<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>متن شناسی ادب فارسی</title>
    <link>https://rpll.ui.ac.ir/</link>
    <description>متن شناسی ادب فارسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسنامه دوره 18 شماره 2</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30538.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حکایت «پیرزن و سلطان سنجر» براساس آرای میشل فوکو در باب تحلیل گفتمان</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30226.html</link>
      <description>میشل فوکو با بهره‌گیری از رویکرد تبارشناسی و دیرینه‌شناسی دانش، سبک جدیدی را در تاریخ‌نویسی پدیده‌های اجتماعی‌ به وجود آورد که مفهوم قدرت در آن نقش برجسته‌ای دارد. وی قدرت را نه در انحصار ساختارهای رسمی، بلکه در تمام حوزه‌های اجتماعی پراکنده و مناسبات آن را شبکه‌ای گسترده می‌داند که تا اعماق جامعه پیش‌رفته است و تمام افراد از هر پایگاه‌ اجتماعی کمابیش در آن درگیرند. حکایت &amp;amp;laquo;پیرزن و سلطان سنجر&amp;amp;raquo; در مخزن‌الاسرار نظامی از نمونه‌های بارز نمایش گفتمان مبتنی بر قدرت و بستری مناسب برای تحلیل گفتمان فوکویی است. این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی، گفتمان قدرت را در حکایت مذکور بررسی‌ و ضمن شناسایی شاخصه‌های گفتمان‌ مذکور، با تکیه بر آنها پیوند دال‌های شناور با دال مرکزی گفتمان را تحلیل ‌کرده‌ است. یافته‌های پژوهش، نشان می‌دهد که گفتمان &amp;amp;laquo;ایده‌آلیسم&amp;amp;raquo; بر این حکایت غالب است و مبارزه با بی‌عدالتی و استبداد از شاخصه‌های مهم آن به شمار می‌رود. در این گفتمان سیاسی - انتقادی، دال‌های شناوری چون پیرزن، آه ستم‌دیدگان، عدالت الهی و روز قیامت، در تقابل با دال‌های شناور دیگری نظیر سلطان سنجر، بی‌تفاوتی، شحنگان، ظلم و ... دربارۀ دال مرکزی و تم اصلی گفتمان (عدالت‌جویی و دادخواهی) به معناسازی و بازنمایی مناسبات قدرت می‌پردازند. پیوند دال‌های شناور در این حکایت و ارتباط آنها با دال مرکزی در یک مفصل‌بندی دقیق، نشان از یک گفتمان منسجم دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی اندیشگانی مؤلفة عدل الهی در شعر سعدی با رویکرد کلامی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30201.html</link>
      <description>سبک‌شناسی اندیشگانی با رویکرد کلامی، از شیوه‌های سبک‌شناسی لایه‌ای است که در خدمت تحلیل و فهم مواضع اعتقادی متن و به‌طور خاص مؤلفه‌های اعتقادی و کلامی سخن قرار می‌گیرد و ارتباط لایة ایدئوژیک متن را با دیگر لایه‌های آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی روشن می‌کند؛ کیفیت و سهم هر لایه را در تقویت لایة اندیشگانی سخن می‌سنجد و مانع کلّی‌گویی‌ها و پیش‌داوری‌ها در تعیین مواضع اعتقادی متن می‌شود. نویسندگان در این نوشتار با بهره‌گیری از این شیوة جامع و جزئی‌نگر، به بررسی مؤلفة عدل الهی در آثار سعدی پرداخته‌اند؛ نخست انواع هنجارهای عقیدتی را در حوزة حُسن و قبح عقلی یا شرعی، ماهیّت عدل الهی، انواع نظریه‌ها در باب جواز یا وجوب صلاح و اصلح بر پروردگار یا عدم وجوب صلاح و اصلح بر پروردگار به‌همراه مصادیق آن نشان ‌داده‌اند و سپس بر اساس آن، به سبک‌شناسی کلامی مؤلفة عدل الهی در آثار سعدی پرداخته‌اند. در تحلیل نهایی چنین استنباط می‌شود که اندیشة سعدی در مؤلفة عدل الهی با اعتقاد اشاعره همسویی دارد و ردّپای این اثرپذیری در سطح واژگانی، به‌روشنی در شبکة واژگان (عدل/ جور)، (مالک/ مُلک/ املاک)، (حاکم/ حکم‌کردن) و (قضای ازلی/ قلم‌رفتن) آشکار می‌شود. همچنان که این اثرپذیری در لایة نحوی سخن با بهره‌گیری شاعر از (جملات شرطی) و (در جایگاه &amp;amp;laquo;فاعل&amp;amp;raquo; بودن خداوند و در جایگاه &amp;amp;laquo;مفعول&amp;amp;raquo; بودن بندگان و مخلوقات) در تبیین مشیّت مطلق و بی‌چون و چرای الهی خود را نشان می‌دهد و درنهایت این اثرپذیری در لایة بلاغی سخن با بهره‌گیری شاعر از (استعارة تبعیه) و (صنعت جمع) نمود می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مفهوم هامارتیا و هوبریس در ادبیات اساطیری- تراژیک ایران و یونان (مطالعۀ موردی: شاهنامۀ فردوسی و نمایش‌نامه‌های آیسخولوس)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30200.html</link>
