Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D. student, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
2 Associate professor, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
3 Department of Persian language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
. مقدّمه
در پی نگارش تعبیر الرؤیاها، فارسیزبانان نیز به ترجمۀ این خوابنامهها همّت گماردند و آنها را به صورتهای گوناگون از جمله نظم و نثر عرضه کردند. این آثار گاه بهصورت مستقل – که تمام اثر از سر تا بن دربارۀ خواب و خوابگزاری است - و گاه بهصورت بخشی از کتاب یا دائرة المعارف به نگارش درآمده است. کتاب خوابگزاری از مؤلّف یا مترجمی ناشناخته، التحبیر فی علم التعبیر منسوب به فخر رازی، کامل التعبیر اثر حُبیش تفلیسی و تعبیر سلطانی از قاضی ابرقوهی از زمرۀ مهمترین خوابنامههای منثور مستقل فارسی تا قرن هشتم ق. به شمار میروند (برای آشنایی با دیگر خوابنامههای فارسی ر.ک: باغستانی، 1390، ج. 16/ 227).
التحبیر فی علم التعبیر[1] از جملۀ قدیمیترین خوابنامههای منثور مستقل فارسی است که کتابت تنها دستنویس موجود از آن به قرینۀ خط و کاغذ متعلّق به قرن هفتم / هشتم هجری قمری است. در این نسخه آشکارا نشانی از نام مؤلّف وجود ندارد امّا بر اساس ضبط کشفالظنون اثری با این عنوان از امام فخر رازی (م: 606ق.) در دست بوده است که چون حاجی خلیفه به فارسی یا عربی بودن زبان اثر هیچ اشارهای نکرده است، نمیتوان با قطعیّت این نسخه را متعلّق به امام فخر رازی دانست (ر.ک: رازی، 1354، ص. 11-13).
امّا بر اساس اشارۀ قاضی ابرقوهی در تعبیر سلطانی به دیباچۀ التحبیر فی علم التعبیر[2] که میگوید: «و از آن جمله کتاب التحبیر فی علم التعبیر بود از مصنّفات امام المحققین فخر الحق و الدّین محمّد الرّازی قدس سرّه که در دیباچۀ آن میفرماید که: چون اکثر طایفهای که درین عهد دعوی علمی میکنند و در کسوت تحدی ترفل مینمایند، به حفظ صور و فروع آن اکتفا نمودهاند و از اصول و مآخذ مسایل بالکلیّه غافل مانده، این مقدّمه تألیف رفته تا حقایق اصول و دقایق فروع این علم از آن مستفاد گردد» (ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ) بهروشنی میتوان برداشت کرد که تنها دانشمندی عالیقدر در ابتدای مقدّمۀ اثر خود میتواند دیگر معبّران را اینچنین متّهم به نادانی و «حفظ صور و فروعِ» تعبیر خواب کند و آنان را غافل از «اصول و مآخذ مسایل بالکلیّه» بداند، همچنین آشکار است که مقدّمۀ اثر این مؤلّف باید مشتمل بر شرح و بسط «حقایق اصول و دقایق فروع این علم» باشد که در دیگر کتب پیش از آن یافت نشود و هر دوی این مقدّمات میتواند فرضیۀ تألیف این اثر توسط امام فخر رازی و نقل عینی قاضی ابرقوهی از دیباچۀ التحبیر فی علم التعبیر به زبان فارسی را تأیید کند (همچنین ر.ک: رازی، 1354، ص. 12-14). اگرچه این بخش از مقدّمۀ مؤلّف تعبیر سلطانی در برگهای باقیمانده از نسخۀ التحبیر فی علم التعبیر وجود ندارد، دیگر بخشهای باقیمانده از آن بهخوبی میتواند توجّه مؤلّف احتمالی یعنی فخر رازی را به ظرایف اصول خوابگزاری نشان دهد؛ دقایق و ظرایفی که در خوابنامههای پیش از آن بهندرت یافت میشود.
همچنین از دیگر دلایل صحّت انتساب این اثر به امام فخر رازی، وحدت روش تقسیمبندی در قسم اولِ التحبیر فی علم التعبیر و باب بیست و پنجمِ جامعالعلوم (ستّینی) در علم التعبیر است (ر.ک: رازی، 1354، ص. 14) که نمونههایی از آن در ادامه آمده است:
|
التحبیر فی علم التعبیر |
جامعالعلوم (ستّینی) |
|
«باب سوم: اندر بیان کردن قوّتهای آدمی که بدان چیزها دریابد در خواب و بیداری[3]» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 1 پ). |
«اندر بیان قوّتهای مدرکه» (رازی، 1397، ص. 259-260). |
|
«باب چهارم: اندر بیان حقیقت خواب و در ذکر سبب محتاج شدن آدمی به خواب» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 1 پ). |
«اندر حقیقت خواب» (رازی، 1397، ص. 261). |
|
«باب دهم: اندر بیان آنکه این صورتهای مختلف که در خواب دیده میشود چه چیز است» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 1 پ). |
«اندر حقیقت خواب دیدن» (رازی، 1397، ص. 262). |
|
«باب بیست و یکم: در آنکه تعبیر یک خواب به حسب اختلاف زمان و مکان و احوال ای[ن خواب]. باب بیست و دوم: اندر ذکر تعبیرات به حسب اختلاف منفعت و طبیعت آن چیزها که دیده با[شند]. باب بیست و سوم: اندر ذکر آنکه معبّر باید که تعبیر هرکس به قدر همّت و [حال وی کند]» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 2 ر). |
«اندر شرایط تعبیر کردن» (رازی، 1397، ص. 264-265). |
همچنین علاوه بر وحدت روش تقسیمبندی، شباهت محتوایی متن التحبیر فی علم التعبیر و جامعالعلوم (ستّینی) نیز نشان میدهد مؤلّفی واحد این باب از جامعالعلوم (ستّینی) را بهاختصار و التحبیر فی علم التعبیر را بهتفصیل به تحریر درآورده که نمونهای از آن به شرح زیر است:
