ضرورت تصحیح دوبارة دیوان حکیم حاج ملّا هادی سبزواری

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

2 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

چکیده

حکیم حاج ملّا هادی سبزواری متخلّص به «اسرار»، فیلسوف بنام قرن 13 در سال 1212 هجری در سبزوار چشم به جهان گشود. او ازجمله حکیمانی است که در عصر خود مراتبی را در حکمت نظری و عملی کسب کرد. در شهود و عرفان به مرحله‌ای عالی دست یافت و در عالم عرفان و معرفت خوش درخشید. آثار فراوانی در فلسفه و حکمت تألیف و تصنیف کرده ‌است و نیز دیوان شعری از خود به جای گذاشت که دربردارندة نکته‌های ظریف و زیبای عرفانی، فلسفی، حکمت و وجد و شور و حال است. دیوان اشعار او تاکنون چند ‌بار به چاپ رسیده، اما هیچ‌یک با معیارهای علمی تصحیح انجام نشده است؛ درواقع در هیچ‌یک از این چاپ‌ها، روش کار مشخص نیست و بر خواننده و پژوهشگر مبهم است که مصحّحان براساس کدام نسخه یا نسخ، کار تصحیح را انجام داده‌اند؛ بعضی از این چاپ‌ها (همانند چاپ حسن امین) نیز کاملاً ذوقی است. نگارندگان در این مقاله که تصحیح را بر مبنای نسخة اساس انجام داده‌اند، برآن‌اند تا مطابق سه دست‌نویس ـ یکی از آنها نسخه‌ای نویافته است ـ چاپ‌های دیوان را بررسی کنند و نواقص و نارسایی‌های هرکدام را نشان دهند. نویسندگان می‌کوشند تا اثبات کنند آنچه تاکنون با نام تصحیح دیوان حاج‌ ملّا هادی سبزواری چاپ شده است، درخور اعتماد نیست؛ زیرا اشکالات فراوانی دارد که در متن به آن اشاره می‌شود؛ درنتیجه لزوم تصحیح دوبارة دیوان گریزناپذیر است. بدیهی است با تصحیح و چاپ دوبارة این اثر، متنی منقّح و نزدیک به متن منظور شاعر، در اختیار خوانندگان و پژوهشگران قرار خواهد گرفت.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Necessity Of Writing a Critical Review on Hakim Hajj Molla Hadi Sabzavari’s Divan

نویسندگان [English]

  • zahra bahramian 1
  • Abbas Mohammadian 2
  • ali tasnimi 2
  • hasan delbary 2
1 . PhD student of Persian language and literature, Hakim Sabzevari University
2 Associate Professor at Hakim Sabzevari University, Sabzevar
چکیده [English]

Hakim Hajj Mullah Hadi Sabzavari known as “Asrar” was born in the13th century AH (1312AH) in Sabzevar. He is one of the philosophers who honed his skills in theoretical and practical wisdom of his time. He could achieve a great degree of intuition and mysticism and flourish his talents in the world of mysticism and knowledge. He has written and classified many works in philosophy and wisdom, and has also left a collection of poems that contains elegant and beautiful mystical (gnostic), philosophical, wisdom, desire and passion. His genealogy has been published several times, however it has not been done based on scientific criteria of correcting texts. One instance is that none of these editions have a well-de fined methodology and it is not clear to reader or the researcher that besed on which editionor manauscript the task of editing is carried out and some of these editions (e.g the Hassan Amin edition) are completely basedon taste.The basis of three manuscripts, one of which is a new edition, deals with the publication of the Supreme Court's publications, indicating the shortcomings and disadvantages of what has been published so far as the correction of the Hajj Mullah Hadi Sabzevari's divan they are not reliable because of numerous abnormalities mentioned referred to in this thesis and the necessity of writing a critical review on his Divan (collection of poem) is inevitable. Obviously, if his work is corrected and republished both readers and researchers will be availed whit a meaningful text representing the closest intention of the poet.

Keywords:
Hajj Mullah Hadi Sabzavari, divan (collection of poems), Critical Review, manuscripts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hajj Mullah Hadi Sabzavari
  • divan (collection of poems)
  • Critical Review
  • manuscripts

مقدمه

فرهنگ غنی و میراث عظیم و پربار تمدن ایران‌زمین، آن‌چنان گسترده و ریشه‌دار و عمیق است که برای بررسی جنبه‌های وسیع و ژرف آن، سالیان سال تحقیق و کاوش لازم است. یکی از این جنبه‌ها و یا به بیان دیگر، یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌ها و گنجینه‌های ملّی، نُسخ خطّی و یا متون بازمانده از نیاکان و فرهیختگان این مرز و بوم است که به اعتراف بیشتر پژوهشگران غربی، ارزش این گنجینه‌های گران‌سنگ با هیچ گنج و ثروتی در دنیا برابری نمی‌کند؛ بنابراین شناخت و معرفی هریک از این سرمایه‌های ملّی در مرتبۀ نخست، مدیون نگاه‌های تیزبین و قلم عالمانة فهرست‌نگاران و مصحّحان و محقّقان است تا با معرفی دقیق و تحقیق و تصحیح آنها بتوانند جامعه را با این ثروت‌های باارزش آشنا کنند و عمق اندیشه‌ها و باورها و اراده‌های استوار دانشوران ایرانی را در زمینه‌های گوناگون علمی، ادبی، تاریخی و ... بر جامعة بشری عرضه دارند.

حکیم ملّا هادی سبزواری، فیلسوف بنام قرن 13 هجری (1212‑1289 ق) ازجمله حکمایی است که در عصر خود به مرتبة بلندی از حکمت الهی راه یافت و درجاتی را در حکمت نظری و عملی پیمود. او در شهود و عرفان به مرحله‌ای عالی دست یافت و یکی از ستارگان درخشان عالم ذوق و عرفان و معرفت شد. آثار بسیاری در فلسفه و حکمت به زبان‌های عربی و فارسی تألیف و تصنیف کرد و بعضی از آنها شهرتی عالمگیر یافت. ملّا هادی افزون‌بر این آثار، دیوان شعری از خود به جای گذاشت که در قالب غزل، رباعی، ترجیع‌بند و مثنوی است؛ البته ساقی‌نامه نیز دارد. غالب اشعارش را غزل تشکیل می‌دهد و در اشعارش «اسرار» تخلّص می‌کند. حکیم به شعر و شاعری علاقه‌ای بسیار داشت و این علاقه به اندازه‌ای بود که گفته‌اند: «همه‌روزه تقریباً صد بیت شعر، شاهد تقریر بحث‌های علمی او بود» (سبزواری، بی‌تا: 19).

بیشتر اشعارحاج ‌ملّا هادی، رنگ و بوی شعر حافظ را دارد؛ هرچند غزلیّاتش همسنگ آن نیست. حافظ شاعری حرفه‌ای و تمام‌عیار است؛ اما اسرار همانند بیشتر عارفان، فقط از روی سرگرمی و برای دل خود شعر می‌سروده ‌است. ازنظر ادبی شعرش متوسط اما دلپذیر و پرمعناست. او بسیاری از اصطلاحات عرفانی و ژرف را در قالب ترکیبات، تشبیهات و نکات بلاغی ارائه می‌دهد. افزون‌بر نکته‌های عرفانی و فلسفی، اشارات تاریخی، اسطوره‌ای، موضوعات دینی، موسیقی، نجوم و ... در دیوان او دیده می‌شود. سادگی و روانی کلام از دیگر ویژگی‌های شعر اوست. نبود پیچیدگی در معنا و بیان معانی ژرف و والای عرفانی، حاج ‌ملّا هادی را شاعری معناگرا معرفی می‌کند که در بند لفظ‌پردازی نبوده ‌است. او به زبان عربی تسلّط کامل داشت و بیشتر آثارش به زبان عربی است؛ اما در اشعار خود می‌کوشد از فارسی سره بهره برد.

ازنظر سبک‌شناسی، غزل‌های اسرار، در همان سبک مأنوس و کلاسیک عراقی سروده شده است. وزن غزل‌ها، معمولاً همان وزنی است که شفیعی‌کدکنی از آن به «اوزان جویباری» یاد می‌کند (رک: شفیعی کدکنی، 1379: 396)؛ البته اوزان خیزابی نیز ـ که ویژگی غزل‌های دیوان کبیر است ـ در دیوان اشعار حاج ‌ملّا هادی کم نیست. دیوان اشعارش 189 غزل، 1 ترجیع‌بند، 5 مثنوی کوتاه، ساقی‌نامه و 15 رباعی دارد.

بیان مسئله

تصحیح و تحقیق میراث گذشتگان افزون‌بر آنکه راه شناخت مؤلّفان و کاتبان و شرح زندگانی و احوال آنها را برای خوانندگان هموار می‌‌کند، خواننده را به دنیای افکار و اندیشه‌های نویسندگان راه می‌دهد و اتّفاقات و حوادث تاریخی و سیاسی مربوط به آن دوران را در اختیار خواننده می‌گذارد. تصحیح و احیای نسخ خطّی به شیوة علمی یک نیاز ضروری است. یکی از این نسخه‌های ارزشمند، دیوان اشعار حکیم حاج‌ ملّا هادی سبزواری است.

در پژوهش‌ها و تحقیقاتی که تاکنون انجام شده است، حکیم ملّا هادی فیلسوفی بنام با جایگاهی والاست و آثار فلسفی و منثور او بسیار کانون توجه پژوهشگران و نویسندگان بوده؛ اما پژوهش‌های کمتری دربارة ویژگی‌ها و لطایف شعر و شاعری او به انجام است. دیوانش چهار بار به چاپ رسیده است؛ ولی کاستی‌ها و لغزش‌هایی در این چاپ‌ها دیده می‌شود که ضرورت تصحیحی منقّح را دوچندان می‌کند.

