نقد دیوان چاپی شوکت بخارایی و لزوم تصحیح مجدد آن

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان وادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز-ایران

2 عضو هیات علمی گروه ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز

10.22108/rpll.2020.119163.1585

چکیده

شوکت بخارایی یکی از شاعران مطرح اوایل قرن دوازدهم (ه. ش) و اواخر دورة صفوی و سبک هندی به شمار می رود که کلیات اشعار او تنها یک بار توسط دکتر سیروس شمیسا و با استفاده از دونسخة خطی تصحیح و چاپ و منتشر شده است. در این مقاله به نقد توصیفی _تحلیلی تصحیح دیوان شوکت بخارایی توسط دکتر شمیسا پرداخته و با ذکرکاستی های آن، ضرورت تصحیح مجدد آن را به اثبات خواهیم رساند. نتایج حاصله به این شرح است که : استفاده از نسخه های محدود با توجه به عدم کسب اطلاع از نسخه های موجود در داخل و خارج از کشور، دست یازیدن به تصحیح بدون داشتن تمرکز و علاقة باطنی به این کار، طبق اظهار خود مصحح محترم و استفاده از دو نسخه(عملا) وداشتن تفکر احیا و نجات از فنای اثری با رونویسی و سپردن آن به چاپخانه، باعث فراهم آمدن نسخه ای شده است که اولا: اغلاط بسیاری درآن راه یافته است. ثانیا : به دلیل عدم استفاده از نسخ خطی موجود دیگر، صورت علمی و انتقادی ندارد ثالثا : کتاب از فهرست مختصری برخوردار است و تعلیقاتی هم ندارد . بنابراین به دلایل یاد شده، به تصحیح مجدد دیوان با استفاده از شش نسخة خطیِ جدیدِ معتبرِ منتخب از 30 نسخة خطیِ در دسترس اهتمام ورزیدیم واشکالات موجود درآن تصحیح را که 360 مورد آن را یادداشت کرده بودیم با انتخاب شیوة تصحیح بینابین زدوده و نسخه ای کاملتر از آن و دیگر نسخه های در دسترس که مشتمل بر هفتاد و هفت غزل، یک قطعه، پنج رباعی و صد و پنجاه وشش تک بیتی اضافی می باشد، ارائه نمودیم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Criticism of Shukat Bukhari's printed court and its need to be rectified

نویسندگان [English]

  • mohamad bahramiasl 1
  • Aiyoub Koushan 2
  • Hamidreza Farzi 2
1 PhD student of persian language and literature of islamic Azad Univercity of Tabriz - Iran
2 Academic member (assistant professor) of department of Persian literature and language of Islamic Azad University of Tabriz, Iran
چکیده [English]

Shawkat Bukhari is one of the prominent poets of the early twelfth century (LH) and of the late Safavid and Indian style whose poetry was only once edited and published by Dr. Sirus Shamisa, using two manuscripts. In this article, we will examine the descriptive-analytical criticism of the Shukat Bukhari Court's correction by Dr. Shamisa and prove its necessity by reiterating its shortcomings. The results are as follows: Use of limited edition due to lack of knowledge of available copies at home and abroad, achieving correction without focus and interest in the work, according to the Honorable Editor The use of two versions (practically) of the idea of ​​resuscitation and transcription of the trace work by transcribing it to the printing press has provided a version that has: First, a lot of loyalty. Secondly, due to the lack of use of other existing manuscripts, it does not have a scientific and critical form. Thirdly, the book has a short list and no suspensions. Therefore, for the above reasons, we attempted to remake the Tribunal using six new validated manuscripts selected from the 30 available manuscripts available. We presented it and other available versions, which included seventy-seven sonnets, one piece, five quatrains, and one hundred fifty-six additional single bits.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Necessity of re-correction
  • generalities of Shukat Bukhari
  • scientific and critical correction
  • quashing

مقدمه

منّت اکسیر ما را زنده زیر خاک کرد

 

از طلا گشتن پشیمانیم ما را مس کنید

بیت بالا یکی از ابیاتی است که مصداق مثل سائر بوده و بین عامه جاری و ساری است؛ اما افراد کمی می‌دانند این سخن ارزشمند از کیست و چه کسی آن را سروده است. این بیت از غزل شوکت بخارایی با مطلع زیر است:

دوستان دیوانة ما را به خود مونس کنید

 

حلقة زنجیر ما از حلقة مجلس کنید

شوکت بخارایی یکی از شاعران مطرح اوایل قرن دوازدهم هجری شمسی و اواخر دورة صفوی و سبک هندی است که با وجود شهرت و آوازة بلندش در کشور عثمانی و هند و حوزة هرات و ماوراءالنهر و زندگی و فوتش در ایران، به‌شکلی عجیب و مرموز، حتی در میان خواص کشور ادب‌پرورمان ناشناخته است. از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر شوکت می‌توان به نکته‌سنجی، مضمون‌آفرینی، باریک‌اندیشی، نازک‌خیالی، خیالبندی، تازه‌گویی و داشتن خیالات رنگین اشاره کرد. شوکت در طرز خیالبندی که وجه پیچیدة سبک هندی است به اذعان تذکره‌نویسان روزگارش، از شاعران کم‌نظیر بوده است؛ تا جایی که به گفتة بعضی از آنها، خیال‌پردازی و به‌کارگیری مضامین دور از ذهن، فهمیدن شعر او را با دشواری‌هایی روبه‌رو کرده است. شوکت شیفتة صائب تبریزی و از پیروان اوست. نسخه‌های متعددی از دیوان شوکت در کتابخانه‌های ایران نگهداری می‌شود؛ اما به‌سبب علاقة شاعران عثمانی به او و آوازه‌اش در آن کشور، بیشترین نسخ خطی دیوان شوکت در کتابخانه‌های عثمانی نگهداری می‌شود. وی در سرودن انواع شعر فارسی ازجمله قصیده، غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی تک‌بیتی استادی خود را نشان داده است و بنابر قول گیب «اختری بود که اکثر شعرای عثمانی را بیش از نیم قرن راهنمایی می‌کرد و در حضور ذهن و کثرت اختراع و مجاز و تشبیهات شهرتی عالمگیر داشت» (براون، 1316: 167). در این پژوهش به موارد متعددی از کاستی‌ها، غلط‌ها و اشکالات موجود در نسخة چاپی اشاره می‌شود و لزوم تصحیح دوبارة دیوان شوکت بخارایی به اثبات می‌رسد. شیوة نقد ما در این مقاله، نقد تطبیقی نسخة چاپی با نسخ خطی برگزیده بود و وارد سایر حوزه‌های نقد، به‌دلیل محدودیت حجم نشریات علمی پژوهشی، نخواهیم شد.

پشینة پژوهش

دکتر شمیسا پیشتر دیوان شوکت بخارایی را با استفاده از سه نسخة خطی (عملاً دو نسخه) با عنوان دیوان شوکت بخاری با تصحیح و مقدمة دکتر سیروس شمیسا در سال 1382 در انتشاراتفردوس چاپ و منتشر کرد. این تصحیح همان‌طور که شمیسا در مقدمة کتاب از صفحة 29 الی 32 آورده‌، از روی سه نسخة خطی انجام شده است که به‌ترتیب، نسخة اول متعلق به کتابخانة مدرسة عالیة داکا (در هیچ فهرستی نیامده است)، نسخة دوم متعلق به دانشگاه داکا به شمارة 444 و نسخة سوم متعلق به کتابخانة آستان قدس است. نویسندگان نسخه‌های مدرسة داکا و دانشگاه داکا را مشاهده نکردند؛ اما نسخة آستان قدس با شکسته نستعلیق نسبتاً خوبی تحریر شده و نسخه‌ای است که اگر با خوشنویسی آشنایی طولانی نداشته باشی و یا خوشنویس نباشی، نمی‌توانی از آن به‌درستی استفاده کنی.

دکتر شمیسا در مقدمة نسخة چاپی، دربارة نسخة یادشده چنین آورده است: «نسخه‌ای است پریشان که با چندین خط (لااقل سه خط) اشعار چند شاعر (هلالی، صائب و دیگران) ازجمله شوکت در آن جمع آمده است. صفحات بدون نظم و ترتیب در کنار هم قرارگرفته و صحافی شده است. جز اشعار شوکت، اشعار دیگران به خطی است که اصلاً قابل قرائت نیست. اشعار شوکت هم چندان قابل استفاده نبود؛ زیرا به‌سبب صحافی، بین صفحات فاصله افتاده و پاره‌ای از شعر یک‌جا و پارة دیگر جای دیگر بود، خبری هم از مثنوی نبود» (شوکت بخاری، 1382: 32). از این مطلب می‌‌فهمیم که مصحح محترم از این نسخه بهره نبرده و عملاً از دو نسخه استفاده کرده است.

همچنین ایشان در صفحة 30 مقدمه آورده‌اند: «خود را مقید به ضبط کامل هیچ‌یک از نسخ نکردم و هر ضبط از نسخ را که به نظرم ارجح بود در متن آوردم.» و در صفحة 35 مقدمه دربارة احوال خود در زمان انجام این تصحیح چنین گفته‌اند: «هیچ کار علمی ـ که تمرکز می‌خواهد ـ جز پاکنویس مطالب از من برنمی‌آید». ایشان به‌طور کلی دربارة تصحیح نسخ خطی عقیدة خود را چنین ابراز داشته‌اند: «کار تصحیح نسخ خطی حقیقتاً کاری زحمت‌افزاست؛ باید چند نسخه را به‌دقت خواند و با هم مقابله کرد؛ یکی‌دو بار پاکنویس کرد؛ شعرها را جداجدا نوشت و برحسب قافیه الفبایی کرد؛ بعد از حروفچینی چند بار غلط‌گیری کرد و بسا زحمات دیگر کشید و سرانجام مصداق این بیت شد که: «هرخدمتی که کردم بی مزد بود و منّت»؛ لذا من کوشیدم که چندان دنبال این کار نروم» (همان: 36).