      <description>جستار حاضر با نگاهی مقایسه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی و اسنادی به بررسی دو کلان‌فرهنگ ایران و یونان با استناد به ادبیات اساطیری - تراژیکِ این دو فرهنگ براساس دو مفهوم کلیدی &amp;amp;laquo;هامارتیا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هوبریس&amp;amp;raquo; می‌پردازد. برای این منظور از ادبیات ایران شاهنامه و از ادبیات یونان نمایش‌نامه‌های آیسخولوس برگزیده شده‌اند. در شاهنامه اعمالی که در دستۀ خطای مهلک/ تراژیک (هامارتیا) و برمنشی (هوبریس) قرار می‌گیرند بسیار نادر و با کمترین بسامد رخ داده‌اند؛ زیرا رابطۀ بین خدا و انسان مبتنی‌بر عدالت بوده است و خداوند هرآنچه لازم بوده است در خدمت انسان قرار داده و از او خواسته است که سپاس‌گزار باشد؛ بنابراین، انسانِ شاهنامه دلیلی برای تکرار و تداوم هامارتیا و هوبریس نمی‌دیده است و اگر جمشید و کیکاووس دست به چنین اعمالی زده‌اند، از بطر و ناسپاسی بوده نه از نارضایتی از عدالت خداوند؛ اما در فرهنگ یونانی اعمالی که در دستۀ هامارتیا و سپس هوبریس قرار می‌گیرند، پربسامد بوده است که نشان از بی‌عدالتی خدایان نسبت به انسان‌ها و محدودیت‌های بوده که به دست آنها بر انسان اِعمال می‌شده است؛ بنابراین انسانِ یونانی ابتدا با هامارتیا و سپس با رشد آگاهی خود در جهت پیشبرد منافعش دست به هوبریس می‌زند و زمانی که طی این روند آگاه‌تر می‌شود با گفت‌وگوهایی که با خدایانش انجام می‌دهد از اعمال هامارتیایی گذر می‌کند و به اعمال هوبریسی نیز مشروعیت می‌دهد و مجوز و پشتیبانی آن را از خدایان خود دریافت می‌کند و با طی این مسیر انسان از جایگاه موجودی مطیعِ بی‌چون و چرای خدایانش که اغلب خیرخواه او نیز نیستند، به انسانی با توان مذاکره و گفت‌وگو می‌رسد که بیانگر این امر است که این دو مفهوم در فرهنگِ‌ ایرانیِ شاهنامه جنبۀ هشدار و حذر و توبه داشته‌ و در فرهنگ یونانی مسیری برای احیا و برقراری مفاهیمی مانند عدالت بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتساب‌شناسی مأخذ‌شناختی اشعار شاطر عباس صبوحی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29988.html</link>
      <description>شاطر عباس صبوحی از شاعران صاحب‌نام عصر ناصری است؛ با این ‌حال، دربارة صحت انتساب اشعار دیوان این شاعر به او تردید جدی وجود دارد. دلیل این تردید، ورود اشعار شاعران ماقبل یا معاصر شاطر عباس به دیوان وی است. بی‌گمان هرگونه اظهارنظر علمی دربارة شعر صبوحی به تعیین تکلیف این دست اشعار نیاز دارد که براساس انتساب‌شناسی یکایک اشعار این شاعر عملی خواهد شد. مقالة حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی و رویکرد مأخذشناختی در این مسیر پیش رفته و کوشیده است بیش از پیش نشان دهد که کدام اشعار منتسب به شاعر مدنظر، در دیوان کدامین شاعران وجود دارد. این مقاله سرانجام نتیجه‌گیری می‌کند که از میان بیشترین آمار شعرهای منتسب به شاطر عباس، 47 شعر، شامل 32 غزل، 1 قطعه، 6 رباعی و 8 شعر ناتمام، قطعاً برای این شاعر نیست و این تعداد، تقریبا دو برابر آماری است که پژوهشندگان پیشین نشان داده‌‌اند. همچنین 10 شعر، شامل 8 غزل و 2 شعر ناتمام، قطعاً برای اوست و 61 شعر، شامل 35 غزل، 1 مخمس، 1 قطعه، 10 رباعی، 13 شعر ناتمام و 1 ترانة عامیانه، جز در چند مورد که اطلاعات تشکیکی دربارۀ آنها وجود دارد، احتمال صحت و سقم انتسابشان به وی مساوی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت و معرفی تصحیح تازۀ تذکرۀ لباب‌الالباب عوفی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30235.html</link>
