<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>متن شناسی ادب فارسی</title>
    <link>https://rpll.ui.ac.ir/</link>
    <description>متن شناسی ادب فارسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسنامه</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30146.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت تصحیح دوبارۀ التحبیر فی علم التعبیر</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29724.html</link>
      <description>التحبیر فی علم التعبیر یکی از قدیمی‌ترین خوابنامه‌های مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) نسبت یافته و برای نخستین بار ایرج افشار در سال 1354 آن را تصحیح و چاپ کرده است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی تصحیح ایرج افشار و مقایسۀ آن با تعبیرالرؤیاهای عربی و خوابنامه‌های فارسی به یکی از سرچشمه‌های این اثر و جویباران حاصل از آن توجّه شود. همچنین با تطبیق تصحیح افشار با نسخۀ استفاده‌شدۀ او و نیز با مقایسۀ آنها با دست‌نویس المعتبر فی علم التعبیر نشان داده شده است که از یک سو چاپ افشار اشکالات و کاستی‌های نسبتاً زیادی دارد و از سوی دیگر استفاده از دست‌نویس المعتبر فی علم التعبیر در تصحیح مجدّد این اثر و رفع کاستی‌های آن ضرورت دارد. این اشکالات و کاستی‌ها به‌طور عمده دو علّت داشته است: یکی خطای مصحّح و دیگر آسیب‌دیدگی نسخه. اشکالات و کاستی‌های نشئت‌گرفته از خطای مصحّح را می‌توان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمه‌های غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمه‌های نادرست، حذف بی‌دلیل کلمه یا کلمه‌هایی که در نسخه وجود دارد، غلط‌خوانی برخی از ضبط‌‌‌های نسخه، ثبت ضبط‌‌‌های نادرست در متن و قیاسی تصحیح‌ نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستی‌های ناشی از آسیب‌دیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم می‌شود: ثبت نکردن ضبط‌‌‌های نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبط‌‌‌های مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبط‌‌‌های پاک‌شده و تشخیص ‌ندادن محلّ فصل‌بندی هشت برگ پایانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روند اقتباس از ماجرای فریدون و ضحاک شاهنامه در پویانمایی آخرین داستان</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29721.html</link>
      <description>بررسی دلایل ضعف و قوّت اقتباس، یکی از راه‌های مطلوب برای کمک به ادامۀ چرخۀ تولید این نوع آثار و استفادۀ روزافزون و توأم با جذب مخاطب از آثار ادبی و به‌ویژه متون ارزشمند ادبیات کلاسیک فارسی است. پویانمایی &amp;amp;laquo;آخرین داستان&amp;amp;raquo; یکی از آثار اقتباسی ساخته‌شده بر اساس قصه‌های شاهنامۀ فردوسی، یعنی داستان فریدون و ضحاک است. در این مقاله، تلاش می‌شود با توجه به رویکرد میان‌رشته‌ای و تأکید بر شاخص‌های مناسب برای اقتباس آثار ادبی شامل قصه و داستان، درون‌مایه و شخصیت‌سازی/شخصیت‌پردازی و سایر عناصر اثرگذار، به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که این اقتباس چقدر موفق/ناموفق بوده و چه عناصری بر آن اثر گذاشته است. از این زاویه به نظر می‌رسد تغییر در روندهای علت و معلولی طرح اصلی، توسعۀ بعضاً نامناسب ماجراهای فرعی و حذف برخی خرده‌روایت‌ها، جذابیت‌های روایی نسخۀ پویانمایی را کاهش داده و تغییر در برجسته‌سازی درون‌مایه‌هایی مثل ستم، انتقام و عشق، نتوانسته است مانند نسخۀ ادبی، توجه مخاطبان را به خوبی جلب کند. همچنین، تفاوت در پرداخت شخصیت‌ها به ویژه فریدون و ضحاک و خالی‌شدن آنها از مظاهر حماسی و اسطوره‌ای، تا حد زیادی از هم‌حسی و علاقۀ مخاطبان آشنا به متن کاسته و تقلیدها در طراحی و تصویرسازی از نمونه‌های مشابه غیر ایرانی و خطاهای زبانی در گفت‌وگوها، در ناموفق بودن این اقتباس، اثرگذاری عمیقی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حکایت «توبه‌کردن ملک‌زادۀ گنجه» بوستان سعدی براساس گفتمان پویا</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29555.html</link>
      <description>گفتمان پویا، یکی از الگوهای مطرح در حوزۀ روایت‌شناسی و معنا‌شناسی است. اساس این الگو مبتنی بر مقوله‌های &amp;amp;laquo;هویت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شدن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نیل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;غایت&amp;amp;raquo; است. گفتمان پویا به دلیل مبتنی‌بودن بر این مقوله&amp;amp;lrm;های چهارگانه، الگوی مناسبی برای نشان‌دادن تحول و استعلای کلام در حوزه‌های گفتمانی و زبانی است. حکایت &amp;amp;laquo;توبه‌کردن ملک&amp;amp;shy;زادۀ گنجه&amp;amp;raquo; از باب چهارم بوستان سعدی، یکی از حکایت‌هایی است که در آن، این صیرورت و شدن از طریق شخصیت ملک‌زادۀ گنجه به خوبی بازنمایی می‌شود. در این حکایت، ملک‌زادۀ گنجه به&amp;amp;lrm;منزلۀ عامل فاعلی در کنار دیگر کنشگران، پیوسته سیری را مبتنی بر صیرورت از یک هویت توهمی به هویت واقعی دنبال می‌کند. این سیر مبتنی بر حضور ادراکی- حسی عامل فاعلی شکل می‌گیرد، توسعه پیدا می‌کند و حضوری هستی‌مدار برای او رقم می‌زند. براساس این، مسئلۀ اصلی پژوهش، چگونگی گذر از نظام کنشی مبتنی بر روابط شناختی به نظام بُوشی مبتنی بر حضور ناب و اصیل است. پژوهش حاضر تلاش می‌کند تا با روش تحلیلی- توصیفی و تحلیل محتوای کیفی، این حکایت را براساس الگوی گفتمان پویا&amp;amp;nbsp; و چگونگی سیر استعلایی عامل فاعلی به یک وضعیت بُوشی را بررسی و تحلیل کند. درواقع، هدف پژوهش، بررسی سازوکارهای چگونگی سیر شخصیتی عامل فاعلی براساس الگوی گفتمان پویا برای دستیابی به هویت واقعی و حضوری هستی‌شناختی است. بررسی سازوکارهای معنایی به‌کارگرفته در این حکایت برای تبیین الگوی گفتمان پویا نشان می‌دهد که نوع مواجهۀ کنشگران با این موضوع و استفاده از فضای القایی دعا و نرم‌سخنی درنتیجه نوع تأثّر عاطفی عامل فاعلی از چنین فضایی، زمینه‌ساز استعلای شخصیتی ملک‌زاده به هویت واقعی و مواجهۀ او با حضوری رخدادی شده است. با کاربست گفتمان پویا در حکایت بوستان می‌توان الگوی جدیدی از آن را در حوزۀ تغییر و تحول گفتمانی و زبانی ارائه داد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و تحلیل کتاب فرهنگ اشعار صائب</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29744.html</link>
