

T

5

شر

x

14

انجام کار سخت 1

A

6

عروسی

N

15

وضعیت اولیه 2

I

7

 

 

 

کمبود

X

8

 

جدول شماره 28: شخصیت

ضد قهرمان  ـــــــــــ   سلطان المقتدر بالله ردختر                           یاریگر  ـــــــــــ   دختر

کنش گر

قهرمان  ـــــــــــــ   خواجه ای از اکابران بزّازان

کنش پذیر

یکی از ثقات و معتمدان

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 29:ساختار حکایت 1

1- قهرمان در مجلس مهمانی است.

تعادل اولیه

2- قهرمان از خوردن جگر آگند امتناع می کند.

3- قهرمان با اصرار می خورد. 

4- قهرمان چهل بار دست خود را می شوید. 

برهم خوردن تعادل

5- قهرمان قصه گویی می کند. 

تعادل مجدد

 

جدول شماره 30: ساختار حکایت 2

1- قهرمان به وصیت پدر عمل می کند.

2- قهرمان عاشق می شود.

تعادل اولیه

3- ضد قهرمان یاریگر، جوان را دچار استیصال می کند.

4- قهرمان نجات می یابد.

5- قهرمان کار سخت انجام می دهد.

6- ضد قهرمان خشمگین می شود.

7- ضد قهرمان،  قهرمان را مجازات می کند.

برهم خوردن تعادل

8- ضد قهرمان با قهرمان مهربان می شود.

9- ضد قهرمان یاریگر با قهرمان ازدواج می کند.

تعادل مجدد

خلاصة حکایت دهم از باب 13

جوانی از آل وهب زنی با مالی وافر و جمالی ظاهر و ادبی کامل داردi. روزی بین زن و شوهر ماجرائی حادث می شود و زن خشم می گیردx زن در اتاقی رفته و در را بر روی مرد می بنددe مرد بسیار التماس می کندh ولی دل او نرم نمی شود و بعد از سه شبانه روز مرد صبر پیشه کرده با کار خود مشغول می شود. روزی وقتی از حمام بیرون می آید، محبوب را می بیند که با مغنیه و مطربی می آیدe و می گوید شیطان مرا به لجاج وا می داشت تا روزی کتابی را مطالعه کردم که در آن ابیاتی دربارة کوتاهی فرصت عمر بود و مرا آگاه کرد تا اکنون پیش تو آمدمa

 

جدول شماره 31:  نمادها

واکنش قهرمان قصه

11

4

وضعیت اولیه

i

1

رفع شر

E

5

شر

x

2

عبرت

a

6

دوری

a

3

 

جدول شماره 32: شخصیت

ضد قهرمان ـــــــــــ     زن

کنش گر

قهرمان ــــــــــــــــــ    جوانی از آل وهب

کنش پذیر

قاضی محسن تنوخی 

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 33: ساختار حکایت ها

1- قهرمان همسری زیبا و ثروتمند دارد.

تعادل اولیه

2- قهرمان با همسرش ماجرایی دارد.

3- قهرمان مورد خشم ضد قهرمان است. 

4- ضد قهرمان از قهرمان دوری می کند.

5- قهرمان التماس می کند. 

برهم خوردن تعادل

6- قهرمان به سرکار خود می رود و صبر می کند.

7- ضد قهرمان با قهرمان آشتی می کند.

تعادل مجدد

خلاصة حکایت یازدهم از باب 13

امرؤالقیس قسم خورده بود که هیچ زنی را در حبالة خود نیاورد تا از وی نپرسند که 8 و 2 و 4 چیستi . روزی دختری را سوار بر گردن پدر می بیند که بسیار زیباست از او خوشش می آیدx دختر سؤالها را جواب می دهدe بعد از خواستاری با وی ازدواج می کندn. دختر شرط می کند وقت زفاف، امرؤالقیس باید سه مسأله ی او را پاسخ گویدt. غلامᶲ هنگام آب کشیدن از چاه امرؤالقیس را در چاه انداختهx نزد دختر می رود. دختر با غذایی که به او می دهد و جای خواب بدی که برای او آماده کرده، پی به هویت او می برد. قهرمان نجات یافته،h نزد زن می آید و همة کارها را انجام می دهد و سؤالها را پاسخ می گویدa. زن دستور قتل غلام را می دهدpu.