مصحح محترم چنان دربارة نسخ خطی سخن گفته است که گویی نسخ خطی چندانی در ایران وجود ندارد: «نسخ خطی دیگر را که عمدتاً در خارج از ایران هستند، ندیده‌ام و امیدوارم در آینده به‌تدریج به بعضی از این نسخ دست یابم» (همان: 33).

این تصحیح بنابر دلایلی که ذکر شد کاری غیرعلمی است که مقررات و ضوابط تصحیح علمی و انتقادی نسخ خطی به‌درستی دربارة آن (دیوان شوکت) اعمال نشده است و کاری ناقص است که به قول خود دکتر شمیسا «و این می‌رساند که لازم است در آینده کسی نسخ دیگر را هم با این نسخه مقابله کند» (همان: 34).

روش پژوهش

نگارندگان برای اصلاح غلط‌ها و مشکلات نسخة چاپی در این پژوهش، از شش نسخة خطی وزین و معتبرِ جدید بهره بردند که از میان سی نسخة خطی در دسترس انتخاب شده بود؛ بنابراین اول از همه به معرفی نسخه‌های خطی استفاده‌شده می‌پردازیم و سپس مشکلات و اغلاط موجود درنسخة چاپی را با آوردن صورت بیت یا مصرع و مقایسة آن با نسخة تصحیحی خودمان بیان می‌کنیم؛ برای دوری از اطناب، با توضیحی مختصر، صورت صحیح کلمه، مصرع یا بیت ارائه می‌شود. گفتنی است اشکالات نسخة چاپی با کاربرد روش تصحیح بینابین زدوده شده است.

برای آشنایی با شیوة صحیح نقد و تصحیح متون اشاره به تعاریف مبانی نظری زیر راهگشا خواهد بود.

ـ در تعریف نقد و تصحیح متون گفته‌اند: «به حاصل آوردن نسخه‌ای از اثری که براساس عرض‌دادن و مقابله‌کردن نسخه‌های خطی معتبر و موثق آن اثر فراهم آمده باشد؛ به‌طوری که نسخة مذکور چه از جهت مفهوم و چه معنا و چه از بابت لفظ و صورت، عین نسخه‌ای باشد که مؤلف عرضه کرده است و یا لااقل هیأتی داشته باشد که مؤلف، اثرش را به مانند آن و یا نزدیک به آن فراهم آورده است» (مایل هروی، 1369: 270).

ـ تعریف فن تصحیح متون: «کوشش بایسته در تحویل‌دادن متن مطابق با آن چیزی که حقیقتاً نویسنده‌اش درپی آن بوده است، ازنظر املا، لفظ و معنا (دکتر مصطفی جواد)» (اصغری هاشمی، 1388: 27).

ـ «غرض دانش و فن تصحیح متون، به دست دادن متنی هرچه نزدیک‌تر به متن اصلی است که از زیر قلم نویسنده‌ای خارج شده یا از بیان شاعر یا گوینده‌ای تراوش یافته و امروزه مورد پژوهش ماست» (جهانبخش، 1390: 13).

ـ «روش تصحیح بینابین: جمع بین شیوة تصحیح برپایة نسخة اساس و تصحیح التقاطی را شیوة بینابین می‌نامند و نحوة عمل به این صورت است که نسخة مضبوط‌تر و معتبرتر را اساس قرار دهیم ولی نه اساس مطلق؛ بلکه اساس نسبی؛ یعنی هرجا که ضبط نسخة اساس مرجوح می‌نمود و ضبط نسخه‌های دیگر راجح، با ذکر دلیل ترجیح، ضبط مغلوطِ نسخة اساس را از متن بیرون کنیم و جای آن را با ضبط معتبر نسخه‌های دیگر کمال بخشیم» (مایل هروی، 1369: 280).

پیشینة نقد دیوان چاپی

تنها پژوهشی که دربارة نقد دیوان چاپی صورت گرفته است، رساله‌ای از آقای ترگای شفق از اهالی ترکیه با عنوان تصحیح انتقادی دیوان شوکت بخارایی است که با راهنمایی دکتر امیربانو کریمی و با استفاده از سه نسخة خطی موجود در کتابخانه‌های ترکیه برای دریافت درجة دکتری در تیرماه سال 1386 به انجام رسیده است. این اثر با شمارة «ت 546 ش 4/ 1 تا 8 پ د» در کتابخانة دانشگاه تهران ثبت شده است. در این رساله دربارة نقد دیوان چاپی کاری صورت نگرفته است و حتی در موارد بسیار از نسخة چاپی بهره برده و متأسفانه اشکالات نسخة چاپی را تکرار کرده است. مهم‌ترین اشکال کار این مصحح محترم این بوده است که با وجود تحریر این رساله در دانشگاه تهران از نسخه‌های نفیس و کامل دانشگاه تهران، کتابخانة ملی، کتابخانة مجلس، کتابخانة آیت‌الله مرعشی نجفی و کتابخانة مرکزی (ملی) تبریز بهره نبرده است و تفاوت عمدة این رساله با نسخة چاپی ازنظر کمیت اشعار و یکسان‌نبودن نسخه‌هاست. این اثر بر نسخة چاپی رجحانی ندارد؛ حتی طبق اظهار صریح مصحح محترم در موارد متعدد از آن بهره برده است و دارای 9 قصیده (عملاً هشت قصیده، چون تجدید مطلع یکی از قصاید را قصیده‌ای دیگر شمرده است)، 684 غزل، 1 قطعه، 266 دوبیتی، 23 رباعی (عملاً 18 رباعی، چون 5 رباعی الحاقی است) و 382 تک‌بیتی است که در مقایسه با رسالة ما 1 قصیده، 44 غزل، 1 قطعه، 30 دوبیتی، 2 رباعی و 20 تک‌بیتی کمتر دارد. نداشتن مقدمة جامع و مانع (24 صفحه مقدمه دارد که اکثراً نقل قول از نسخة چاپی است)، اغلاط فراوان تایپی، ترجیحات نادرست به‌دلیل رعایت‌نکردن موازین نسخه‌شناسی و استفادة فراوان از نسخة چاپی، رسم‌الخط غیر یکدست، نداشتن همة اشعار دیوان شوکت، استفاده‌نکردن از منابع و مآخذ دست اول، نداشتن اعلام کامل و استفاده از نسخ محدود از اشکالاتی است که بر این رساله وارد است که در نقدی جداگانه باید بدان پرداخته شود.

 

معرفی نسخه‌های خطی استفاده‌شده در تصحیح نسخة چاپی

نسخة خطی 888 (کمن) متعلّق به کتابخانة آیت‌الله مرعشی نجفی

نام کتاب: دیوان شوکت بخارایی، مؤلف: محمداسحاق متخلّص به شوکت بخاری؛ تعداد برگ: 235؛ این نسخه 476 صفحه دارد و کاتب آن شیخ صالح قادری فرزند شیخ احمد خلوتی مناشری است که در روز یکشنبه اواخر ذی‌الحجة سنة 1178 یعنی درست 71 سال بعد از وفات شاعر تحریر شده است. نسخة یادشده با بیت:

از بس که ریخت رنگ جنون بر سرم هوا

 

سودا به پای بست ز مغز سرم حنا

شروع و نُه قصیده را شامل می‌شود. صفحات نسخه 15 سطر دارد و با خطی شبیه به خط نستعلیق نوشته شده که خطی معمولی و خواناست.

این نسخه دارای 9 قصیده، 698 غزل، 16 رباعی، 281 دو بیتی و 407 تک‌بیتی است و از باارزش‌ترین نسخه‌های خطی کلیات دیوان شوکت بخارایی به شمار می‌رود.

نسخة خطی 2613 (مت 1) متعلّق به کتابخانة مرکزی تبریز

شمارة ردیف: 518؛ شمارة دفتر: 2613؛ اسم کتاب: دیوان شوکت، اسم مؤلف: محمداسحق شوکت بخارایی متخلّص به «نازک» که بعداً تخلّص خود را به «شوکت» تغییر داد.

آغاز نسخه:

«از بسکه ریخت رنگ جنون بر سرم هوا

 

سودا به پای بست ز مغز سرم حنا...»

انجام نسخه:

«... عصمت کبری گشت و حیا شد صغری

 

آورد از او نتیجه بیرون دولت

بی‌نقصان شد چو یافت از بی‌نقصان

 

تاریخ نتیجة حیا و عصمت»

نوع خط: نستعلیق؛ کاتب: فیض‌الله؛ ورق: 190؛ سطر: 19؛ نوع جلد: مقوا؛ اندازه: 13 در 5/21؛ آرایش و یادداشت‌های تاریخی: هیچ نوع آرایشی ندارد؛ یادداشت تملیکی به شرح: «استصحبه الفقیر محمّد ثاقب بن امرالله روحی المولوی عفی عنهما» پشت برگ اول دیده می‌شود و پشت و روی برگ اول با مهرهایی به سجع «ماشاء‌الله، لا قوة الا بالله» و «من مستملکات الفقیر الحاج مصطفی صدقی غفرله» ممهور شده است؛ این نسخه 9 قصیده، 742 غزل، 22 رباعی، 283 دو بیتی و 399 تک‌بیتی دارد و نسخة باارزشی از کلیات دیوان شوکت است.

