ناگفته‌هایی از قصص‌ الانبیای دیدوزمی

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

تأکید قرآن کریم به دانستن سرگذشت پیامبران سبب شد که از همان سالیان آغازین حیات دین مبین اسلام، در کتاب‌های تفسیر و تاریخ به قصص انبیا پرداخته شود و در دوره­های بعد آثار مستقلی در شرح زندگی و بیان قصص انبیا پدید آید. از میان انبوه این کتاب ها می‌توان به نسخه خطی قصص ­الانبیای «محمد بن حسن دیدوزمی» اشاره کرد. هویت مؤلف نامعلوم است و همه فهرست‌نویسانی که از وی و اثرش یادکرده‌اند، کتاب وی را «نفایس ­العرایس و قصص ­الانبیاء» نام نهاده، آن را ترجمه فارسی قصص ­الانبیای محمد بن عبدالله کسائی دانسته­اند. از متن عربی کتاب کسائی دو ترجمه فارسی به صورت نسخه خطی از قرن هفتم در دست است. با مقایسه متن عربی قصص الانبیای کسائی و ترجمه­های فارسی موجود از آن با متن کتاب دیدوزمی مشاهده می­شود بین آن‌ها ارتباطی نیست؛ بنابراین به نظر می­رسد گزارش فهرست‌نویسان دراین‌باره نادرست باشد. این پژوهش سعی دارد با ارائه دلایل و قرائنی بیان کند که قصص الانبیای دیدوزمی نمی­تواند ترجمه عربی کتاب کسائی باشد بلکه بازنویسی کتاب «تاج ­القصص» ابونصر احمد بن محمد بخاری (قرن چهارم هجری) است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The untold of Dayduzami,s Qesas Al-Anbiya

نویسندگان [English]

  • GholamReza Rafiei
  • Kazem Dezfoulian
university
چکیده [English]

Emphasizes the Quran to know stories of the prophets, because the life of the early years of Islam, according to the subject dealt with in the books of commentary and history and stories of the prophets Written later Independent books in describing the life of the prophets Among the many stories of the prophets, manuscript Qesas Al-anbiya by"Mohammad Ibn Hassan Dayduzami" is notable. The identity of the author is unknown.All Bibliographers who have learned of his life and his work, his book titled "Nafayes al-arayes and Qesas Al-anbiya" and those considered Persian translation of Qesas Al-anbiya by Mohammd Ibn Abodolla Kisaei.From the Arabic text of Kisaei two Persian translation of a manuscript written in the seventh century AD. By comparing the Arabic text of Kisaei and Dayduzami,s book and Persian translations of his text It can be seen there is no correlation between them. This study attempts to provide reasons and evidence, stating that Qesas al-anbiy by Dayduzami is not translation of Kisaei,s book But rewriting is the book "Taj Al-Qesas" of Abunasr Ahmad Ibn Mohammad Bokhari(fourth century AD), respectively.

کلیدواژه‌ها [English]

  • The Quran
  • Qesas Al-anbiya
  • Dayduzami
  • Kisaei
  • Nafayes al-arayes
  • Taj Al-Qesas

مقدمه

نویسندگان و تاریخ‌نگاران مسلمان به ویژه ایرانیان از دیرباز از قصص‌ الانبیا به عنوان گونه‌ای از ادب داستانی بهره برده‌اند. ارزش و اهمیت این آثار از چند جهت قابل توجه است؛ نخست آن که چون این­گونه متون به شرح و بسط قصص قرآن پرداخته­اند، جنبه دینی دارند. از طرفی چون به ثبت وقایع تاریخ زندگی پیامبران و سایر اقوام بشری پرداخته­اند، صرف‌نظر از هر‌گونه داوری در صحت و سقم مطالب آن‌ها، باید آن‌ها را متون تاریخی به شمار آورد. دیگر آن که چون متن آن‌ها به لحاظ ساختار داستانی و سبکی در مطالعات ادبی مورد ‌نظر قرار می‌گیرد، می­توان آن‌ها را در زمره متون ادبی قلمداد کرد. در برخی از این‌گونه متون، هنرهای دیگری همچون خط و خوشنویسی، تجلید، تذهیب و مینیاتور نیز راه یافته است و قصص‌ الانبیاها موجب رونق این‌گونه هنرها بوده‌اند. ارتباط این‌گونه آثار با علوم اسلامی و تاریخ ادیان، سبب جذابیت آن‌ها شده است و زمینه‌ساز مطالعات و تحقیقات اسلامی در جهان غرب شده است. آن گونه که برخی پایان­نامه­ها، مقالات و کتاب‌های محققان علاقمند به پژوهش در حوزه مطالعات اسلامی به این موضوع اختصاص یافته است. بیان این‌گونه قصص تنها برای سرگرم ساختن مخاطبان نبوده بلکه با نگاهی اجمالی به این آثار می­توان دریافت که هدف غایی مؤلفان آن‌ها تبیین الگویی اخلاقی برای زندگی بشری بوده است؛ الگویی که از رهگذر آشنایی با وقایع زندگی پیامبران الهی و شیوه ارتباط آن‌ها با خدا و مردم می­توان ترسیم کرد. باید گفت که قصص ­انبیا اگر چه زندگی و منش پیامبران را به تصویر کشیده است و وقایع آن‌ها مضمون‌ساز برخی آثار ادبی به‌ویژه شعر دینی و عرفانی شده است اما نمی­تواند همچون قرآن، متون تفسیری و احادیث مشهور، منبع موثق و مستقلی برای مطالعه و پژوهش درباره تاریخ زندگی پیامبران باشد.

 

پیشینه تحقیق

درباره قصص الانبیای دیدوزمی تاکنون هیچ­گونه تحقیق جامعی صورت نگرفته است و نسخ خطی موجود از آن، معرفی، تصحیح و چاپ نشده­است.