|
التحبیر فی علم التعبیر |
جامعالعلوم (ستّینی) |
|
«و همچنین اگر کسی خویشتن را برهنه بیند که اگر اندر مساجد و بازارها و جایهایی باشد که برهنه شدن [اندر] آن جایگاه عادت نباشد، آن دلالت کند بر فضیحت و زوال جاه و منصب و خصوص که شخص از اهل منصب باشد یا زنی باشد. و اگر اندر خلوت باشد، اندر آن ضرری نباشد و دلیل یافتن راحت بُوَد. و همچنین اگر در گرمابه باشد چون خالی باشد و همچنین اگر بینندۀ این خواب از صلحا باشد، آن دلالت کند بر ترک جاه و علایق دنیا چون عورت پوشیده باشد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 4 ر). |
«قسم سوم زمان و مکان چنانکه اگر کسی به خواب بیند که در بازاری برهنه استاده است دلیل فضیحت باشد. و اگر در گرمابه خود را برهنه بیند هیچ زیان نبود، زیرا که برهنه بودن در گرمابه عیب نباشد» (رازی، 1397، ص. 265). |
1- 1. سرچشمه و جویباران[4]
بررسی و تعمّق در تعبیرالرؤیاهای موجود و مقایسۀ آنها با بخش باقیماندۀ التحبیر فی علم التعبیر نشان میدهد که یکی از منابع استفادهشدۀ امام فخر رازی احتمالاً القادری فی التعبیر اثر نصربن یعقوب دینوری بوده که در ادامه به نمونهای از آنها اشاره میشود:
|
التحبیر فی علم التعبیر |
القادری فی التعبیر |
|
«و اگر زنی اندر خواب بیند که ماهتاب اندر خانۀ وی افتاد و وی پارهای از آن برگرفت و در خرقهای پیچید، وی را پسری آید و زود وفات یابد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 23 پ؛ برای نمونۀ مشابه ر.ک: بکری، 666ق، گ. 133 پ). |
«و إن رأت امرأة أنّ القمر وضع فی بیتها فأخذت منه بعضه و لففته فی خرقة، فإنها تلد ابناً و یموت و تحزن علیه» (الدینوری، 2000م، ج. 2/ 13). |
امّا باید به این نکتۀ مهم توجّه کرد که مؤلّف برخلاف استفاده از القادری فی التعبیر، اثر خود را با رویکرد خاص خود فصلبندی کرده و از فصول و ابواب القادری فی التعبیر پیروی نکرده است؛ در نتیجه، در عناوین و ترتیب فصول و ابواب این دو اثر هیچ شباهتی دیده نمیشود. همچنین هیچ تشابهی میان عناوین و ترتیب بابهای التحبیر فی علم التعبیر و خوابنامههای فارسی پیش و پس از آن، از جمله خوابگزاری، کامل التعبیر، کتاب الناصری فی ترجمة کتاب القادری فی التعبیر و تعبیر سلطانی[5] وجود ندارد و المعتبر فی علم التعبیر تنها خوابنامۀ شناختهشدۀ فارسی پس از التحبیر فی علم التعبیر است که از نظر فصلبندی به آن شباهت فراوانی دارد.
پیشتر تصوّر بر این بود که مهمترین خوابنامههای مستقل باقیمانده از نثر فارسی تا قرن 8ق. محدود به خوابگزاری، کامل التعبیر، التحبیر فی علم التعبیر و تعبیر سلطانی است (کمیلی، 1387، ص. 157؛ 1397، ص. 104-110) امّا اینک با توجّه به پژوهشهای تازهتر نشان داده شده است که دو اثر دیگر نیز از این گونۀ نثر فارسی به نام کتاب الناصری فی ترجمة کتاب القادری فی التعبیر (ر.ک: صفری آققلعه، 1397) و المعتبر فی علم التعبیر (ر.ک: دهقان نیری و همکاران، 1403) دستیاب است.
المعتبر فی علم التعبیر، خوابنامهای فراموششده از قرن هفتم ق. است که ابراهیمبن اسماعیلبن ابراهیم بکری زنجانی شیرازی (م: 683ق.)، محدّث شافعیمذهب، در سال 666ق. احتمالاً در ناحیۀ غرب ایران آن را نوشته و به خواجه شمسالدّین محمّد جوینی، وزیر خوشنام ایلخانان اهدا کرده است. تاکنون از این اثر تنها یک نسخه شناخته شده که با توجّه به قرائن متنی احتمالاً همان نسخۀ مؤلّف است که در سال 666ق. نوشته شده است و در مجموعۀ عموجه حسین پاشا در کتابخانۀ سلیمانیۀ استانبول نگهداری میشود. برخی از منابع مؤلّف در تألیف این اثر عبارتند از: القادری فی التعبیر، التحبیر فی علم التعبیر، تعبیر الرؤیا ابن قتیبه، تعبیر الرؤیا ارطامیدورس افسسی ترجمۀ حنینبن اسحاق که در این میان استفادۀ او از القادری فی التعبیر و التحبیر فی علم التعبیر بیش از دیگر خوابنامههای عربی و فارسی بوده است.
از این دستنویس تنها ۲۳2 برگ[6] در دو فنّ باقی مانده است و متأسفانه افتادگیهایی در فنّ دوم این کتاب وجود دارد. فنّ دوم شامل یک مقدّمه و هفت مقالت است که هر مقالت به ابواب و فصول جزئیتری تقسیم شده است؛ مقالت اول شامل ده باب، مقالت دوم شامل پنج باب و مقالت سوم به دو قسم تقسیم شده که قسم اول شامل هجده باب است و از همین مقالت افتادگی نسخه آغاز میشود. بدین ترتیب، هرچند قسم اولِ مقالت سوم شامل هجده باب است، تنها یازده باب از آن موجود است و بخش پایانی باب یازدهمِ مقالت سوم (از حرف کاف و پس از واژۀ «کرسی» به بعد) تا باب هجدهم و تمام قسم دومِ مقالت سوم و تمام مقالت چهارم تا هفتم نسخه افتاده است. خوشبختانه مؤلّف در فهرست ابتدایی کتاب (بکری، 666ق، گ. 3 پ - ۷ ر) از تمامی ابواب و فصول این اثر تا پایان مقالت هفتم بهتفصیل نام برده است که امکان آشنایی با ساختار کلّی کتاب را برای خواننده فراهم میکند.