نگارندگان بعد از ارزیابی، بررسی و مقابلة کامل دست‌کم پنج دست‌نویس و رسیدن به ارزش قطعی یک نسخه (نسخة گ) در اصالت و صحّت، آن را مبنای کار خود قرار دادند و از بین دیگر دست‌نویس‌ها، از دو نسخة کتابخانة مجلس و نسخة آستان قدس ـ که به‌طور کامل معرفی می‌شود ـ در جایگاه نسخه‌بدل بهره بردند. گفتنی است نسخة کتابخانة گوهرشاد، همان نسخة اساس (گ)، افزون‌بر صحّت و اصالت که از آن یاد شد، جزء کامل‌ترین دست‌نویس‌ها ازنظر تعداد اشعار است. این نسخه نخستین دست‌نویسی است که با فاصلة چند ماه بعد از فوت شاعر به کتابت درآمد. کاتب آن معلوم نیست؛ اما با توجه به قراینی در اثر مشخص می‌شود که دقت فراوانی در نوشتن داشته است. شواهد گویای آن است که اثرِ خود را از ابتدا تا انتها بازخوانی کرده و نسخه‌هایی را دیده که افزون‌بر دست‌نویسی است که کار کتابت را از روی آن انجام می‌داده است. در ذیلِ برخی از واژگان، از سه دست‌نویس دیگر با نام‌های اختصاری «خ ـ ل»، «ط» و «ح» نام برده است (رک: غزل 4، بیت دوم ذیل واژة غمت؛ غزل 49، بیت هشتم، ذیلِ جامی؛ غزل 87، بیت پنجم، ذیلِ که؛ غزل 123، بیت هفتم، ذیلِ خواند؛ غزل 146، بیت هشتم، ذیلِ گفته و ...).

بنابراین نگارندگان با در دست داشتن این سه دست‌نویس از دیوان شاعر ـ یکی از آنها نسخه‌ای نویافته‌ است ـ و مقابله و مقایسه و بررسی این نسخ با چاپ‌های موجود از دیوان حکیم سبزواری، به این نتیجه رسیدند که امکان ندارد این چاپ‌ها به‌طور کامل متنی مستند و درخور اعتماد از دیوان باشد و لازم است تصحیح جدیدی از این اثر ارائه شود. در این تصحیح بسیاری از نقایصِ چاپ‌های پیشین ازجمله اشکالات مربوط به ضبط واژگان و افتادگی در واژه، بیت و اشعار برطرف خواهد شد؛ سپس شرح و تفسیر فلسفی، عرفانی و ادبی اشعار براساس متون بنام در حوزة عرفان و تصوّف، به‌ویژه بر مبنای آثار حکیم سبزواری انجام می‌شود. فهرست‌های جامع و کاملی بر دیوان نوشته خواهد شد؛ مانند اسامی خاص، آیات، احادیث، واژگان و ترکیبات عرفانی، واژگان دشوار به همراه معنی آنها و کشف‌الابیات؛ درنتیجه خوانندگان می‌توانند به متنی منقّح و نزدیک به متن شاعر دست یابند.

گفتنی است نگارندگان برآن‌اند که در تصحیح دوبارة دیوان «از معتبرترین شیوة نقد و تصحیح متون» (مایل‌هروی، 1379: 435)، یعنی تصحیح بر مبنای نسخة اساس بهره برند. نسخة اساس اصل قرار می‌گیرد و از دو دست‌نویس دیگر برای نسخه‌بدل استفاده می‌شود. در صورت غلطِ آشکار واژه، مصراع یا بیت در نسخة اساس، به دیگر دست‌نویس‌ها رجوع خواهد شد و در صورت اطمینان از ضبط‌شان، شکل صحیح، داخل قلّاب، در متن اصلی وارد می‌شود و ضبط غلطِ نسخة اساس در پاورقی ذکر خواهد شد.

پیشینۀ پژوهش

دیوان اشعار حاج ‌ملّا هادی تاکنون چهار بار چاپ شده است؛ نخستین‌بار در سال 1338 هجری به کوشش سیّد محمدرضا دایی‌جواد؛ دومین‌بار در سال 1344 هجری به دست مرتضی مدرّسی چهاردهی ‌که البته بیشترین اشکالات و ایرادات را دارد؛ سپس احمد کرمی در سال 1370 هجری با مقدمه‌ای که علی فلسفی بر آن نوشت، دیوان اسرار را چاپ کرد؛ سیّد حسن امین آخرین کسی است که در سال 1380 هجری دیوان حاج ملّا هادی را به چاپ رسانید. این تصحیح کاملاً ذوقی است و معیارهای علمی تصحیح متون را ندارد.

به‌جز چاپ‌های صورت‌گرفته از دیوان، تا جایی که جست‌وجو به عمل آمد، هیچ مقاله و یا کتابی در حوزة تصحیح دیوان اسرار نوشته و تألیف نشده و این نخستین مقاله‌ای است که ضرورت تصحیح دوبارة دیوان حکیم حاج ‌ملّا هادی سبزواری را اثبات می‌کند.

 

بحث و بررسی

موضوع این مقاله بررسی اشکالات چهار چاپ موجود از دیوان حکیم حاج ‌ملّا هادی سبزواری است؛ چاپ‌هایی که خطاها و اشکالات خرد و کلان بسیاری دارد و آشکارا ضرورت تصحیح دوبارة این دیوان را آشکار می‌کند. در این پژوهش، نخست این چاپ‌ها معرفی و سپس به برخی از اشکالات آنها اشاره می‌شود. ازجمله ایراد‌های مشترک در همة آنها به نکات زیر می‌توان اشاره کرد:

الف) شیوة تصحیح در این چاپ‌ها نامشخص است؛ ب) در هیچ‌کدام، از نسخه یا نسخه‌بدل‌هایی که مصحّح براساس آن، کار تصحیح را انجام داده، نامی برده نشده است و بر خواننده و پژوهشگر مبهم است که ضبط اشعار بر چه اساس و کدامین معیار صورت گرفته است؛ ج) غلط‌های تایپی و ضبط نادرست واژه یا واژگان، خوانش شعر و درک آن را دشوار و نامفهوم کرده است؛ د) تعلیقات و فهرست‌ها جامع و کامل نیست و در سه چاپ، اصلاً تعلیقی وجود ندارد تا خواننده از آنها استفاده کند؛ ﻫ ) جاافتادگی در واژه و بیت یا ابیات و حتی اشعار نکتة دیگر است.

نسخه‌های خطّی استفاده‌شدة نگارندگان عبارت است از:

الف) نسخة کتابخانة مجلس، به شمارة ثبت «1/ 2677»

آغاز نسخه: الا یا ایّها الورقی ثری تثوی اعرجن عنها/ که اندر عالم قدسی تو را باشد نشیمن‌ها؛ انجام: چشمت اسرار اگر بود احول/ دو نماید تو را یکی مشعل؛ کاتب: عبدالوهّاب؛ تاریخ کتابت: 1265 هجری؛ کاغذ: فرنگی، تزیینات جلد: میشن قرمز؛ نوع خط: نستعلیق. این نسخه مجموعه‌ای است که بخشی از آن به دیوان حاج ملّا هادی سبزواری اختصاص دارد. نسخه رطوبت دیده و قسمتی از نوشته‌ها محو شده است. هر صفحه به‌طور متوسط 17 سطر متن و 32 نیم‌سطر حاشیه دارد.

ب) نسخة کتابخانة مسجد گوهرشاد، به شمارة ثبت «گ 1841»

آغاز نسخه: الا یا ایّها الورقی ثری تثوی اطلعن عنها/ که اندر عالم قدسی تو را باشد نشیمن‌ها؛ انجام: چشمت اسرار اگر بود احول/ دو نماید تو را یکی مشعل؛ کاتب: مشخص نیست؛ تاریخ کتابت: 1290 هجری؛ نوع کاغذ: فرنگی؛ رنگ کاغذ: نخودی آهارمهره؛ نوع جلد: تیماج عنابی؛ نوع خط: نستعلیق خوانا؛ تعداد صفحات: 69؛ تعداد سطور: 15. نسخه کامل است و از میان نسخه‌های خطّیِ مشاهده‌شده، این نسخه جزو بهترین و کامل‌ترین دست‌نویس‌های دیوان اسرار است.

ج) نسخة کتابخانة آستان قدس، به شمارة ثبت «م 53924»

آغاز نسخه: الا یا ایّها الورقی ثری تثوی اطلعن عنها/ که اندر عالم قدسی تو را باشد نشیمن‌ها؛ انجام: چشمت اسرار اگر بود احول/ دو نماید به تو یکی مشعل؛ کاتب: جعفر؛ تاریخ کتابت: 1297 هجری؛ نوع خط: نستعلیق خوانا و زیبا؛ تعداد سطرها: 12؛ نوع کاغذ: فرنگی؛ رنگ کاغذ: شکری؛ نوع جلد: میشن عنابی. وضعیت نسخه کامل است. کمتر از دو سال است آستان قدس آن را خریداری کرده و جزو نسخ تازه یافته‌شده از دیوان حاج‌ ملّا هادی است.

معرفی چاپ‌های موجود از دیوان حکیم سبزواری و بررسی آنها

هدف نگارندگان در این قسمت آن است که نخست چاپ‌های موجود از دیوان اسرار را به‌طور خلاصه معرفی کنند؛ سپس در حدّی که این پژوهش اجازه می‌دهد به اشکالات و ایراداتی بپردازند که بر این چاپ‌ها وارد است و مطابق با نسخه‌های خطّی که در اختیار دارند برخی از این اشکالات را مشخص و صورت صحیح آنها را بیان کنند.