      <description>صائب تبریزی را می&amp;amp;shy;توان مشهورترین شاعر عهد صفوی و سبک هندی محسوب کرد. از همین رو، تحقیقات دامنه‌داری دربارة وجوه مختلف شعر او انجام شده است. یکی از این پژوهش‌ها کتاب &amp;amp;laquo;فرهنگ اشعار صائب&amp;amp;raquo; است که در دو جلد و توسط احمدگلچین معانی تألیف شده است. مؤلّف پس از مقدمه&amp;amp;shy;ای &amp;amp;shy;مبسوط دربارة شرح احوال و آثار صائب، لغات و ترکیبات شعر او را شرح و توضیح داده است. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، به سهوها و لغزش&amp;amp;shy;هایی پرداخته شده که در توضیح پاره&amp;amp;shy;ای از لغات و ترکیبات این کتاب راه یافته است. این سهوها بیشتر مربوط به مواردی هستند که مؤلّف قصد توضیح معنای کنایی &amp;amp;shy;عبارت را داشته است. در پاره&amp;amp;shy;ای موارد نیز مؤلّف یا تنها به ذکر معنای لغوی ترکیبات یا واژه&amp;amp;shy;ها بسنده کرده یا کنایه&amp;amp;shy; را با کنایه&amp;amp;shy;ای دیگر معنا کرده که در مجموع تأثیری در رفع ابهام از کلام نداشته است. می&amp;amp;shy;توان گفت آنچه در پدیدآمدن بخش زیادی از این لغزش&amp;amp;shy;ها تأثیر داشته، اعتماد زیاد گلچین به فرهنگ&amp;amp;shy;های لغت بوده است. گویا از هر ترکیب و یا عبارتی که در شعر صائب به &amp;amp;shy;کار رفته، باید همان معنای ضبط‌شده در فرهنگ&amp;amp;shy;ها را دریافت کرد. پژوهش حاضر نشان می&amp;amp;shy;دهد که بخشی از این خطاها را می&amp;amp;shy;توان با مراجعه به شعر خود صائب برطرف کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر دیوان بدرالدین جاجرمی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29663.html</link>
      <description>دیوان مدوّنی از بدرالدین جاجرمی، شاعر قرن هفتم هجری، در دست نیست و سروده‌های او در جنگ‌ها، تذکره‌ها و فرهنگ‌ها پراکنده‌اند. روح‌اللّه خادمی اشعار پراکندۀ این شاعر و نیز فرزند او، محمد، را گرد آورده، تصحیح کرده و به چاپ رسانده است. این پژوهش با هدف نقد و بررسی تصحیح خادمی به پرسش‌های زیر پاسخ می‌دهد: بدخوانی‌ها و ضبط‌های نادرست این تصحیح کدام‌اند؟ چه مقدار از اشعار جاجرمی در این چاپ مغفول مانده است؟ چه اشعاری به اشتباه به بدرالدین جاجرمی نسبت داده شده‌اند؟ و اشکالات کلی و روش‌شناختی کار خادمی چیستند؟ در این مطالعه با رویکردی تحلیلی-انتقادی و مبتنی بر مقایسۀ نسخه‌های مختلف و بررسی قرائن متنی و فرامتنی، اشکالات کار مصحِّح در چهار دسته بررسی شده‌اند. در بخش &amp;amp;laquo;صورت‌های نادرست&amp;amp;raquo;، نمونه‌هایی از بدخوانی‌ها یا خطاهای حروف‌چینی ذکر شده‌اند. ذیل &amp;amp;laquo;افتاده‌ها&amp;amp;raquo;، اشعار نویافته‌ای از جاجرمی عرضه شده که در چاپ خادمی نیامده‌اند. &amp;amp;laquo;افزوده‌ها&amp;amp;raquo; اشعار شاعرانی همچون بدرالدین هروی، کمال‌الدین اسماعیل، خواجوی کرمانی و دیگران‌اند که با اتکا به منابع متأخر به‌اشتباه به جاجرمی نسبت داده شده‌اند. در بخش &amp;amp;laquo;اشکالات کلی و روش‌شناختی&amp;amp;raquo;، ایراداتی مانند ذکر مطالب مطوّل و غیرضروری در مقدمه، نقل نسخه‌بدل‌های بی‌اهمیت از منابع متأخر در پانوشت‌ها و شرح لغات و اعلام بدیهی در یادداشت‌ها بررسی شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که تصحیح خادمی گامی ارزشمند در احیای آثار جاجرمی است اما کاستی‌های آن از جمله صورت‌های نادرست ابیات، مغفول ماندن بعضی اشعار، انتساب نادرست برخی سروده‌ها به جاجرمی به دلیل اتکا به منابع متأخر و نامعتبر و اشکالات کلی و روش‌شناختی نیازمند اصلاح‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اصطلاح ناشناختۀ «سرت به گردن» در طومارهای نقّالی شاهنامه</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29605.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حرکت‌گذاری‌ها و ضبط‌های نادرست واژه‌های عربی‌ در ویراستِ اخیر تاریخ بیهقی و ملاحظاتی دیگر</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29776.html</link>
      <description>تاریخ بیهقی از شاهکارهای نثر فارسی و از بهترین منابع برای شناخت تاریخ غزنویان است .این کتاب تاکنون چند بار تصحیح و چاپ شده است. واپسین تصحیح انتقادی این اثر، در سال 1388، به کوشش محمّد جعفر یاحّقی و مهدی سیّدی، منتشر شد و تاکنون چندین بار چاپ شده است. ویراست جدید این کتاب، در سال 1401 «با تجدید نظر و افزوده‌ها و اصلاحات کامل» منتشر شد. مصحِّحان با بازنگری و تأمّل در کار خویش و توجّه به تذکّرات برخی پژوهشگران و نیز با بهره‌گیری از چندین مقاله‌ای که در نقد تصحیح مذکور نوشته شده بود، شماری از اشکالات و کاستی‌های متنِ مصحَّح و تعلیقات و... را برطرف کرده‌اند. با وجود این، یکی از پربسامدترین نقص‌های این ویرایش، که در نقدهایی که بر آن نگاشته شده، به آن تقریباً پرداخته نشده، بی‌دقّتی‌های مصحِّحان در نقل و اعراب‌گذاری عربیّات در متن، تعلیقات، فهرست‌ها و منابعِ تعلیقات و برخی ملاحظات دیگر است. بی‌تردید اگر مصحِّحان از این چشم‌انداز تلاش‌های خود را بر برخی صاحب‌نظران ارائه می‌کردند، اثری به‌ مراتب پیراسته‌تر عرضه می‌کردند. در این مقاله به بررسی و ارائۀ صورت درست شماری از عربیّات کتاب و نیز بیان ملاحظات دیگری دربارۀ برخی بی‌دقّتی‌ها و اشتباهات مصحِّحان در تعلیقات و..، پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه محمّد حنفیّه از گزارش‌های تاریخی تا روایت‌های داستانی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29796.html</link>