 

جدول شماره 34: نمادها

پیدا شدن ضد قهرمان

6

وضعیت اولیه

i

1

شر2

x

7

شر

x

2

واکنش قهرمان

H

8

رفع شر 1

E

3

انجام کار سخت

A

9

عروسی

N

4

مجازات

pu

10

کارسخت

T

5

 

جدول شماره 35: شخصیت

ضد قهرمان ــــــــــــــــــــ  دختر/ غلام

کنش گر

قهرمان ـــــــــــــــــــ   امرؤالقیس

کنش پذیر

قاضی محسن تنوخی 

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 36: ساختار حکایت

1- قهرمان برای ازدواج شرط گذاشته است.

تعادل اولیه

2- قهرمان عاشق می شود. 

3- ضد قهرمان اول ( دختر) جواب سؤالها را می‌دهد. 

4- قهرمان ازدواج می کند.

5- ضد قهرمان دوم (غلام) قهرمان را درچاهی می اندازد.

برهم خوردن تعادل

6- قهرمان نجات می یابد.

7- ضد قهرمان مجازات می شود.

8- قهرمان با دختر ازدواج می کند.

تعادل مجدد

خلاصه حکایت دوازدهم باب 13

قیس بن دریج مقیم شهر مدینه بود و عاشق لبنی بنت الحباب الکعبی شدi چون دختر از قبیله ی دیگری است، پدر قیسᶲ ترجیح می دهد او با دختر عمویش ازدواج کندx حسین بن علی و ابن ابی عتیق وساطت می کنند و قیس ازدواج می کندn . مادر قیس تصمیم دارد برای او زنی دیگر عقد کندx . قیس مجبور به طلاق لنبی می شودe. لنبی را شوهر می دهند.  ᶲابن العتیق و حسن و حسین (ع) و عبدالله بن جعفر طّیار وساطت می کنند تا شوهر لنبی او را طلاق گوید. بعد از مدتی تزویج رسمی و شرعی صورت می گیردn

 

جدول شماره 37:  نمادها

پیدا شدن ضد قهرمان

x

6

وضعیت اولیه

i

1

شر2

e

7

پیداشدن ضد قهرمان

2

واکنش قهرمان

8

شر 1

x

3

انجام کار سخت

9

پیداشدن یاریگران1

4

مجازات

N

10

عروسی

N

5

جدول شماره 38: شخصیت

ضد قهرمان  ـــــــــــ  پدر قهرمان/ شوهر لنبی                                 یاریگر  ـــــــــــــــ    ابن العتیق، امام حسن، جعفر طیار

کنش گر

قهرمان ــــــــــــــ   قیس بن دریج 

کنش پذیر

قاضی محسن تنوخی 

راوی

مخاطب عام

روایت شنو

 

جدول شماره 39: ساختار حکایت

1- قهرمان ساکن شهر مدینه است.

تعادل اولیه

2- قهرمان عاشق لبنی دختر حباب الکعبی می شود.

3- ضد قهرمان1 با ازدواج قهرمان با دختر قبیلة دیگر مخالف است.

4- قهرمان با وساطت ازدواج می کند.  

5-قهرمان مجبور به طلاق همسر می شود.

6- ضد قهرمان 2 با دختر ازدواج می کند.

برهم خوردن تعادل

7- یاریگران از ضد قهرمان 2 می خواهند همسرش را طلاق دهد.

8- ضد قهرمان2 همسر را طلاق می دهد.

9- قهرمان با دختر ازدواج رسمی و شرعی می کند.

تعادل مجدد

نتیجه

ولادیمیر پراپ برای تجزیه و تحلیل قصه های پریان، نمودار و الگویی را پیشنهاد کرده است. نظریۀ پراپ به رغم نقص ها و کاستی هایش در علم روایت شناسی و بر روایت شناسان بعد از خود تاثیر شگرفی نهاد.  پراپ معتقد است می‌توان این الگو را در مورد سایر قصه های عامیانه هند و اروپایی و حتی داستانهای غنایی نیز به کار برد.