      <description>لباب‌الالباب نخستین تذکرۀ موجود در تاریخ ادبیات فارسی است که محمد عوفی آن را در پیرامون سال 618ق تألیف کرده و با وجود اینکه چند بار چاپ و بازچاپ شده، متن آن هنوز به‌صورت علمی و انتقادی تصحیح و منتشر نشده است؛ به‌طوری‌که چاپ اول آن یعنی تصحیح ادوارد برون بر روش درستی از تصحیح استوار نیست و اساس چاپ‌های بعدی نیز فقط چاپ برون است؛ بنابراین، اشتباهات و نواقص متعدد هرکدام از چاپ‌ها تصحیح تازه و علمی آن را دوچندان می‌کند؛ زیرا هم برخی از ضبط‌های مغلوط نسخه‌ها به چاپ‌های قبلی نفوذ کرده است و هم نسخه‌ها افتادگی و ضبط‌های مخدوشی دارند که تصحیح قیاسی مصححان در مواجهه با آنها کارساز نبوده است. صاحبان چاپ‌های پیشین نیز گاه برخی از ضبط‌های درست نسخه‌ها را بد خوانده‌اند و گاه به‌جای استفاده از منابع کمکی، دخل و تصرفات ذوقی و حدسی خود یا حواشی ناموجه نسخه‌ها را به متن نفوذ داده‌اند. همۀ این موارد باعث شده متن لباب‌الالباب از آنچه عوفی نوشته است، دور شود؛ درعوض تصحیح ما براساس نسخۀ نویافتۀ لکنو و مقابلۀ آن با دو نسخۀ برلین و منچستر صورت گرفته است و در کنار این سه نسخه از تذکره‌ها- مثل بزم‌آرای و عرفات العاشقین که حکم رونویس لباب‌الالباب را دارند- و منابع فرعی دیگری هم برای ضبط‌های مغلوط و افتادگی‌های نسخه‌ها استفاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان نصیحت به پادشاهان به عنوان ابزار بازتولید قدرت (مطالعه موردی: مخزن‌الاسرار نظامی)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30172.html</link>
      <description>منظومه مخزن‌الاسرار، نخستین اثر منظوم نظامی گنجوی، در دوره جوانی او به نظم درآمده است. ساختار این اثر متشکل از بیست مقاله است که در قالب حکایت‌های تعلیمی به پرورش اخلاق و تربیت عرفانی انسان می‌پردازد؛ با این حال توجه نظامی تنها به مفاهیم فردی یا عرفانی معطوف نمی‌شود؛ بلکه به سبب شرایط سیاسی و اجتماعی زمان خود خطاب‌های انتقادی مؤثری نیز به پادشاهان و صاحبان قدرت اختصاص می‌دهد. در این خطاب‌ها زبان شاعر به جای مدح و ستایش رایج رویکردی گزنده، هشداردهنده و انتقادی دارد؛ زیرا هدف بازنمایی کاستی‌های قدرت به‌ویژه بی‌عدالتی، ظلم و ناکارآمدی کارگزاران حکومتی است. نظامی در برابر این امور با برجسته‌سازی مفاهیمی چون عدالت و بخشش، الگوی آرمانی از حکومت عادلانه ترسیم می‌کند. در این پژوهش کوشش می‌شود با بهره‌گیری از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و مدل سه‌بعدی او سازوکارهای زبانی و گفتمانی نصیحت به پادشاهان در مخزن‌الاسرار ارزیابی شود. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که سنت نصیحت در مخزن‌الاسرار نظامی کارکردی ایدئولوژیک دارد؛ به این معنا که زبان متن فقط وسیله انتقال معنا نیست؛ بلکه نقش مهمی در بازتولید قدرت و ارزش‌های اجتماعی دارد و توازن میان هشدار، احترام و مشروعیت‌بخشی به نقد را آشکار می‌سازد. نظامی از طریق نصیحت همزمان به محدودساختن رفتارهای نامطلوب پادشاه و برجسته‌سازی الگوی شاه آرمانی پرداخته است. در سطح کلان، هدف اصلی این سنت، تثبیت عدالت الهی و تضمین نظم اجتماعی از طریق بازتعریف هویت و مسئولیت‌های پادشاه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسخه‌شناسی انتقادی آثار فارسی نویافتۀ جلال‌الدین دوانی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30236.html</link>