      <description>شخصیّت و جایگاه محمّد حنفیّه در گزارش‌های تاریخی مرتبط با زمان حیاتش جزئیّاتی مشابه و طرحی عموماً دور از اغراق دارد، امّا در سایۀ فضای فکری جریان‌های غلات شیعی و پیشینۀ فعّالیّت‌های تبلیغی آنان که از همان قرون متقدّم یا نزدیک به عصر ابن‌حنفیّه آغاز شد، هویّت تاریخی محمّد حنفیّه را در یک فرآیند گذار متحوّل ساخت؛ به گونه‌ای مسائلی چون حلول، اتّحاد، تناسخ، امامت و مظهریّت نیز در رابطه با وی مطرح شد. جز آن، غالیان و پیروان آنان برای ترویج بهتر و جذّاب‌تر چنین موضوعاتی در رقابت با شیعیان اثنی‌عشری، اسماعیلی و زیدی علاوه بر ورود افکار و اندیشه‌های خود در حوزه‌های مختلف فقهی و کلامی، نسبت به روایت‌های داستانی هم توجّه و اهتمام خاصّی نشان داده‌اند که بیشتر در محدودۀ موضوع احتمالی امامت محمّد حنفیّه منحصر شده است. هر چند به دلیل فقدان مستندات و شواهد لازم، تعیین دورۀ مشخّص زمانی برای نشر چنین شعائری در بستر ادبیّات ممکن نیست، امّا می‌توان با تکیه بر منابع داستانی فارسی به خوبی نشان داد که شخصیّت و جایگاه محمّد حنفیّه تحت تأثیر تعالیم فرق منتسب بدو چگونه متحوّل شده است و در این روند چگونه شخصیّت تاریخی محمّد حنفیّه به دور از باورهای نادرست غالیانه، در چرخه‌ای از روایات به پهلوانی خون‌خواه یا عاشق مبدّل گشته است و داستان‌پردازان این‌گونه روایات نیز تا چه حد از میراث ادب حماسی بهره‌مند شده‌اند. پژوهش حاضر، به روش استقرایی و با تمرکز بر منابع تاریخی و ادبی کوشیده چنین تحوّلی را در روایت‌های داستانی مستقل مرتبط با محمّد حنفیّه نمایان سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کاستی‌های تصحیح دیوان هلالی جغتایی و کشف سروده‌های نویافته</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29823.html</link>
      <description>هلالی جغتایی از شاعران برجستۀ سدۀ نهم و دهم هجری و هم‌عصر با دورۀ تیموریان و صفویه به شمار می‌رود. دیوان شعری باقی‌مانده از این شاعر، عمدتاً مشتمل بر غزلیات است، لیکن در کنار آن، نمونه‌هایی از قصاید، رباعیات و مقطعات نیز در مجموعه‌ اشعار وی قابل مشاهده است. افزون بر دیوان، سه مثنوی به نام‌های شاه و درویش، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون از دیگر آثار برجای ماندۀ این شاعر محسوب می‌شوند. دو مثنوی نخستین (شاه و درویش و صفات‌العاشقین) در پیوست دیوان اشعار او با تصحیح سعید نفیسی به چاپ رسیده‌اند. هرچند تصحیح نفیسی از دیوان هلالی از ارزش ادبی و پژوهشی بالایی برخوردار است، اما این نسخه با کاستی‌های متعددی روبروست که ضرورت انجام تصحیحی جدید را ایجاب می‌نماید. مهم‌ترین این کاستی‌ها استفاده از نسخه‌های متأخر و کم‌اعتبار، روش نامشخص و غیرعلمی تصحیح، عدم ثبت اختلاف نسخه‌ها، بی‌توجهی به نسخه‌های متقدم در دسترس، غفلت از اشعار نویافته در منابع کهن‌تر، و عدم رعایت اولویت‌های نسخه‌شناسی در گزینش ابیات است. این پژوهش با رویکردی توصیفی، تحلیلی، با ارائۀ نمونه‌های عینی از نارسایی‌های تصحیح موجود و اشاره به اشعار نویافته‌ای که در دیوان چاپی هلالی ذکر نشده‌اند، بر ضرورت انجام تصحیحی جدید و علمی از این دیوان تأکید می‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رساله صدپند عبیدزاکانی براساس تحلیل گفتمان</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29844.html</link>
      <description>تحلیل رساله صدپند عبیدزاکانی براساس تحلیل گفتمان
چکیده: تحلیل گفتمان انتقادی نظریه‌ای است برآمده از علوم جامعه‌شناسی و زبان‌شناسی که طبق آن، متون ضمن اثرپذیری از شرایط اجتماعی-سیاسی موجود، می‌توانند در تغییر این شرایط هم تاثیرگذار باشند. در‌واقع هر متن انعکاس کننده ایدئولوژی های پدیدآورنده آن در رویارویی با شرایط جامعه است. رویکرد نورمن فرکلاف کامل‌ترین رویکرد این نظریه است که دربردارنده سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین است. عبیدزاکانی نویسنده، شاعر و طنزپرداز مشهور قرن هشتم هجری، بنابر وجود فساد و خفقان حاکم در آن دوره و نیز استعداد وافر خود در طنازی و تیزبینی‌های منتقدانه، آثار پرمغزی را از خود به جای گذاشته است. این پژوهش با هدف نشان‌دادن زوایای پنهان یکی از رساله‌های معروف طنز و انتقادی عبید، یعنی رساله صدپند، در ارتباط با شرایط ناگوار اجتماعی-سیاسی عصر ایلخانیان نوشته‌شده که از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به صورت کمی و کیفی انجام یافته است. اهمیت و ضرورت این پژوهش آشکارسازی نقش اندرزهای مطایبه آمیز و انتقادی عبید در نحوه رویارویی با چنین شرایطی است که گاه خود نیز تحت تاثیر آن شرایط واقع  شده‌است. نتیجه‌ی این تحقیق آن است که نظریه تحلیل گفتمان فرکلاف برای برسی طنزنامه صدپند عبید کارایی مناسبی داشته و با این الگو بسیاری از ظرایف و ریزه کاری های زبانی و بیانی نویسنده آشکار گردید که می‌تواند مورد استفاده دیگر نویسندگان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح لغاتی از دیوان سوزنی سمرقندی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29875.html</link>