از طریق بررسی محتوا، ترتیب و نام ابواب المعتبر فی علم التعبیر بهروشنی آشکار است که بهرغم تفاوتهای محتوایی و ساختاری، بکری از التحبیر فی علم التعبیر بهره گرفته است؛ در ادامه به ارتباط و تشابه این دو اثر اشاره میشود:
2- 1. ترتیب و عنوان بابهای المعتبر فی علم التعبیر و التحبیر فی علم التعبیر
هرچند ترتیب و عنوان بابها در التحبیر فی علم التعبیر و المعتبر فی علم التعبیر در نمونههایی یکسان نیست امّا در کلیّت به یکدیگر شباهت بسیاری دارند که به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
|
التحبیر فی علم التعبیر |
المعتبر فی علم التحبیر |
|
«باب پانجدهم اندر دیدن هوا و ابر و شب و روز و تاریکی و روشنایی» |
«باب دویم (اصل: دوهم) اندر دیدن شب و روز و تاریکی و روشنایی و ابر و رعد و برق و صاعقه و بادها و قوسِ قزح و خُسف و زلزله» |
|
«باب شازدهم اندر تأویل رؤیت باد و رعد و برق و باران و برف و قوس قزح (اصل: قوس و قزح) و صاعقه و زلزله و سیل و آنچه بدان ماند» |
«باب [سیم] اندر دیدن باران و تگرگ و یخ و سرما و سیل و وَحل و اندر هر چیز که از آسمان ببارد» |
|
«باب هفدهم اندر دیدن آتش و شمع و چراغ و آنچه بدان تعلّق دارد از افروختن آتش و هیزم و فحم و رماد و مانند آن» |
«باب چهارم اندر دیدن آتش و شمع و چراغ و قندیل و دود و آتش و آنچه بدان تعلّق دارد» |
|
«باب هشدهم اندر دیدن جنّ و شیاطین و غول و دجّال و آنچه به احوال ایشان تعلّق دارد» |
«باب پنجم اندر رؤیت جنّ و شیاطین و غول و دجّال و آنچه به احوال ایشان تعلّق دارد» |
2- 2. مقدّمۀ المعتبر فی علم التعبیر و التحبیر فی علم التعبیر
افزون بر تشابه عنوان و ترتیب بابهای التحبیر فی علم التعبیر و المعتبر فی علم التعبیر، مقدّمههای این دو اثر نیز به یکدیگر شباهت فراوانی دارند که به نمونههایی از آنها اشاره میشود:
|
التحبیر فی علم التعبیر |
المعتبر فی علم التعبیر |
|
«و اگر کسی از وی خوابی به امتحان پرسد، آن را چنانکه آن لفظ اقتضا کند، تعبیر کند و فرونگذارد که اگر آن تعبیر خیر باشد، به معبّر بازگردد و اگر شرّ باشد، بدان شخص بازگردد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 63 ر). |
«اگر کسی از وی خوابی به طریق امتحان پرسد، باید که آن را (اصل: آنر) فرونگذارد و تعبیر آن بکند چون وجهی ظاهر دارد که اگر تعبیر آن خیر باشد، آن راجع باشد به معبّر و اگر شرّ باشد، مضرّت آن عاید باشد بر آن شخص که امتحان کرده است» (بکری، 666ق، گ. 58 پ). |
|
«بباید دانست که بینندۀ خواب را گزیر نباشد از آنکه آدابی چند را نگاه دارد تا خواب وی درست و معتبر آید» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 52 ر). |
«بدان که بینندۀ خواب را گزیر نباشد از مراعات آدابی چند تا خواب وی درست و معتبر آید» (بکری، 666ق، گ. 59 ر). |
|
«هرگاه که مزاج شخص نه معتدل باشد، هرچند که وی را در حال مرضی ظاهر نباشد امّا چیزها اندر خواب و بیداری کما هی درنتواند یافتن و نگاه نتواند داشت: و آن چنان است که هرگاه که بر مزاج (اصل: + خلق، که خط خورده است) شخص یبوست غالب باشد، اگرچه که وی را قوّت حفظ نکو باشد امّا فهم کند باشد و چیزها دیر دریابد. و چون رطوبت غالب باشد، چیزها زود یاد گیرد امّا زود فراموش کند و خوابها را نگاه نتواند داشت. و چون حرارت بر وی غالب باشد، افعال و حرکات وی مشوّش و بیترتیب باشد و خوابها چنانکه هست درنیابد. و چون برودت (اصل: بروردة) بر مزاج وی غالب باشد، قوّت حفظ کند باشد و چیزها را دیر یاد گیرد و زود فراموش کند» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 27 پ). |
«و همچنین چون شخص نه معتدل المزاج باشد و اگرچه فی الحال وی را مرضی نباشد، صور منامات را کما هی نتواند ادراک کردن از بهر آنکه هرگاه که بر مزاج شخص یبوست غالب باشد، قوّت حافظۀ وی بهکمال بود امّا قوّت فهم و ادراک ضعیف باشد. و چون رطوبت غالب باشد، زود یاد گیرد و زود فراموش کند و آن را فایدهای نباشد و بیشتر مرئیات و مسموعات را باز نتواند گفتن. و چون بر مزاج حرارت غالب باشد، افعال وی مشوّش و نامضبوط باشد و نزدیک باشد به تخیّلات اصحاب سرسام و امراض حادّه. و هرگاه که برودت غالب باشد، شخص بلید و کندخاطر باشد و صور مدرَکات را دیر حفظ کند و زود فراموش کند و معانی را فهم نکند» (بکری، 666ق، گ. 225 ر)[7]. |
2- 3. المعتبر فی علم التعبیر و جامعالعلوم (ستّینی)
دو بخش نسبتاً مفصّل در المعتبر فی علم التعبیر وجود دارد که اگرچه به سبب باقی ماندن «چیزی قریب به یک چهارم» اوراق التحبیر فی علم التعبیر امکان ردیابی آنها در این اثر وجود ندارد (ر.ک: رازی، 1354، ص. 14)، مشابه آنها در جامعالعلوم (ستّینی) آمده است که میتواند نشاندهندۀ آن باشد که منبع ابراهیمبن اسماعیلبن ابراهیم بکری زنجانی شیرازی، مؤلّف المعتبر فی علم التعبیر، احتمالاً یکی از آثار امام فخرالدّین ابوعبداللّه محمّدبن عمربن حسینبن حسنبن علی تیمی بکری طبرستانی مشهور به ابن خطیب رازی بوده است.