      <description>تصحیح علمی مجموعۀ آثار هر نویسنده در گرو نسخه‌شناسی انتقادی آثار اوست؛ زیرا با نسخه‌شناسی انتقادی مجموعۀ آثار نویسندگان، به گونه‌ای روشمند صحت و اصالت کتاب‌ها و رساله‌های منسوب به ایشان در فهرست کتابخانه‌های جهان روشن می‌شود. بر این اساس، بررسی فهرست نسخ خطی کتابخانه‌های کشورهای گوناگون نشان می‌دهد علاوه بر آثار فارسی شناخته‌شدۀ جلال‌الدین دوانی در ایران، آثاری دیگر نیز بدو نسبت داده شده که تعیین صحت و اصالت آنها نیازمند نسخه‌شناسی انتقادی است. بی‌گمان پیش از داوری جامع دربارۀ آرا و افکار دوانی، تحقیق دربارۀ نام و نشان آثار ناشناختۀ او ضرورت دارد. ازاین‌رو، هدف جستار حاضر، نسخه‌شناسی انتقادی آثار فارسی نویافتۀ منسوب به دوانی است تا از رهگذر آن، اصالت متن و صحت انتساب آنها روشن شود. در این پژوهش با روش مطالعۀ تطبیقی، بیش از ۱۱۰۰ دست‌نویس فارسی دوانی در فهرست کتابخانه‌های ایران و جهان بررسی شده است تا پاره‌ای از آگاهی‌های کتاب‌شناختی و نسخه‌شناختی ما دربارۀ آثار فارسی وی تکمیل و تصحیح شود. نتایج نسخه‌شناسی انتقادی حاضر نشان می‌دهد علاوه بر آثار فارسی شناخته شدۀ دوانی در ایران، دست‌کم یک کتاب مفصل، دو رسالۀ مختصر و یک دیوان شعر فارسی نیز از آثار اوست که در فهرست‌های مشترک فارسی از جمله فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا) به کلی یا به درستی معرفی نشده‌اند. آثار اصیل معرفی شده در مقالۀ حاضر به‌ترتیب عبارتند از: ۱) کتاب ترجمه و شرح مختصر الوقایة؛ ۲) رسالۀ گوهر ایمان؛ ۳) رسالۀ علم و ارادۀ الهی و ۴) دیوان اشعار.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نسخۀ خطیِ شرحِ مخزن‌الاسرارِ خوقند ازبکستان (به همراه معرفی و نقد این شرح)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30154.html</link>
      <description>این مقاله به معرفی، نقد و بررسیِ نسخۀ خطی شرح مخزن‌الاسرار خوقند ازبکستان (شمخا) می‌پردازد که به شمارۀ ثبت KP7307 و شامل 201 برگ در موزۀ ادبیات خوقند ثبت شده و نگهداری می‌شود. هدف پژوهش، شناخت ویژگی‌های نسخه و شیوۀ کار شارح، سنجش ارزش تحقیقی شرح و مقایسۀ آن با شروح برجستۀ پیشین و معاصر (از جمله محمد بن قوام بلخی، قاضی ابراهیم تتوی، وحیددستگردی، ثروتیان و زنجانی) است. در بخش نخست، به‌قصد معرفی شیوۀ کار شارح، به برخی ویژگی‌های زبانی و ادبیِ شرح، مانند استناد به آیات و احادیث، نکات بلاغی، نکات دستوری و واژگانی، استناد به شعر شاعران دیگر و... پرداخته شد. در بخش دوم، نمونه‌هایی از شرح ابیات مخزن‌الاسرار مورد تحلیل قرار گرفت و تفاوت‌های ضبطی، روشی و تفسیریِ نسخۀ خوقند با دیگر شروح نشان داده شد؛ در بخش سوم، برخی خطاها و لغزش‌های شارح در توضیح و تبیین ابیات بررسی شده مواردی مانند تیر خوردن خواجه نظام طوسی، معرفی «بابل» به‌عنوان چاهی در کشمیر، اختلاف ضبطِ برخی واژه‌ها و استناد غلط برخی شواهد شعری. نتایج نشان می‌دهد که نسخۀ خطی خوقند، شرحی درخور توجه و قابل مطالعه است و در بسیاری موارد همطراز با شروح معتبر است، هرچند از برخی لغزش‌های آن نباید چشم پوشی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمانِ ایران‌شهری در دیوان منوچهری دامغانی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30240.html</link>
      <description>ایران‌شهری یکی از گفتمان‌های هویت‌سازِ سروده‌های شاعران درباری سده‌های چهار و پنج هجری است. منوچهری دامغانی، از شاعران شاخص عصر غزنوی، در دیوان خود تصویری چندلایه از «ایران» ارائه می‌دهد که با ملیت، اسطوره، تاریخ و فرهنگ گره خورده‌است. این مقاله با گزینش بیت‌هایی از دیوان منوچهری که مضامین ایران‌گرایانه دارد و نیز با استخراج و رده‌بندیِ نظامِ نشانه‌ها (رمزگان‌های‌) هویت ملی و بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان، به بررسی چگونگیِ بازنمایی و بازتولید گفتمان ایران‌شهری در شعر منوچهری می‌پردازد. پرسش‌های اصلی پژوهش این است: ایران چگونه در دیوان منوچهری دامغانی بازنمایی شده است؟ و این بازنمایی حامل چه مؤلفه‌های گفتمانی است؟ این مقاله می‌کوشد تا لایه‌های گوناگون این گفتمان را بکاود و جایگاه آن را در فضای فرهنگی دوران غزنوی تحلیل کند. منوچهری، گفتمان ایران‌شهری را با رمزگان‌های هفت‌گانۀ &amp;amp;quot;جغرافیای ایرانی، شخصیت‌های اسطوره‌ای، شخصیت‌های تاریخی، جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، گاه‌شمارِ ایرانی، موسیقی ایرانی و رمزگان‌های دیگر&amp;amp;quot; بازتولید می‌کند. تحلیل محتوا نشان‌می‌دهد که منوچهری با تکیه بر جلوه‌های فرهنگ ایرانی، نقش مهمی در احیای هویت ملی ایرانیان پس از اسلام ایفا کرده است و در خطِ تداوم گفتمانی است که ایران را سرزمینی ورجاوند و فرهمند بازنمایی می‌کند. به این اعتبار منوچهری را می‌توان از پیشروان گفتمان ایران‌شهری در قصیده‌های ستایشی معرفی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر تصحیح نصیحةالملوک غزالی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30244.html</link>
      <description>نصیحة‌الملوک یکی از معدود آثار فارسیِ ابوحامد محمّد غزالی (متوفی: ۵۰۵ ه‍.) است که موضوعی کم‌نظیر در میان آثار غزالی دارد و در بررسی سیر اندیشهٔ سیاسی او همواره مورد توجه بوده است. جلال‌الدین همایی دو بار این اثر را در سال‌های ۷- ۱۳۱۵ و ۱۳۵۱ ش. تصحیح کرد؛ بار اوّل از روی تک‌نسخه‌ای نونویس و مغلوط و بار دوم با استفاده از هفت نسخه. همایی خود از چاپ اوّل راضی نبود و از این رو دست به تصحیح دوبارهٔ اثر زد. با این همه دومین تصحیح نیز از اشکالات در «متن» و «روش تصحیح» برکنار نمانده است. او در مقابلهٔ نسخ، روشی التقاطی را برگزید در حالی که از گفته‌های او در مقدمه برمی‌آید که روش او «نسخه اساس» است. در این روش، یک‌‌دست عمل نکرده و همین امر باعث بروز ابهاماتی در متن شده است. تنوع دست‌نویس‌‎های کتاب، از دشواری‌های اصلی تصحیح این اثر است؛ ساختار دوبخشی کتاب به تنوع نسخه‌ها از نظر تک‌بخشی و دو بخشی بودن انجامیده و تحریرهای متفاوتی را ایجاد کرده است. در این میان، نسخه‌های کهنِ نزدیک به حیات مؤلف نیز وجود ندارد. این پژوهش، ابتدا به بررسی اشکالات چاپ دوم نصیحة‌الملوک در زمینهٔ «معرفی، اعتبارسنجی و به‌کارگیری نسخ»، «روش تصحیح» و «ضبط‌ها» می‌پردازد و در ادامه تلاش می‌کند تا با استفاده از همان نسخه‌های در دسترس همایی و مراجعه به نسخه‌های تازه به دست آمده، برخی ابهامات را رفع کند و ضروت تصحیح دوبارهٔ اثر را نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح برخی اشتباهات در ترجمۀ قرآن کریم نوبت اول کشف‌الاسرار و عدةالابرار (با بررسی شواهدی از جلد سوم)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30257.html</link>
      <description>ترجمۀ قرآن در نوبت نخست کشف‌الاسرار که در اصل ویرایشی از ترجمه و تفسیری کهن منسوب خواجه عبدالله انصاری است، یکی از کهن‌ترین ترجمه-تفسیر‌ها به زبان پارسی است. این ترجمه از نظر گونه‌شناسی زبانی، جزو گونۀ هروی محسوب می‌شود. میبدی در ویرایش خود بر این اثر، اغلب ویژگی‌های کهن نسخۀ مادر خود را حفظ کرده و به همین دلیل، متن مورد بررسی در این جستار، پس از طبقات‌الصوفیه، رسائل و دست‌نویس‌های برجای مانده از تفسیر خواجه عبدالله انصاری، چهارمین متن مهم و کامل برای بررسی گونۀ هروی است. علی‌اصغر حکمت (و در جلد سوم با همکاری جعفر شعار)، اولین و آخرین تصحیح این اثر را در فواصل سال‌های (1331 تا 1339) انجام داده که حاصل آن ده جلد است. باوجود تلاش‌های بسیار مصحح، به دلیل محدودیت‌های فراوان تصحیح آثار در آن دوران، گستردگی متن و مشکلات چاپی و تایپی، هم‌چنین پراکندگی دست‌نویس‌های موجود از کشف‌الاسرار، تصحیح وی دارای ایرادات و اشتباهات ریز و درشت است. نگارندگان در جستار حاضر، بنا دارند برخی از اشتباهات مسلّم مصحح در ترجمۀ پارسی نوبت اول را با تمرکز بر &amp;amp;laquo;جلد سوم&amp;amp;raquo; این اثر، اصلاح کنند. این اشتباهات شامل (27 مورد) است و وجه اشتراک همۀ آن‌ها، عدم توجه مصحح به نسخۀ اساس خود یا اشتباهاتی چاپی و سهوی است که به سایر منابع نیز سرایت کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توضیحاتی پیرامون تعلیقات طومار نقّالی شاهنامه (طومار سیاهپوش)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30302.html</link>