 

دیوان اسرار با مقدمه و تصحیح سیّد محمدرضا دایی‌جواد

در شهریورماه 1338 شمسی در اصفهان، سیّد محمّدرضا دایی‌جواد نخستین تصحیح از دیوان حاج ‌ملّا هادی سبزواری را انجام داد. این تصحیح شامل مقدمة مصحّح، شرحی از زندگانی حکیم سبزواری (شرح حال او به قلم دیگران، داستان‌هایی از زندگی ایشان، تألیفات اسرار و شعر و شاعری او) و متن اشعار اوست. در پایان کتاب نیز غلط‌نامه‌ای تنظیم شده است. این چاپ 188 غزل، 1 ترجیع‌بند، 4 مثنوی، ساقی‌نامه و 15 رباعی را در بر می‌گیرد و مطابق با نسخه‌های خطّی در دست نگارندگان، یک غزل و یک مثنوی کمتر دارد.

مصحّح دربارة نسخه‌های خطّی‌ای که از آنها استفاده کرده، توضیحی نداده ‌است. کل دیوان مشمول 26 ارجاع در پاورقی است که از این بین تنها 18 مورد از نسخه یا نسخه‌هایی با نام «خ ل» و یک مورد با نام «ن ـ ل» یاد کرده است؛ البته هویّت این نسخه‌ها بر ما پوشیده و مبهم است و نمی‌دانیم برای مثال «خ ـ ل» نام دو نسخه یا تنها یک نسخه است؛ زیرا گاهی با علامت دو نقطه «خ: ل» آورده (رک: سبزواری، 1338: 225) و گاهی بدون هیچ علامت نگارشی (خ ل) آن را نوشته ‌است (همان، 24 و 25).

با توجه به سه دست‌نویسی که نگارندگان در اختیار دارند ـ به‌ویژه، نسخة خطّی کتابخانة مسجد گوهرشاد با نام اختصاری «گ» که مبنای تصحیحات انجام‌شدۀ همین دست‌نویس است‌ ـ اختلافات بسیاری در ضبط واژگان در این چاپ دیده می‌شود که به برخی از آنها اشاره می‌شود. 1

- گوشة ابرویی از گوشة برقع بنمود

 

آسمان را همی که چرخ‌زنان شد در رو
                                          (همان: 94)

 

مصرع دوم اشکال وزنی آشکاری دارد و صورت صحیح بیت چنین است:

گوشة ابرویی از گوشة برقع بنمود

 

آسمان را که همی چرخ‌زنان شد در رو
                                (همان، 1290: 100)

 

در چاپ مدرّسی، کرمی و امین ضبط بیت مطابق با نسخة اساس است.

- جلوه‌گر چون بخرامی تو بوَد ذکر ملک

 

بهر پاس تو ز هر چشم، یدالله معک
                                                  (79)

 

 

با توجه به قراینی که در بیت به کار رفته، ضبط «چشم ِ بد» مطابق با نسخة «گ» ارجح است؛ به‌ویژه آنکه در مصرع دوم «پاس تو» به معنی «نگاهداری از تو»، آن را تقویت می‌کند. حافظ نیز در چند بخش از دیوان خود ترکیب «چشم ِ بد» را آورده است:

چشمِ بد دور ز خال تو که در عرصة حسن

 

بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
                              (حافظ، 1378: 1692)

 

در سه چاپ دیگر، مصحّحان به بیراهه رفته‌اند و همان ضبط اشتباه چاپ دایی‌جواد را تکرار کرده‌اند.

- از دل خود دیدنش اسرار! جوی

 

خَیرُ زیاداتِکَ فَقْدُ المَزور
                                                  (69)

 

مصحح در پاورقی چنین اشاره کرده است: «این واژه در اصل، زیاذاتک تصحیح قیاسی است» (همان). درواقع او هم در پاورقی و هم در خود متن به بیراهه رفته ‌است. شکل صحیح بیت چنین است:

از دل خود دیدنش اسرار! جوی

 

خَیرُ زیاراتِکَ فَقْدُ المَزور
                                                  (65)

 

معنی مصراع دوم: بهترین زیارت هنگامی است که کسی که به دیدار او رفته‌ای، نباشد.

به‌جز چاپ دایی جواد و مدرّسی، ضبط بیت در دو چاپ دیگر مطابق با نسخة اساس (گ) است. در چاپ مدرّسی آمده است:

از دل خود دیدنش اسرار! جوی

 

خَیرُ ز یاذاتِکَ فَقْدُ المَزور
                              (سبزواری، بی‌تا: 65)

- الا یا ساقیاً خمراً طهورا

 

به یاد دوست بخشا دوستکامی
                                                 (106)

 

         

نسخة گ:

الا یا ساقیاً خمراً طهورا

 

به یاد دوست بخشا دوستگانی
                                                 (115)

 

دوستگانی: شرابی که به یاد دوستان می‌نوشند. قرینة ساقیاً و خمراً نیز این ضبط را تقویت می‌کند؛ ضمن آنکه کلمات قافیه در این غزل، امانی، خوکبانی، مبانی و ... است که ضبط دوستکامی را رد می‌کند.

 چاپ مدرّسی، کرمی و امین مطابق با نسخة اساس است.

- بر قامت تو شد راست دنیای کن فکانی

 

بر تارک تو زیباست، اکلیل مَنْ رَآنی
                                                (107)

 

در نسخة گ، به‌جای دنیا، «دیبا» آمده است؛ به‌ویژه که به قرینة «قامت»، واژة «دیبا» صحیح‌تر می‌نماید و تناسب زیبایی هم می‌سازد:

بر قامت تو شد راست دیبای کن فکانی

 

بر تارک تو زیباست، اکلیل مَنْ رَآنی
                                                (111)

 

به‌جز چاپ امین، در سه چاپ دیگر واژة «دنیا» به‌جای «دیبا» آمده است.

- الا حیّوا عَنادِلْ ادنای الوَرد

 

اعینونی علی بثّ الشکایا
                                                  (16)

 

نه‌تنها در این‌جا، در همة نسخة چاپی دیوان اسرار، در مصراع نخست به‌اشتباه واژة «ادنای» ضبط شده است؛ حال آنکه صورت صحیح واژه «إِذْ نأی» است:

الا حیّوا عَنادِلْ إِذْ نأی الوَرد

 

أعینونی علی بثّ الشکایا
                                                  (12)

 

معنای بیت چنین است: حال که این گل از من «دور شده است»، بشتابید و مرا در آشکار‌کردن شکوه‌ها یاری دهید.

- صرف و نحوِ کتب عمر شد و مفتاحی

 

که گشاید دل از او در همه ابواب کجاست؟
                                                  (39)

 

صورت تصحیح‌شدة بیت چنین است:

صرف هر نحوْ کتب، عمر شد و مفتاحی

 

که گشاید دل از در همه ابواب کجاست؟
                                                  (29)

 

در این بیت 4 ایهام تناسب زیبا به کار رفته است: 1) واژة «صرف»، هم به معنای سپری‌شدن (عمر) و هم به معنای بخشی از دستور زبان عربی است که با «نحو» و «ابواب» تناسب دارد؛ 2) «نحو» به معنای «نوع» و هم بخشی از دستور زبان عربی است که با واژه‌های «صرف» و «ابواب» ایهام تناسب دارد؛ 3) واژة «مفتاح» در معنای «کلید» با «ابواب» تناسب دارد و هم‌چنین یادآور کتاب مفتاح العلوم سکّاکی است که با «کتب» ارتباط و تناسب ایجاد کرده است؛ 4) واژة «ابواب» در معنای «درها» با واژة «مفتاح» تناسب دارد و هم یادآور «باب‌های زبان عربی» است که با واژه‌های «صرف و نحو» نیز در ارتباط است.

در دیگر چاپ‌ها نیز ضبط بیت به‌اشتباه چنین آمده است:

مدرّسی:

صرف و هم نحو کتب عمر شد و مفتاحی

 

که گشاید دل از او در همه ابواب کجاست؟
                               (سبزواری، بی‌تا: 31)

 

کرمی:

صرف و نحو کتب عمر شد و مفتاحی

 

که گشاید دل از او در همه ابواب کجاست؟
                                  (همان، 1370: 81)

 

امین:

صرف و نحو کتبم عمر شد و مفتاحی

 

که گشاید دل از او در همه ابواب کجاست؟
                                (همان، 1380: 245)

- مَلک حسن به دل بست بر اورنگ جلال

 

بنگر اهرمنان ما و منی ساخته‌اند
                                                  (58)

 

         

نسخة گ:

مَلِک حسن به دل شسته بر اورنگ جلال

 

بنگر برْهمنان با وثنی ساخته‌اند
                                                  (62)

 

در نسخة دایی‌جواد، فعل «بست» معنای بیت را مبهم می‌کند. مطابق با نسخة اساس (گ)،‌ ضبط صحیح این واژه، «شسته» به کسر شین از فعل شِستن به معنی نشستن است. «هنوز در بخش‌هایی از قلمرو شرقی زبان فارسی در کشورهای افغانستان و ماوراءالنهر و تاحدّی هم خراسان ایران، فعل شِستن به کار می‌رود» (شفیعی‌کدکنی، 1387: 205). مولانا نیز در غزلی چنین می‌گوید:

هم ناظرِ روی تو، هم مست سبویِ تو

 

هم شِسته به نظّاره، بر طارم تو جانا
                                               (همان‌)

 