      <description>سوزنی سمرقندی از شاعران چیره‌دستی است که چنان که باید، به او و شعرش توجهی نشده است. از دلایل عمدۀ این مسئله، دشواری‌های زبان شعر او و نبود نسخه‌های کهن از دیوان این شاعر سدۀ شش هجری است. ناصرالدین شاه‌حسینی دو چاپ از دیوان سوزنی ارائه کرده است. اما متأسفانه در هر دو چاپ، اشعار سوزنی به شکلی نابسامان تصحیح شده و متن ارائه‌شده انباشته از ضبط‌های نادرست و بی‌معنی است. سوزنی در اشعار هجو و هزل زبان خاص خود را دارد و عمدۀ دشواری‌های شعر او نیز در همین اشعار است. لغات شاذی که در این دست از اشعار سوزنی به کار رفته، به‌مرور به دست کاتبان ناآشنا و بی‌دقت دچار تحریف و تصحیف شده و ضبط آنها دگرگون شده است. با این حال، با  کمک برخی از نسخ که از این تحریفات تا حدودی در امان مانده و ضبط اصیل واژگان را در خود حفظ کرده‌اند و به یاری منابعی جانبی همچون فرهنگ‌ها، می‌توان صورت صحیح و اصیل این واژگان را بازیافت. در پژوهش حاضر، با استفاده از دو نسخۀ نویافته از دیوان سوزنی و به کمک برخی فرهنگ‌ها، 33 واژه که در متن چاپی دیوان سوزنی دچار تحریف شده، تصحیح شده است. بعضی از واژه‌های تصحیح‌شده در این مقاله در فرهنگ‌ها بدون شاهد مدخل شده و شعر سوزنی شاهد خوبی برای آن‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنوزالحقایق فی رموزالدّقایق منظومه‌ای حکمی، عرفانی و اخلاقی از تاج‌الدّین حسین خوارزمی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29905.html</link>
      <description>کنوزالحقایق فی رموزالدّقایق یکی از آثار تاج‌الدّین حسین بن حسن خوارزمی (841-770 ه.ق) است. برای اوّلین بار منظومه بر اساس تنها نسخۀ موجود از آن، نسخۀ کتابخانۀ طوبقابوسرای ترکیه به شمارۀ 1465 تصحیح گردید. خوارزمی کتاب را در پنج باب بنا نهاده و در هر باب مقالاتی آورده و در هر مقاله حکایاتی به فراخور مطلب بیان نموده‌است. این مثنوی در بحر متقارب و در 5295 بیت سروده شده. موضوع آن عرفان، حکمت و اخلاق است. پژوهش حاضر با تکیه بر متن تصحیح شدۀ مثنوی کنوزالحقایق تدوین شد. جستار حاضر به روش اسنادی-کتابخانه‌ای، به توصیف و تحلیل اثر پرداخته و هدف معرّفی کنوزالحقایق و نقض سخن برخی از معاصران دربارۀ اثر است. برخی از معاصران کنوزالحقایق را شرح مثنوی شمرده‌اند. این تعبیر را اوّلین بار سعید نفیسی به کار برده و به تبع او، دیگرانی نیز این اثر را شرح مثنوی شمرده‌اند. گرچه ذبیح‌الله صفا کتاب را یک مثنوی عرفانی می‌داند و نه شرح مثنوی. پس از تصحیح با بررسی دقیق کتاب کنوزالحقایق و مقایسه با جواهرالاسرار و کندوکاو در منابع نزدیک به عصر خوارزمی و نوشته‌های دوران معاصر، نتیجۀ قطعی این بود که: قدما از کنوزالحقایق به عنوان شرحی بر مثنوی یاد نکرده‌اند. این برداشت طی یک بازۀ زمانی حدوداً شصت‌ساله شکل گرفته است. در این جستار با ذکر دلایلی نشان داده شد که کنوزالحقایق شرح مثنوی نیست و خود مثنوی مستقلّی به شیوۀ مثنوی‌های سنایی، عطّار و مولوی است که شامل حکایاتی در عرفان، حکمت و اخلاق است که به درخواست مریدان خوارزمی سروده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح و توضیح لغات و ترکیباتی از جواهرنامۀ سلطانی تألیف دشتکی شیرازی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29908.html</link>
      <description>در فرهنگ و تمدن ایرانی توجه به سنگ‌ها و جواهرات از گذشتۀ دور رواج داشته و آثاری در این زمینه تألیف شده است. یکی از متون ارزشمند در شناخت کانی‌ها، جواهرنامۀ سلطانی تألیف صدرالدین محمد بن منصور دشتکی شیرازی (م: 903) است که در سال 886 در شیراز نوشته شده و به ابوالفتح خلیل بهادرسلطان فرزند اوزون حسن قراقویونلو تقدیم شده است. موضوع این متن شناخت احجار قیمتی و ذکر خواص، شیوۀ استخراج، قیمت و کاربرد آنهاست. جواهرنامۀ سلطانی در سال 1335، به کوشش استاد منوچهر ستوده با عنوان گوهرنامه به چاپ رسیده است. مصحح، متن مذکور را بر اساس دو نسخۀ متأخر، مورّخ سال‌های 1029 و 1292، تصحیح کرده‌ و بدون توضیح و تعلیق منتشر کرده است. این چاپ به سبب عدم دسترسی مصحح به دست‌نویس‌های کهن‌تری که امروز در اختیار ماست، دچار تصحیفات و تحریفات فراوان شده است. نگارنده در این پژوهش بر اساس دو دست‌نویس کهن کتابخانه‌های ایاصوفیا (مورّخ 897) و نورعثمانیه (مورخ 988)، لغات و ترکیباتی از متن جواهرنامه را تصحیح کرده و برای اثبات درستی ضبط‌ها به متون و منابع دیگری نیز رجوع کرده است. نتیجۀ تحقیق، شناخت صورت صحیح و توضیح لغات و عباراتی از جواهرنامۀ سلطانی و بیانگر ضرورت تصحیح مجدد این متن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتساب‌شناسی مأخذ‌شناختی اشعار شاطر عباس صبوحی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_29988.html</link>
      <description>شاطر عباس صبوحی از شاعران صاحب‌نام عصر ناصری است. بااین‌حال، در بارة صحت انتساب اشعار دیوان این شاعر به او تردید جدی وجود دارد. دلیل این تردید، ورود اشعار شاعران ماقبل یا معاصر شاطر عباس به دیوان وی است. بی‌گمان هرگونه اظهارنظر علمی در بارة شعر صبوحی به تعیین تکلیف این دست اشعار نیاز دارد که بر اساس انتساب‌شناسی یکایک اشعار این شاعر عملی خواهد شد. مقالة حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد مأخذشناختی در این مسیر پیش رفته است و کوشیده است بیش از پیش نشان دهد که کدام اشعار منتسب به شاعر مورد نظر، در دیوان کدامین شاعران وجود دارد. این مقاله سرانجام نتیجه‌گیری می‌کند که از میان بیشترین آمار شعرهای منتسب به شاطر عباس، 47 شعر، شامل 32 غزل، 1 قطعه، 6 رباعی و 8 شعر ناتمام، قطعاً برای این شاعر نیست و این تعداد، تقریبا دو برابر آماری است که پژوهشندگان پیشین نشان داده‌‌اند. همچنین 10 شعر، شامل 8 غزل و 2 شعر ناتمام، قطعاً برای اوست و 61 شعر، شامل 35 غزل، 1 مخمس، 1 قطعه، 10 رباعی، 13 شعر ناتمام و 1 ترانة عامیانه، جز در چند مورد که اطلاعات تشکیکی پیرامون آن‌ها وجود دارد، احتمال صحت و سقم انتسابشان به وی مساوی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نسخۀ خطیِ شرحِ مخزن‌الاسرارِ خوقند ازبکستان (به همراه معرفی و نقد این شرح)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30154.html</link>