      <description>طومار نقّالی شاهنامه (طومار سیاهپوش) یکی از مهم‌ترین طومارهای مکتوب به‌شمار می‌رود. منظور از طومار مکتوب در این‌جا طومارهایی است که با نوشتار رسمی برای مطالعۀ افراد باسواد و اشراف نوشته می‌شده است؛ ازین‌روی باید دانست که مخاطب این طومارها صرفاً مردم عادی و فرودست جامعه نبوده است. با این توضیح می‌توان گفت که چاپ طومارهای مکتوب باید به صورت کاملاً انتقادی و برابر با موازین درستِ علمی انجام بگیرد. افزون بر این، نوشتن توضیحات و تعلیقاتِ متن طومارها نیز، امری تخصّصی بوده و انجامِ این مهم با مراجعه به لغت‌نامه‌ها، توجّه به سبک و زبان متونِ عامیانه و بهره‌گیری از متن دیگر طومارها امکان‌پذیر است. گفتنی است که سجّاد آیدنلو طومار سیاهپوش را با همین نیّت تصحیح کرده و یادداشت‌هایی نیز برای این اثر فراهم نموده است. اگرچه تاکنون سه مقاله در نقد طومار سیاهپوش نوشته شده امّا در هیچکدام از این مقالات، تعلیقاتِ آیدنلو به‌صورت مفصّل و جامع بررسی و نقد نشده است؛ بنابراین، نگارنده در این مقاله سعی دارد با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی و ارزیابی تعلیقاتِ طومار سیاهپوش بپردازد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که تعلیقات آیدنلو در پاره‌ای از موارد ایراد داشته و نیاز به بازنگری مجدّد دارد. عمدۀ این اشتباهات به دلیلِ ناشناختگی لغات و اصطلاحات طومارِ مزبور یا رجوع نکردن به فرهنگ‌های لغت بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربردِ هنری ستاکِ افعال ثلاثی مجرّد عربی و برخی قواعد صرفی آن‌ها در شعر فارسی (با تکیه‌بر اشعار کمال‌الدین اسماعیل و خواجوی کرمانی)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30324.html</link>
      <description>به‌کاربردن واژگان، اصطلاحات و ترکیبات زبان عربی در شعر فارسی و نیز سرودن ملمعات و تضمین ابیات، از شیوه‌هایی است که سروده‌های شاعران فارسی‌زبان را با زبان عربی پیوند زده و از درهم‌تنیدگی این دو زبان با یکدیگر حکایت می‌کند. از جمله اصطلاحات به‌کاررفته در شعر فارسی، اصطلاحات علم صرف‌ونحو است که در این پژوهش با شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی شگر کاربردِ هنری ستاک افعال ثلاثی مجرد و برخی از قواعد صرفی آن‌ها در اشعار کمال‌ اصفهانی و خواجوی کرمانی پرداخته شده است. ضرورت پژوهش، نبودنِ تحقیقی جامع در خصوص این موضوع است و اهمیّت آن، به‌هم‌پیوستگی زبان فارسی با زبان عربی؛ تاجایی‌که در صورت کم‌توجهی به این مسائل، گره مفهومی برخی ابیات فارسی ناگشوده باقی می‌ماند. یافته‌های پژوهش مشخص کرد اغلب شاعران ادب فارسی از طریق نوعی بازی زبانی، از ستاک افعال ثلاثی مجرد در شعر خویش بهره گرفته‌اند؛ امّا کمال‌الدین و خواجو، با روی‌آوردن به لایه‌های بیانی و بلاغی زبان عربی و با هدف عمق‌بخشیدن به کلام خویش، به مضمون‌تراشی و تصویرآفرینی با ستاک افعال ثلاثی مجرد و قواعد صرفی آن‌ها پرداخته‌اند که افزون بر ایجاد پیچیدگی‌هایی ویژه در شعر‌، یکی از هنری‌ترین اشکال هم‌زیستی مقوله‌های صرفی زبان عربی در شعر فارسی را به وجود آورده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آیین‌های عامه در رباعیات اثیرالدین اخسیکتی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30325.html</link>