شِسته با «اورنگ» به معنی تخت پادشاهی نیز تناسب دارد. «ما و منی» در ضبط دایی‌جواد، قافیة بیت است؛ در‌حالی‌که همین قافیه در دو بیت قبل تکرار شده است و ازنظر ادبی، جناس هم نیست که بتوان آن را برای قافیه‌شدن دوباره پذیرفت. در دو بیت پیشین شاعر چنین آورده است:

وه چه عقدالنظری نی‌نی سرّ السِر است

 

جز یکی نیست چسان ما و منی ساخته‌اند
                                               (همان‌)

 

بیت منظور در چاپ‌های مدرّسی و کرمی، همان ضبط چاپ دایی‌جواد است؛ اما در چاپ امین چنین آمده است:

ملک حسن چو بنشست بر اورنگ جلال

 

بنگر برهمنان زو وثنی ساخته‌اند
                         (سبزواری، 1380: 294)

- جهان معنوی دل را امیر است

 

ز فرّ عشق باشد افسرِ دل
                                                  (80)

 

         

در چاپ دایی‌جواد، «جهان معنوی» امیر و پادشاهِ بر «دل» است؛ حال آنکه با توجه به مصرع دوم، «دل» پادشاه است؛ زیرا «از فرّ عشق» «افسری» بر سر دارد. در مطلع همین غزل می‌خوانیم:

فلک دوران زند بر محور دل

 

وجود هر دو عالم مظهر دل

این تناقض در نسخة «گ» اینگونه زدوده می‌شود:

جهان معنوی را دل امیر است

 

ز فرّ عشق باشد افسرِ دل
                                                  (83)

 

ضبط بیت در سه چاپ دیگر مانند چاپ دایی‌جواد است.

اختلافات دیگری در ضبط واژگان دیده می‌شود که مجالی برای پرداختن به همة آنها نیست؛ به همین اندازه بسنده می‌شود و به نسخة دوم می‌پردازیم.

 

دیوان حاج ملّا هادی سبزواری به تصحیح مرتضی مدرّسی چهاردهی

این چاپ از دیوان اسرار با عنوان «حاج ملّا هادی سبزواری و فلسفة او» آغاز می‌شود و مصحّح در 43 صفحه، حکیم سبزواری، زندگی او، داستان‌ها و آثارش را معرفی می‌کند. سپس به متن دیوان وارد می‌شود. دیوان شامل 189 غزل، 1 ترجیع‌بند، 15 رباعی، ساقی‌نامه و 5 مثنوی است. در پایان، جواب منظوم حاج ‌ملّا هادی در پاسخ به سؤال آقا میرزا بابایی گرگانی آورده شده است که در اصل، جزو اشعار دیوان به شمار نمی‌رود.

در این چاپ نیز همانند چاپ‌های پیشین، اسمی از نسخه‌های خطّی که مصحّح از آنها استفاده کرده، آورده نشده ‌است و ارجاعی هم دیده نمی‌شود. معلوم نیست که مدرّسی کار تصحیح را براساس کدام نسخه یا نسخه‌ها انجام داده است؛ کتاب هیچ‌گونه تعلیقی ندارد. در این چاپ نیز اشکالات فراوانی ـ حتّی نسبت‌به دیگر چاپ‌ها ـ دیده می‌شود که می‌توان آنها را اینگونه طبقه‌بندی کرد: الف) دسته‌ای از این ایرادات به نوع ضبط واژگان برمی‌گردد؛ ب) دسته‌ای دیگر از نوع اشکالات تایپی و اغلاط املایی است؛ نوع تایپ و چینش کلمات در بسیاری از موارد به‌گونه‌ای است که کار خوانش را بر مخاطب دشوار می‌کند. واژه‌ها گاهی چنان به‌هم‌چسبیده و در کنار هم آمده است که معنی دیگری را القا می‌کند؛ ج) افتادگی واژه و بیت نیز از دیگر مواردی است که می‌توان به آن اشاره کرد. 2

الف) اشکالات چاپ مدرّسی در حوزة ضبط واژگان

- قَدِ اسْتَوْکَرْتَ فى مَهْوَى العواسِق عَنْ وری صَفْحا

 

 

خوشا وقتى که بودت با هم‌آوازان پریدن‌ها
                                              (سبزواری، بی‌تا: 3)

 

     

این بیت، هم در این نسخه و هم در همة چاپ‌های دیگر دیوان، به همین شکل ضبط شده است و البته مصراع اول کاملاً اشتباه است. شکل صحیح آن چنین است:

قَدِ اسْتَوْکَرْتَ فى مَهْوَى الغَواسِق عَنْ ذُری صَفْحا

 

 

خوشا وقتى که بودت با هم‌آوازان پریدن‌ها
                                                 (همان، 1290: 2)

 

     

معنای مصرع نخست: تو چشم خود را بر بلندی‌ها بستی و در پرتگاه تاریکی‌ها لانه گزیدی. واژة «ذُری»، جمع «ذِروه و ذُروه» به معنای بلندی‌هاست (رحیمی اردستانی، 1377، ج 1: 325).

- با دوستى پنج تن به از کاخ سپنج

 

اسرار رو این پنج به از هشت بهشت
                                                  (42)

 

واژة «به» در این نسخه اشکال وزنی ایجاد کرده‌ است. در نسخة «گ» می‌خوانیم:

با دوستى پنج تن از کاخ سپنج

 

اسرار رو این پنج به از هشت بهشت
                                                  (43)

 

ضبط بیت در سه چاپ دیگر مطابق با نسخة اساس است.

- چو حسنش جلوه‌اى کرد از لباس حسن معشوقان

 

 

فتادى یک طرف پروانه و یک‌سو هزارى شد
                                                                (54)

 

     

صورت درست ضبط بیت مطابق با نسخة اساس چنین است:

چو عکسش جلوه‌ای کرد از لباس حُسن درویشان

 

 

فتادی یک طرف پروانه و یک‌سو هزاری شد
                                                              (54)

 

     

در این بیت، مطابق با نسخة اساس (گ)، ضبط واژة «درویشان» بر «معشوقان» ترجیح دارد. این واژه در لغت به معنای «خواهنده از درها، گدا و سائل آمده» (دهخدا، 1377: ذیلِ درویش) است؛ اما «معنای دیگر درویش، فقیرِ صوفی است. از آنجا که صوفیه اهل فقر به معنای مادّی آن نیز بوده‌اند ... صوفی و عارف و درویش کما بیش مترادف‌اند» (خرمشاهی، 1378: 165)؛ با این تفاوت که بعضی از بزرگان مانند حافظ و به تبع او حکیم حاج ‌ملّا هادی ـ که در شیوة سرودن اشعار پیرو حافظ است ـ به صوفی نظر خوشی ندارند؛ اما درویش، بار معنایی مثبتی در دیوان آنها دارد. مثلاً حافظ می‌گوید:

در این بازار اگر سودیست با درویشِ خرسند است

 

 

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
                                           (حافظ،
1376: 217)

 

     

یا حکیم ملّا هادی غزلی با ردیف «درویشان» دارد که مطلع آن چنین است:

جام ِجم مظهر اعظم دل درویشان است

 

نخبة جملة عالم دل درویشان است
                             (سبزواری، 1290: 42)

 

لباس برای درویش اهمیّت خاصی داشته که پس از اثبات قابلیّت و اهلیّت بر او پوشانده می‌شده‌ است (رک: رجایی، 1364: 122). شاید معشوق زیبا باشد؛ اما دلیلی وجود ندارد که حتماً لباس او هم زیبا باشد؛ ولی برای درویش، لباس مهم است و به‌گونه‌ای نماد فقر به شمار می‌رود. در ضمن، کاربرد دو بار واژة «حُسن» در چاپ مدرّسی، بیت را دچار حشو کرده است.

ضبط بیت در چاپ کرمی و دایی‌جواد مطابق با چاپ مدرّسی است. در چاپ امین می‌خوانیم:

- چو حسنش جلوه‌اى کرد از لبان حسن معشوقان

 

 

فتادى یک طرف پروانه و یک‌سو هزارى شد
                                        (سبزواری، 1380: 293)

 

     

به‌جای «لباس»، «لبان» آمده و کاملاً اشتباه است. در هیچ دست‌نوشته‌ای این واژه (لبان) ضبط نشده است.

- گام به ره چون زنى که در پى کامی

 

پاى تو چوبین و راه چیچله باشد
                                                  (63)

 

مطابق نسخة گ، بیت اینگونه تصحیح می‌شود:

گام به ره چون زنى که در پى کام است؟

 

پاى تو چوبین و راه چبچله باشد
                                                  (63)

 

واژة چبچله در اینجا به معنی لغزنده است (دهخدا، 1377: ذیل ِچبچله) و ترکیب «پای چوبین» ازنظر معنایی تناسب بیشتری با «چبچله» دارد تا واژة «چیچله» که به معنای «پشتة نرم، بیماری و مرض» آمده است (همان: ذیل چیچله).

ضبط بیت در چاپ‌های دایی‌جواد و کرمی، همان ضبط مدرّسی است؛ اما در چاپ امین بیت چنین است:

گام به ره چون زنى که در پى کامی؟

 

پاى تو چوبین و راه چه‌چله باشد
                           (سبزواری، 1380: 291)

- فرأدى ظاعِنٌ وَ القلب قاطِن

 

جبینی سائرٌ و الْقَلْبُ مَأسُور
                                                  (67)

 

         

نسخة گ:

فُوادى ظاعِنٌ وَ الْجِسْمُ قاطِن

 

حبیبى سائرٌ و الْقَلْبُ مَأسُور
                                                  (66)

 

معنای بیت چنین است: قلب من به دنبال معشوق رفته و جسم من در اینجا مانده‌ است. او (حبیبی) رفته و قلب من در بند و اسیر است.