 نسخة خطی کتابخانة مرکزی تبریز به شمارة 2698 (مت 2)

شمارة ردیف: 519؛ شمارة دفتر: 2698؛ اسم کتاب: دیوان شوکت؛ رک. شمارة 2698.

آغاز نسخه:

«از بسکه ریخت رنگ جنون بر سرم هوا

 

سودا به پای بست ز مغز سرم حنا...»

انجام نسخه:

«... عصمت کبری گشت و حیا شد صغری

 

آورد از او نتیجه بیرون دولت

بی‌‌نقصان شد چو یافت از بی‌نقصان

 

تاریخ نتیجة حیا و عصمت»

نوع خط: نستعلیق؛ کاتب: سید حسین عثمان افندی دیار بکری؛ تاریخ: 1197 ق؛ ورق: 146؛ سطر: 16؛ نوع جلد: چرمی ضربی؛ اندازة جلد 15 در 5/20؛ آرایش و یادداشت‌های تاریخی: هیچ نوع آرایشی ندارد و یادداشت تملیکی به این عبارت دیده می‌شود: «در دارالسلطنه تبریز که نور چشم امان الله خان هاشم‌زاده و در دولت منزل جناب آقای آقامیرزا محمد دام اقباله بودم ابتیاع گردید» 11 شهر ربیع الاوُلی، تنگوزئیل 1317»؛ آغاز و انجام کتاب با مهری به سجع «حسین 1193» و مهرهای ناخوانای دیگر ممهور است.

این نسخه 9 قصیده، 596 غزل، 14 رباعی، 155 دو بیتی و 85 تک‌بیتی دارد و از کلیات‌های برگزیدة دیوان شوکت بخارایی به شمار می‌رود. گفتنی است این نسخه 3 قصیده را در حاشیه تکرار کرده است.

نسخة خطی شمارة 922 متعلّق به مجلس شورای اسلامی (مش)

نسخة یادشده با قصیده‌ای به مطلع زیر شروع شده است:

از بس که ریخت رنگ جنون بر سرم هوا

 

سودا به پای بست ز مغز سرم حنا

این قصیده در دیگر کلیات‌های دیوان شوکت، قصیدة اول است. صفحات نسخه شامل 23 سطر است. این نسخه که در حکم کلیاتی از اشعار شوکت بخارایی است، هشت قصیده دارد و قصیدة زیر را ندارد:

شبنم تشنه لب ز تو سیراب

 

مرحبا آفتابِ عالمتاب

این قصیده در مدح رسول اکرم (ص) سروده شده است و در نسخه‌های دیگر، قصیدة سوم است. ابتدای غزلیات که از ورق 16 یا صفحة 31 آغاز می‌شود با بیت زیر شروع شده است:

جمع گرداند خدا خواب پریشان مرا

 

کرده غفلت سبزة خوابیده مژگان مرا

صفحات غزلیات نیز 23 سطری است و نسخه با خط نستعلیقِ پایین‌تر از متوسط تحریر شده است. پایان نسخه ورقِ 127 یا صفحة 253 با دو بیت زیر است که در کلیات‌های دیگر دیوان شوکت به‌عنوان ختم سخن آمده است:

عصمت کبری گشت و حیا شد صغری

 

آورد از او نتیجه بیرون دولت

بی‌نقصان شد چو یافت از بی‌نقصان

 

تاریخ نتیجة حیا و عصمت

تاریخ کتابت نسخه 1094 نوشته شده است؛ یعنی 13 سال قبل از فوت شاعر و «تمّت بعون ا... تعالی» خط پایان نسخه را به تصویر کشده است. درکُل این نسخه اعتبار خوبی دارد؛ زیرا کلیات دیوان شوکت است و هرچند نام کاتب نیامده است، دقیقاً با همان قلمی که متن کتاب تحریر شده، تاریخ کتابت نسخه هم نوشته شده است. ازسوی دیگر نسخه خواناست و با مشکل قرائت در آن کمتر روبه‌رو می‌شویم. در این نسخه 8 قصیده، 615 غزل، 13 رباعی، 175 دو بیتی و 132 تک‌بیتی درج شده است. ناقص‌بودن نسخه به‌سبب در قید حیات بودن شاعر از مشکلات این نسخه است.

 نسخة خطی 3671 (دت) متعلّق به مخزن نُسخ خطی دانشگاه تهران

شروع این نسخه با بیت زیر است:

زهی به دشت غمت عشوه خیز مرحلها

 

پری به شیشه ز خار ره تو آبلها

خاتمة نسخه نیز با این رُباعی است:

گلها دارند از چمن روی به راه

 

ساکن بینی تو از شعور کوتاه

استاده نمایند به عین رفتن

 

این سرخ قبایان به مجازات نگاه

تاریخ تحریر نسخه: نوزدهم محرم‌الحرام روز شنبه، سنة 1254 هجری؛ نام کاتب: میرغلام حسین عجزنژاد؛ خط نسخه: نستعلیق خاص آمیخته با شکسته، خط خاصی است که در قدیم رایج بوده است؛ هر صفحه 10 سطر دارد و نسخه را کاتب بدون قلم‌خوردگی و بسیار مرتب و تمیز نوشته است. نسخه 253 برگ و 506 صفحه دارد و قصاید و بعضی از متفرّقه‌ها و مفردات (غزل‌های دوبیتی و تک‌بیت‌ها) را ندارد. با خط خوب روی نسخه آمده است که «دیوان اشعار و کلیّات آثار شوکت»؛ اما با توضیحاتی که داده شد، معلوم می‌شود این نسخه به‌جز قصاید، مجموعه‌ای از غزلیات شوکت بخارایی همراه با متفرقات شعر اوست و این اشتباه ناشی از بررسی‌نکردن دقیق و اشراف نویسنده به آثار و اشعار شوکت است. این نسخه شامل 607 غزل، 12 رباعی، 210 دوبیتی و 219 تک‌بیتی است و 146 سال بعد از فوت شاعر تحریر شده است.

 نسخة 131 (کما) متعلّق به کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران

در صفحة اول، پیش از شروع اشعار با خط شکسته نستعلیقِ نسبتاً خوشی چنین نوشته شده است: «مال حاجی محمّدخان است» و صفحه ممهور به مهر «یا محمّد» است که با خط نستعلیق ممتاز نوشته شده است. نسخه پس از «بسم الله الرّحمن الرّحیم» با قصیدة زیر شروع می‌شود:

از بسکه ریخت رنگ جنون بر سرم هوا

 

سودا به پای بست ز مغز سرم حنا

نسخه 9 قصیده دارد که در حاشیة آنها اشعاری از هاتف اصفهانی و... با خطی غیر از خط کاتب و با شکسته‌ای مرغوب نوشته شده است. هر صفحه 17 سطر دارد. شروع کتاب پس از بسم الله الرّحمن الرّحیم با این بیت از غزلیات است:

خدایا رنگ تأثیری کرامت کن فغانم را

 

به مُوج اشک بلبل آب ده تیغ زبانم را

هر صفحه از غزلیات 17 سطر دارد. خط کاتب نستعلیق معمولی خواناست و نسخه ازنظر نقطه‌گذاری اشکالی ندارد. در حاشیة غزلیات، غزلیاتی از شاعران دیگر آورده شده است.

این کلیات ارزشمند شوکت با رسیدن به صفحة 352، مثل بعضی نسخ دیگر با دو بیت زیر پایان یافته است:

عصمت کبری گشت و حیا شد صغری

 

آورد از او نتیجه بیرون دولت

بی‌نقصان شد چو یافت از بی‌نقصان

 

تاریخ نتیجة حیا و عصمت

این نسخه که از نسخ باارزش کلیات‌های دیوان شوکت بخارایی است، رقم ندارد و تاریخ کتابت و کاتب آن مشخص نیست. نسخه درکُل 355 صفحه، 9 قصیده، 589 غزل، 13 رباعی، 188 دوبیتی، 127 تک‌بیتی و 2 قطعه دارد که بدون رقم است؛ ولی کاتب باسوادی آن را نوشته است.

 

نقص‌ها و کاستی‌های نسخة چاپی

نقص‌های مقدمة نسخة چاپی

مقدمة نسخة چاپی شرح حال نسبتاً خوبی از شوکت بخارایی دارد؛ اما جامع و مانع و جوابگوی ابهامات و جایگاه شاعری و منزلت شعر او نیست. در معرفی نسخه‌های استفاده‌شده نیز اطلاعات نسخه‌شناسی باارزشی در اختیار خواننده گذاشته نشده و فقط به محل نگهداری نسخه و شمارة ثبت و ضبط نسخه اشاره شده است؛ مصحح محترم می‌توانستند با مقدمه‌ای جامع‌تر، ابهامات زندگی و شعر شوکت را بزدایند و بستری برای تحقیقات عالمانه‌تر بعدی فراهم آورند. علاوه‌بر آن در مقدمه غلط‌ها و اشکالاتی به شرح زیر دیده می‌شود:

ـ «ظاهراً بین او وشاگردان دیگر تمایزی نبودند» (شوکت بخاری، 1382: 13) که به‌جای آن «نبود» درست است و احتمالاً اشتباه چاپی است.