|
جامعالعلوم (ستّینی) |
المعتبر فی علم التعبیر |
|
«چنانکه جالینوس در کتاب الفصد میآرد که او را ورمی بود میان حجاب و کبد، پس گفت هر علاج که دانستم کردم و هیچ سود نداشت و امّید از صحّت برداشتم، تا به خواب دیدم که کسی مرا گفت: برو آن رگ که میان خنصر و بنصر است بگشای و چندینی خون از وی برگیر تا درست شوی. و من هرگز ندانسته بودم که آن رگ را شاید گشادن. و چون آن فصد کردم صحّت یافتم» (رازی، 1397، ص. 263). |
«و همچنین آوردهاند که جالینوس حکیم را ورمی اندر کبد پدید آمد و خود و جملۀ اطبّای آن روزگار از مداوات آن عاجز شدند و از وی نومید گشتند و ترک مداوات کردند. آنگاه جالینوس شخصی را اندر خواب دید و وی را گفت: برو و از آن رگ که میان خنصر و بنصر است از دست چپ فصد کن و چندین درم معیّن خون رها کن. جالینوس چون بیدار گشت، برفت و فصد کرد همچنانکه دیده بود و صحّت یافت. و گفت: ما پیش از این هرگز ندانستیم که از این جایگاه فصد توان کردن یا نه» (بکری، 666ق، گ. 32 ر-32 پ). |
در نمونۀ اول، نسبتاً مشابه آنچه در المعتبر فی علم التعبیر آمده، تا به امروز تنها در البدر المنیر فی علم التعبیر (المقدسی، 2000م، ص. 167)، با اندکی تفاوت یافت شده است، امّا آن اثر نمیتواند منبع / مأخذ بکری بوده باشد؛ زیرا هردو اثر در سدۀ هفتم قمری تألیف شدهاند؛ بنابراین، در بهترین حالت تنها میتواند نشاندهندۀ منبع / منابع مشترک میان این دو اثر باشد؛ البته وجود این بخش با اندکی تفاوت در جامعالعلوم (ستّینی) نشاندهندۀ آن است که احتمالاً بکری یا از جامعالعلوم (ستّینی) یا از دیگر آثار امام فخر رازی این بخش را برگرفته است. مؤیّد این نتیجهگیری آن است که مؤلّف التحبیر فی علم التعبیر در همین کتاب، به اثر دیگر خود به نام «تعبیر کبیر»[8] اشاره کرده است (ر.ک: رازی، 1354، ص. 72). بنابراین، چه بسا که او دو اثر در علم تعبیر تألیف کرده بوده است: یکی مختصر به نام «التحبیر فی علم التعبیر» و دیگری مفصّل به نام «تعبیر کبیر» که در این صورت شاید بکری این دو بخش را از تعبیر کبیر برگرفته باشد، زیرا چنین جزئیاتی کمتر در التحبیر فی علم التعبیر آمده است.
|
جامعالعلوم (ستّینی) |
المعتبر فی علم التعبیر |
|
«و اجناس رؤیا چهار است: اول آنکه چیزهای بسیار دلیل کند بر چیزهای بسیار، چنانکه مردی در غربت بود در خواب دید که چیزی را طلب میکند چون بدان چیز رسید با جمعی از مرغان غریب بپرید، پس به عاقبت آن مرد به وطن خویش بازرسید. پس با جمعی دیگر از غربا به غربت رفت. قسم دوم آنکه یک چیز دلیل کند بر یک چیز، چنانکه مردی به خواب دید که چشم او زرّین شده است. معبّر را پرسید، معبّر جواب داد که چشم او برود. مرد گفت که از چه سبب؟ معبّر گفت نام زر «ذَهَب» است و در تازی لفظ ذهب آنجا استعمال کنند که برود. چنانکه گویند ذَهَبَ الرَّجُل، و معبّری دیگر گفت در بیان آن تعبیر، زیرا که زر چیزی است که او را از برای آن دارند که برود. پس چون چشم تو زرّین شد دلیل بود بر آنکه برود. و قسم سوم آنکه یک چیز بر بسیار چیزها دلیل کند و آن چنان است که مردی در خواب دید که نام وی از وی بیفتاد. پس عاقبت او چنان آمد که مال او از دست برفت و درویش گشت. و به نزدیک مردم حقیر شد. آنگاه از غایت دلتنگی خود را بکشت. و قسم چهارم آنکه چیزهای بسیار بر یک چیز دلالت کند. چنانکه مردی در خواب دید که با مردی دیگر شطرنج میباخت و آن مرد از وی همیبرد و نزدیک شاه مات رسید. لیکن پیش از آن برخاست و بگریخت و بیمار گشت و در بیمارستانی رفت که آن را اشتر نام بودی، و آنجا اندر خانهای بیفتاد و بر ران او درختی بِرُست. پس عاقبت آن مرد چنان افتاد که بام خانۀ او بیفتاد و ران بشکست لیکن نمرد. و آن هرچه در خواب دیده بود دلیل این نکبت (اصل: نکته) بود، زیرا که نزدیک رسیدن شطرنج به شاه مات و گریختن او پیش از شاه مات دلیل این حال بود که نزدیک مرگ رسید ولیکن نمرد. و گریختن او در بیمارستان دلیل کند بر بیماری، و آنچه نام آن بیمارستان اشتر بود که آن بیمارستان او را در شکستن پای بود، چنانکه پای شتر دو تاه شود، چون فروخسبد، و رستن درخت بر ران او دلیل آن بود که ساق او چون ساق درخت شود که حرکت نکند» (رازی، 1397، ص. 265 – 266). |
«بدان که خوابها اندر این مرتبه هم منقسم است به چهار قسم زیرا که یا خواب بسیار بُوَد و معنی هم بسیار یا خواب یک چیز باشد و معنی هم یک یا خواب یک شئ باشد و معنی بسیار یا خواب بسیار باشد و معنی یک چیز بُوَد. امّا قسم اولِ آن است که خواب بسیار بُوَد و معنی بسیار و این مثل آن باشد که شخصی در غربت اندر خواب چنان دید که همیپرّید و چیزی طلب همیکرد و چون به مطلوب خود رسید دگرباره دید که وی را پرّها پیدا شده بود مثل پرهای مرغان و دگرباره از آن جایگاه با مرغانی چند غریب پریدن گرفت و برفت و عاقبت تعبیر آن خواب آن چنان بود که آن شخص از غربت رجوع کرد با وطن خود و دگرباره با قومی چند غریب سفر کرد و بازنیامد. و امّا قسم دوم آن است که خواب یک چیز باشد و معنی هم یک، مثل آنکه شخصی اندر خواب دید که چشم وی ذَهَب گشته بود و عاقبت تعبیر آن چنان بود که آن شخص نابینا گشت و چمش برفت و تحقیق این بعد یاد کرده شود ان شاء اللّه تعالی. و امّا قسم سوم آن است که خواب یک چیز باشد و معنی بسیار، مثل آنکه شخصی اندر خواب چنان دید که نام وی از وی بیفتاد و عاقبت تعبیر آن چنان شد که آن شخص مال بسیار برگرفت و قصد سفر کرد و اندر راه دزدان وی را بغارتیدند و او بازگشت