 

پیشینه نگارش کتاب های قصص انبیا

سرگذشت پیامبران یکی از موضوعاتی است که از همان سال‌های آغازین حیات دین مبین اسلام در میان مسلمانان به آن اقبال شد و یکی از نخستین فنون معارف قرآنی بود که در کنار علم تفسیر و سایر علوم اسلامی اهمیت یافت ابن قتیبه دینوری (م. 276) در کتاب «المعارف»، «مبتدا الخلق و قصص­ الانبیاء» را نخستین فن از فنون معارف معرفی کرده است (ابن قتیبه، 1969: 3). وی فصل نخست این کتاب را به بیان مختصر داستان زندگی پیامبران پیش از اسلام - به ترتیب تاریخی- اختصاص داده­است. در کشف ­الظنون آمده است: «نخستین کسی که کتاب قصص­ الانبیاء را نوشت، وهب‏بن‏منبّه است» (حاجی خلیفه، 2007: 1328). همچنین صاحب کتاب «مصادر الفکر الاسلامی فی­ الیمن»، کتاب «المبتدأ» را از مؤلفات وهب در این موضوع دانسته است (محمد الحبشی، 2004: 17). در ابتدا کتاب های قصص­ انبیا اغلب با عنوان «المبتدأ» نامیده می­شده است. کتاب‌های المبتدأ صرفاً داستان خلقت پدیده‌ها نبودند و قصه پیامبران پیش از حضرت محمد (ص) را نیز در خود جای می­دادند.

بیان قصص­ انبیا نه تنها در قرآن که در کتب پیشین الهی نیز مرسوم بود؛ چنان‌که بخش دوم عهد عتیق به قصه پیامبران اختصاص دارد. همچنین سرگذشت آفرینش عالم و حضرت آدم، نوح و طوفان، ابراهیم و اسماعیل، یعقوب و یوسف و موسی، با تمام جزئیات، در بخش‌های «پیدایش و خروج» 1 تورات مذکور است و در انجیل نیز درباره وقایعی از قبیل معجزات عیسی (ع)‌ به تفصیل سخن گفته­ شده­است. مورخان و دانشمندان اسلامی به سبب اهمیت موضوع و تأکیدی که قرآن کریم به دانستن سرگذشت انبیای پیشین داشت، 2 در تدوین قصه انبیا همت کردند و از رهگذر همین مساعی، آثار فراوانی با عناوینی نظیر «قصص ­الانبیاء»، «تاریخ انبیاء» و «تاریخ رسل» به زبان عربی و فارسی پدید آمد. از قدیمی‌ترین و معروف­ترین کتاب­های قصص­ انبیا که به دست ما رسیده­است، می­توان از عرایس­ المجالس­ فی ­قصص­ الانبیا اثر ابواسحاق احمد بن محمد بن ­نیشابوری معروف به «ثعلبی» (م. 427) نام برد که به زبان عربی نوشته شده‌است. همچنین باید به قصص­ الانبیاء اثر ابواسحاق ابراهیم ­بن ­منصور بن ­خلف نیشابوری (قرن پنجم) و تاج­ القصص اثر ابونصر احمد بخاری (تالیف 475)، قصص­ الانبیای دیدوزمی (احتمالاً قرن هفتم) به زبان فارسی و قصص­ الانبیاء اثر محمد بن ­عبدالله ­کسائی به زبان عربی و ترجمه­های فارسی آن اشاره کرد. این منابع الگویی برای آثار سده­های میانی و بعد از آن محسوب می­شوند. در سده هفتم، قصص ­الانبیا اثر ابوالحسن بن الهیصم البوشنجی و در قرن هشتم آثاری همچون قصص ­الانبیاء‌ عمادالدین ­ابی ­الفداء ­اسماعیل­ بن ­کثیر (774 – 700) و قصص­الانبیاء اثر قطب­الدین­ سعید بن­ هبه الله­راوندی (م.786) حائز اهمیتند.

دلایل اشاعه این‌گونه قصص و اقبال عامه مردم بدان‌ها را می­توان در موارد زیر دانست:

  • نقل قصه­ ­انبیا در کتب مقدس به‌ویژه تورات و انجیل سابقه داشت و پیروان این ادیان آن‌ها را دنبال می­کردند.
  • اغلب آن‌ها در قالب قصه، حدیث، نبأ و مَثَل در قرآن کریم آمده بود و مسلمانان از طریق قرآن با این‌گونه قصص آشنایی یافته بودند و به خواندن و شنیدن آن‌ها رغبت نشان می­دادند.
  • بیشتر حوادث و رویدادهای این­گونه قصص واقعی بود و ریشه در تاریخ گذشته اقوام داشت لذا مردم نیز به سبب علاقه به دانستن تاریخ گذشتگان آن‌ها را دنبال می­کردند.
  • این قصه­ها از طریق حلقه­های تذکار و مجالس وعظ به توده­های مختلف مردم منتقل می­شد.
  • راویان و قصه­گویان (قصّاص) در صدر اسلام و حتی پیش از آن، این‌گونه قصص را با آب و رنگ فراوان برای توده­های مردم نقل می‌کردند؛ از همین رو مردم بیشتر به شنیدن و خواندن آن‌ها کنجکاو می­شدند. 
  • مفسران در شرح و تفصیل آیات قرآن، به نقل چنین قصه­هایی اهتمام می­ورزیدند و خوانندگان اثر خود را از آن‌ها آگاه می­ساختند.
  • تاریخ‌نگاران نیز سرگذشت انبیا و اخبار و احوال آنان را در کتاب های خود نقل می­کردند و خوانندگان آثار خود را از وجود این قصص آگاه می‌کردند.
  • این نوع قصص تأثیر اخلاقی و تربیتی مضاعفی برای جامعه در پی داشت لذا برای بهره­گیری از نتایج و اهداف عبرت­آموز آن‌ها به خواندن چنین متونی توجه می‌شد.
  • خواندن این نوع آثار، نوعی سرگرمی برای گذران اوقات فراغت مردم محسوب می­شد.

 

منابعی که قصص انبیا را نقل کرده­اند.