ـ جاده را راه نشابور رگ فیروزه است

 

بس که شوکت به سر خاک نظیری رفتم
                                         (همان: 16)

 

مصرع اول در نسخة ما چنین ضبط شده که صورت صحیح است: «جادة راه نشابور رگ فیروزه است».

ـ «... مطلب اینها غموض و دقت است» (همان: 17) که «دقیق» به‌جای «دقت» صحیح است.

ـ «...تا حدی که به مهلمی نرسد» (همان) که به نظر می‌رسد «مهملی» درست باشد.

ـ «غم اشکی برون از چشم گریانم نمی‌آید

 

اگر آید هوا گردد به دامانم نمی‌آید»
                                         (همان: 25)

 

صورت صحیح ترکیب بالا، «نم اشکی» است و «غم اشکی» بی‌معنی است.

ـ «در حمد قدم نهاده بر چرخ برین

 

در نعت علم به عرش اعلی دارد»
                                         (همان: 37)

 

«وز حمد» درست است و صورت صحیح ضبط‌ شده است.

«... یا گلزاری است چون عارض سبز خطان روح افزا و... چون ریاض ارم از سبزة نورسته غم‌زدا» (همان: 37 و 38) که به‌جای نقطه‌چین در نسخة ما «مرغزاریست» آمده است.

کاستی‌ها و نقص‌های دیگر کتاب

نسخة چاپی 77 غزل، 1 قطعه، 5 رباعی و 156 تک‌بیتی کمتر از نسخة تصحیحی ما دارد؛ نیز اعلام مناسب و تعلیقات ندارد ـ هر دو برای تصحیح یک دیوان شعر لازم است ـ و جوابگوی ابهامات شعر شوکت نیست.

مشکل ترتیب و تبویب اشعار

نسخة چاپی به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است؛ اما مصحح محترم کلیة غزل‌ها، قطعات، رباعیات و دوبیتی‌ها را با در نظر گرفتن چینش الفبایی بدون دسته‌بندی شماره‌گذاری کرده و پشت سر هم آورده است؛ طوری‌که شماره‌ها نمی‌تواند ممیز تعداد غزل‌ها، قطعات، رباعیات و دوبیتی‌های دیوان باشد؛ این قالب‌ها به‌صورت فلّه‌ای، البته به ترتیب حروف الفبا آمده است و تا جایی که نگارندگان مقاله دیوان‌های اشعار را از نظر گذرانده‌اند، این روش شماره‌گذاری را جایی ندیده‌اند؛ همچنین قصاید که به‌صورت مرسوم چاپ دیوان‌ها معمولاً بخش اول اشعار را تشکیل می‌دهد، در آخرین بخش قرار داده‌ شده است.

غلط‌ها و اشکالات متن نسخة چاپی

غلط‌ها، اشکالات و اشتباهات همواره در کتاب‌های چاپی رخ می‌دهد. تشخیص این غلط‌ها مستلزم دقت فراوانی است تا با ترجیحات نادرست که در هنگام مقابله و ضبط نسخه‌بدل‌ها پیش می‌آید، یکی گرفته نشود و نقد را به بیراهه نکشاند؛ زیرا ترجیحات نادرست در مرحلة تصحیح ناشی از نداشتن علم و آگاهی و احاطة مصحح به موضوع تصحیح است و با اشکالات چاپی تفاوت دارد؛ بنابراین اشکالات موجود را در نُه بخش به شرح زیر دسته‌بندی کرده و به شرح آنها می‌پردازیم:

1) التباس حروف با همدیگر؛ 2) کم یا زیاد شدن حروف یا کلمات؛ 3) کم یا اضافه‌شدن نقطة حروف و کلمات؛ 4) جابه‌جایی حروف و کلمات؛ 5) اشکالات رسم‌الخطی؛ 6) اشکال وزنی؛ 7) اشکال فعلی؛ 8 ) اشکال قافیه؛ 9) ترجیحات نادرست.

التباس حروف با همدیگر

بیش از 70 مورد از غلط‌های یافت‌شده در دیوان چاپی ناشی از التباس حروف (چه چاپی و چه ترجیحی) است که در تصحیح ابیات مشکل ایجاد کرده و باعث شده است کلمات ناسره در دیوان راه یابد و معنی ابیات و مصراع‌های شعر مخدوش شود و یا در هاله‌ای از ابهام قرار گیرد که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم.

ـ التباس همزه «ئ» با «ن» معنی مصرع اول بیت را به بیراهه کشانده است:

سلام بیدل خود را نه ایمانی نه دشنامی

 

چه خواهی گفت روز حشر ای بدخو جوابش را
                     (شوکت بخاری، 1382: 70)

 

در نسخة تصحیحی ما «ایمائی» آمده است و صورت صحیح همان است.

ـ التباس حرف «ن» با «د» در بیت زیر، مصرع دوم را بی‌معنی کرده است:

کسی کز دیدن دست نگارینش شود بی خود

 

شراب نیم رس دارد حنای نیم رنگش را
                                        (همان: 72)

 

در نسخة تصحیحی ما «داند» ضبط شده است و صورت صحیح همان است.

ـ التباس حرف «ک» با «گ» اشکال زیر را پدید آورده است:

از خاک تا قیامت دست گُلیم روید

 

هرجا که برفشاند دست تو آستین را
                                         (همان: 87)

 

منظور شاعر ید بیضا بوده و «دست کَلیم» درست است.

ـ التباس حرف «د» با «و» باعث اشکال زیر است:

می‌شود طوطی خموش از صحبت آیینه‌ات

 

داده شوکت چشم او ازسرمه پرواز تو را
                                         (همان: 98)

 

«پرداز» صورت صحیح کلمه است؛ زیرا عمل پردازش با سرمه انجام می‌شود، نه پرواز.

ـ التباس حرف «م» با «ن» اشتباه آشکار بیت زیر است:

پس از هلاک همان قطع گفت‌وگو نکنیم

 

بود چو خانه سخن‌گو سر بریدة ما
                                       (همان: 132)

 

«خامه» صورت صحیح کلمة منظور بوده و در نسخة ما نیز اینچنین آمده است.

ـ التباس حرف «خ» با «چ» و «ج» با «خ» در یک کلمه، اشتباه بیت زیر را به وجود آورده است:

دخل صد بحر است چرخ دیده‌ام

 

مردم چشمم عجب دریادل است
                                       (همان: 169)

 

صورت صحیح کلمه «خرج» است و ناگفته پیداست که با توجه به آرایة مراعات‌النظیر «دخل و خرج» با هم می‌آید و ضبط ما درست است.

ـ التباس حرف «م» با «ب» خطای زیر را موجب شده و مصرع را بی‌معنی کرده است:

ز آیینة بینای می صد دسته نرگس بشکفد

 

بزمی که یکدم ساقیش آن نرگس مردافکن است
                                       (همان: 174)

 

صورت صحیح کلمه بدون شک «مینای می» است.

ـ التباس حرف «ب» با «ی» باعث غلط زیر شده و وزن مصرع را مختل کرده است:

غنچة منقار می‌آید برون نالان ز شاخ

 

گلین امید ما را بال بلبل ریشه است
                                       (همان: 186)

 

صورت صحیح کلمه «گُلبن» بوده است و به نظر می‌رسد اشتباه چاپی است.

ـ التباس حرف «ک» با «ه»:

نان ره سالک پزد از آتش منزل

 

کاکل چو شود دل شکم سیر ندارد
                                       (همان: 237)

 

ناگفته پیداست که ضبط نسخة ما یعنی «کاهل» درست است.

ـ التباس حرف «ه» با «ی»:

شد گل آخر اول جوش بهار او نشد

 

لالی خالی گشت از رنگ و گلش بی‌بو نشد
                                       (همان: 281)

 

کلمة صحیح «لاله» است و نسخة ما نیز اینگونه ضبط کرده است.

ـ التباس حرف «ه» با «و»:

حلقة کعبه چو خمیازة بیهوده کشی

 

بت‌پرستیم به رنگی که خدا می‌داند
                                  (همان: 286)

 

«چه» صورت صحیح کلمه و مصرع اول سؤالی است.

ـ التباس حرف «ی» با «الف» و «و» با «ر» در یک مصرع این چنین اشکالی را ایجاد کرده است:

بی بصارت کی برد شوکت مشام اشتیاق

 

دید بوی پیرهن را چشم کور از راه دور
                                       (همان: 350)

 

صورت صحیح کلمات یادشده در نسخة تصحیحی ما «بصیرت» و «بود» است.

ـ التباس حرف «پ» با «ب» و «چ» با «خ» در یک کلمه اشکال آشکار بیت زیر را به وجود آورده است:

بس که عمر من به یاد چین ابرویش گذشت

 

بیخ و تاب زندگی شد گوهر شمشیر ناز
                                      (همان: 351)

 

صورت صحیح «پیچ و تاب» است و ناگفته پیداست.

ـ التباس حرف «ل» با «ک»:

ز دست چشم کبودی است چهره‌ام نیکی

 

که سرمه خاکة فیروزه شد ز مژگانش
                                       (همان: 360)

 

«نیلی» به‌جای «نیکی» صحیح است و در نسخة ما نیز چنین آمده است.