و با وطن خود آمد و اندر نظر خلق خوار و عاجز گشت و مذلّت بسیار به وی رسید و چنان شد که نتوانست اندر شهر خود نشستن، و بگریخت و شقاوت وی را بر آن داشت که خود را بکشت و نامش از جهان بیفتاد. و امّا قسم چهارم آن است که خواب بسیار باشد و معنی یک چیز بُوَد، مثل آنکه شخصی اندر خواب چنان دید که شطرنج همیبازید و مغلوب گشت و نزدیک شد به شهمات، آنگاه بگریخت و به بیمارستانی رسید که نام وی جمل بود، آنگاه دگرباره درختی دید که از پای وی رسته شده بود. و عاقبت حال وی چنان شد اندر بیداری که سقف خانۀ وی شکسته شد و بر پای وی افتاد و پایش شکسته شد و به شرف هلاک رسید امّا هلاک نشد و این همه احوال که وی دیده بود بر این یک نکبت دلالت همیکرد و کیفیّت دلالت آن احوال بر آن یک نکبت چنان بود که نزدیک شدن وی به شهمات و گریختن از آن جایگاه دلالت همیکرد بر رنجی عظیم که وی اندر آن به صدد هلاک رسد امّا نمیرد و رفتن وی به بیمارستان همچنین دلیل مرض بُوَد و امّا آنکه نام آن بیمارستان جمل بود آن دلیل آن بُوَد که رنج وی از پای باشد زیرا که جمل چون بیفتد قادر نباشد بر مشی و همچنین رستن درخت از پای وی دلیل آن بُوَد که پای وی اندر تعذّر حرکت مثل ساق درخت شود در ثبات یا دلیل بُوَد بر القای جبیره[9] بر پای وی، و اللّه أعلم» (بکری، 666ق، گ. 34 پ-35 ر). |
همچنین مشابه نمونۀ دوم تاکنون تنها در تعبیر الرؤیا (الافسسی، 1964م، ص. 25- 28) با تفاوتهای محتوایی آمده است و هرچند نمیتوان با اطمینان گفت که بکری این بخش را از جامعالعلوم (ستّینی) برگرفته است، تا به امروز یکی از منطقیترین فرضیهها همین است.
اشکالات و کاستیها در تصحیح ایرج افشار عمدتاً از دو سبب نشئت گرفته است: خطای مصحّح و آسیبدیدگی نسخه شامل ساییدگی، کرمخوردگی، پارگی و افتادگی اوراق آن (ر.ک: رازی، 1354، ص. 18، 38، 53، 82، 107، 108). اشکالات و کاستیهای نشئتگرفته از خطای مصحّح را میتوان به شش گروه تقسیم کرد: افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمههای نادرست، حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد، غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه، ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی. اشکالات و کاستیهای ناشی از آسیبدیدگی نسخه نیز به چهار گروه تقسیم میشود: ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبطهای پاکشده و تشخیص ندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی.
نگارندگان به منظور بهرهوری بیشتر، علاوه بر مقایسۀ تصحیح افشار با نسخۀ استفادهشدۀ او در نمونههایی نیز از المعتبر فی علم التعبیر بهره بردند و ضبط آن را به دست دادهاند تا بدینگونه علاوه بر اشکالات و کاستیهای چاپ افشار، ضرورت استفاده از المعتبر فی علم التعبیر برای تصحیح مجدّد آن نشان داده شود. در ادامه بهاختصار به مهمترین موارد اشاره میشود:
3- 1. اشکالات
3- 1- 1. افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد (بدون نشانگر قلاب در متن)
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«هرچند که آن زمین را فراختر و معمورتر بیند دلیل فراخی نعمت باشد، و هرچند تنگتر و خرابتر بیند دلیل تنگی و مشقت بود» (رازی، 1354، ص. 125). |
«هرچند که آن زمین را فراختر و معمورتر بیند، دلیل فراخی نعمت باشد و تنگتر و خرابتر بیند، دلیل تنگی و مشقّت بُوَد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 50 پ). |
|
«و اگر بیند که مردم وی را مدح گفتند آن دلالت کند بر نقصان دین وی» (رازی، 1354، ص. 144). |
«و اگر بیند که مردم وی را مدح گفتند، آن دلالت بر نقصان دین وی» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 7 پ). |
|
«و باریدن برف هم چنین اگر در وقت و موضع خود ... معتاد باشد دلالت کند بر فراخی ... » (رازی، 1354، ص. 82). |
«و ... برف همچنین اگر در وقت و موضع خود ... معتاد باشد دلالت کند بر فراخی ... » (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 60 ر). |
3- 1- 2. افزودن کلمه یا کلمههای نادرست (با نشانگر قلاب در متن)
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«اگر کسی اندر خواب بیند که جمله دنیا را بدزدید یا جمله عالم را بدزدید [در] جامع قرآن بدزدد» (رازی، 1354، ص. 124). |
«اگر کسی اندر خواب بیند که جملۀ دنیا را بدزدید یا جملۀ عالم را بدزدید، جامع قرآن بدزدد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 50 ر). |
3- 1- 3. حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«الرؤیا برجل طائر فاذا عبرت وقعت» (رازی، 1354، ص. 39). |
«الرؤیا مُعَلَّقةٌ برجل طائر فإذا عبرت وقعت» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 27 پ). |
|
«و خندیدن مرده دلیل نیکویی آخرت وی بود» (رازی، 1354، ص. 115). |
«و خندیدن مرده دلیل نیکویی حال آخرت وی بُوَد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 28 ر). |
|
«و اگر بیند که وی مرده را بزد آن قوت دین بیننده بود، و گفتهاند دینی از آن مرده بگزارد» (رازی، 1354، ص. 116). |
«و اگر بیند که وی مرده را بزد، آن قوّت دین بیننده بُوَد و گفتهاند: دَینی از آنِ آن مرده بگزارد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 28 پ). |
3- 1- 4. غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«و از بهر همین معنی است که گفتهاند که خواب بهامتحان پرسند یا از دشمن یا از کسی که بدین علم نه عالم باشد پرسند» (رازی، 1354، ص. 41). |