منابع متعددی به نقل و روایت قصص انبیا پرداخته‌اند که از مهم­ترین آن‌ها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-       کتاب های آسمانی: از مهم‌ترین آن‌ها قرآن و کتب عهدین است. در این میان، قرآن از مستندترین منابع قابل اعتماد در این زمینه به شمار می­آید.

2-       تفاسیر قرآن: تفسیر از دیرباز یکی از شاخه­های علوم قرآنی بوده‌است و در این زمینه آثار فراوان و ارزشمندی پدید آمده‌است. در این‌گونه منابع به فراخور موضوع، فراوان به قصه پیامبران اشاره شده‌است. برخی از معروف­ترین این منابع (اهل تشیع و تسنن) از این قرارند: «جامع البیان فی تفسیر القرآن» از محمد بن جریر طبری (م 310) و ترجمه آن که با نام «ترجمه تفسیر طبری» معروف است. «لطایف الاشارات» از ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیرى نیشابورى (م 405)، «تفسیر سورآبادی» نوشته ابوبکر عتیق بن محمد هروی نیشابوری (قرن 5)، «کشاف» تألیف ابوالقاسم محمود بن عمر بن محمد خوارزمی زمخشری (م.538)، «روض ‌الجنان و روح‌الجنان فی تفسیر القرآن» از ابوالفتوح رازی (م.554)، «کشف الاسرار و عده الابرار» رشیدالدین میبدی (قرن 6)، «عرایس البیان» روزبهان بقلی شیرازی (م.606)، «مدارک التنزیل و حقایق تأویل» از عبدالله بن احمد نسفی (قرن 7)، «تفسیر القرآن العظیم» از اسماعیل بن عمر ابن کثیر (قرن 8)، «جواهر الحسان فی تفسیر القرآن» از عبدالرحمان بن محمد ثعالبی (قرن 9)، «منهج الصادقین فی الزام المخالفین» از فتح الله کاشانی (قرن 10)، «تفسیر صافی» از ملامحسن فیض کاشانی (قرن 11) و «المیزان فی تفسیر القرآن» (تفسیر المیزان) از علامه سید محمدحسین طباطبایی (م.1360).

3-       کتاب های تاریخی: سرگذشت انبیا وقایع تاریخی مهمی در بردارد؛ از همین رو، برخی کتاب های تاریخی به بیان قصه­های پیامبران پرداخته­اند. از میان آن‌ها می­توان به کتاب‌هایی اشاره کرد که موضوع آن‌ها تاریخ عالم است و بخشی از آن‌ها به سرگذشت انبیا اختصاص یافته است مانند تاریخ یعقوبی احمد بن اسحاق یعقوبی (قرن 3) که برای ذکر تاریخ پیامبران از قرآن کریم و دیگر منابع اسلامی و حتی کتب عهدین، اقتباس­هایی داشته است (یعقوبی، 1382: بیست و هفت)، تاریخ طبری یا «تاریخ امم و الملوک» از محمد بن جریر طبری که مملو از اسرائیلیات 3 و آرا و عقاید اهل کتاب به‌ویژه یهودیان است و در نقل مطالب بیشتر به سخن راویانی نظیر وهب بن منبه اعتماد دارد (ر.ک. طبری، 1375) و «مروج الذهب» علی بن حسین مسعودی به سال 332  که اطلاعاتی درباره سرگذشت انبیا دارد. از دیگر آثار مهم تاریخی در این زمینه، باید به کتاب «البدء و تاریخ» تألیف به سال 355 هـ.ق. توسط مطهّر بن طاهر مقدسی اشاره کرد. فصل دهم این اثر با عنوان «در یادکرد پیامبران و مدت عمر ایشان و سرگذشت امت‌های ایشان و اخبارهایشان» به داستان پیامبران اختصاص یافته است (ر.ک. مقدسی، 1374: 1تا3/413 به بعد). «سنی ملوک الارض و الانبیا» تألیف حمزه بن الحسن الاصفهانی، «تجارب الامم» اثر ابوعلی مسکویه رازی (421ـ 320 ﻫ.ق.) و «مجمل التواریخ و القصص» (از مؤلفی ناشناخته) از دیگر کتاب های تاریخی­اند که قصه انبیا در آن‌ها آمده است.

4-       راویان: راویان کسانی بودند که در همان سالیان نخست اسلامی، از قصه­ها و سرگذشت پیامبران آگاه بوده، آن‌ها را برای دیگران روایت کرده­اند. نام برخی از آنان را در کتاب هایی که درباره انبیا سخن رانده­اند 4 می­توان دید. «کعب الاحبار» (م. 38 ﻫ.ق.)، «عبدالله بن سلام» (م.40 ﻫ.ق.) «ابوهریره» (م. 58 ﻫ.ق.) و «وهب ­بن منبه» (م. 110 یا 116 ﻫ.ق.) از معروف­ترین راویان قصصند و اغلب آنان از یهودیانی بودند که اسلام را پذیرفتند و در نتیجه روایت آن‌ها تحت تأثیر اسرائیلیات است.

5-       متون ادبی: در برخی آثار ادبی، به‌ویژه آثار ادب فارسی به داستان پیامبران برمی­خوریم. این قصه­ها با اجمال و  ایجاز همراه بوده، بیشتر به صورت تلمیحات و اشارات بیان شده­است. اشعار عرفانی و مذهبی و تعلیمی ادب فارسی سرشار از این نوع اشارات است. اگرچه «در شعر شاعران قرن چهارم و پنجم و بسیاری از شاعران قرن ششم، اشاره به داستان پیامبران از محدوده اشارات موجز قرآن فراتر نمی­رود» (پورنامداریان، 1364: 7) اما در مثنو­ی­های عرفانی شاعران عارف قرن ششم و پس از آن، داستان پیامبران، مثل داستان‌ها و حکایات دیگر، وسیله­ای برای بیان و تعلیم اندیشه­های عرفانی و انتقال آن به دیگران است. این منظور با تکیه بر معنی ظاهری داستان از راه تفسیر و با تکیه بر معنی باطنی آن از راه تأویل و تبدیل عناصر و اجزای اصلی به مفاهیم انتزاعی برآورده می­شود (پورنامداریان، 1364: 40). عالی­ترین نمونه­های این‌گونه تلمیحات و اشارات و تأویلات قصص پیامبران را در حدیقه سنایی، مثنوی­های عطار، مثنوی مولوی و کلیات شمس می­توان دید.