ـ التباس حرف «س» با «ن»:

چنان نظارة موی میان یار کنم

 

که می‌شود ز نزاکت میان مردم گم
                                       (همان: 402)

 

صورت صحیح کلمه «چسان» بوده و مصرع سؤالی است؛ یعنی چسان نظارة موی میان یار کنم؟

ـ التباس حرف «ی» با «ن»:

بود در تنگنای جسم خاکی دل به صد جانم

 

از این راه پر از گل لغزش مستانه‌ای دارم
                                       (همان: 407)

 

صورت صحیح کلمه در نسخة تصحیحی ما «جایم» است و بیت با این کلمه معنی درستی می‌یابد.

ـ التباس حرف «م» با «د»:

سمندر را به بال گرد من پروازها باشد

 

به هر مشت غبار خویش آتشخانه‌ای دارم
                                       (همان: 408)

 

با توجه به مظهر گرما بودن سمندر و حالت مراعات‌النظیر داشتن سمندر و گرما و آتشخانه، «گرما»درست است و در نسخة تصحیحی ما نیز چنین آمده است.

ـ التباس حرف «ی» با «ه»:

گردیده پر ازحیرت من کوه و بیابان

 

پیچیده چو فرهاد به کهسار نگاهم
                                       (همان: 420)

 

به‌جای «فرهاد»، «فریاد» درست است و در نسخة ما نیز اینچنین آمده است.

ـ التباس حرف «و» با «ر»:

نمی‌دانم که را کرد از خم گیسو گره امشب

 

که سنبل‌پوش می‌آید نگاه از چشم من بیرون
                                       (همان: 449)

 

صورت صحیح کلمه «وا» بوده و احتمالاً اشتباه چاپی است.

ـ التباس حرف «و» با «د»:

نه امروز است ذکر نام او درد زبان من

 

به طفلی داشتم از خاکبازی سبحه گردانی
                                       (همان: 476)

 

صورت صحیح کلمه «ورد» است و احتمالاً این هم اشتباه چاپی است.

نمونه‌های دیگر از موارد بسیار که برای پرهیز از طولانی‌شدن کلام در جدول زیر آورده می‌شود.

جدول شمارة 1: نمونه‌های دیگری از التباس حروف با یکدیگر

صفحه

شکل موجود در نسخة چاپی

صفحه

شکل موجود در دیوان تصحیحی ما

153

به قدر حوصله، رنگ نیاز می‌ریزد

نگاه من به گل نیم‌رنگ، نیم‌آواست

294

به قدر حوصله، رنگ نیاز می‌ریزم

نگاه من به گل نیم‌رنگ، نیم‌اَداست

487

قامت من بس که از بار دل خود حلقه زد

گشته موج چین پیشانی مرا زنجیرها

147

قامت من بس که از بار دل خود حلقه است

گشته موج چین پیشانی مرا زنجیر پا

494

بس‌که راکب را به فرمان است آن گلگون بهار

کی شود رنگ عنانش گر شود رنگ حنا

153

بس‌که راکب را به فرمان است آن گلگون مهار

کی شود رنگ عنانش گر شود رنگ حنا

495

شاهبازی بودم از بی‌تابی دل بال زن

داشت داغ سینة من پنبه از مغز هوا

154

شاهبازی بودم از بی‌تابی دل بال زن

داشت داغ سینة من پنبه از مغز هما

498

یعنی مرا به گوشة دل جای داده است

شوقم کجا و دیده کجا و حرم کجا؟

138

معنی مرا به گوشة دل جای داده است

شوقم کجا و دیده کجا و حرم کجا؟

503

می‌خواهم از تو مصرع دیگر گشاد دل

دل را شود دو ناخن دیگر گره‌گشا

142

می‌خواهم از دو مصرع دیگر گشاد دل

دل را شود دو ناخن دیگر گره‌گشا

514

باران به خاک از عرق شرم خود فشاند

از بس که ابر را کرمت شرمسار کرد

166

باران به خاک از عرق شرم خون فشاند

از بس که ابر را کرمت شرمسار کرد

514

باشد به کوه‌پایة حکم تو آسمان

نیلوفری که سر به در از چشمه سار کرد

166

باشد به کوهپایة حلم تو آسمان

نیلوفری که سر به در از چشمه سار کرد

517

زهی زبان به دهان تو برگ غنچة نور

ز خندة نمکین تو آب گوهر شور

169

زهی زبان به دهان تو برگ غنچة نور

ز خندة نمکین تو آب کوثر شور

518

ز لوح سینه که موج صفا بود سطرش

بود دو نقطة نسیان حباب آب بلور

170

ز لوح سینه که موج صفا بود سطرش

بود دو نقطة پستان حباب آب بلور

518

چو آفتاب بدر شد ز صبح پرده سرم

که داده است تو را آصف زمان دستور

170

چو آفتاب بدر شو ز صبح پردة شرم

که داده است تو را آصف زمان دستور

521

به کوچه دام تماشا چنان فکنده هوا

که گرده ازسر دیوار می کشد تصویر

173

به کوچه دام تماشا چنان فکنده هوا

که گردن ازسر دیوار می کشد تصویر

522

زمدح گلشن و وصف بهار می‌آید

صدای خندة گل از قلم به‌جای حریر

174

ز مدح گلشن و وصف بهار می‌آید

صدای خندة گل از قلم به‌جای صریر

536

مطلبی دیگر کنم انشاء که گردد تا به حشر

افتخار دودمان کلک معنی زای من

187

مطلعی دیگر کنم انشاء که گردد تا به حشر

افتخار دودمان کلک معنی زای من

538

از دماغ خانة من، خون نخوت می‌چکد

بس که شد مست غرور از تکیة غرّای من

189

از دماغ خامة من، خون نخوت می‌چکد

بس که شد مست غرور از نکتة غرّای من

کم یا زیادشدن حروف یا کلمات

یکی دیگر از دلایل غلط‌های نسخة چاپی کم یا زیادشدن حروف یا کلمات است که باعث راهیابی اغلاط متعددی به دیوان چاپی شده است که در زیر نمونه‌های آن آورده می‌شود.

ـ چون عکس رفتم از خود چون گشتی میهمانم

 

آیینه رخنه باشد دیوار خانه ام را
                     (شوکت بخاری، 1382: 77)

 

صورت صحیح کلمه «گشت» است و اضافی‌بودن حرف «ی» باعث این اشکال شده است.

ـ تماشای کهنسال از جوان سنجیده‌تر باشد

 

ترازوی نگه‌سنجی است عینک چشم پران را
                                         (همان: 81)

 

«پیران» صورت صحیح کلمه است و افتادن «ی» باعث غلط آشکار بالا شده است که شاید اشتباه چاپی باشد.

ـ ز طفلی آدمی بی‌تاب رزق خویشتن باشد

 

ز بالیدن کند دندان استقبال روزی را
                                         (همان: 95)

 

صورت صحیح کلمة «دندانش» بوده است که ضمیر متصل «ش» افتاده و وزن مصرع را مشکل‌دار کرده است.

ـ خیال شمع رخ او چنان ضعیفم کرد

 

که می‌شود پر پروانه دود جامه مرا
                                       (همان: 114)

 

صورت صحیح مصرع دوم «که می‌شود پر پروانه‌ای دو جامه مرا» است و در نسخة ما نیز چنین آمده است.

ـ یک جا نشستن ما، زنجیرگشت ما را

 

موج شکسته‌پای شد چین دامن ما
                                       (همان: 129)

 

صورت صحیح «شکسته‌پایی» است و افتادن «ی» باعث اشکال موجود شده است.

ـ شوکت کسی نگردد از ما شکسته خاطر

 

آب حریر باشد سنگ و فلاخن ما
                                       (همان: 129)

 

مصراع دوم در نسخة تصحیحی ما به این صورت است: «آب حریر باشد سنگ فلاخن ما» و به نظر می‌رسد «و» در «سنگ و فلاخن» اضافی است؛ زیرا سنگِ فلاخن در سیال‌بودن به آبِ حریر تشبیه شده است.

ـ نشد روشن بد و نیک مذاهب وقت آن آمد

 

که یکسو افکند این شاهدان از چهره برقع‌ها
                                       (همان: 139)

 

آشکار است که صورت صحیح کلمه «افکنند» است.

تعدادی از بقیة موارد در جدول زیر آورده شده است.