در این مقاله سعی شد تا الگوی پراپ روی ساختار داستانهای غنایی در ترجمۀ فرج بعد از شدت بررسی شود و نتایج آن این بود که هر چند الگوی پراپ از تجزیه و تحلیل قصه های پریان به دست آمده ولی چون قصه های پریان نیز جزئی از قصه های عامیانه است این الگو بر روی داستان های غنایی عامیانه ترجمه فرج بعد از شدت مطابقت و همخوانی دارد و این امر نشان دهنده عظمت و ارزش والای کار پراپ و الگوی پیشنهادی اوست.

وضعیت آغازین حکایت ها با موقعیت پایداری شروع می شود و سپس اولین عنصری که در اغلب داستان ها به چشم می خورد عنصر (شر یا کمبود) است، قرار دارد در اکثر داستان ها عنصر ضد قهرمان در پایان تبدیل به یاریگر یا بخشنده ای می شود و باعث می شود محتوای داستانها، عاطفی، آرام و در اوج بخشندگی به پایان خود برسد و قهرمان همیشه راحت تر و آسانتر از دیگر انواع حکایات عامیانه عاشقانه نظیر هزار و یک شب به ایفای نقش خود بپردازد.

شعرهایی که در خلال حکایت ها می آید، بیشتر شرح عشق عاشقان و گاه خطاب به معشوق یا توصیف ویژگی های معشوق است و اشعاری که در پایان حکایات آمده، بیانگر همان نکات اخلاقی ای است که مؤلف در پایان داستان در قالب فصل آورده و ابتدا ابیات عربی از متن اصلی را قرار داده و بعد شعرهایی به فارسی در ترجمه ابیات عربی، خود به آن افزوده است که گاه تعداد ابیات آن تا چندین برابر تعداد ابیات عربی آن است.

به جز دو حکایتی که مشابه آن در هزار و یک شب نیز آمده است داستان های غنایی این کتاب به طور کلی کمتر دارای گستردگی داستانی، اوج و فرود و فضاسازی و شخصیت پردازی است.

در نتیجه به غیر از دو داستان مذکور که داستان بلند محسوب می شوند، بقیه داستان های غنایی متوسط اند.

منابع

1- اسعد دهستانی، حسین.(1364). فرج بعد از شدت. اسماعیل حاکمی. تهران: اطلاعات.

2- اسماعیلی، عصمت؛ نیره نبی زاده.(زمستان 88). ریخت شناسی داستانهای فرج بعد از شدت. مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان، سال 8. ش28، ص. ص. 20-7

3- انوشه، حسن.(1381). فرهنگنامه ادبی فارسی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

4- بهار، محمدتقی.(1376).سبک شناسی تاریخ نثر فارسی. تهران : انتشارات مجید.

5- پراپ ولادیمیر.(1368). ریخت شناسی قصه های پریان، ترجمه فریدون بدره ای، تهران: توس.

6- تقوی، محمد.(1376). حکایت های حیوانات در ادب پارسی. تهران : نشر روز.

7- تودوروف، تزوتان.(1379). بوطیقای ساختارگرا. ترجمه محمد نبوی. تهران: آگاه.

8- حاکمی، اسماعیل. (1372). نکاتی پیرامون کتاب فرج بعد از شدت. مجله وقف میراث جاویدان. شمارۀ 1 ، ص. ص. 94-92.

9- صفا، ذبیح الله.(1368). تاریخ ادبیات در ایران، تهران: فردوس.

10- معین، محمد.(1371). فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر.

11- مکاریک، ایرناریما.(1383). دانش نامه نظریه های ادبی. ترجمه مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: آگاه.

12- نبی لو، علیرضا، فتحی نجف آبادی، هاجر.(1388). «تحلیل عناصر داستانی الفرج بعدالشده »، پژوهشنامه زبان و ادب فارسی (گوهر گویا). سوم ، شماره چهارم، پیاپی12، ص. ص. 132-109.

13-  نبی لو، علی رضا.(1386). تحلیل عناصر داستانی طوطی نامه. فصل نامه پژوهش های ادبی. سال 5، شماره 18، ص. ص. 163-141.

14. Bremond,claude .(1973)."logique de la recit"Paris, seuil.