6-       کتاب های قصص الانبیا: این آثار قصه­های پیامبران را با استناد به آیات و احادیث و روایت راویان بیان می­کنند. گرچه بیشتر این کتاب ها به شرح زندگانی انبیای الهی از آدم تا خاتم (ص) پرداخته­اند، با این حال کتاب‌های دیگری نیز در دست است که در هر یک از آن‌ها، قصه یکی از انبیا آمده است. گفتنی است در بیشتر این منابع ـ جز قرآن ـ این قصص با شرح و تفصیل و تأویل همراه است. اگرچه اعتقاد به معجزه و رسالت پیامبران از سوی خداوند بسیاری از اعمال و حوادث خارق­العاده این داستان‌ها را که با واقعیت و منطق عادی بشر مطابقت نمی‌کند قابل قبول و توجیه‌پذیر می­سازد اما از آن‌جا که همیشه از یک طرف گروهی در صحت این داستان‌ها شک کرده­اند و از طرف دیگر فرقه­های متعدد پیدا شدند که برای اثبات حقانیت عقیده خود به تفسیر و تأویل آیات قرآنی توسل جسته­اند، داستان‌های کتاب‌های دینی نیز در کنار آیات و مطالب، عرصه تکلفات بسیار در تفسیر و تأویل شده است (پورنامداریان، 1389: 205).

 

قصص­ الانبیای دیدوزمی

برخی فهرست‌نویسان در معرفی مصنفان قصص انبیا از فردی به نام محمد بن حسن الدیدوزمی الداندورمی یا الدیرومی، دیوزمی و دیدوزی یاد کرده­اند. قدیم­ترین آن‌ها حاجی خلیفه است که در کتاب «کشف ­الظنون» ذیل قصص­ الانبیا آورده است: «قصص­ الانبیاء للکسائی و... فارسی لمحمد بن حسن الداندورمی (الدیرومی) اقتفی فیه اثر الثعلبی» (حاجی خلیفه، 2007: 2/ 1328).

 در فهرست­ها و کتاب‌شناسی‌های دیگر، ضمن معرفی قصص ­الانبیایی از «محمد بن عبدالله ­کسائی»، از ترجمه­های فارسی آن با نام «نفایس ­العرایس و قصص­ الانبیاء» یاد می­شود که به دست محمدبن­حسن دیدوزمی نوشته شده است. «الذریعه الی التصانیف الشیعه» در معرفی کتاب نفایس العرایس آورده است: «(نفایس­العرایس) فی قصص­الانبیا، ترجمه فارسیه لقصص ­الأنبیاء تألیف الکسائی، محمد بن عبدالله، مؤلف عجایب ­الملکوت، المذکور فی کشف ­الظنون. ألف الکسائی المتن العربی قبل سنه 617 م (تاریخ إحدى نسخ الکتاب الموجوده فی المتحف البریطانی رقم (or 3054 و طبع المتن فی لیدن 1922 - 1923 و الترجمه الفارسیه  لمحمد بن الحسن الدیدوزمی. یوجد نسخه منه بباریس (بلوشه، 1،366) کتابتها 673. و باستانبول (عمومیه) کتابتها حدود 950 و بغداد کشکو، کتابتها 983 کما فی (خطى فارسی) ص 4562 و مر عرائس ­المجالس و  عرائس ­النفائس فی ذ 15: 343 – 342» (طهرانی، 1978: 24/ 240).

جلد دوم کتاب «ادبیات فارسی بر مبنای استوری» به نقل از فهرست ادگار بلوشه، ذیل کلمه «نفایس­العرایس»، آن را چنین معرفی می کند: «نفایس ­العرایس و قصص ­الانبیا اثر محمد بن ­حسن دیوزمی» (ر.ک. فهرست بلوشه: 1/  366)» و در ادامه می­آورد: «کتاب نوشته به سال 673 ﻫ.ق. /1274م. محل نگهداری کتابخانه­ عمومی بایزید ترکیه» (استوری، 1362: 727).

کتاب «دستنوشته­های ایران (دنا)» ذیل کلمه «قصص» این اثر را چنین معرفی کرده است: «قصص­الانبیاء/تاریخ پیامبران/ فارسی/ دیزبونی، محمد بن­حسن/ کاتب یوسف ­بن ­محمد بن حمید بن سعید بن­احمد/ خط: نسخ/ نزدیک به پایان جمادی­الثانی 673 ﻫ.ق.» (درایتی، 1389: 8/ 204). 

در کتاب «تاریخ نظم و نثر در ایران» ذیل نفایس آمده است: «نفایس ­العرایس و قصص ­الانبیا از محمد بن حسن دیدوزمی که در قرن پنجم به فارسی ترجمه کرده­است» (نفیسی، 1344: 1/ 64).

مولف «فهرستواره کتاب‌های فارسی» مترجم قصص الانبیای کسائی را «دیزیدوزی (دیدوزی)» معرفی می­کند (ر.ک. منزوی، 1382: 1/ 488).

«ویلر تاکستون، مترجم انگلیسی قصص الانبیای ­کسائی در مقدمه کتاب خود، به نام دیدوزمی اشاره دارد و نفایس ­العرایس وی را ترجمه کتاب کسائی می­داند (Thackston,1997:xxiii).

از نشانی­هایی که در این منابع یاد می­شود، می­توان چنین نتیجه گرفت:

  • محمد بن حسن دیدوزمی قصص ­الانبیایی به نام نفایس­ العرایس داشته است.
  • قصص الانبیای دیدوزمی ترجمه فارسی قصص الانبیای محمد بن ­عبدالله ­کسائی است.
  • ترجمه­ فارسی نسخه خطی موجود از قصص الانبیای کسائی که در سال 673 کتابت شده است و در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می­شود، همان قصص الانبیای دیدوزمی است.
  • نسخه خطی قصص الانبیای محمد بن ­حسن ­دیدوزمی موجود در کتابخانه بایزید استانبول، ترجمه­ای از قصص الانبیای کسائی است.