      <description>این مقاله به معرفی، نقد و بررسیِ نسخۀ خطی شرح مخزن‌الاسرار خوقند ازبکستان (شمخا) می‌پردازد که به شمارۀ ثبت KP7307 و شامل 201 برگ در موزۀ ادبیات خوقند ثبت شده و نگهداری می‌شود. هدف پژوهش، شناخت ویژگی‌های نسخه و شیوۀ کار شارح، سنجش ارزش تحقیقی شرح و مقایسۀ آن با شروح برجستۀ پیشین و معاصر (از جمله محمد بن قوام بلخی، قاضی ابراهیم تتوی، وحیددستگردی، ثروتیان و زنجانی) است. در بخش نخست، به‌قصد معرفی شیوۀ کار شارح، به برخی ویژگی‌های زبانی و ادبیِ شرح، مانند استناد به آیات و احادیث، نکات بلاغی، نکات دستوری و واژگانی، استناد به شعر شاعران دیگر و... پرداخته شد. در بخش دوم، نمونه‌هایی از شرح ابیات مخزن‌الاسرار مورد تحلیل قرار گرفت و تفاوت‌های ضبطی، روشی و تفسیریِ نسخۀ خوقند با دیگر شروح نشان داده شد؛ در بخش سوم، برخی خطاها و لغزش‌های شارح در توضیح و تبیین ابیات بررسی شده مواردی مانند تیر خوردن خواجه نظام طوسی، معرفی «بابل» به‌عنوان چاهی در کشمیر، اختلاف ضبطِ برخی واژه‌ها و استناد غلط برخی شواهد شعری. نتایج نشان می‌دهد که نسخۀ خطی خوقند، شرحی درخور توجه و قابل مطالعه است و در بسیاری موارد همطراز با شروح معتبر است، هرچند از برخی لغزش‌های آن نباید چشم پوشی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان نصیحت به پادشاهان به عنوان ابزار بازتولید قدرت (مطالعه موردی: مخزن‌الاسرار نظامی)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30172.html</link>
      <description>منظومه مخزن‌الاسرار، نخستین اثر منظوم نظامی گنجوی، در دوره جوانی او به نظم درآمده است. ساختار این اثر متشکل از بیست مقاله است که در قالب حکایت‌های تعلیمی به پرورش اخلاق و تربیت عرفانی انسان می‌پردازد. با این حال توجه نظامی تنها به مفاهیم فردی یا عرفانی معطوف نمی‌شود؛ بلکه به سبب شرایط سیاسی و اجتماعی زمان خود خطاب‌های انتقادی مؤثری نیز به پادشاهان و صاحبان قدرت اختصاص می‌دهد. در این خطاب‌ها زبان شاعر به جای مدح و ستایش رایج رویکردی گزنده، هشداردهنده و انتقادی دارد؛ زیرا هدف بازنمایی کاستی‌های قدرت به ویژه بی‌عدالتی، ظلم و ناکارآمدی کارگزاران حکومتی است. نظامی در برابر این امور با برجسته‌سازی مفاهیمی چون عدالت و بخشش الگوی آرمانی از حکومت عادلانه ترسیم می‌کند. در این پژوهش کوشش می‌شود با بهره‌گیری از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و مدل سه بعدی او ساز و کارهای زبانی و گفتمانی نصیحت به پادشاهان در مخزن‌الاسرار ارزیابی شود. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که سنت نصیحت در مخزن‌الاسرار نظامی کارکردی ایدئولوژیک دارد و توازن میان هشدار، احترام و مشروعیت‌بخشی به نقد را آشکار می‌سازد. نظامی از طریق نصیحت همزمان به محدود ساختن رفتارهای نامطلوب پادشاه و برجسته‌سازی الگوی شاه آرمانی پرداخته است. در سطح کلان، هدف اصلی این سنت، تثبیت عدالت الهی و تضمین نظم اجتماعی از طریق بازتعریف هویت و مسئولیت‌های پادشاه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مفهوم هامارتیا و هوبریس در ادبیات اساطیری-تراژیک ایران و یونان (مطالعۀ موردی: شاهنامۀ فردوسی و نمایش‌نامه‌های آیسخولوس)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30200.html</link>
      <description>جستار حاضر با نگاهی مقایسه ای و به روش توصیفی- تحلیلی- اسنادی به بررسی سیرِ تحولِ تفکر و اندیشه در دو کلان-فرهنگ ایران و یونان با استناد به ادبیات اساطیری-تراژیکِ این دو فرهنگ پرداخته است. در شاهنامه اعمالی که در دستۀ هامارتیا و هوبریس قرار می‌گیرند بسیار نادر و با کمترین بسامد رخ داده‌اند؛ چرا که رابطۀ بین خدا و انسان مبتنی بر عدل و عدالت بوده است و خداوند هرآنچه لازم بوده است در خدمت انسان قرار داده و از خواسته است که سپاس‌گزار باشد؛ بنابراین انسانِ شاهنامه دلیلی برای هامارتیا و هوبریس نمی‌دیده است و اگر کیکاوس و جمشید دست به چنین اعمالی زده-اند، از بطر و ناسپاسی بود نه از نارضایتی از عدالت خداوند. اما در فرهنگ یونانی اعمالی که در دستۀ هامارتیا و بعد هم هوبریس قرار می‌گیرند، پربسامد بوده است که نشان از بی‌عدالتی خدایان نسبت به انسان‌ها و محدودیت‌های بوده که توسط آنها بر انسان اِعمال می‌شده است؛ بنابراین انسانِ یونانی ابتدا با هامارتیا و سپس با رشد آگاهی خود در جهت منافعش دست به هوبریس می‌زند و زمانی که طی این روند آگاه‌تر می‌شود با گفت‌وگوهایی که با خدایانش انجام می‌دهد از اعمال هامارتیایی گذر کرده و به اعمال هوبریسی نیز مشروعیت می‌دهد و مجوز و پشتیبانی آن را از خدایان خود دریافت می‌کند و با طی این مسیر انسان از جایگاه موجودی مطیعِ بی‌چون و چرای خدایانش که اغلب خیرخواه او نیز نیستند، به انسانی با توان مذاکره و گفت‌وگو کردن با خدایانش می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی اندیشگانی مؤلفة عدل الهی در شعر سعدی با رویکرد کلامی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30201.html</link>