در دیگر چاپ‌ها ضبط بیت چنین است:

دایی‌جواد:

فُوادى طاعِنٌ وَ الْجِسْمُ قاطِن

 

جبینى سائرٌ و الْقَلْبُ مَأسُور
                             (سبزواری، 1338: 68)

 

کرمی:

فُوادى ظاعِنٌ وَ الْقلب قاطِن

 

جبینى سائرٌ و الْقَلْبُ مَأسُور
                                (همان، 1370: 115)

 

امین:

فُوادى ظاعِنٌ الْجِسْمُ قاطِن

 

جبینى سائرٌ و الْقَلْبُ مَأسُور
                               (همان، 1380: 312)

- گل می‌دهد ز شاخ و وزد باد نوبهار

 

ساقى تفقّدى کن و جامى ز مى بیار
                                                  (67)

 

         

نسخة گ: می‌دمد (67).

با توجه به حرف اضافة «ز، مخفف از»، «گل می‌دمد» ضبط صحیح است؛ به معنی رُستن و سبزشدن و روییدن.

ضبط بیت در بقیّة چاپ‌ها مطابق با نسخة اساس است.

- آنموذجى که هفت کست در وى اندر است

 

 

خود آن کسى که حرف خودى را نمود حک
                                                              (82)

 

     

در نسخة گ چنین آمده است:

آنموذجى که هفت کُتب در وى اندر است

 

 

خوانْد آن کسى که حرف خودى را نمود حک
                                                              (80)

 

     

این ضبط در چاپ ِمدرّسی و به تبع آن در دیگر چاپ‌های دیوان اسرار به همین صورت، معنای بیت را آشفته کرده ‌است. فعل «خواند» با «کُتب» تناسب بیشتری دارد. آنموذج استعاره از انسان است که به اعتبار ِروح و مراتب روحانی‌اش عالم کبیر است و هفت کُتب (هفت آسمان و مجازاً کل هستی) در وجود او تعبیه شده است و زمانی می‌تواند این هفت کُتب را بخواند و بفهمد که خود را شناخته باشد.

- خال بر صفحة رخسار تو مانند سماک

 

دل اسرار تپد زآن چو شب است و تو سمک
                                                  (83)

 

مطابق با نسخة گ:

خال بر صفحة رخسار تو مانند سماک

 

دل اسرار تپد زآن چو به شست تو سمک
                                                 (83)

 

به‌‌ویژه آنکه واژة «شست» به معنی «قلّاب ماهیگیری» با «سمک» به معنای «ماهی»، تناسب بیشتری دارد.

ضبط بیت در چاپ کرمی و امین مطابق با نسخة اساس است؛ اما در چاپ دایی‌جواد چنین آمده است:

خال بر صفحة رخسار تو مانند سماک

 

دل اسرار تپد زآن چو شباک و چو سمک
                            (سبزواری، 1338: 80)

- هست در دیده سل به دیده سَبَلْ

 

زین طعامى که کرده خصم دغل
                                                  (86)

 

       

در نسخة «گ»، «سینه» ضبط شده است (85). درواقع بیماری سِل، در سینه (ریه) عارض می‌شود نه در دیده.

به‌جز چاپ دایی‌جواد که مانند چاپ مدرّسی «دیده» آمده (رک: سبزواری، 1338: 82)، چاپ کرمی و امین مطابق با نسخة اساس است.

اختلافات دیگری هم وجود دارد که به‌سبب اطناب، به همین مختصر بسنده می‌شود.

ب) اشکالات تایپی و غلط‌های املایی

اشکالات تایپی به‌سبب سهو ویراستار کتاب است؛ اما به‌سبب آنکه در این چاپ نسبت‌به سه چاپ دیگر بسامد بسیاری دارد، از آوردن چند نمونه ناگزیریم.

- اسرار دل اشراو سر از سدره برآورد

 

بارى درویدیم هر آن تخم که کشتیم
                                                  (96)

 

گ: اسرار (93). ناگفته نماند در نسخة «گ»، به‌جای «برآورد»، «درآورد» ضبط شده ‌است.

- محرم نبود مردم چشمم بزور وصل

 

شد دیده دجله‌ها که رود غیر بر کنار
                                                  (68)

 

گ: به روز (67).

- همین نى چشم بد از یار کند عقدالنّظر اسرار

 

 

که از سرّ دهان او رقیبان رازبان بندد
                                                        (63)

 

     

گ: ... که از سرّ دهان او رقیبان را زبان بندد (62).

- یک بوسة زوجه زکواتم نمى‌دهى

 

گویا که فرض نیست به شرع شما زکوات
                                                  (29)

 

گ:

- یک بوسه‌اى ز وجه زکاتم نمى‌دهى

 

گویا که فرض نیست به شرع شما زکات
                                                 (23)

- بی‌جاست مداواى طبیبان، بچشانم

 

یک شربت از آن لعل شکر بارود گر هیچ
                                                 (44)

 

       

گ: ... یک شربت از آن لعل شکربار و دگر هیچ (45).

- جام جم اسرار غیب مى‌شودش منکشف

 

جام و لاهر که از ساقى کوثر گرفت
                                                (37)

 

گ: ... جامِ ولا هرکه از ساقى کوثر گرفت (39).

- می‌ستیزد فارس ردگون به ما، اى همدمان

 

از خدنگ آه دل‌ها، تیربارانش کنید
                                                  (56)

 

گ: مى‌ستیزد فارِس گردون به ما، اى همدمان! ... (56)

- تا باز چو شور چشمت انگیخت

 

کز شهر غریو فنه برخاست
                                                  (36)

 

گ:

تا باز چه شور چشمت انگیخت

 

کز شهر غریو فتنه برخاست
                                                  (38)

 

افزون‌بر اشکال تایپی در مصرع دوم، در مصراع نخست، اختلاف ضبط «چو» و «چه» درخور توجه است.

- سر در گریبان کرده‌ام با خویش باشد سرّ من

 

 

تار از دل افشا کنم کو محرم اسرار کس
                                                         (71)

 

     

گ: ... تا راز دل افشا کنم کو محرم اسرار من (69).

ج) افتادگی بیت و واژه

در غزلی با مطلع:

برافتى اى فراق! از روزگاران

 

که یاران را جدا کردى ز یاران
                            (سبزواری، 1290: 94)

 

بعد از بیت پنجم، مطابق با نسخة «گ»، بیتی در این چاپ جا افتاده که چنین است:

من ار قلبم، قبولم کن که چندى

 

شدم هم‌صحبت کاملْ عیاران
                                           (همان: 94)

 

با توجه به محور عمودیِ غزل، بیت بالا کامل‌کنندة معنای ابیات پیش از خود است. عارفان خودشان را ناقص می‌بینند و می‌خواهند خداوند گوشة چشمی به آنها اندازد و کاملشان کند.

مطلع غزل چنین است:

برافتی ای فراق از روزگاران

 

که یاران را جدا کردی ز یاران
                                                 (94)

 

تناسب معنایی در محور عمودی و کل غزل نشان می‌دهد که بیت الحاقی نیست و از حکیم سبزواری است؛ ضمن آنکه دست‌نویس‌های دیگر نیز، به‌جز آنهایی که معرفی کردیم، اصالت بیت را تأیید می‌کند.

در غزلی دیگر با مطلع:

ما ز میخانة عشقیم گدایانى چند

 

باده‌نوشان و خروشان و خموشانی چند
                             (سبزواری، 1290: 59)

 

دو بیت آخر در نسخة مدرّسی با افتادگیِ دو مصرع، به یک بیت تبدیل شده است. در نسخة «گ» این دو بیت چنین است:

اى که مغرور به جاهِ دو سه روزى بر ما

 

کشش سلسلة دهر بود آنی چند

هر در اسرار که بر روى دلت دربندند

 

رو گشایش طلب از همّت مردانى چند
                                                  (60)

 

در نسخة مدرّسی می‌خوانیم:

اى که مغرور به جاهِ دو سه روزى بر ما

 

رو گشایش طلب از همّت مردانى چند
                                                  (61)

 

در چاپ مدرّسی چنین آمده است:

- کشف اسرار چو آیین زآن روی است

 

که نقاب رخ اسرار تنی ساخته‌اند
                                                  (63)

 

که مطابق با دست‌نویس 1290 (گ)، واژة «نبود»، جا افتاده است:

- کشف اسرار چو آیین نبوَد زآن روی است

 

 

که نقاب رخ اسرار تنی ساخته‌اند
                                                         (62)

 

     

چندین نمونة دیگر از این دست جاافتادگی‌ها در چاپ نامبرده وجود دارد که آوردن تک‌تک آنها در حوصلة این پژوهش نمی‌گنجد.

 

دیوان حاج ملّاهادی سبزواری به تصحیح احمد کرمی

این تصحیح با مقدمة 41 صفحه‌ای از زندگی اسرار به قلم علی فلسفی آغاز می‌شود و در ادامه، متن دیوان آورده شده‌ است. این متن شامل 187 غزل، 4 مثنوی، 14 رباعی، ساقی‌نامه و یک ترجیع‌بند است. مطابق با نسخة «گ»، 2 غزل، 1 مثنوی و 1 رباعی افتادگی دارد. در پایان، جواب منظوم حاج‌ ملّا هادی در پاسخ به سؤال آقامیرزا بابایی گرگانی در باب حدیث «موتوا قَبلَ أن تموتوا» آورده شده است؛ همچنین شعری از احمد سهیلی خوانساری وجود دارد که برای «عینک» حاج‌ملّا هادی سروده است و در اصل، جزو اشعار دیوان به شمار نمی‌رود.