 از هویت و شرح حال و زمان حیات محمد بن عبدالله کسائی اطلاع چندانی در دست نیست. وی کتابی با نام قصص­ الانبیاء به زبان عربی نوشته که در سرزمین‌های اسلامی با اقبال عموم مواجه شده است. بروکلمان تاریخ تألیف قصص الانبیای وی را ابتدای قرن پنجم می­داند (بروکلمان، 1993: 6/151) اما استوری معتقد است در قرن هفتم نوشته شده است (استوری، 1362: 727). از کتاب کسائی دو ترجمه فارسی به صورت نسخه خطی، بدون ذکر نام مترجم یا مترجمان، موجود است 5 و در هیچ­کدام از این ترجمه­ها به نام «نفایس ­العرایس» و «محمد بن ­حسن ­دیدوزمی» اشاره نشده‌است؛ بنابراین در­ صحت و سقم گزارشی که فهرست‌نویسان مذکور دراین‌باره می­دهند، باید شک کرد. درباره هویت دیدوزمی نیز اطلاع چندانی در دست نیست اما قصص الانبیایی از او در دست است که نسخه­ای از آن در کتابخانه عمومی بایزید شهر استانبول ترکیه به شماره 5275B نگهداری می­شود. نام کاتب آن ذکر نشده، تاریخ کتابت آن 950 ﻫ.ق. بیان ­شده، با خط نستعلیق نگارش یافته­است. تعداد صفحات آن 325 برگ و در هر صفحه 18 سطر درج شده­است. اندازه کتاب 32.5×21.7، جلد آن تیماج مذهب و سرلوحه آن نیز مذهب است. متن با حاشیه­ مزدوج طلایی مزین شده­است. دو صفحه­ آغاز کتاب شبیه به صفحات قرآن کریم، مزین و مذهب است. از نکات برجسته این نسخه که آن را علاوه بر یک متن ادبی به اثری هنری بدل نموده­است، مینیاتورهای زیبا از وقایع و صحنه­های برخی قصص است. تعداد آن 42 نقاشی و همه بسیار پررنگ، شفاف، با رنگ­بندی زیبا و روی کاغذی متفاوت ترسیم شده­است. اندک خطاهای املایی (نظیر سطبر، موصی و بخت­النسر) در متن کتاب دیده­ می­شود. با مشاهده­ رکابه صفحات به نظر می­رسد ترتیب برخی از آن‌ها به هم خورده، صفحه­ای چند از پایان کتاب افتاده است. با آن­که آثار رطوبت در آن دیده ­می­شود اما متن­­ بسیار واضح و خوانا و در حاشیه­های یک دست نگاشته شده است. آیات و احادیث در آن به رنگ طلایی و گاه با شنگرف تحریر شده­است. نام مؤلف آن «محمد بن الحسن الدیدوزمی» ذکر شده‌است.

 

تصویر 1: صفحه نخست نسخه کتابخانه بایزید استانبول

به احتمال قریب به یقین و با دلایل زیر می­توان گفت این اثر ترجمه­ قصص الانبیای کسائی نیست:

الف-  در هیچ بخش از متن کتاب، چه در مقدمه و چه مؤخره و حتی در صفحه­ انجامه آن، به نام محمد بن­عبدالله الکسائی اشاره­ای نشده­است. تنها در صفحه­ بدرقه و صفحه­ پایانی کتاب، نام و مُهر «بزم عالم سلطان، والده­ عبدالمجید اول» 6 آمده­است که کتاب را در تاریخ 1266هجری قمری، گویا وقف کتابخانه بایزید کرده­است.

 ب-  مؤلف، داستان‌های کتاب خود را از پدر خویش، حسن بن عبدالله، و از فقیهی شنیده­است. وی در یکی از صفحات آغازین کتاب به این امر اشاره دارد: «ما این کتاب بر خط پدر خویش خواندیم، الحسن ­بن عبدالله رحمه ‌الله علیه و سماع از فقیه اجل ­العالم الواعظ ابوالفوارس الحجاف ­بن عبدالله 7 کردیم به قرائت خویش و چندان‌که اندر خورد بود، اندرین کتاب آوردیم» (دیدوزمی، 8 الف).

ج-  محتویات این کتاب در مقایسه با متن ترجمه­ها­ی فارسی اثر کسائی بسیار متفاوت است. مصنف، متفاوت با آن‌چه در اثر کسائی آمده­است، پس از بیان تحمیدیه­ کوتاهی به زبان عربی، آورده­است: «قال محمد بن ­الحسن­الدیدوزمی غفرالله له و الوالدیه و الاستادیه و مشایخ اهل سنته و الجماعه گفت یکی از دوستان ما، ما را سؤال کرد که کتاب فارسی تصنیف کردم به عون الله تعالی و به توفیقه... ابتدا اعتقاد یاد کردیم از اصول دین، چنان‌که در خورد بود و بعد از آن اصلی از آفریدن عرش و کرسی و آسمان و زمین و بهشت و دوزخ و آدم و آدمی بگفتیم و بعد از آن نور مصطفی صلّی­الله­علیه و آله و سلّم یاد کردیم و هر چیزی که سزای این کتاب بود، از فضایل اعمال، گفته­آمده­است تا آن کسی که که این کتاب دارد، از دیگر کتابها مستغنی باشد« (دیدوزمی: 1 الف)