      <description>سبک‌شناسی اندیشگانی با رویکرد کلامی، از شیوه‌های سبک‌شناسی لایه‌ای است که در خدمت تحلیل و فهم مواضع اعتقادی متن و به‌طور خاص مؤلفه‌های اعتقادی و کلامی سخن قرار می‌گیرد و ارتباط لایة ایدئوژیک متن را با دیگر لایه‌های آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی روشن می‌کند؛ کیفیت و سهم هر لایه را در تقویت لایة اندیشگانی سخن می‌سنجد و مانع کلّی‌گویی‌ها و پیش‌داوری‌ها در تعیین مواضع اعتقادی متن می‌شود. نویسندگان در این نوشتار با بهره‌گیری از این شیوة جامع و جزئی‌نگر، به بررسی مؤلفة عدل الهی در آثار سعدی پرداخته‌اند؛ نخست انواع ‌هنجارهای عقیدتی را در حوزة حُسن و قبح عقلی یا شرعی، ماهیّت عدل الهی، انواع نظریه‌ها در باب جواز یا وجوب صلاح و اصلح بر پروردگار و یا عدم وجوب صلاح و اصلح بر پروردگار به‌همراه مصادیق آن نشان‌داده‌اند و سپس بر اساس آن، به سبک‌شناسی کلامی مؤلفة عدل الهی در آثار سعدی پرداخته‌اند. در تحلیل نهایی چنین استنباط می‌شود که اندیشة سعدی در مؤلفة عدل الهی با اعتقاد اشاعره همسویی دارد و ردّپای این اثرپذیری در سطح واژگانی، به روشنی در شبکة واژگان (عدل/ جور)، (مالک/ مُلک/ املاک)، (حاکم/ حکم‌کردن) و (قضای ازلی/ قلم‌رفتن) آشکار می‌شود. همچنان که این اثرپذیری در لایة نحوی سخن با بهره‌گیری شاعر از (جملات شرطی) و (در جایگاه «فاعل» بودن خداوند و در جایگاه «مفعول» بودن بندگان و مخلوقات) در تبیین مشیّت مطلق و بی‌چون و چرای الهی خود را نشان داده و نهایتاً این اثرپذیری در لایة بلاغی سخن با بهره‌گیری شاعر از (استعارة تبعیه) و (صنعت جمع) نمود می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حکایت «پیرزن و سلطان سنجر» بر اساس آراء میشل فوکو در باب تحلیل گفتمان</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30226.html</link>
      <description>میشل فوکو با بهره‌گیری از رویکرد تبارشناسی و دیرینه‌شناسی دانش، سبک جدیدی را در تاریخ‌نویسی پدیده‌های اجتماعی‌ به وجود آورد که مفهوم قدرت در آن نقش برجسته‌ای دارد. وی قدرت را نه در انحصار ساختارهای رسمی، بلکه در تمام حوزه‌های اجتماعی پراکنده و مناسبات آن را شبکه‌ای گسترده می‌داند که تا اعماق جامعه پیش رفته‌است و تمام افراد از هر پایگاه‌ اجتماعی در آن کمابیش درگیرند. حکایت «پیرزن و سلطان سنجر» در «مخزن‌الاسرار» نظامی از نمونه‌های بارز نمایش گفتمان مبتنی بر قدرت و بستری مناسب برای تحلیل گفتمان فوکویی است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، گفتمان قدرت را در حکایت مذکور بررسی‌، شاخصه‌های گفتمان‌ مذکور را شناسایی و با تکیه بر آنها، پیوند دال‌های شناور با دال مرکزی گفتمان را تحلیل‌کرده‌، بدین نتیجه رسیده‌است که گفتمان «ایده‌آلیسم» بر این حکایت غالب و مبارزه با بی‌عدالتی و استبداد از شاخصه‌های مهم آن است. در این گفتمان سیاسی-انتقادی، دال‌های شناوری چون پیرزن، آه ستم‌دیدگان، عدالت الهی و روز قیامت، در تقابل با دال‌های شناوری نظیر سلطان سنجر، بی‌تفاوتی، شحنگان، ظلم و... پیرامون دال مرکزی و تم اصلی گفتمان(عدالت‌جویی و دادخواهی) به معنا سازی و بازنمایی مناسبات قدرت می‌پردازند. پیوند دال‌های شناور در این حکایت و ارتباط آن‎ها با دال مرکزی در یک مفصل‌بندی دقیق، نشان از یک گفتمان منسجم دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ضرورت و معرفی تصحیح تازۀ تذکرۀ لباب‌الالباب عوفی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30235.html</link>
      <description>لباب‌الالباب نخستین و مهم‌ترین تذکرۀ موجود در تاریخ ادبیات فارسی است که محمد عوفی آن در پیرامون سال 618ق تألیف کرده و یا وجود اینکه چند بار چاپ و بازچاپ شده، اما متن آن هنوز به صورت علمی و انتقادی تصحیح و منتشر نشده است، به‌طوری-که چاپ اول آن یعنی تصحیح ادوارد براون بر روش درستی از تصحیح استوار نیست و اساس چاپ‌های بعدی نیز فقط چاپ براون است، بنابراین وجود اشتباهات و نواقص متعدد موجود در هرکدام از چاپ‌ها تصحیح تازه و علمی آن را دوچندان می‌کند، زیرا هم برخی از ضبط‌های مغلوط نسخه‌ها به چاپ‌ها نفوذ کرده و هم نسخه‌ها افتادگی و ضبط-های مخدوشی دارند که تصحیح قیاسی مصححان در مواجهه با آنها کارساز نبوده است. صاحبان چاپ‌ها نیز گاه برخی از ضبط‌های درست نسخه‌ها را بد خوانده‌اند و گاه به‌جای استفاده از منابع کمکی، دخل و تصرّفات ذوقی و حدسی خود یا حواشی ناموجه نسخه‌ها را به متن نفوذ داده‌اند. همۀ این موارد باعث شده تا متن لباب‌الالباب از آنچه عوفی نوشته است، دور شود؛ درعوض در تصحیح تازه که بر اساس یک نسخۀ نویافته از لباب‌الالباب و مقابله با دو نسخۀ خطی آن صورت گرفته، از تذکره‌هایی مثل بزم‌آرای و عرفات‌العاشقین که حکم رونویس لباب‌الالباب را دارند و منابع فرعی دیگر هم برای ضبط‌های مغلوط و افتادگی‌های نسخه‌ها استفاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسخه‌شناسی انتقادی آثار فارسی نویافتۀ جلال‌الدین دوانی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30236.html</link>