شرح زندگانی اسرار، به قلم اسراری سبزواری در 85 صفحه، آخرین بخش کتاب را تشکیل می‌دهد. به‌جز فهرست مطالب، کتاب هیچ نوع تعلیقی ندارد. در چاپ کرمی، هیچ‌جا از نسخه‌هایی که بر مبنای آن کار تصحیح انجام گرفته، نامی برده نشده است؛ جای نسخه‌بدل‌ها در پاورقی‌ها خالی است. اختلاف در ضبط، از اشکالات اصلی این چاپ است. 3

 

اختلاف در ضبط واژگان

- از کف من برده دل آن بت پیمانْ‌گسل

 

رشک بتان چو گل غیرت ترک خطا
                             (سبزواری، 1370: 50)

 

طبق نسخة «گ» می‌خوانیم:

از کف من برده دل آن بت پیمانْ‌گسل

 

رشک بتان چگل غیرت ترک ختا
                                   (همان، 1290: 8)

 

 

واژة «چگل» ضبط ملموس و آشناتری است تا «چو گل»؛ چگل «... نام قبیله‌ای از ترکان خلّخ، که در ترکستان می‌زیسته‌اند و شهری به نام چگل در نزدیک طراز داشته‌اند ... چون از آنجا بردگان خوبروی به ایران و بلاد اسلامی می‌آورده‌اند، این ناحیه به حسن‌خیزی مشهور شده است و در اشعار گویندگان فارسی‌زبان، خوبرویان چگلی مظهر زیبایی به حساب می‌رفته‌اند» (مصاحب، 1380: ذیلِ چگل).

ضبط بیت در چاپ دایی‌جواد و امین با نسخة اساس مطابقت دارد؛ اما در چاپ مدرسّی بیت همانند چاپ کرمی است.

- بسی اسرار که در خرقة اسرار بوَد

 

الله الله منگر خرقة پشمینة ما
                                                 (61)

 

نسخة «گ»:

بسی اسرار که در سینة اسرار بوَد

 

الله الله منگر خرقة پشمینة ما
                                                  (18)

 

«سینه» صحیح است. معمولاً سینة انسان جای نگهداری اسرار و رموز است نه خرقه. در چاپ کرمی، آمدن دو خرقه باعث تکرار و حشو در بیت شده است. حکیم ملّا هادی در غزلی دیگر چنین آورده است:

دلم اسرارِ جام جم نهان داشت

 

از آنم از ازل اسرار نام است
                             (سبزواری، 1290: 37)

 

که دل (سینه در بیت منظور) را جایگاه «اسرار»ِ عرفانی می‌داند.

همان اشتباه چاپ کرمی در ضبط بیت منظور، در سه چاپ دیگر نیز تکرار شده است.

- چنگ گوید به چنگ دستان زن

 

إنّ للعاشقینَ و حُسن مآب
                                             (ص 61)

 

نسخة گ:

چنگ گوید به عشق دستان زن

 

إنّ للعاشقینَ حُسن مآب
                                             (ص 18)

 

در ضبط کرمی، چنگ با چنگ دوم، جناس تام ساخته است؛ اما لفظ «عشق» با عاشقین نیز جناس اشتقاق دارد. همچنین آمدن «واو» اشکال وزنی ایجاد کرده ‌است. وزن صحیح شعر فاعلاتن مفاعلن فعلن است که با قرارگرفتن «واو» در مصرع دوم، وزن مختل می‌شود.

گفتنی است، افزون‌بر نسخة «گ» پنج دست‌نویس دیگر از دیوان اسرار ضبط نسخة اساس را تأیید می‌کند.

در چاپ دایی‌جواد، مدرّسی و امین ضبط بیت همانند چاپ کرمی است؛ اما اشکال وزنی ندارد:

- چنگ گوید به چنگ دستان زن

 

إنّ للعاشقینَ حُسن مآب

- مصدر و تعریف و اصل و فرع تو

 

هم تکلم از تو هم با تو خطاب
                                                  (64)

 

در نسخة «گ» می‌خوانیم:

مصدر و تصریف و اصل و فرعْ تو

 

هم تکلم از تو هم با تو خطاب
                                                 (21)

 

با انتخاب ضبطِ «تصریف»، تناسبی بین این واژه و «مصدر» ایجاد می‌شود.

در سه چاپ دیگر دیوان اسرار نیز ضبط بیت مطابق با چاپ کرمی است و به‌جای «تصریف»، «تعریف» آمده است.

- اجزای عالم یک به یک گر خود سما و گر سمک

 

 

جنّ و ملک نجم و فلک کل شرح اسرار من است
                                                                (68)

 

     

طبق نسخة «گ»:

اجزای عالم یکبهیک گر خود سماک و گر سمک

 

 

جنّ و ملک نجم و فلک کل شرح اسرار من است
                                                                (25)

 

     

ضبط «سماک» به کسر ِسین صحیح است. سِماک: «اسم خاص و نام ستاره‌ای و آن دو هستند یکی را سماک اعزل و دیگری را سماک رامح یا رائح گویند» (دهخدا، 1377: ذیلِ سماک). ضمن آنکه «سماک»، با سمک (اسم خاص)، نجم و فلک، تناسب زیبایی ساخته ‌است.

در چاپ‌های دایی‌جواد، مدرّسی و امین، بیت با نسخة اساس تطابق دارد.

- چو می‌دانی دعای درد اسرار

 

چرا در چاره‌اش داری تعلل؟
                                                (133)

 

گ: دوای (82). معمولاً دوا و درد با همدیگر تناسب بیشتری دارد.

ضبط بیت در چاپ امین مطابق با نسخة اساس است؛ اما در چاپ‌های دایی‌جواد و مدرّسی همانند چاپ کرمی است و به‌جای «دوا»، «دعا» آمده است.

- جهان معنوی دل را اسیر است

 

ز فرّ عشق باشد افسر دل
                                                (134)

 

نسخة «گ»:

جهان معنوی را دل امیر است ... (83).

این بیت با ضبطِ نادرستِ دیگری در چاپ دایی‌جواد هم آمده است که به‌صورت کامل در آنجا شرح داده شد. هدف از آوردن دوبارة بیت در اینجا این است که نشان دهیم، هم در چاپ دایی‌جواد و هم در تمامی چاپ‌های دیوان اسرار، بیت ضبط نادرستی دارد.

- یک مسمّی است خرقه کش خوانند

 

بلبن و برفه بربهن بوخَل
                                                (135)

 

نسخة «گ»:

 یک مسمّی است خُرفه، کَش خوانند

 

بَلبَن و برفه پرپهن بوخَل
                                                (130)

 

در اینجا لفظ «خُرفه» (نام یک گیاه که به بلبن، پَرپَهَن و بوخل نیز مشهور است) صحیح است، نه خِرقه که هیچ تناسبی با مصرع دوم ندارد.

 

در سه چاپ دیگر چنین آمده است:

یک مسمّی است خُرفه، کَش خوانند

 

بَلبَن و برفه بربهن بوخَل

- آن و رسم زمان بی سر و بن

 

آن سیّال و آن نه آن مفصل
                                                (136)

 

مصرع دوم با آوردن ضبط «و آن» کاملاً مفهوم بیت را بی‌معنا کرده است. در نسخة «گ» صورت صحیح چنین آمده است: ... آن سیّال دان نه آن مفصل. (85)

در دیگر چاپ‌های دیوان، بیت همانند چاپ کرمی است و ضبط نادرستی دارد.

- کآن کسانی که خالی از عشقند

 

هُم کالانعام بلْ هُم بَل اضلّ
                                                (136)

 

گ: هی (86).

معنی مصرع دوم: آنها همانند چهارپایان، بلکه «خودِ چهارپایان»، بلکه پست‌تر هستند (مرجع ضمیر «هی» أنعام است).

ممکن است این سؤال ایجاد شود که مصراع دوم چون عین آیة قرآن است پس ضبط کرمی بر ضبط نسخة اساس برتری دارد. گفتنی است افزون‌بر سه نسخة خطی که در این پژوهش معرفی شد، نگارندگان چهار دست‌نویس دیگر را هم از نظر گذراندند که در همة آنها ضبط «هی» آمده است. این نسخه‌ها عبارت است از: 1) نسخة کتابخانة ملّی (1) به شمارة ثبت 5- 17645، ص 51؛ 2) نسخة کتابخانة ملّی (2) به شمارة ثبت 5-17607، ص 71؛ 3) نسخة خطّی دکتر غنی (کتابخانة مجلس) به شمارة ثبت 50471، ص 123؛ 4) نسخة کاظمینی ش: 75، به شمارة ثبت [ف: 1-79]؛ بنابراین نمی‌توان ضبط کرمی را که مشخص نیست از کدام دست‌نویس در تصحیح خود استفاده کرده ‌است، بر هفت نسخة خطّی معتبر برتری داد. حتی چاپ دایی‌جواد و مدرّسی نیز با نسخة اساس مطابقت دارد؛ اما در چاپ امین چنین آمده است:

آن کسانی که خالی از عشقند

 

هُم کالانعام بود، بل هم اضلّ
                           (سبزواری، 1380: 340)

- همه نظام نبوّت به نصّه کثرت و آداب

 

همه قوام ولایت بر استوانة وحدت
                                             (ص 68)

 

         

نسخة «گ»: نضد (26). به فتح «ن» به معنای ترتیب و نظم و نسق (دهخدا، 1377: ذیل نَضد) است. در ضبط کرمی، «نصّه» به معنای گنجشک ماده آمده است (همان: ذیل نصّه) و با پذیرش این ضبط، معنای بیت آشفته و مبهم خواهد شد.

بیت در دیگر چاپ‌ها نیز ضبطی همانند چاپ کرمی دارد.