جدول شمارة 2: نمونه‌هایی از کم یا زیادشدن حروف یا کلمات

صفحه

صورت آورده‌شده در نسخة چاپی

صفحه

صورت آورده‌شده در نسخة تصحیحی ما

149

کشیدن کی توان از سایة دست تو دامان را

برون آوردن از دل سخت دشوار است از دستت

347

کشیدن کی توان از سایة دست تو دامان را

برون آوردنِ دل سخت دشوار است از دستت

192

خاموشی بندر گفتار تو باشد شوکت

جاده صحرای سخن را لب نگشادة توست

340

خامشی بندر گفتار تو باشد شوکت

جاده صحرای سخن را لب نگشادة توست

201

بی‌تو امشب از هجوم توبه عیشم تنگ بود

پنبة مینایم از مهتاب شب آدینه داشت

297

بی‌تو امشب از هجوم توبه عیشم تنگ بود

پنبه، مینایم ز مهتاب شب آدینه داشت

251

ندارد عقدة سررشتة تقریر ما شوکت

مگر گاهی به وقت خامشی ما را زبان گیرد

440

ندارد عقده‌ای سررشتة تقریر ما شوکت

مگر گاهی به وقت خامشی ما را زبان گیرد

448

حدیث هند می‌گویید همدمان دیگر

که کرده‌ایم ز دل همچو دود آه برون

508

حدیث هند مگویید همدمان دیگر

که کرده‌ایم ز دل همچو دود آه برون

452

تا شوی شوکت سخنگو لب فروبند از سخن

گفتن پر نیست کم از خاموشی گفت‌وگو

554

تا شوی شوکت سخنگو لب فروبند از سخن

گفتن پر نیست کم از خامشیّ گفت‌وگو

478

... زند خود را به تیغش هر ز خود وارسته‌ای

چون من این دریا ندارد دست از جان شسته‌ای

556

کی زند خود را به تیغش هر ز خود وارسته‌ای؟

چون من این دریاندارد دست از جان شسته‌ای

497

رو به آن آباد اسلام خموشی می‌نهم

تا به کی باشد به دستم خامه کافر ماجرا

156

رو به امن آباد اسلام خموشی می‌نهم

تا به کی باشد به دستم خامه کافر ماجرا

512

شیرین تبسمی ز دهان تو موج زد

از چشم مور تنگ شکر را شکار کرد

161

شیرین تبسمی ز دهان تو موج زد

از چشم مور تنگ شکر آشکار کرد

515

خطّ تو کرد شیر و شکر آب و شعله را

عدلت بنای شعله به موم استوار کرد

167

حفظ تو کرد شیر و شکر آب و شعله را

عدلت بنای شعله به موم استوار کرد

516

چندان‌که نوعروس گلندام نوبهار

مستی ز باده را قدح لاله‌زار کرد

168

چندان‌که نوعروس گلندام نوبهار

مستی ز بادة قدحِ لاله‌زار کرد

524

به دور معدلت شاخ آهوی تصویر

بود فتیلة داغ چراغ دیدة شیر

176

به دور معدلتت شاخ آهوی تصویر

بود فتیلة داغ چراغ دیدة شیر

528

به گفت‌وگوی شوی چند بی‌ادب شوکت

نشین که مصحف خاموشی می‌کنم تفسیر

180

به گفت‌وگوی شوی چند بی‌ادب شوکت

نشین که مصحف خاموشی‌یی کنم تقریر

532

باد و خاکم به سرآتش به دل و آب به چشم

که ز طرف در سلطان خراسان رفتم

183

باد، خاکم به سر، آتش به دل و آب به چشم

که ز طرف در سلطان خراسان رفتم

539

صاحبا، دریا دلا عرض مرا بشنو که شد

موج را از من کلید قفل مطلب‌های من

191

صاحبا، دریا دلا عرض مرا بشنو که شد

موج راز من کلید قفل مطلب‌های من

 

کم یا اضافه‌شدن نقطة حروف و کلمات

یکی دیگر از دلایل غلط‌های نسخة چاپی کم یا اضافه‌شدن نقطة حروف و کلمات در یک کتاب تصحیح‌شده است که برخی از آنها ناشی از غلط چاپی یا تایپی و برخی نیز به‌سبب ترجیحات نادرست کاتب یا مصحح است. نسخة چاپی منظور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ مثال‌های زیر گویای این مطلب است.

ـ ز بس گردید گرد خانه‌اش رنگ تماشایی

 

نظرها پاشد از دیوار چون نور از جبین پیدا
                     (شوکت بخاری، 1382: 49)

 

صورت صحیح کلمه باشد است و نسخة ما نیز چنین آورده است.

ـ به سروقت دل ما آمدن آسان نمی‌باشد

 

بود مژگان شیران جاده راه پیشة ما را
                                         (همان: 55)

 

با توجه به آوردن شیر در مصرع دوم و رعایت آرایة مراعات‌النظیر، «بیشه» درست است.

ـ گرانی می‌کند کثرت به دل وحدت‌گزینان را

 

غم صدر و نعالی کی بود خلوت‌گزینان را
                                        (همان: 81)

 

به نظر می‌رسد به‌سبب مترادف‌بودن با صدر، «تعالی» صورت صحیح کلمه است.

ـ کار ما از انفغال خصم می‌گیرد کمال

 

سبز گردد ز آبروی خوشه‌چین این دانه‌ها
                                      (همان: 142)

 

صورت صحیح کلمه انفعال بوده و نقطة «ع» احتمالاً اشتباه تایپی است.

ـ به دست موج شبنم پنجة خورشید مینایم

 

نمی‌آید ز شیری آنچه می‌آید ز موری‌ها
                                       (همان: 144)

 

واضح است که صورت صحیح کلمه با توجه به آمدن پنجه «می‌تابم» است.

ـ آرزو بسیار دارم شوکت و تنگ است دل

 

صد قلمرو شیر را چابک نیستان بیشه است
                                       (همان: 186)

 

صورت صحیح ترکیب بالا، «جا یک نیستان» است و مصرع دوم به‌صورت بالا بی‌معنی است.

تعدادی از بقیة موارد در جدول زیر آورده می‌شود.

جدول شمارة 3: نمونه‌هایی از کم یا اضافه‌شدن نقطة حروف و کلمات

صفحه

صورت آورده‌شده در نسخة چاپی

صفحه

صورت آورده‌شده در نسخة تصحیحی ما

191

شوکت ز گفت‌وگویت بوی محبت آید

نثرت چنانکه قالی است نظم خوش تو خالی است

307

شوکت ز گفت‌وگویت بوی محبت آید

نثرت چنانکه قالی است نظم خوش تو حالی است

194

خامش نبود کم سخن افتاد چو معشوق

چون ناز سر حرف کند بار زبان چیست

308

خامش نبود کم سخن افتاد چو معشوق

چون ناز سر حرف کند باز زبان چیست

217

چنان نظارة خلدم کند زبان بی‌تو

که گل به چشم من از خار روی حور افتد

350

چنان نظارة خلدم کند زیان بی‌تو

که گل به چشم من از خار روی حور افتد

247

از نحل قامت تو تمنّی ثمر خورد

هرکس تو را به بر کشد از عمر بر خورد

597

از نخل قامت تو تمنّی ثمر خورد

هرکس تو را به بر کشد از عمر بر خورد

361

نباشد حاصل مرد سخنور غیر خاموشی

کند قطع سخن تیغ زبان دسته دندانش

477

نباشد حاصل مرد سخنور غیر خاموشی

کند قطع سخن تیغ زبان دشنه دندانش

397

خانة نار سیه‌چشمان بود آغوش من

سرمة چشم غزالان است داغ سینه‌ام

513

خانة ناز سیه‌چشمان بود آغوش من

سرمة چشم غزالان است داغ سینه‌ام

399

ز جهره رنگ به کوی تو ریختم رفتم

غبار خویش به صد پرده بیختم رفتم

516

ز چهره رنگ به کوی تو ریختم رفتم

غبار خویش به صد پرده بیختم رفتم

406

فراغم داده است از فکر رنگارنگ بوسیدن

ز عریانی قبای چهرة رنگی که من دارم

531

فراغم داده است از فکر رنگارنگ پوسیدن

ز عریانی قبای چهره‌ای رنگی که من دارم

445

ز بس آرایش تن جانگداز افتاد بیرونش

خورد چون شمع انگشت مرا رنگ حنای من

537

ز بس آرایش تن جانگداز افتاد بیرویش

خورد چون شمع انگشت مرا رنگ حنای من

413

از بهارستان وحدت تا مرا فیضی رسد

نکهت گلزار بال عندلیبان می‌کشم

500

از بهارستان وحدت تا مرا فیضی رسد

نکهت گل را ز بال عندلیبان می‌کشم

جابه‌جایی حروف و کلمات

جابه‌جایی حروف و کلمات از عوامل دیگری است که غلط‌هایی را در دیوان چاپی رقم زده است.

ـ شب که از رخسار بزم او تماشا داشتیم

 

بود مژگان از نگاه گرم آتشباز ما
                   (شوکت بخاری، 1382: 124)

 

 

صورت صحیح مصرع اول «شب که از رخسار او بزم تماشا داشتیم» است و جابه‌جایی دو کلمة «بزم و او» این اشکال آشکار را ایجاد کرده است.

ـ دین‌فروشی بود شوکت کار ما زانرو که هست

 

چارسوی فکر لبریز از متاع دین ما
                                         (همان: 49)

 

صورت صحیح کلمه در نسخة ما «کفر» است و به‌سبب قرینة دین‌فروشی، درست به نظر می‌رسد و جابه‌جایی حروف «ک» و «ف» باعث این اشتباه شده است.

ـ از خط پشت لب او چشم راحت داشتن

 

توتیا از دیدة گرد نمکدان کردن است
                                       (همان: 175)

 

صورت صحیح مصرع بالا عبارت است از: «توتیای دیده از گرد نمکدان کردن است». جابه‌جایی کلمات دیده و از این اشکال را موجب شده است.

ـ چون آب لعل از جگر سنگ می‌کشم

 

زان می که در پیالة من شیشه شیشه است
                                       (همان: 259)

 

صورت صحیح مصرع اول اینگونه است: «چون لعل، آب از جگر سنگ می‌کشم» و جابه‌جایی کلمات«لعل» و «آب» این اشکال را به وجود آورده است.

ـ صحبت روشندلان مفتاح قفل خامشی است

 

طوطی آیینه زین تصویر گویا می‌شود
                                       (همان: 386)

 

صورت صحیح مصرع دوم در نسخة تصحیحی ما اینگونه است: «طوطی تصویر زین آیینه گویا می‌شود». جابه‌جایی «آیینه» و «تصویر» این اشکال را به وجود آورده است.