      <description>تصحیح علمی مجموعۀ آثار هر نویسنده در گرو نسخه‌شناسی انتقادی آثار اوست؛ زیرا با نسخه‌شناسی انتقادی مجموعۀ آثار نویسندگان، به گونه‌ای روشمند صحت و اصالت کتاب‌ها و رساله‌های منسوب به ایشان در فهرست کتابخانه‌های جهان روشن می‌شود. بر این اساس، بررسی فهرست نسخ خطی کتابخانه‌های کشورهای‌ گوناگون نشان می‌دهد علاوه بر آثار فارسی شناخته شدۀ جلال‌الدین دوانی در ایران، آثاری دیگر نیز بدو نسبت داده‌ شده که تعیین صحت و اصالت آنها نیازمند نسخه‌شناسی انتقادی است. بی‌گمان پیش از داوری جامع دربارﮤ آرا و افکار دوانی، تحقیق دربارﮤ نام و نشان آثار ناشناختۀ او ضرورت دارد. از این رو هدف جستار حاضر، نسخه‌شناسی انتقادی آثار فارسی نویافتۀ منسوب به دوانی است تا از رهگذر آن، اصالت متن و صحت انتساب آنها روشن گردد. در این پژوهش با روش مطالعۀ تطبیقی، بیش از ۱۱۰۰ دست‌نویس فارسی‌ دوانی در فهرست کتابخانه‌های ایران و جهان بررسی شده است تا پاره‌ای از آگاهی‌های کتاب‌شناختی و نسخه‌شناختی ما دربارۀ آثار فارسی وی تکمیل و تصحیح گردد. نتایج نسخه‌شناسی انتقادی حاضر نشان می‌دهد علاوه بر آثار فارسی شناخته شدۀ دوانی در ایران، دست کم یک کتاب مفصل، دو رسالۀ مختصر و یک دیوان شعر فارسی نیز از آثار اوست که در فهرست‌های مشترک فارسی از جمله فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا) به کلی یا به درستی معرفی نشده‌اند. آثار اصیل معرفی شده در مقالۀ حاضر به ترتیب عبارتند از: ۱) کتاب ترجمه و شرح مختصر الوقایة ۲) رسالۀ گوهر ایمان ۳) رسالۀ علم و ارادۀ الهی۴) دیوان اشعار.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمانِ ایران‌شهری در دیوان منوچهری دامغانی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30240.html</link>
      <description>ایران‌شهری یکی از گفتمان‌های هویت‌سازِ سروده‌های شاعران درباری سده‌های چهار و پنج هجری است. منوچهری دامغانی، از شاعران شاخص عصر غزنوی، در دیوان خود تصویری چندلایه از «ایران» ارائه می‌دهد که با ملیت، اسطوره، تاریخ و فرهنگ گره خورده‌است. این مقاله با گزینش بیت‌هایی از دیوان منوچهری که مضامین ایران‌گرایانه دارد و نیز با استخراج و رده‌بندیِ نظامِ نشانه‌ها (رمزگان‌های‌) هویت ملی و بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان، به بررسی چگونگیِ بازنمایی و بازتولید گفتمان ایران‌شهری در شعر منوچهری می‌پردازد. پرسش‌های اصلی پژوهش این است: ایران چگونه در دیوان منوچهری دامغانی بازنمایی شده است؟ و این بازنمایی حامل چه مؤلفه‌های گفتمانی است؟ این مقاله می‌کوشد تا لایه‌های گوناگون این گفتمان را بکاود و جایگاه آن را در فضای فرهنگی دوران غزنوی تحلیل کند. منوچهری، گفتمان ایران‌شهری را با رمزگان‌های هفت‌گانۀ &amp;amp;quot;جغرافیای ایرانی، شخصیت‌های اسطوره‌ای، شخصیت‌های تاریخی، جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، گاه‌شمارِ ایرانی، موسیقی ایرانی و رمزگان‌های دیگر&amp;amp;quot; بازتولید می‌کند. تحلیل محتوا نشان‌می‌دهد که منوچهری با تکیه بر جلوه‌های فرهنگ ایرانی، نقش مهمی در احیای هویت ملی ایرانیان پس از اسلام ایفا کرده است و در خطِ تداوم گفتمانی است که ایران را سرزمینی ورجاوند و فرهمند بازنمایی می‌کند. به این اعتبار منوچهری را می‌توان از پیشروان گفتمان ایران‌شهری در قصیده‌های ستایشی معرفی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر تصحیح نصیحةالملوک غزالی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30244.html</link>
      <description>نصیحة‌الملوک یکی از معدود آثار فارسیِ ابوحامد محمّد غزالی (متوفی: ۵۰۵ ه‍.) است که موضوعی کم‌نظیر در میان آثار غزالی دارد و در بررسی سیر اندیشهٔ سیاسی او همواره مورد توجه بوده است. جلال‌الدین همایی دو بار این اثر را در سال‌های ۷- ۱۳۱۵ و ۱۳۵۱ ش. تصحیح کرد؛ بار اوّل از روی تک‌نسخه‌ای نونویس و مغلوط و بار دوم با استفاده از هفت نسخه. همایی خود از چاپ اوّل راضی نبود و از این رو دست به تصحیح دوبارهٔ اثر زد. با این همه دومین تصحیح نیز از اشکالات در «متن» و «روش تصحیح» برکنار نمانده است. او در مقابلهٔ نسخ، روشی التقاطی را برگزید در حالی که از گفته‌های او در مقدمه برمی‌آید که روش او «نسخه اساس» است. در این روش، یک‌‌دست عمل نکرده و همین امر باعث بروز ابهاماتی در متن شده است. تنوع دست‌نویس‌‎های کتاب، از دشواری‌های اصلی تصحیح این اثر است؛ ساختار دوبخشی کتاب به تنوع نسخه‌ها از نظر تک‌بخشی و دو بخشی بودن انجامیده و تحریرهای متفاوتی را ایجاد کرده است. در این میان، نسخه‌های کهنِ نزدیک به حیات مؤلف نیز وجود ندارد. این پژوهش، ابتدا به بررسی اشکالات چاپ دوم نصیحة‌الملوک در زمینهٔ «معرفی، اعتبارسنجی و به‌کارگیری نسخ»، «روش تصحیح» و «ضبط‌ها» می‌پردازد و در ادامه تلاش می‌کند تا با استفاده از همان نسخه‌های در دسترس همایی و مراجعه به نسخه‌های تازه به دست آمده، برخی ابهامات را رفع کند و ضروت تصحیح دوبارهٔ اثر را نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح برخی اشتباهات در ترجمۀ قرآن کریم نوبت اول کشف‌الاسرار و عدةالابرار (با بررسی شواهدی از جلد سوم)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30257.html</link>
      <description>ترجمۀ قرآن در نوبت نخست کشف‌الاسرار که در اصل ویرایشی از ترجمه و تفسیری کهن منسوب خواجه عبدالله انصاری است، یکی از کهن‌ترین ترجمه-تفسیر‌ها به زبان پارسی است. این ترجمه از نظر گونه‌شناسی زبانی، جزو گونۀ هروی محسوب می‌شود. میبدی در ویرایش خود بر این اثر، اغلب ویژگی‌های کهن نسخۀ مادر خود را حفظ کرده و به همین دلیل، متن مورد بررسی در این جستار، پس از طبقات‌الصوفیه، رسائل و دست‌نویس‌های برجای مانده از تفسیر خواجه عبدالله انصاری، چهارمین متن مهم و کامل برای بررسی گونۀ هروی است. علی‌اصغر حکمت (و در جلد سوم با همکاری جعفر شعار)، اولین و آخرین تصحیح این اثر را در فواصل سال‌های (1331 تا 1339) انجام داده که حاصل آن ده جلد است. باوجود تلاش‌های بسیار مصحح، به دلیل محدودیت‌های فراوان تصحیح آثار در آن دوران، گستردگی متن و مشکلات چاپی و تایپی، هم‌چنین پراکندگی دست‌نویس‌های موجود از کشف‌الاسرار، تصحیح وی دارای ایرادات و اشتباهات ریز و درشت است. نگارندگان در جستار حاضر، بنا دارند برخی از اشتباهات مسلّم مصحح در ترجمۀ پارسی نوبت اول را با تمرکز بر &amp;amp;laquo;جلد سوم&amp;amp;raquo; این اثر، اصلاح کنند. این اشتباهات شامل (27 مورد) است و وجه اشتراک همۀ آن‌ها، عدم توجه مصحح به نسخۀ اساس خود یا اشتباهاتی چاپی و سهوی است که به سایر منابع نیز سرایت کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توضیحاتی پیرامون تعلیقات طومار نقّالی شاهنامه (طومار سیاهپوش)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30302.html</link>