وی مطالب کتاب خود را با «باب شناختن ­اصول دین»، «باب بناء ­اسلام» و «باب ارکان‌های ایمان» در موضوع فضایل اعمال و حکمت و بیان اقاویل مشایخ آغاز کرده‌است و سپس با طرح پرسش‌هایی که گاه رنگ و بوی کلامی می­دهد، خود به پاسخ آن ها مبادرت کرده­است: «روایت است از ابوالحسن مروزی رحمه ­الله که گفت: دلم سخت مشغول شد بدین آیه الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى. پیغامبر علیه السلام در خواب دیدم؛ گفتم معنی این آیه چیست؟ پیغامبر اندر من نظر کرد و فرمود سوره­ لقمان دانی؟ گفتم بلی! گفت آخرش برخوان و از من غایب شد. بدانستم که پیغامبر اشارت به آخر این سوره از بهر آن کرد که علم استوی به‌ جز خدای تعالی کس نداند» (دیدوزمی: 5 الف). «اگر پرسند که معنی این آیه چیست که خدای فرمود که الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى از صفت‌های ذاتست نه از صفت‌های فعل که نشاید که خدای تعالی را حد نهند که وی را حد نیست و نه محتاجست به جایگاه. اگر گویند که استوی اندر لغت آن باشد راست باشند بر هر چیزی، چنان‌که گویند استوی فلان قاعد علی السریر، جواب بگو که اگر استوی باری تعالی بر عرش است، آنگه که عرش نبود، استوایش کجا بود زیرا که او بود و هیچ چیزی نبود و او باشد؛ هیچ چیز نباشد، دلیل است که او به عرش محتاج نباشد» (دیدوزمی: 4 الف).

مؤلف ضمن یادکردی از بزرگان سلف، سخن خود را در باب «ابتدای آفریدن آفریده­ها» ادامه می­دهد و از نور مصطفی، قصه عرش و کرسی،  فرشتگان، قلم و لوح، دوزخ و بهشت سخن می­راند و در ادامه، به بیان داستان انبیا می‌پردازد اما سرآغاز قصه­های کتاب کسائی پس از تحمیدیه­ای نسبتاً مفصل، «قصه آفرینش لوح و قلم و عرش و کرسی» است.

د- دیدوزمی به برخی از قصه­هایی که در اثر کسائی آمده­است، نظیر قصه شیث، موسی بن میشا، یوشع بن نون، یوشافاس، یسع، اشعیا، حزقیل و خروج مهدی (عج) اشاره­ای ندارد (ر.ک. کسائی، 1992). در عوض، قصه­های ذوالکفل، ذوالقرنین، اصحاب کهف، بخت النصر و دانیال، عُزیز، حضرت محمد (ص)، علی (ع) و حسن بن علی (ع) را در اثر او می­توان خواند.

و- وی برخلاف نظر کسائی که با استناد به قول راویان، نخستین آفریده خدا را لوح دانسته­است: «قالَ ابن عَبّاس اوَّلّ ما خَلَقَ اللّه اللوح المَحْفوظ» (کسائی، 1922: 6)، معتقد است که لوح پس از قلم آفریده ­شد. نور مصطفی (نور محمدی) نخستین آفریده­ است و خاطرنشان می­سازد: خدای تعالی هر چیزی را که آفرید، از نور مصطفی آفرید (دیدوزمی: 9 الف).

ز- دیدوزمی در میانه داستان‌ بخش‌های کوتاهی با عنوان­های «لطیفه» و «حکایت» می­آورد. چنین ساختاری در متن قصه­های کسائی دیده نمی­شود.

دیدوزمی در ابتدای کتاب قصص ­الانبیا، برخی موارد را به اجمال می آورد و تصریح می‌کند: «اندر حدیث اربعین گفته­ایم» (دیدوزمی: 5 ب). این سخن گویای آن است که وی کتاب دیگری به نام «حدیث اربعین» داشته است. درباره حدیث اربعین و اربعینات کتاب‌های بسیاری تألیف شده است اما از کتاب دیدوزمی نشانی به‌دست نیامد. 

پیشتر اشاره شد که تحریر نسخه خطی قصص الانبیای دیدوزمی در قرن دهم هجری صورت ­گرفته­است اما در نثر آن، آثار کهنگی را می­توان مشاهده­کرد. گرچه از زمان واقعی حیات مؤلف اطلاعی در دست نیست اما به نظر می‌رسد نگارش آن نباید قبل از قرن هفتم صورت گرفته باشد. شاهد این احتمال، ابیاتی است که ضمن داستان موسی با عنوان «ابیات فی معنی لن ترانی» آمده­است:

به هــر کــویی مـرا تا کی دوانی
به رود انــداختن ز اول رهـی را
وزان پس دیگـرم دادی غـــریبی
پس آنگاهی به تاریکی شب سرد
وزان پس چون غریبان گرد عالم
ایا مــوسی سخن گستاخ کردی
شبانی را کجا آن زهــــره باشد
وز آن پس هم به کـوه طور سینا
چو گشتم مست گفتم  رب ارنی

 

ز هر زهری مرا تا کی چشانی
پس آنگه بر در دشمـن نشانی
به مـــزدوری شعیبم را شبانی
ز دورم مــر مــرا آتش نمانی
از این شهرم بـدان شهرم دوانی
تــو آنی کــم شعیبم را شبانی
که تــو بی­واسطه او را بخوانی
شـراب الفت وصـــلم چشانی
جواب آید که مـوسی لن ترانی
                        (دیدوزمی: 166 الف)

 

برخی از این ابیات را در غزلی از شیخ فریدالدین عطار (627-537 ﻫ.ق.) می­توان یافت (ر.ک. عطار، 1368: 661، غزل 824). در صورت صحت انتساب این ابیات به عطار، نباید زمان تصنیف قصص الانبیای دیدوزمی را  قبل از قرن هفتم دانست در حالی‌که برخی از جمله­ سعید نفیسی، زمان تصنیف این کتاب را قرن پنجم دانسته­اند (ر.ک. نفیسی، 1344: 1/64).