«و از بهر همین معنی است که نشاید که خواب به امتحان پرسند یا از دشمن یا از کسی که بدین علم نه عالم باشد پرسند» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 51 پ). |
|
«و این دلیل ظاهر است بر آنک خواب مانع تعبیر معبر است» (رازی، 1354، ص. 41). |
«و این دلیل ظاهر است بر آنکه خواب تابع تعبیر معبّر است» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 51 پ). |
|
«و هرچند که آن شخص ضعیفتر و به صورت زشتتر آن دلیل ضعیف بخت و برگشتن دولت باشد» (رازی، 1354، ص. 100). |
«و هرچند که آن شخص ضعیفتر و به صورت زشتتر، آن دلیل ضعف بخت و برگشتن دولت باشد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 44 ر). |
3- 1- 5. ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه[10] (که به کمک المعتبر فی علم التعبیر تصحیح شد)
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
المعتبر فی علم التعبیر |
|
«و بعضی گفتهاند که بیننده خوبی باحق (کذا) کند، هم چنان که اگر بیند که خوبی باحق (کذا) کرد روزه ماه رمضان خورد» (رازی، 1354، ص. 55). |
«و بعضی گفتهاند که: بیننده خونی ناحق کند، هم چنانکه اگر بیند که خونی ناحق کرد، روزۀ ماه رمضان خورد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 37 ر). |
«و گفتهاند: هرکس که اندر خواب بیند که اندر ماه رمضان بهعمدا افطار کرد، خونی ناحق کند همچنانکه اگر بیند که بهقصد خون ناحق کرد، گفتهاند: روزۀ ماه رمضان خورد» (بکری، 666ق، گ. 100 پ). |
|
«و اگر بیند که خیلی (؟) از وی فراگرفت یا به وی داد با وی عهد کند» (رازی، 1354، ص. 99). |
«و اگر بیند که حبلی از وی فراگرفت یا به وی داد، با وی عهد کند» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 43 پ). |
«و اگر بیند که حبلی از وی فراگرفت، بیننده با وی عهد کند» (بکری، 666ق، گ. 153 پ). «و اگر اندر خواب بیند که حبلی فرا کسی داد، آن دلالت کند که بیننده با آن کس عهد کند» (بکری، 666ق، گ. 228 ر). |
|
«و اگر بیند که کسی وی را داغ کرد ... و گفتهاند دلالت کند بر سختی سخت که از داغ کنند بدان شخص رسد» (رازی، 1354، ص. 94). |
«و اگر بیند که کسی وی را داغ کرد ... و گفتهاند: دلالت کند بر سخنی سخت که از داغکنند[ه] بدان شخص رسد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 41 ر). |
«بعضی گفتهاند که: اگر اندر خواب بیند که کسی وی را داغ کرد ... و گفتهاند: دلالت کند بر سخنی سخت که اثر اندر بیننده بکند بر مقدار اثر آن داغ» (بکری، 666ق، گ. 151 ر). |
3- 1- 6. اشکالات تایپی
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«و گفته اندر اگر آن شهر را آرامیده بیند اندر وقت قحط دلیل فراخی بود» (رازی، 1354، ص. 129). |
«و گفتهاند: اگر آن شهر را آرامیده بیند، آن در وقتِ قحط دلیل فراخی بُوَد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 48 ر). |
|
«و کردن بنا[ی] نو دلیل یافتن مال و نعمت بود، و دلیل زن خواستن بود. و چون آن بنا از گل باشد آن ملال حلال بود» (رازی، 1354، ص. 131). |
«و کردن بنای نو دلیل یافتن مال و نعمت بُوَد و دلیل زن خواستن بُوَد. و چون آن بنا از گل باشد، آن مال حلال بُوَد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 48 پ). |
3- 2. کاستیها
3- 2- 1. ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا
عواملی مانند وصّالی و رفوشدگی برگها (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 35 ر-35 پ) و خطخوردگی برخی از ضبطها (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 23 ر-23 پ) سبب ناخوانا شدن بخشهایی از متن گشته که در تصحیح جدید با توجّه به محتوا تکمیل شده است، نمونههایی از آن به شرح زیر است:
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«این خواب آنست که اندران خانگاه سه کس دفن کنند که ایشان بهترین خلق باشند. و رسول [23 الف] علیهالسلم [فرمود] ... رضی اللّه عنهما اندران حجره دفن کردند» (رازی، 1354، ص. 67). |
«این خواب آن است که اندر آن خانگاه سه کس دفن کنند که ایشان بهترین خلق باشند و رسول علیهالسّلام و ابوبکر و عمر رضی اللّه عنهما اندر آن حجره دفن کردند» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 23 ر- 23 پ). |
|
«و اگر بیند که اندر محراب بول کرد ...یار باشد. [35 الف] آن نه نیک بود. و اگر یک قطره یا دو یا سه قطره بوده باشد وی را به عدد آن فرزندان آیند و به علم و صلاح در میان خلق مشهور گردد» (رازی، 1354، ص. 63). |
«و اگر بیند که اندر محراب بول کرد، اگر بسیار باشد، آن نه نیک بُوَد. و اگر یک قطره یا دو یا سه قطره بوده باشد، وی را به عدد آن فرزندان آیند و به علم و صلاح در میان خلق مشهور گردد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 35 ر-35 پ). |
3- 2- 2. وجود افتادگیهای فراوان (که به کمک المعتبر فی علم التعبیر کامل شد)
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
المعتبر فی علم التعبیر |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«و دیدن .... مسافر را خوف بود، و مقیم را ... [قال اللّه تعالی: «هو الذی یریکم [البرق خوفاً] و طمعاً» (رازی، 1354، ص. 86). |
«و رؤیت رعد و برق و باران با هم مسافر را دلیل خوف باشد و مقیم را طمع باشد، قال اللّه تعالی: هو الّذی یریکم البرق خوفًا و طمعًا، یعنی خوفًا للمسافر عن نزول المطر و طمعًا للمقیم فی مجی المطر» (بکری، 666ق، گ. 142 ر). |