      <description>فرهنگ عامه با عناصر گوناگونی که دارد، از دیرباز تا کنون در شعر فارسی کارکردی محتواسازانه داشته و آن زمینۀ بسط معنایی و محتوایی این نوع ادب فارسی را فراهم آورده‌است. البته به‌کارگیری عناصر گوناگون فرهنگ عامه در شعر فارسی، به‌منظور گسترش دامنۀ معنایی و محتوایی آن، با پیامد مهم دیگری در شعر فارسی همراه بوده، و آن افزایش حجم ابهامات و سطح دیریابی شعر فارسی است. کارکرد مذکور فرهنگ عامه در شعر فارسی، در برخی از دوره‌های آن، کمیت بیش‌تری داشته و به‌تناسب، درک شعر فارسی آن دوره‌ها را دشوارتر ساخته‌است. شعر فارسی قرن ششم، از جملۀ این دوره‌هاست. در این دوره، گرایش شدید شاعران به استفاده از عناصر گوناگون فرهنگ عامه، در کنار مسائلی دیگر، منجر به پیدایش اشعار مبهم و دیریاب بسیاری شده است. اثیرالدین اخسیکتی، از شاعران سدۀ ششم با اشعار مبهم و دیریاب فراوان است. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی که داده‌های آن برگرفته از اسناد و منابع کتابخانه‌ای است، رباعیات پُرتعداد اثیرالدین اخسیکتی (564 مورد)، از نظر کاربرد آیین‌های عامه، از عناصر مهم فرهنگ عامه، بررسی و تحلیل شده‌است. مطابق دستاورد پژوهش، آیین‌های عامه در رباعیات اثیرالدین اخسیکتی بسامد و تنوع بالا دارد و آن از زمینه‌های ‌اصلی ابهام و دیریابی در بسیاری از این رباعیات است. مهم‌ترین انواع آیین‌های عامه، در رباعیات اثیرالدین اخسیکتی: 1. آیین‌های بندگی، 2. آیین‌های درباری، دیوانی و لشکری، 3. آیین‌های دینی و مذهبی، 4. آیین‌های شادی، 5. آیین‌های مرگ و سوگواری، 6. آیین‌های میگساری، و 7. سایر آیین‌ها، است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل متن‌شناختی مثنوی «لیلی و مجنون»، سروده‌ای نوشناخته از علی گیلانی در قرن دهم هجری قمری</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30329.html</link>
      <description>مثنوی لیلی و مجنون سرودۀ علی گیلانی، شاعر ناشناختۀ قرن دهم هجری، یکی از نمونه‌های نادیده‌گرفته‌شدۀ ادبیات عاشقانه–عرفانی فارسی است که تاکنون نه تصحیح انتقادی مستقلی یافته و نه مورد پژوهش جامع و تحلیلی قرار گرفته است. این اثر ، از نظر زبان، ساختار، معنا و سبک، ویژگی‌هایی دارد که آن را از دیگر نظیره‌های لیلی و مجنون متمایز می‌سازد. هدف این پژوهش، تحلیل متن‌شناختی این منظومه در لایه‌های مختلف زبانی، بلاغی، معنایی و فکری است تا ظرفیت‌های ادبی، عرفانی و فرهنگی آن به شکلی علمی و مستند روشن شود. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر خوانش دقیق و تطبیقی متن، بهره‌گیری از منابع تاریخی، ادبی و بلاغی، و تحلیل عناصر سبکی و معنایی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که گیلانی در قالب یک روایت عاشقانه، تجربه‌ای عرفانی و تأویلی از عشق ارائه می‌دهد که در آن عشق زمینی و عشق الهی در هم تنیده‌اند. زبان چندلایه، ترکیب واژگان فارسی و عربی، کاربرد اصطلاحات علمی، و بهره‌گیری از آرایه‌هایی چون تلمیح، استعاره، تناقض‌نما، و مناجات، متن را به اثری پویا، میان‌متنی و رمزآلود بدل کرده است. منظومه با پیوند میان سنت و نوآوری، فضایی خلق می‌کند که هم‌زمان در استمرار سنت ادبیات فارسی و نوآور در بیان عرفانی است. این پژوهش به عنوان نخستین گام در بازخوانی این اثر، تلاش دارد سهم علی گیلانی در گسترش ادبیات عاشقانه–عرفانی فارسی را تثبیت کند و افقی تازه برای مطالعات متون مغفول‌ماندۀ ادبیات غنایی بگشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد نشر تذکرة مجمع‌الخواص و بررسی برافزوده‌های نسخ خطّی آن</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30420.html</link>
      <description>مجمع‌الخواص تذکرۀ شعرایی است که توسّط صادق بیگ افشار، شاعر و نگارگر شهیر عصر صفوی نوشته شده و مؤلّف در آن طیّ یک مقدّمه، هشت مجلس، و یک خاتمه به معرّفی شعرای قرون دهم و یازدهم هجری پرداخته است. اگرچه صادق بیگ، تحت تأثیر مجالس‌النفایس امیرعلیشیر نوایی، اثرش را به ترکی جغتایی تألیف کرده، ولی از آنجا که این اثر در معرّفی شعرای ایرانی نوشته شده و بخش عمدة تذکره یعنی شواهد شعری آن به فارسی است این تذکره را هم می‌توان اثری به زبان فارسی محسوب داشت. در ایران تنها تصحیح موجود از این تذکره که بر اساس سه دستنویس متعلّق به کتابخانه‌های ترکیه انجام گرفته، به همّت