نگارندگان با مراجعه به نسخ خطی کتابخانه­های معتبر در ایران، نسخه­ دیگری از این اثر را در میان مجموعه نسخ خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی یافتند. این اثر با عنوان قصص ­الانبیا (تکمله­ اللطایف و نزهه الظرایف احمد بن ‌محمد بن منصور ارفنجی) به شماره ۲۸۶۶IR به ثبت رسیده­است. تاریخ کتابت آن قرن دهم و به خط نستعلیق است. در یادداشت کلی این نسخه آمده است: «ترجمه و گزارشی از قصص الانبیای ابواسحاق بن ابراهیم بن خلف نیشابوری». 8 صفحه­ نخست و چند صفحه از پایان این نسخه افتاده­است اما متن آن دقیقاً شبیه نسخه­ خطی قصص الانبیای دیدوزمی متعلق به کتابخانه­­ بایزید استانبول است، تنها از نقاشی­های مینیاتور در آن استفاده نشده­است. پس از بررسی دقیق و مقایسه محتوای متن این دو نسخه، با متن نسخه­ عربی قصص الانبیای کسائی و نسخ خطی ترجمه­های فارسی آن و نیز قصص الانبیای نیشابوری، هیچ­گونه نشانه­ای مبنی بر این که کتاب دیدوزمی ترجمه­ای از اثر کسائی  و یا گزارشی از قصص الانبیای ابواسحاق بن ابراهیم بن خلف نیشابوری باشد، به دست نیامد. سپس متن آن با دیگر آثاری از این دست، به­ویژه یکی از کهن­ترین داستان‌های انبیا به فارسی به نام تاج ­القصص مقایسه گردید. تاج­القصص در حدود سال 475 هجری در حوزه فرهنگی خراسان بزرگ، به خامه­ ابونصر احمد بن محمد بخاری نگاشته شده است. وی مطالب این کتاب را از استادش، ابوالقاسم محمود جیهانی، در بلخ گرفته­است (ر.ک. بخاری، 1386). در این مقایسه، شباهت‌های بسیاری میان روایت­های این اثر و قصص الانبیای دیدوزمی مشاهده شد. همین امر ظن نگارندگان را متوجه آن ساخت که به احتمال قریب به یقین، اثر دیدوزمی می­تواند برداشتی از تاج­القصص و یا تحریر جدیدی از آن باشد. با این حال می­توان گفت عقیده­ فهرست نویسانی که قصص الانبیای دیدوزمی به نام نفایس ­العرایس را ترجمه­ فارسی قصص الانبیای کسائی دانسته­اند، خطا بوده­است.

 

تصویر 2: از تاج ­القصص، نسخه­ کتابخانه­ مجلس

 

تصویر 3: از قصص الانبیای دیدوزمی، نسخه­ کتابخانه مجلس

 

تصویر 4: از قصص الانبیای دیدوزمی، نسخه­ کتابخانه­ بایزید استانبول

نسخه خطی دیگری از این اثر در کتابخانه­ موزه­ توپقاپی سرای استانبول ترکیه نگهداری می­شود. تاریخ کتابت آن سال 983 ﻫ.ق. درج شده، به شماره 250. TSMK Bبه ثبت رسیده است. نام مؤلف آن محمد بن ­الحسن الدیدوزمی آمده‌است اما کاتب آن ذکر نشده­است. این اثر نیز با 21 مینیاتور زیبا و در 276 صفحه و اندازه­ 23×35 فراهم آمده است. کتاب با خط نستعلیق تحریر شده، محتویات آن نیز کاملاً شبیه به نسخه­ کتابخانه­ بایزید استانبول و نسخه­ موجود در کتابخانه­ مجلس شورای اسلامی ا‌ست.

 

تصویر 5: از نسخه کتابخانه­ موزه­ توپقاپی­سرای

 

نتیجه

فهرست­نو­یسان و کتابشناسان، قصص الانبیای محمد بن حسن دیدوزمی را ترجمه فارسی قصص الانبیای محمد بن عبدالله کسائی دانسته­ اند و آن را با نام نفایس­العرایس آورده­اند. در این پژوهش، ضمن مطابقت متن کتاب دیدوزمی و ترجمه­های فارسی قصص الانبیای کسائی و با استناد به قرائن و نشانه­های درون متنی و برشمردن تفاوت ها در آرا و نیز ساختار قصص و شخصیت­پردازی داستان‌ها، دلایلی ارائه شد که مشخص می­کند میان این دو اثر هیچ­گونه ارتباطی نیست و گزارش فهرست نویسان در این باره نادرست است. در مقایسه متن کتاب دیدوزمی با کتاب تاج ­القصص ابونصر بخاری مشاهده می­­شود که میان آن‌ها شباهت­های فراوانی است و می­توان گفت قصص الانبیای دیدوزمی بازنویسی و برداشت آزادی از متن کتاب تاج ­القصص است.

 

پی­نوشت‌ها

1- تورات یا کتاب‌های شریعت شامل پنج کتاب است: «پیدایش (که مبادی جهان شروع می­شود)، خروج (که با خروج حضرت موسی  از مصر آغاز می­شود)، لاویان (که حاوی قوانین سبط لاوی است)، اعداد و تثنیه. (برای آگاهی بیشتر ر.ک. عهد عتیق، 1393: 101 به بعد). 

2-  «لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی اْلأَلْبابِ» (یوسف، 111) و «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلى بَنی إِسْرائیلَ أَکْثَرَ الَّذی هُمْ فیهِ یَخْتَلِفُونَ» (نمل، 76).

3- واژه اسرائیلیات جمع اسرائیلیه است و اسرائیل، نامی برای یعقوب پیامبر بوده است. این اصطلاح به آن دسته از روایات و قصص و مفاهیم اشاره دارد که نه از قرآن و احادیث نبوی بلکه در تعالیم امم پیشین به ویژه بنی­اسرائیل ریشه دارند و حاصل جریانی است از داستان­سرایی، اسطوره پردازی و وجوهی دیگر از تعالیم غیر اصیل که به ویژه در سده­های نخست هجری توسط گروهی - بیشتر از یهودیان اسلام آورده- صورت گرفته‌است و به حاشیه آموزش‌های مسلمانان راه یافته است (حاج منصوری، 1367: 1/290).

4- از جمله در تاریخ طبری و کتاب های قصص انبیا نظیر قصص ­الانبیای نیشابوری، قصص الانبیای کسائی، قصص الانبیا ثعلبی (ثعلبی، 2006)، قصص ­الانبیای راوندی (راوندی، 1409) و قصص الانبیای پوشنجی (بوشنجی، 1384) و... نام آن‌ها آمده، اقوال آنان روایت شده­است.