«و دیدن [رعد و برق و باران با هم] مسافر را خوف بُوَد و مقیم را طمع [باشد، قال] اللّه تعالی: هو الّذی یریکم البرق [خوفًا] و طمعًا (اصل: + صاعقه، که خط خورده است)» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 32 پ). |
|
«دیدن آتش اندر خواب دلالت کند بر .... و حکمت و راه راست و حرب .... و خصومت و سخنان ناخوش .... و عقوبت وی و مصیبت و خوف .... و مال حرام و مرض از جهت سرسام» (رازی، 1354، ص. 88). |
«بدان که دیدن آتش را اندر خواب بر چند وجه تعبیر کنند: بر حرب و فتنه و فساد دین و شغب و خصومت و سخنان ناخوش و راه راست و منع زکوة و خشم سلطان و عقوبت وی و مصیبت و فزع و طاعون و فضیحت و مال حرام و برسام و آبله و ایمنی و روشنایی و علم و حکمت» (بکری، 666ق، گ. 146 پ). |
«دیدن آتش اندر خواب دلالت کند بر [ایمنی و روشنایی و علم] و حکمت و راه راست و حرب [و فتنه و فساد دین و شغب] و خصومت و سخنان ناخوش و [منع زکوة و خشم سلطان] و عقوبت وی و مصیبت و خوف [و طاعون و فضیحت] و مال حرام و مرض از جهت سرسام» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 33 پ). |
|
«و اگر بیند که آتشی افرو[خت] .... دلالت کند که وی اندر طلب رزقی یا ریا[ست] .... آن چیز بر مقدار تمام شدن آن مقصود باشد که در خواب دیده بود» (رازی، 1354، ص. 91). |
«و اگر بیند که آتش افروخت تا بدان گوشت پزد یا بریزد [؟]، آن گفتهاند: دلالت کند که بیننده اندر طلب رزق و مال و ریاست باشد و تمام شدن آن مطلوب به حسب تمام شدن آن غرض باشد» (بکری، 666ق، گ. 148 ر). |
«و اگر بیند که آتشی افرو[خت تا بدان گوشت پزد]، دلالت کند که وی اندر طلب رزقی یا ریاستی [باشد و تمام شدن] آن چیز بر مقدار تمام شدن آن مقصود باشد که در خواب دیده بود» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 10 پ). |
3- 2- 3. تشخیصندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی (که به کمک المعتبر فی علم التعبیر مرتّب شد)
ایرج افشار در التحبیر فی علم التعبیر بر اساس ترتیب بابهایی که شماره و نام آن موجود بوده، تمام بابها بهجز هشت برگ را بهدقّت فصلبندی کرده و آن هشت برگ را در انتهای متن آورده است تا «مگر روزی نسخهای کامل ازین اثر به دست افتد و صورت صحیح آن به چاپ برسد» (رازی، 1354، ص. 137). همانطور که پیشتر گفته شد، تا به امروز المعتبر فی علم التعبیر تنها خوابنامۀ شناختهشدهای است که از نظر ترتیب، نام و محتوای بابها به التحبیر فی علم التعبیر شباهت فراوانی دارد؛ بنابراین، با بررسی هشت برگ پایانی التحبیر فی علم التعبیر و مقایسۀ آن با فهرست و متن باقیماندۀ المعتبر فی علم التعبیر محلّ دقیق این برگها را میتوان تشخیص داد.
در صفحات 139-142 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «... که پیروزنام بود» آغاز و به «اندر خوفی باشد ...» ختم شده است. تنها عنوان قطعی موجود در این برگها «گفتار چهارم اندر دیدن عددها» است که بر اساس تشخیص افشار متعلّق به قسم اولِ التحبیر فی علم التعبیر است.
کلیدواژۀ «اعداد» در المعتبر فی علم التعبیر تنها در دو قسمت بهکار رفته است: «چنانکه اندر ذکر رؤیت اعداد یاد کرده شود اندر باب تأویل منامات نادره» (بکری، 666ق، گ. 49 پ) و «و شمردن چیزها را نیز به حسب خاصیّت آن اعداد تعبیر باید کردن چنانکه اندر ذکر خاصیّت اعداد گفته شود» (بکری، 666ق، گ. 212 پ-213 ر) که نشان میدهد در المعتبر فی علم التعبیر بخشی به اعداد و خاصیّت آنها در «باب تأویل منامات نادره» اختصاص داده شده که به علّت افتادگی بخشی از فنّ دوم این اثر قابل بازیابی نیست و تنها شاهد مشابه با عنوان «باب تأویل منامات نادره» در کلّ فهرست فنّ اول و دوم، فصل اولِ باب آخرِ فنّ دوم با عنوان «اندر بعضی از تعبیرات نادره» است (بکری، 666ق، گ. 7 ر). بر اساس این فصل از المعتبر فی علم التعبیر، میتوان نتیجه گرفت که این باب از التحبیر فی علم التعبیر در قسم دوم آن بهعنوان آخرین باب با عنوانی مشابه «[باب ... اندر بعضی از تعبیرات نادره]» مانند المعتبر فی علم التعبیر قرار داشته است و نظر افشار دربارۀ تعلّق این باب به قسم اول نادرست است؛ زیرا این باب دربارۀ اصول خوابگزاری نیست بلکه دربارۀ تأویل «دیدن عددها» در خواب است و باید متعلّق به قسم دوم باشد (ر.ک: رازی، 1354، ص. 139).
در صفحات 143-144 التحبیر فی علم التعبیر بخشی آمده که با «به چوبپارها (کذا) کرده است» شروع و به «وی را مذمت کنند» پایان یافته است و موضوع اصلی این صفحات خوابهایی است که با توجّه به تمثیلهای قرآنی تعبیر میشوند.
با بررسی ابواب قسم اولِ التحبیر فی علم التعبیر مشخص میشود که این بخش (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 7 ر و 7 پ) باید پس از برگ 63 پ قرار گیرد تا «باب بیست و هشتم اندر بیرون آوردن تعبیر از قرآن و حدیث و امثال و نظایر» کامل شود (ر.ک: رازی، 1354، ص. 34). همچنین برگهای 52 پ-54 ر المعتبر فی علم التعبیر تأییدی است بر محلّ قرارگیری این بخش در همان باب بیست و هشتمِ التحبیر فی علم التعبیر.
در صفحات 145-150 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «و اگر چون سر گاو و گوسفند و شتر و مانند آن بیند دلیل خواری و زیردستی باشد» شروع و به «تفاوت دندانها[ی] اول و دوم باشد در تیزی و قوت» ختم شده و موضوع آن تعبیر اعضای بدن انسان است.