      <description>طومار نقّالی شاهنامه (طومار سیاهپوش) یکی از مهم‌ترین طومارهای مکتوب به‌شمار می‌رود. منظور از طومار مکتوب در این‌جا طومارهایی است که با نوشتار رسمی برای مطالعۀ افراد باسواد و اشراف نوشته می‌شده است؛ ازین‌روی باید دانست که مخاطب این طومارها صرفاً مردم عادی و فرودست جامعه نبوده است. با این توضیح می‌توان گفت که چاپ طومارهای مکتوب باید به صورت کاملاً انتقادی و برابر با موازین درستِ علمی انجام بگیرد. افزون بر این، نوشتن توضیحات و تعلیقاتِ متن طومارها نیز، امری تخصّصی بوده و انجامِ این مهم با مراجعه به لغت‌نامه‌ها، توجّه به سبک و زبان متونِ عامیانه و بهره‌گیری از متن دیگر طومارها امکان‌پذیر است. گفتنی است که سجّاد آیدنلو طومار سیاهپوش را با همین نیّت تصحیح کرده و یادداشت‌هایی نیز برای این اثر فراهم نموده است. اگرچه تاکنون سه مقاله در نقد طومار سیاهپوش نوشته شده امّا در هیچکدام از این مقالات، تعلیقاتِ آیدنلو به‌صورت مفصّل و جامع بررسی و نقد نشده است؛ بنابراین، نگارنده در این مقاله سعی دارد با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی و ارزیابی تعلیقاتِ طومار سیاهپوش بپردازد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که تعلیقات آیدنلو در پاره‌ای از موارد ایراد داشته و نیاز به بازنگری مجدّد دارد. عمدۀ این اشتباهات به دلیلِ ناشناختگی لغات و اصطلاحات طومارِ مزبور یا رجوع نکردن به فرهنگ‌های لغت بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربردِ هنری ستاکِ افعال ثلاثی مجرّد عربی و برخی قواعد صرفی آن‌ها در شعر فارسی (با تکیه‌بر اشعار کمال‌الدین اسماعیل و خواجوی کرمانی)</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30324.html</link>
      <description>به‌کاربردن واژگان، اصطلاحات و ترکیبات زبان عربی در شعر فارسی و نیز سرودن ملمعات و تضمین ابیات، از شیوه‌هایی است که سروده‌های شاعران فارسی‌زبان را با زبان عربی پیوند زده و از درهم‌تنیدگی این دو زبان با یکدیگر حکایت می‌کند. از جمله اصطلاحات به‌کاررفته در شعر فارسی، اصطلاحات علم صرف‌ونحو است که در این پژوهش با شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی شگر کاربردِ هنری ستاک افعال ثلاثی مجرد و برخی از قواعد صرفی آن‌ها در اشعار کمال‌ اصفهانی و خواجوی کرمانی پرداخته شده است. ضرورت پژوهش، نبودنِ تحقیقی جامع در خصوص این موضوع است و اهمیّت آن، به‌هم‌پیوستگی زبان فارسی با زبان عربی؛ تاجایی‌که در صورت کم‌توجهی به این مسائل، گره مفهومی برخی ابیات فارسی ناگشوده باقی می‌ماند. یافته‌های پژوهش مشخص کرد اغلب شاعران ادب فارسی از طریق نوعی بازی زبانی، از ستاک افعال ثلاثی مجرد در شعر خویش بهره گرفته‌اند؛ امّا کمال‌الدین و خواجو، با روی‌آوردن به لایه‌های بیانی و بلاغی زبان عربی و با هدف عمق‌بخشیدن به کلام خویش، به مضمون‌تراشی و تصویرآفرینی با ستاک افعال ثلاثی مجرد و قواعد صرفی آن‌ها پرداخته‌اند که افزون بر ایجاد پیچیدگی‌هایی ویژه در شعر‌، یکی از هنری‌ترین اشکال هم‌زیستی مقوله‌های صرفی زبان عربی در شعر فارسی را به وجود آورده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آیین‌های عامه در رباعیات اثیرالدین اخسیکتی</title>
      <link>https://rpll.ui.ac.ir/article_30325.html</link>
      <description>فرهنگ عامه با عناصر گوناگونی که دارد، از دیرباز تا کنون در شعر فارسی کارکردی محتواسازانه داشته و آن زمینۀ بسط معنایی و محتوایی این نوع ادب فارسی را فراهم آورده‌است. البته به‌کارگیری عناصر گوناگون فرهنگ عامه در شعر فارسی، به‌منظور گسترش دامنۀ معنایی و محتوایی آن، با پیامد مهم دیگری در شعر فارسی همراه بوده، و آن افزایش حجم ابهامات و سطح دیریابی شعر فارسی است. کارکرد مذکور فرهنگ عامه در شعر فارسی، در برخی از دوره‌های آن، کمیت بیش‌تری داشته و به‌تناسب، درک شعر فارسی آن دوره‌ها را دشوارتر ساخته‌است. شعر فارسی قرن ششم، از جملۀ این دوره‌هاست. در این دوره، گرایش شدید شاعران به استفاده از عناصر گوناگون فرهنگ عامه، در کنار مسائلی دیگر، منجر به پیدایش اشعار مبهم و دیریاب بسیاری شده است. اثیرالدین اخسیکتی، از شاعران سدۀ ششم با اشعار مبهم و دیریاب فراوان است. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی که داده‌های آن برگرفته از اسناد و منابع کتابخانه‌ای است، رباعیات پُرتعداد اثیرالدین اخسیکتی (564 مورد)، از نظر کاربرد آیین‌های عامه، از عناصر مهم فرهنگ عامه، بررسی و تحلیل شده‌است. مطابق دستاورد پژوهش، آیین‌های عامه در رباعیات اثیرالدین اخسیکتی بسامد و تنوع بالا دارد و آن از زمینه‌های ‌اصلی ابهام و دیریابی در بسیاری از این رباعیات است. مهم‌ترین انواع آیین‌های عامه، در رباعیات اثیرالدین اخسیکتی: 1. آیین‌های بندگی، 2. آیین‌های درباری، دیوانی و لشکری، 3. آیین‌های دینی و مذهبی، 4. آیین‌های شادی، 5. آیین‌های مرگ و سوگواری، 6. آیین‌های میگساری، و 7. سایر آیین‌ها، است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