 

دیوان اسرار به تصحیح سیّد حسن امین

این چاپِ 490 صفحه‌ای، شامل 210 صفحه مقدمه، 208 صفحه متن اشعار حاج‌ ملّا هادی و 47 صفحه زیرعنوانِ «اشعار فرزندزادگان اسرار» و 17 صفحه فهرست مطالب است. نسخة امین، نسبت‌به چاپ‌های پیش از خود، ازنظر حجم، فربه‌تر می‌نماید و البته این دلیلی بر برتری آن نیست. مصحّح در مقدمه، شیوة افراطی پیش گرفته و مطالب زندگی‌نامة اسرار را به اطناب کشانیده ‌است. اطلاعات آمده در مقدمه، گاهی از حالت تحقیقی به شخصی بدل می‌شود؛ مثلاً مصحّح از خاطرات دوران دانشجویی خود سخن می‌گوید (رک: سبزواری، 1380: 145‑143) و هرجا مجالی می‌یابد، یادی از پدرش می‌کند و از او نه به‌طور ساده، بلکه به شکل «استاد آیت‌الله سیّد علینقی امین» نام می‌برد (همان: 105، 122، 124، 142). مصحّح در زیر عنوان اشعار متفرقة اسرار، انواع شعر را معرفی می‌کند و وقتی به قالب ترجیع‌بند می‌رسد، ترجیع‌بند سرودة پدر خود را یکی از بهترین ترجیع‌بندهای سدة اخیر به شمار می‌آورد و نامش را در کنار شاعران بنامی مانند کمال‌الدّین اصفهانی، وحشی بافقی، جامی و محتشم کاشانی ذکر می‌کند (همان: 393). 47 صفحه از پایان کتاب نیز به فرزندان اسرار اختصاص یافته ‌است. این چاپ تاکنون 2 بار نقد شده است: نخستین‌بار جلال متینی در مجلة ایران‌شناسی (1375) و بار دیگر مجدّالدین کیوانی در مجلة گزارش میراث (1389). کیوانی مقدمة کتاب را «اخوانی و تبلیغاتی» می‌داند و معتقد است این دو جنبه از ارزش علمی کار تحقیقی می‌کاهد و بر این باور است که مصحّح در نوشتن مقدمه راه اطناب را پیش گرفته ‌است (رک: کیوانی، 1389: 59).

از اشکالات این چاپ عبارت است از:

الف) نشانی از نسخه‌های خطّی دیده نمی‌شود و مصحّح توضیحی دربارة آن نداده ‌است. «دیوان حاج ‌ملّا هادی سبزواری به شیوه‌ای صددرصد ذوقی تصحیح گردیده و مصحّح که خود شاعر است و نیز خود، سبزواری است و هم‌شهری صاحب دیوان، اشعار حاج ملّا هادی سبزواری را با توجه به نسخه‌های خطّی و چاپی چنانکه خود صحیح می‌دانسته به چاپ رسانیده و بدین جهت است که از اختلاف ضبط نسخه‌ها و امثال آن در چاپ حاضر دیوان خبری نیست؛ اما چنانکه می‌دانیم سال‌هاست که تصحیح ذوقی متون در برابر تصحیح انتقادی و علمی رنگ باخته است» (متینی، 1375: 166).

ب) در برخی از غزلیّات که حاج ‌ملّا هادی به استقبال غزلی از شاعران دیگر، به‌ویژه حافظ رفته است، مصحّح بلافاصله شعر شاعر منظور را بعد از غزلِ «اسرار» در متن دیوان آورده است؛ درحالی‌که بایسته ‌است این اشعار در قسمت جداگانه‌ای آورده شود تا نظم و انسجام دیوان حفظ شود (رک: سبزواری، 1380: 230، 260، 265، 268، 269، 342، 345 و ...).

ج) اختلاف در ضبط اشعار، یکی دیگر از اشکالات برجستة چاپ امین است که تنها به مواردی از آنها با توجه به حوصلة پژوهش پرداخته می‌شود. 4

 

اختلاف در ضبط

- درون تیره‌اى دارم ز خاطرهاى نفسانى

 

به سینه مطلعى از روزن نور و ضیا بگشا
                           (سبزواری، 1380: 215)

 

نسخة «گ»: ... به سینه روزنی از مطلع نور و ضیا بگشا (همان، 1290: 14). در فرهنگ و نیز در اشعار شاعران، بیشتر عبارت «روزن گشودن» آمده است تا مطلع‌گشودن. ضبط بالا هم در نسخة «گ» و هم در دست‌نویس‌های دیگر به همین شکل آمده ‌است.

در سه چاپ دیگر دیوان اسرار، ضبط بیت همانند چاپ امین است.

- بود چو فقر سیه کردن خودى ز وجود

 

چو خاکِ گونه بود زیب و زیور فقرا
                                                (217)

 

«خاک ِگونه» در بیت بالا ترکیب غریبی است. مطابق با نسخه‌های خطّی در دست نگارندگان، «خاکِ گونه» در مصرع دوم به «خالِ گونه» تصحیح می‌شود و شکل صحیحش نیز همین است. همچنین «خال ِگونه» مظهر زیبایی بوده است نه «خاکِ گونه». اسرار در چند جای دیگر از دیوان، ترکیبِ «خالِ رخ، خالِ رخسار» را نیز به کار برده ‌است؛ از آن جمله است:

ای مهر هم‌چو مه ز رخت کرده کسب ضوء

 

خالِ رخ تو برده ز مشک ختن گرو
                                                  (81)

 

به‌جز چاپ امین، در دیگر چاپ‌ها ضبط بیت مطابق با نسخة اساس است.

- گر پریشان‌حالم او داند لسان حال را

 

ور چو سوسن لالم، او داند زبان لال را
                                               (221)

 

تکرار دو بار واژة «داند» باعث حشو در بیت شده است. صورت صحیح بیت مطابق با نسخة «گ» چنین است:

گر پریشان‌حالم او داند لسان حال را

 

ور چو سوسن لالم، او فهمد زبان لال را
                                                 (13)

 

در بقیة چاپ‌ها ضبط بیت مطابق با چاپ امین است.

- هر کیش و فن کاموختم هر مایه‌ای کاندوختم

 

 

سیلاب عشق آمد ببرد آن خوانده و دانسته را
                                                            (222)

 

     

در نسخة «گ» می‌خوانیم:

هر کیش و فن کاموختم هر دانشی کاندوختم

 

 

سیلاب عشق آمد ببرد آن خوانده و دانسته را
                                                                  (8)

 

     

ضمن آنکه تناسب بین «خوانده» در مصراع دوم با «دانش» درخور توجه است و با آمدنِ «آن» در مصرع دوم (آن خوانده)، ضبط درست واژة «دانشی» در مصراع نخست تقویت می‌شود.

در چاپ‌های دایی‌جواد، مدرّسی و کرمی ضبط بیت یکسان است؛ اگرچه صورت اشتباهی دارد و به‌جای «دانش»، «مشکل» آمده است:

هر کیش و فن آموختم هر مشکلی کاندوختم

 

 

سیلاب عشق آمد ببرد آن خوانده و دانسته را

- گام به ره چون زنى که در پى کام است؟

 

 

پاى تو چوبین و راه چه چله باشد
                                                            (291)

 

     

نسخة «گ»: چبچله (63). نگارندگان این بیت را در چاپ مدرّسی هم آورده‌اند و علت انتخاب ضبطِ نسخة «گ» را آنجا توضیح دادند؛ اما هدف از ذکر دوباره در این چاپ آن است که «حسن امین» بیت را با ضبطِ غریب‌تری نسبت‌به دیگر چاپ‌های دیوان اسرار آورده است که نشان‌دهندة تصحیح ذوقی اوست. او ضبطِ «چه چله» (!) را انتخاب کرده و در پاورقی معنای واژه را به‌شکلی عامیانه «چاه و چوله» ذکر کرده است (رک: سبزواری، 1380: 291). این ضبط او نه در چاپ‌های دیگر دیوان و نه در هیچ دست‌نویسی دیده نشد.

- دارد سر یغما شد من غمزة شوخت

 

اینک دل و جانى اگر این هست پسندت
                                                (243)

 

با توجه به معنای بیت و نسخة «گ» و دیگر دست‌نویس‌های استفاده‌شده، ضبط صحیح چنین است: دارد سرِ یغما، شه من! غمزة شوخت ... (35).

دیگر چاپ‌های دیوان نیز به بیراهه رفته‌اند و ضبط‌شان همانند چاپ امین است.

- اى طایرِ جان! تا کى بر گوشة هر بامى؟

 

در دام که افتادند مرغان هم‌آوازت؟
                                                (244)

 

نسخة «گ»: ... در دامگه افتادند مرغان هم‌آوازت (40). دقت در محور عمودی غزل هم این ضبط را تأیید می‌کند. آمدن «دامگه»، از عمق فاجعه سخن می‌گوید و شاعر از معشوق می‌خواهد که به این وضع خاتمه دهد. در چاپ کرمی نیز همین ضبطِ نسخة اساس آمده است (رک: سبزواری، 1370: 85)؛ اما بیت در چاپ دایی‌جواد و مدرّسی همانند چاپ امین است.

- غم به دل ما کنى به شادی دشمن

 

جان من! آیین دوستى نه چنین است
                                               (256)

 

در همة دست‌نویس‌های نامبرده چنین آمده است: خون به دل ما کنی به خاطر دشمن ... .

در لغت‌نامه و همچنین فرهنگ کنایات، ترکیبِ «خون به دل کردن»؛ به معنی «غم و اندوه فراوان» است (رک: ثروت، 1375: 195). گفتنی است کحتی در سه چاپ دیگر دیوان اسرار نیز «خون به دل ما می‌کنی ...» آمده است. در چاپ امین، تناسب غم و شادی بیت را زیباتر کرده است؛ اما تصحیح ذوقی متون رنگ باخته است و جایگاهی ندارد.