عبدالرسول خیّامپور سامان یافته و همراه با ترجمۀ فارسی در سال 1327 در تبریز منتشر شده است. این تصحیح دارای اشکالاتی است همچون غلط‌خوانی کلمات، اسقاط ابیات و جملات، و همچنین اشتباه در ترجمه. وجود این اشکالات در این نشر، انجام تصحیحی مجدّد بر روی آن را ضروری کرده است. همچنین در برخی نسخ خطّی موجود از این اثر از جمله برخی نسخ موجود در کتابخانه‌های ایران که مورد استفادۀ خیّامپور نبوده، اضافات مهمّ و قابل توجّهی از جمله شرح حال سی و هفت شاعر ایرانی دیگر وجود دارد و همین موضوع، پی افکندن تصحیح و ترجمه‌ای جدید از مجمع‌الخواص را بایسته‌تر کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نسخه‌شناختی و محتوایی رسالۀ مناقب خواجۀ عزیزان از مشایخ طریقت خواجگان</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30440.html</link>
      <description>رسالۀ «مناقب حضرت عزیزان»، به ‌عنوان یکی از منابع اصیل و مهم در حوزۀ تصوف خراسان و به ‌ویژه در چارچوب طریقت خواجگان، در قرن دهم هجری قمری توسط محمد بن نظام خوارزمی ارژنگی بر پایۀ نقل قول‌هایی از خواجه علی رامیتنی، معروف به «خواجۀ عزیزان»، گردآوری و تدوین شده است. این اثر ارزشمند، محتوای غنی و متنوعی را در بر می‌گیرد که شامل اقوال حکیمانه، احوال، کرامات و اشعاری از خواجه عزیزان و همچنین دیگر مشایخ صوفیه است. این بخش‌ها به‌ خوبی بازتاب‌ دهندۀ روش‌های سلوکی، ذکرهای خاص، ریاضت‌های معنوی و اصول تربیت نفس در طریقت خواجگان هستند. رسالۀ مذکور، نه ‌تنها سیر فکری و مسیر سلوکی مشایخ برجستۀ سلسلۀ خواجگان را منعکس می‌سازد، بلکه نقش برجسته و بسیار مهمی در تبیین و روشن‌سازی زمینه‌ها و بسترهای تاریخی و عقیدتی شکل‌گیری طریقۀ نقشبندیه ایفا نموده است. یکی از مهمترین بخش های این کتاب نقل اشعاری از برخی عارفان است که پیش از این در منابع تصوف یافت نشده بود. در پژوهش پیشِ رو، این رساله، با اتخاذِ رویکردی توصیفی- تحلیلی و بر اساس چهار نسخۀ خطی موجود در کتابخانه‌های گنج‌ بخش (پاکستان)، تاشکند و سن ‌پترزبورگ، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. هدف از این کاوش و واکاوی، برداشتن گامی نو و مؤثر در جهت شناخت دقیق‌تر و عمیق‌تر یکی از چهره‌های تأثیرگذار در طریقت خواجگان و تکوین طریقت نقشبندیه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درنگی در ویژگی‌های متنیِ ترجمه‌ای کهن از صحیفۀ سجادیه (نگاشته در حدود قرن نهم هجری)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30628.html</link>
      <description>در پژوهش پیش روی، نگارندگان به بررسی دست‌نویس ترجمه‌ای کهن از صحیفه مبارکه سجادیه پرداخته و تلاش کرده‌اند تا ویژگی‌های رسم الخطی، سبک شناختی، دستوری و ترجمه‌ای آن را استخراج، دسته‌بندی، تحلیل و معرفی کنند. برای این منظور تمامی متن (عربی و ترجمه‌اش) بازبینی و همۀ ویژگی‌های یادشده به دقت و با رعایت اصول بررسی نسخ خطی، و برای پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین ویژگی‌های متنی و ترجمه‌ای این نسخه کدام است؟ یادداشت و دسته‌بندی شد. نتایج این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای به انجام رسیده، نشان می‌دهد که این متن، ترجمه‌ای کهن از صحیفه مبارکه سجادیه است که ظاهرا در حدود قرن نهم هجری نگاشته شده است. روش ترجمۀ‌ لفظ به لفظ، سبک زبانیِ کهن (مانندِ استفاده از ضمیر عاقل برای غیر عاقل و افزودن «ی» به آخر فعل ماضی برای افادۀ معنی استمرار یا استفاده از انواع پیشوندهای فعلی کهن)، و معادل‌گزینی‌هایی نظیر «أوجَههم عندک: روشناس‌ترین ایشان نزد تو»، و «توحیدک: یکایکی تو» می‌تواند تعلق متن به دست کم حدود قرن نهم را تأیید کند. همچنین چینش و شمار دعاهای این نسخه با نسخۀ در دسترس صحیفه مشهور به نسخۀ علامه مجلسی، متفاوت است که به طور مفصل در متن بدان اشاره خواهد شد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