ـ گشودی لب به حرف و شد خموشی پیشة شوکت

 

نهادی پا به سحر دوست اعجاز مرا بستی
                                       (همان: 175)

 

صورت صحیح مصرع دوم در نسخة ما چنین است: «نهادی پا به سحر و دست اعجاز مرا بستی» است که صورت صحیح نیز هست و جابه‌جایی حرف «و» با «د» موجب این اشکال شده است.

اشکال‌های رسم‌الخطی

گاهی نیز اشکالات رسم‌الخطی به وجود آمدن اغلاط را دامن زده است.

ـ لباس از حق مجو دیگر که تشریف کرم باشد

 

قبای چهرة رنگی که از هستی است انسان را
                                         (همان: 81)

 

صورت صحیح کلمه در مصرع دوم «چهره‌ای» است و این اشکال از رسم‌الخط قدیم ناشی شده است.

ـ خون دلخستة آن چشم سیه را قوت است

 

چوب بادام شهیدان ترا تابوت است
                                       (همان: 157)

 

مصرع اول در نسخة ما اینچنین است: «خونِ دل، خستة آن چشم سیه را قوت است». به‌سبب اشکال رسم‌الخطی، مصرع اول نسخة چاپی بدون معنیِ درست است.

ـ از جلوة تو شوکت افتاده شد فنا

 

برخواستن ببین به نشستن چه می‌کند
                                       (همان: 297)

 

رسم‌الخط صحیح کلمه «برخاستن» است و در نسخة ما هم چنین ضبط شده است.

ـ غبار از جا به بال شهپر طاوس می‌خیزد

 

به خاک از بس که اشکم هر نظر رنگ دگر غلطد
                                       (همان: 282)

 

صورت صحیح کلمه با توجه به وزن شعر در نسخة ما «طاووس» ضبط شده است.

ـ قسم به مطلع ثانی‌ات می‌دهم ساقی

 

که همچو صبح دوم صاف کرده‌ای طنبور
                                       (همان: 517)

 

صورت صحیح رسم‌الخط کلمة «ثانیت» است.

ـ هر سحر که گل عبادت حق

 

گردد از زین عابدین سیراب
                                       (همان: 509)

 

سحرگه صورت صحیح ترکیب بالاست و این اشتباه احتمالاً ناشی از نگذاشتن سرکش حرف «گ» در رسم‌الخط قدیم است.

اشکال وزنی

اشکال وزنی از دیگر اشکالاتی است که در نسخة چاپی دیده می‌شود.

ـ زد به سنگ آتش که افروزد چراغ شهرتی

 

یک قد آدم بلند شد خوشة فرهاد سوخت
                                       (همان: 150)

 

مصرع دوم ازنظر وزن اشکال دارد و حرف «د» در کلمة بلند به اصطلاح علمای عروض به درج می‌رود و اضافی است. صورت صحیح مصرع که نسخة ما ضبط کرده چنین است: «یک قد آدم علم شد آتش و فرهاد سوخت».

ـ بررویش پریشان رنگ افتاده است پنداری

 

که عکس بوی گل پیداست از آیینة رویش
                                       (همان: 374)

 

وزن شعر مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن است و مصرع اول نارسایی وزنی دارد. صورت صحیح مصرع که در نسخة ما آمده این است: «پری رویش پریشان رنگ افتاده است پنداری».

ـ دلم ز غنچة فردوس وا نشد شوکت

 

چو بوسه کنج دهان کسی است کنج فراغم
                                       (همان: 414)

 

وزن غزل و وزن مصرع دوم مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن است؛ اما مصرع اول این وزن را ندارد و وزن آن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن است. در نسخة تصحیحی ما بیت به‌صورت صحیح زیر آمده است:

دگر ز غنچة فردوس وا نشد دل شوکت
ـ دگر شوکت ز احوال گرفتاران که می‌پرسد

 

چو بوسه کنج دهان کسی است کنج فراغم
به حال خود گرفتارند صیدان ز بدنامی
                                       (همان: 476)

 

وزن مصرع دوم شکسته است و این شکستگی وزن به‌سبب آوردن کلمة «صیدان» به‌جای «صیادان» رخ داده است که شاید غلط تایپی هم باشد.

به گفت‌وگوی شوی چند بی‌ادب شوکت

 

نشین که مصحف خاموشی می‌کنم تفسی
                                       (همان: 528)

 

مصرع دوم ازنظر وزنی یک واج بیشتر دارد و وزنش ناسالم است. صورت صحیح مصرع در نسخة تصحیحی ما چنین آمده است: «نشین که مصحف خاموشی‌یی کنم تقریر»

اشکال فعلی

اشکال فعلی از دیگر اشکالاتی است که بر نسخة چاپی وارد است.

ـ گاه رحمی به حنا باید خورد

 

که فتاده است ز پا از دستت
                                       (همان: 149)

 

صورت صحیح فعل بالا «کرد» است که نسخة ما همان را ضبط کرده است.

ـ بوی گل است پرتو شمع مزار ما

 

از بس که کرده‌ایم غم گلرخان به خاک
                                       (همان: 387)

 

فعل یادشده «برده‌ایم» است؛ زیرا غم گلرخان را با خود به خاک می‌برند نه اینکه غم گلرخان را در خاک می‌کنند.

ـ سرکشان را زیر دست خود به نرمی کرده‌ایم

 

بارها از موم بحر شعله را پل بسته‌ام
                                       (همان: 392)

 

صورت صحیح فعل دوم با توجه به فعل اول و جمع‌آوردن سایر افعال در غزل، «بسته‌ایم» است که در نسخة ما نیز چنین آمده است.

ـ چون خیال خواب می‌گردد مرا شب‌های غم

 

چشم خود را سرمه از گرد نمکدان می‌کشم
                                       (همان: 387)

 

صورت صحیح فعل «می‌گیرد» است و در نسخة ما نیز چنین آمده است.

ـ یکی همین که به حشرم شوی معین و شفیع

 

یکی چنین که به دهرم شوم حفیظ و نصیر
                                       (همان: 528)

 

صورت صحیح فعل «شوم» در مصرع دوم «شوی» است که در نسخة ما نیز چنین آمده است.

ـ شوکت این ترک ادب چند دعا می‌گوید

 

تا به افلاک شوم دست و گریبان رفتم
                                       (همان: 533)

 

صورت صحیح مصرع اول در نسخة ما چنین است: «شوکت این ترک ادب چند، دعا می‌گویی؟»

ـ زمانه بازی دیگر به روی کار آورد

 

فکنده مهرة خال تو را به ششدر خط
                                       (همان: 378)

 

با توجه به فعل «آورد» در مصرع اول، صورت صحیح فعل دوم «فکند» است که در نسخة ما نیز چنین آمده است.

ـ در این میدان ز ضعف خویش آن گلگون سوارم من

 

که می‌باشد عنان گردیدن من رنگ گردیدن
                                       (همان: 434)

 

بدیهی است که عنان را می‌گردانند، نه عنان را می‌گردند؛ در نسخة ما نیز «عنان گرداندن» آمده است که بی‌تردید صورت صحیح فعل یادشده است.

اشکال قافیه

اشکال قافیه نیز از مواردی است که در دیوان چاپی دیده می‌شود.

ـ خانه‌ام از تیره‌بختی‌هابه رنگ سرمه است

 

پرتو مهتاب بر بالم به رنگ سرمه است
                                       (همان: 187)

 

«به رنگ سرمه است» در این بیتِ مطلعِ غزل، ردیف است؛ اما «تیره‌بختی‌ها» با «بالم» نمی‌تواند قافیه باشد. صورت صحیح آن در نسخة ما چنین آمده است:

خانه‌ام از تیره‌بختی‌هاز سنگ سرمه است

 

پرتو مهتاب بر بالم به رنگ سرمه است

«سرمه است» ردیف و «سنگ» و «رنگ» قافیه است.

ترجیحات نادرست

ترجیحات یا ضبط نادرست، با توجه به محدودبودن نسخه‌های در دسترس مصحح محترم، علت دیگری است که قسمت عمده‌ای از اشکالات دیوان چاپی را در بر می‌گیرد؛ به‌طوری‌ که نمی‌توان از کنار آن به‌آسانی گذشت و آن را نادیده گرفت. بررسی زیر دلیلی گویا بر این ادعای ماست:

بس که باشد ز تو روزی مشکل

 

نرود رنگ حنا از دستت
                                       (همان: 149)

 

صورت صحیح کلمه در نسخة ما «دوری» است و مصرع به‌صورت بالا بی‌معنی است.

ـ کشتة ناز تو مستانه به خود می‌غلتد

 

موج می ناوک بیداد تو را بال و پر است
                                       (همان: 161)

 

نسخة ما «به خون می‌غلتد» آورده است که مصطلح‌تر و صحیح‌تر است.

گفت از آن چشم سیه مصرع فردی شوکت

 

که ردیفش همه چون مدّ نگه مژگان است
                                       (همان: 173)

 

ضبط نسخة ما «مصرع چندی» است و به نظر می‌رسد درست‌تر هم هست؛ زیرا مصرع فرد نمی‌تواند ردیف داشته باشد و این «مصرع چندی» یا «چند مصرع» است که تشکیل بیت داده است و می‌تواند ردیف داشته باشد.