ـ نیست یک مرغ دلى کش نفکندى به قفس

 

تیر بیداد تو پرتا به پری نیست که نیست
                                                (264)

 

مصحح در پاورقی چنین آورده است: «پرتا از مصدر پرتافتن یعنی پرتان، پرتاب شده» (همان). با جست‌وجوی به‌عمل‌آمده این واژه در هیچ فرهنگ لغتی مشاهده نشد. با توجه به سه دست‌نویس استفاده‌شده در این پژوهش، در هیچ‌یک واژة «پرتا» نیامده‌ است؛ حتی در چاپ دایی‌جواد، مدرّسی و کرمی ضبط بیت با نسخة اساس مطابقت دارد. شکل صحیح بیت چنین است:

نیست یک مرغ دلى کش نفکندى به قفس

 

تیر بیداد تو تا پر به پری نیست که نیست
                                                  (30)

 

بین کلمات «پَر» در معنای انتهای تیر که پر به آن وصل می‌شود و «پَر» دوم به معنای بال و جزئی از بدن پرنده، جناس تام ایجاد شده ‌است.

ـ تکیه بر دل داده مژگانش ز بیداری چشم

 

آرى آرى بیش از این تاب پرستاریش نیست
                                                (270)

 

در نسخة «گ» چنین آمده است:

تکیه بر دل داده مژگانش ز بیماری چشم

 

آرى آرى بیش از این تاب پرستاریش نیست
                                                  (40)

 

با آمدن قرینة «پرستار» در مصراع دوم، تناسب زیبایی بین «بیماری» و «پرستار» ایجاد شده است و همین باعث تقویت ضبط واژة «بیماری» می‌شود؛ ضمن آنکه ترکیب «بیماریِ چشم» بسیار در اشعار شاعران به کار رفته ‌است؛ مثلاً حافظ می‌گوید:

دوش بیماریِ چشم تو ببرد از دستم

 

لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم
                               (حافظ، 1376: 157)

 

چاپ‌های دیگر دیوان همانند ضبط امین است.

اشکالات دیگری دربارة ضبط واژگان هست که به‌سبب طولانی‌شدن کلام بیان نمی‌شود.

 

نتیجه‌گیری

دیوان اشعار حکیم حاج‌ ملّا هادی سبزواری تاکنون چهار بار به چاپ رسیده ‌است. با بررسی‌های انجام‌شده بر روی تک‌تک این چاپ‌ها، به این نتیجه رسیدیم که هریک از این نسخه‌ها اشکالات و ایراداتی دارد که لزوم تصحیح دوبارة دیوان را اثبات می‌کند؛ برای مثال در همة چاپ‌ها، از نسخه یا نسخه‌هایی که مصحّح بنای کار خود قرار داده است، نامی برده نشده و بر ما مبهم است کار تصحیح بر چه مبنایی و چگونه صورت پذیرفته ‌است. دیگر آنکه جای نسخه‌بدل‌ها در پاورقی‌ها خالی است؛ تصحیفات و تحریفاتی در ضبط واژه یا واژگان دیده می‌شود که با توجه به سه دست‌نویس که در اختیار نگارندگان قرار دارد ـ در حد حوصلة این پژوهش ـ به بخش‌هایی از آنها اشاره و صورت درست آنها بیان شد؛ غلط‌های چاپی از دیگر مواردی است که گاهی در بعضی از این چاپ‌ها ـ به‌ویژه چاپ مدرّسی چهاردهی ـ بسیار یافت می‌شود. نوع تایپ و چینش کلمات در بسیاری از موارد به‌گونه‌ای است که کار خوانش را بر مخاطب دشوار می‌کند. واژه‌ها گاهی چنان به‌هم‌چسبیده و در کنار هم آمده‌ است که معنی دیگری را القا می‌کند و گفتنی است که جز نسخة دایی جواد، هیچ‌کدام از این چاپ‌ها غلط‌نامه ندارد؛ در یک متن تصحیح‌شده، فهرست‌ها جزء بخش‌های مهمی است که موجب تسریع در مراجعه و نمونه‌برداری می‌شود و کار را بر خواننده و پژوهشگر آسان می‌کند. جای فهرست‌های گوناگونی مانند فهرست آیات و احادیث، فهرست واژگان، فهرست ترکیبات عرفانی، فلسفی و ادبی، فهرست اعلام، فهرست امثال و حکم، فهرست ابیات و مصراع‌ها، فهرست اعلام خالی است. با توجه به همة این اشکالات ـ که به‌طور جداگانه بر هر نسخة چاپی در متن بحث شد ـ به این نتیجه رسیدیم که چاپ‌های دیوان حکیم حاج ‌ملّا هادی سبزواری، کاستی‌های خرد و کلان بسیاری دارد و بر مبنای معیارهای علمی تصحیح متون انجام نشده است؛ بنابراین ضرورت تصحیح دوبارة دیوان این شاعر، بر اساس نسخه‌های خطی درخور اعتماد، تبیین می‌شود.

 

پینوشت‌ها

1. همة ارجاعات درون‌متنی چاپِ دایی جواد، با مشخّصة چاپی «سبزواری، 1338» و ارجاعات درون‌متنی نسخة خطّی با مشخصة «سبزواری، 1290» و نام اختصاری «گ» در متن استفاده شده و برای جلوگیری از تکرارهای پی‌درپی، تنها شمارة صفحة منظور آورده شده ‌است.

2. ارجاعات درون‌متنی چاپِ مدرّسی چهاردهی، با مشخّصة چاپیِ «سبزواری، بی‌تا» و ارجاعات درون‌متنیِ نسخة خطی، با مشخصة «سبزواری، 1290» و نام اختصاری «گ» است که فقط به ذکر شمارة صفحه بسنده شده‌ است.

3. ارجاعات درون‌متنی نسخة کرمی، با مشخصة چاپی «سبزواری، 1370» و ارجاعات نسخة دست‌نویس با مشخصة «سبزواری، 1290» و نام اختصاری «گ» است و به‌سبب دوری از تکرارهای پی‌درپی تنها شمارة صفحة چاپ و نسخة خطی منظور در متن استفاده شده‌ است.

4. در این قسمت نیز ارجاعات درون‌متنی چاپ امین با مشخصّة «سبزواری، 1380» و نسخة دست‌نویس با مشخصّة «سبزواری، 1290» و نام اختصاری «گ» است که نگارندگان تنها به آوردن شمارة صفحة هریک برای جلوگیری از تکرار بسنده کرده‌اند.

ثروت، منصور (1375). فرهنگ کنایات، تهران: سخن، چاپ دوم.

حافظ، شمس‌الدّین محمد (1376). دیوان، به اهتمام غنی و قزوینی، تهران: میلاد، چاپ پنجم.

---------------- (1378). شرح غزل‌های حافظ، 4 جلد، به اهتمام حسین‌علی هروی،تهران: تنویر با همکاری نشر نو، چاپ پنجم.

خرمشاهی، بهاءالدّین (1378). حافظ‌نامه، 2 جلد، تهران: علمی و فرهنگی، چاپ دهم.

دهخدا، علی‌اکبر (1377). لغت‌نامه، 16 جلد، تهران: دانشگاه تهران، چاپ اول.

رجایی بخارایی، احمدعلی (1364). فرهنگ اشعار حافظ، تهران: انتشارات علمی، چاپ دوم.

رح‍ی‍م‍ی ‌اردس‍ت‍ان‍ی، م‍ص‍طف‍ی (1377). ترجمة المنجد، 2 ج، تهران: صبا، چاپ اول.

سبزواری، ملّاهادی (1338). دیوان اشعار، به کوشش سّید محمدرضا دایی جواد، اصفهان: ثقفی.

------------ (1370). دیوان اشعار (مطلع‌الانوار)، به کوشش احمد کرمی، تهران: تالار کتاب، چاپ اول.

----------- (1380) دیوان اشعار، به کوشش حسن امین، تهران: بعثت، چاپ دوم.

----------- (بی‌تا) دیوان اشعار، به کوشش مرتضی مدرّسی چهاردهی، تهران: کتابفروشی محمودی، چاپ اوّل.

----------- دیوان اشعار، نسخة خطّی گ 1841، کتابخانة مسجد گوهرشاد، کاتب: نامعلوم، سال کتابت: 1290 ق.

----------- دیوان اشعار، نسخة خطّی م 53924، کتابخانة آستان قدس، کاتب: جعفر، سال کتابت: 1297 ق.

------------ دیوان اشعار، نسخة خطی 1/ 2677، کتابخانة مجلس، کاتب: عبدالوهّاب، سال کتابت: 1265 ق.

شفیعی‌کدکنی، محمدرضا (1379). موسیقی شعر، تهران: آگاه، چاپ دوم.

------------ (1387). غزلیّات شمس تبریز، 2 جلد، تهران: سخن، چاپ چهارم.

کیوانی، مجدّالدین (1389). «دیوان اسرار؛ کلیات اشعار فارسی حاج ملا هادی سبزواری»، گزارش میراث، شمارة 42 و 43، 61‑59.

مایل‌هروی، نجیب (1379). تاریخ نسخه‌پردازی و تصحیح انتقادی نسخه‌های خطی، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

متینی، جلال (1375). «نقد و بررسی کتاب: دیوان حاج ملا هادی سبزواری (نوشتة سید حسن امین»، ایران‌شناسی، سال هشتم، شمارة 1، 168‑163.

مصاحب، غلامحسین (1380). دایرةالمعارف فارسی، 2 جلد، تهران: امیرکبیر، چاپ دوم.