5- یکی از این نسخه­ها به شماره R7843 متعلق به کتابخانه ملی پاریس است و میکروفیلم آن در فهرست میکروفیلم‌های کتابخانه­ مرکزی دانشگاه تهران ثبت و موجود است (ر.ک. دانش پژوه، 1348). نسخه دیگر در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی در قم به شماره 4459 نگهداری می­شود.

6- پادشاه عثمانی بین سال‌های 1861- 1839

7- درباره­ این شخصیت اطلاعی به دست نیامد.

8- حاجی خلیفه نیز معتقد است که دیدوزمی در تصنیف اثر خود از قصص­الانبیای نیشابوری پیروی کرده است (ر.ک. حاجی خلیفه، 2007: 2/1128).

1- قرآن کریم.

2- عهد عتیق. (1393). ترجمه پیروز سیار. تهران: هرمس.

3- ابن قتیبه، عبدالله‌ بن مسلم. (1969). المعارف. قاهره: دارالمعارف مصر.

4- ارفنجی، احمد بن ‌محمد بن منصور. نسخه­ خطی فارسی قصص ­الانبیا، تکمله­ اللطائف و نزهه الظرائف. کتابخانه مجلس شورای اسلامی. به شماره­ ۲۸۶۶IR.

5- استوری، چارلز آمبروز. (1362).ادبیات فارسی بر مبنای استوری. ترجمه یحیی ­آرین­پور و همکاران. تهران: مؤسسه­ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

6- بخاری، ابونصر احمد بن محمد. (1386). تاج القصص. تصحیح سید علی آل داود. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

7- بخاری، ابونصر احمد بن محمد. نسخه­ خطی فارسی تاج ­القصص. کتابخانه­ مجلس شورای اسلامی. به شمار­ه­ ثبت 87392.

8- بروکلمان، کارل. (1993). تاریخ الادب العربی. قاهره: دارالمعارف مصر.

9- بوشنجی، ابوالحسن ­بن ­الهیثم. (1384). قصص ­الانبیا. ترجمه­ م‍ح‍م‍د ب‍ن‌ اس‍ع‍د ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ال‍ح‍ن‍ف‍ی‌ ال‍ت‍س‍ت‍ری. تصحیح عباس محمدزاده. مشهد: انتشارات دانشگاه مشهد.

10- پورنامداریان، تقی. (1364). داستان پیامبران در کلیات شمس. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

11- ----------- . (1389). رمز و داستان های رمزی در ادب فارسی. تهران: علمی و فرهنگی.

12- ثعلبی، احمد بن محمد. (2006). قصص الانبیاء (المسمی عرائس المجالس). بیروت: دارالکتب العلمیه.

13- حاج منصوری، فرامرز. (1367). اسرائیلیات. دائره المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی (1/290). تهران: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.

14- حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله. (2007).کشف الظنون عن اسامی کتب و الفنون. بیروت: دارالفکر.

15- دانش پژوه، محمدتقی. (1348). فهرست میکروفیلم‌های کتابخانه­ مرکزی دانشگاه تهران. تهران: دانشگاه تهران.

16- درایتی، مصطفی. (1389). فهرستواره دستنوشته های ایران (دنا). تهران: کتابخانه و مرکز اسناد مجلس.

17- دیدوزمی، محمد بن حسن. نسخه­ خطی فارسی قصص ­الانبیا. کتابخانه­ بایزید استانبول. به شماره­ 5275B.

18- راوندی، قطب الدین. (1409). قصص الانبیاء از آدم تا خاتم (ص). مشهد: آستان قدس رضوی.

19- طبری، محمد بن ­جریر. (1375). تاریخ امم و الملوک. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: اساطیر.

20- طهرانی، شیخ آقا بزرگ. (1978). الذریعه الی تصانیف الشیعه. نجف: مکتبه صاحب الذریعه.

21- عطار، فریدالدین محمد. (1368). دیوان. تصحیح تقی ­تفضلی. تهران: علمی و فرهنگی.

22- کسائی، محمد بن ­عبدالله. (1922).قصص ­الانبیاء. تصحیح ایزاک ایزنبرگ. لیدن: بریل.

23- -------------- . (1998).بدء الخلق و قصص الأنبیاء. تصحیح طاهر بن سالمه. تونس: دارالنقوش العربیه.

24- کسائی. نسخه­ خطی ترجمه­ فارسی قصص ­الانبیا. کتابخانه­ آیت­الله­ العظمی­ مرعشی ­نجفی قم. به شماره­ 4459.

25- کسائی. نسخه­ خطی ترجمه­ فارسی قصص­الانبیا. کتابخانه­ ملی پاریس. به شماره­  R7843.

26- کسائی. نسخه­ خطی عربی قصص ­الانبیا. دانشگاه ملک سعود عربستان. 5961ف 1731/2.

27- کسائی. نسخه­ خطی عربی قصص الانبیا. دانشگاه میشیگان امریکا. به شماره­ a287IL.

28- محمد الحبشی، عبدالله. (۲۰۰۴). مصادر الفکر الاسلامی فی الیمن. ابوظبی: المجمع الثقافی.

29- مقدسی، مطهر بن طاهر. (1374). آفرینش و تاریخ. ترجمه و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه.

30- منزوی، احمد. (1382).فهرستواره کتاب‌های فارسی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.

31- نفیسی، سعید. (1344). تاریخ نظم و نثر در ایران. تهران: فروغی.

32- هاشم پور سبحانی، توفیق. (1372). فهرست نسخه های خطی فارسی کتابخانه های ترکیه. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

33- یعقوبی، احمد بن اسحاق. (1382). تاریخ یعقوبی. مترجم محمدابراهیم آیتی. تهران: علمی و فرهنگی.

34- Thackston,Wheeler M. (1997).Tales Of The Prophets Of Al'Kisa'I, USA,KAZI publication