ـ تا کلک و کاغذ سوخته است از شکوة جانسوز من

 

هر صفحه از آیینه‌ام هر خانه‌ام از آهن است
                                       (همان: 174)

 

مصرع دوم بدین صورت بی‌معنی به نظر می‌رسد. در نسخة ما چنین آمده است: «هم صفحه‌ام ز آئینه و هم خامه‌ام از آهن است» که حالت مراعات‌النظیرداشتن «کلک و کاغذ» با «خامه و صفحه» تأییدکنندة درستی نسخة ماست.

- تردستی معمار بود سیل بنایم

 

دیوانة من خواهش تعمیر ندارد
                                       (همان: 238)

 

صورت صحیح کلمة «ویرانه» است؛ زیرا «سیل» و «ویرانه» و «تعمیر» مراعات‌النظیر است و «دیوانه» با آنها مناسبتی ندارد.

ـ مرا شب‌های تنهایی نیازست این که همدم شد

 

که از آغوش تنگ من خیال او مجسم شد
                                       (همان: 259)

 

در نسخة ما مصرع اول به این صورت آمده است: «مرا شب‌های تنهایی نه یار است این که همدم شد» که با توجه به قرینة «خیال او» در مصرع دوم به نظر می‌رسد این ضبط درست‌تر از ضبط نسخة چاپی باشد.

ـ مرا امشب به سر بال همایی سایه‌افکن شد

 

به فرق خویشتن دیوار را دیدم که می‌آید
                                       (همان: 334)

 

واضح است که «دیوار» در مصرع دوم نمی‌تواند درست باشد و این آمدن «دلدار» است که با سایه‌افکن‌شدن بال «هما» می‌توان تعبیر درستی از آن برداشت کرد. بدیهی است که ترجیح «دلدار» بر «دیوار» در نسخة ما درست است.

ـ پرده‌های گوش بال مرغ آتش خامه شد

 

هر کجا شوکت ز سوز دل فغان برداشتیم
                                       (همان: 427)

 

صورت صحیح ترکیب «آتشخواره» است و «آتش خامه» ناصواب است.

ـ تا دم مرگ دو بال است تو را خودبینی

 

چار چشم است سگ نفس تو از عنصر تو
                                       (همان: 458)

 

خودبینی نمی‌تواند بال پرواز باشد؛ چون معنی منفی دارد. نسخة ما «دو بالاست» آورده است که صورت صحیح ترکیب است؛ زیرا در صورت دو بالا بودن خودبینی است که معنی درستی از مصرع درک می‌شود.

ـ بر شما ز آنچه رفته از اعدا

 

شود او خون چکد ز چشم سحاب
                                       (همان: 510)

 

مصرع دوم در نسخة ما «سزد ار خون چکد ز چشم سحاب» آمده است و صورت صحیح نیز همین است؛ زیرا مصرع نسخة چاپی بی‌معناست.

چند مورد از موارد بسیار ترجیحات نادرست نیز در جدول زیر آورده می‌شود.

جدول شمارة 4: نمونه‌هایی از ترجیحات نادرست

صفحه

صورت بیت آمده در نسخة چاپی

صفحه

صورت بیت نسخة تصحیحی ما

138

چنان بی او چکید از پیکرم خون بصیرت‌ها

که چون نرگس به چشمم پیکرنی بست حیرت‌ها

276

چنان بی او چکید از پیکرم خون بصیرت‌ها

که چون نرگس به چشمم شد نگه پی بست حیرت‌ها

297

آهن آیینه می‌باید ز سنگ سرمه‌اش

گشته چشمت صحت خود را تماشا می‌کند

350

آهن آیینه می‌بالد ز سنگ سرمه‌اش

بس که چشمت صحت خود را تماشا می‌کند

310

ندارد نفس حیوان از در کس چشم نومیدی

که می‌سازد سبک قانع به مشت استخوان خود

448

ندارد نفس حیوان از در کس چشم نومیدی

که می‌سازد سگ قانع به مشت استخوان خود

408

چنان آباد بهر سوختن شد خانة صبرم

که می‌سوزد از آن آتش که دارد سنگ دیوارم

625

چنان آماده بهر سوختن شد خانة صبرم

که می‌سوزد از آن آتش که دارد سنگ دیوارم

478

شربت از چشم مسیحا می‌خورد بیمار او

چشم پرگاری که دارد همچو من دلخسته‌یی

654

شربت از چشم مسیحا می‌خورد بیمار او

چشم بیماری که دارد همچو من دلخسته‌یی

نتیجه‌گیری

سیروس شمیسا دیوان شوکت بخارایی را در سال 1382 با استفاده از دو نسخة خطی تصحیح کرد و انتشارات فردوس با شمارگان (تیراژ) هزار نسخه آن را به چاپ رسانید؛ شوکت از شاعران بزرگ سبک هندی بوده و دیوان او نیز از کلیات‌های وزین و ارزشمند سبک هندی است. به‌سبب محدودبودن نسخه‌های در دسترسِ مصحح محترم و نداشتن تمرکز و علاقة باطنی به کار تصحیح ـ طبق اظهار خود آن بزرگوار ـ و داشتن تفکر احیا و نجات از فنای اثری ارزشمند با رونویسی و تصحیح نه‌چندان علمی و سپردن آن به چاپخانه، نسخه‌ای فراهم شده بود که نمی‌توان آن را تصحیح منقحی به شمار آورد؛ زیرا از یک‌سو غلط‌های چاپی بسیاری در آن راه یافته بود و ازسوی دیگر به‌دلیل استفاده‌نکردن از نسخه‌های خطی وزین موجود دیگر، اثر چاپ‌شده صورت علمی و انتقادی نداشت. همچنین تبویب و چینش غزلیات، قطعات، رباعیات، دوبیتی‌ها و تک‌بیتی‌ها درظاهر به روش الفبایی، اما به‌صورت فلّه‌ای انجام شده بود و کتاب فهرست آنچنانی و تعلیقات نداشت؛ بنابراین نگارندگان این مقاله تصمیم گرفتند با استفاده از 6 نسخة خطی منتخب از 30 نسخة خطی در دسترس به تصحیح دیوان اهتمام ورزند. سرانجام با انتخاب شیوة تصحیح بینابین اشکالات موجود در دیوان چاپی را ـ که 360 مورد آن را یادداشت و در 9 بخش طبقه‌بندی کرده بودیم ـ زدوده و نسخه‌ای منقح‌تر و کامل‌تر از همة نسخه‌های موجود ارائه کردیم. این اشکال‌های طبقه‌بندی‌شده عبارت است از: 1) التباس حروف با همدیگر؛ 2) کم یا زیاد شدن حروف یا کلمات؛ 3) کم یا اضافه شدن نقطة حروف و کلمات؛ 4) جابه‌جایی حروف و کلمات؛ 5) اشکالات رسم‌الخطی؛ 6) اشکال وزنی؛ 7) اشکال فعلی؛ 8) اشکال قافیه؛ 9) ترجیحات نادرست. امید است این پژوهش راهگشای پژوهش‌های محققان گرامی در تحقیقات بعدی باشد. باید گفت نسخة چاپی دربردارندة 9 قصیده، 641 غزل، 1 قطعه، 300 دوبیتی، 15 رباعی و 246 تک‌بیتی بوده است و نسخة تصحیحی ما 9 قصیده، 728 غزل، 2 قطعه، 296 دوبیتی، 20 رباعی و 402 تک‌بیتی دارد و درنتیجه مشخص است که 77 غزل، 1 قطعه، 5 رباعی و 156 تک‌بیتی، بیش از نسخة چاپی دارد.

منابع

1- اصغری هاشمی، محمدجواد (1388). شیوه‌نامة تصحیح متون، قم: دلیل ما، چاپ اول.

2- براون، ادوارد (1316). تاریخ ادبیات ایران، ترجمه و تصحیح رشید یاسمی، تهران: ایرانیان، چاپ اول.

3- جهانبخش، جویا (1390). راهنمای تصحیح متون، تهران: میراث مکتوب، چاپ سوم.

4- شفق، ترگای (1386). تصحیح انتقادی دیوان شوکت بخارایی، رسالة دکتری ترگای شفق، دانشگاه تهران.

5- شوکت بخاری، محمداسحاق (1382). دیوان شوکت بخاری، به تصحیح سیروس شمیسا، تهران: فردوس، چاپ اول.

6- ----------------- (1178). کلیات شوکت بخارایی، نسخة خطی به کتابت احمد خلوتی مناشری، قم: کتابخانة مرعشی نجفی.

7- ----------------- (بی‌تا). دیوان شوکت بخارایی، نسخة خطی به کتابت حسین عثمان افندی، تبریز: کتابخانة مرکزی.

8- ----------------- (بی‌تا). دیوان شوکت بخارایی، نسخة خطی به کتابت فیض‌اله، تبریز: کتابخانة مرکزی.

9- ----------------- (1094). کلیات شوکت بخارایی، نسخة خطی به کتابت ...؟، تهران: کتابخانة مجلس شورای اسلامی.

10- ---------------- (1254). غزلیات شوکت بخارایی، نسخة خطی به کتابت غلامحسین عجزنژاد، تهران: دانشگاه تهران.

11- ---------------- (بی‌تا). کلیات شوکت بخارایی، نسخة خطی به کتابت ...؟، تهران: کتابخانة ملی ایران.

12- مایل هروی، نجیب (1369). نقد و تصحیح متون، مشهد: آستان قدس رضوی، چاپ اول.