با توجّه به اینکه مقالت دومِ المعتبر فی علم التعبیر (شامل پنج باب) (بکری، 666ق، گ. 5 ر-5 پ) برابر با بابهای چهاردهم، پانجدهم، شازدهم، هفدهم و هشدهمِ (= هجدهم) التحبیر فی علم التعبیر (رازی، 1354، ص. 65-98) است و بابهای اول و دومِ قسم اولِ مقالت سومِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «باب اول اندر دیدن پیر و جوان نرینه و مادینه و آنچه بدان تعلّق دارد» و «باب دوم اندر دیدن اختلاف الوان انسان از سپیدی و سیاهی و مانند آن» (بکری، 666ق، گ. 5 پ) برابر با باب نوزدهمِ التحبیر فی علم التعبیر با عنوان «اندر دیدن آدمی معروف و مجهول و اختلاف رنگها[ی] وی» (رازی، 1354، ص. 99) است، بدین ترتیب صفحات 145-150 در التحبیر فی علم التعبیر با اندکی تفاوت در ترتیب و محتوا برابر با باب سومِ مقالت سومِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «اندر دیدن اعضای آدمی یکانیکان» است (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 5 پ، 158 ر-163 پ) و صفحات 145-150 در التحبیر فی علم التعبیر با عنوان الحاقی «[باب بیستم اندر دیدن اعضای آدمی یکانیکان]» پس از باب نوزدهم در صفحات 99-103 قرار میگیرد. باید توجّه داشت که جملۀ آغازین باب بیستمِ التحبیر فی علم التعبیر (ر.ک: رازی، 1354، ص. 145) متعلّق به همین باب است و اگرچه در التحبیر فی علم التعبیر ناقص مانده، امّا در المعتبر فی علم التعبیر ذیل مدخل فرعی «التغیّر فی الرأس» در زیر عنوان «الرأس» در اعضای آدمی آمده است (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 158 ر-159 ر).
در صفحات 151-154 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «آمدن از غمها و رنجها باشد» آغاز و با «و باز گفتهاند نظر در آینه کردن دلالت کند که حق تعالی» پایان یافته و موضوع آن سر و تن شستن، سر به شانه کردن، شانه، سرمه اندر چشم کشیدن، خضاب دست و پا و سر و ریش، آینه و نظر اندر آینه کردن است.
با توجّه به فهرست فنّ دومِ المعتبر فی علم التعبیر، این باب از التحبیر فی علم التعبیر برابر با باب پنجمِ مقالت سومِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «اندر دیدن روغن اندر سر و بدن استعمال کردن و اندر دیدن سر شستن و سر به شانه و سرمه کشیدن و خضاب کردن و نظر اندر آینه (اصل: «اندر آینه» مکرّر است) کردن و اندر تأویل آینه و اندر آهک کار فرمودن» (بکری، 666ق، گ. 5 پ) است که با توجّه به ناقص بودن محتوای این باب در التحبیر فی علم التعبیر، عنوان الحاقی آن میتواند چنین باشد: «[باب ... و اندر تأویل سر شستن و سر به شانه کردن و اندر تأویل شانه و اندر دیدن سرمه کشیدن و خضاب کردن و اندر تأویل نظر اندر آینه کردن و اندر ذکر دیدن آینه]» تا هم از المعتبر فی علم التعبیر و هم از محتوای ناقص باب یادشده در التحبیر فی علم التعبیر پیروی شده باشد. بدین ترتیب این باب پس از باب بیستمِ التحبیر فی علم التعبیر یعنی «[باب بیستم اندر دیدن اعضای آدمی یکانیکان]» قرار میگیرد؛ زیرا در المعتبر فی علم التعبیر نیز ابتدا «اعضای آدمی یکانیکان»، پس از آن «موی سر و ریش و بدن و آنچه بدان تعلّق دارد» و سپس این باب قرار دارد (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 5 پ)، که به علّت افتادگی قسمتی از فهرست و محتوای قسم دومِ التحبیر فی علم التعبیر نمیتوان شمارۀ این باب را بهطور قطعی «بیست و یکم» یا «بیست و دوم» اعلام کرد.
در صفحات 155-157 التحبیر فی علم التعبیر بابی آمده که با «[تأ]ویل اعمال بنی آدم بود» شروع و به «نخود گرم همیخوردم. گفت ....» ختم شده و موضوع آن کشت و زرع و غلّات است.
بر اساس عناوین فهرست فنّ دومِ المعتبر فی علم التعبیر، این باب از التحبیر فی علم التعبیر با باب چهارمِ مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر با عنوان «اندر تأویل زروع و حبوب و ما یتعلّق بذلک» (بکری، 666ق، گ. 7 ر) بیشترین شباهت را دارد که متأسفانه به علّت ناقص بودن دستنویس المعتبر فی علم التعبیر امکان بررسی محتوای آن وجود ندارد. با توجّه به ترتیب بابهای مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر (بکری، 666ق، گ. 7 ر ) و مقایسه و تطبیق آن با بابهای التحبیر فی علم التعبیر، این باب باید پس از «باب چهل و هشتم اندر ثمرة» (رازی، 1354، ص. 134-136) قرار بگیرد؛ زیرا بابهای اول، دوم و سومِ مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر به ترتیب با عناوین «اندر رؤیت شهرها و دیهها و اندر تأویل عمارات»، «اندر تأویل اشجار میوه و غیر آن و اندر تأویل باغ و ما یتعلّق بذلک» و «اندر تأویل ثمار با اختلاف انواع آن» (ر.ک: بکری، 666ق، گ. 7 ر) برابر با بابهای چهل و ششم، چهل و هفتم و چهل و هشتم در التحبیر فی علم التعبیر (رازی، 1354، ص. 129-136) است و بدین ترتیب این باب پس از آنها قرار میگیرد امّا نمیتوان با اطمینان شمارۀ باب را تعیین کرد؛ زیرا مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر شامل پنج باب است و با توجّه به آسیبدیدگی اوراق التحبیر فی علم التعبیر این احتمال وجود دارد که باب چهارم و پنجمِ مقالت ششمِ المعتبر فی علم التعبیر به ترتیب با عناوین «اندر تأویل زروع و حبوب و ما یتعلّق بذلک» و «اندر دیدن خضراوات و آنچه بدان تعلّق دارد مثل خیار و خربزه و اندر تأویل رؤیت ریاحین و ختم این باب بر رؤیت خراب شدن مواضع معموره کرده شود» (بکری، 666ق، گ. 7 ر) در التحبیر فی علم التعبیر با ترتیب متفاوتی آمده باشد، در نتیجه، نمیتوان بهطور قطعی گفت که صفحات 155-157 التحبیر فی علم التعبیر با عنوان الحاقی «[اندر تأویل کشت و زرع و دانهها و آنچه بدان تعلّق دارد] باب چهل و نهم است یا باب پنجاهم.
3- 2- 4. ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها
ضبطهایی در التحبیر فی علم التعبیر تصحیح ایرج افشار به چشم میخورد که با توجّه به منطق کلام باید بهصورت قیاسی تصحیح شود. در ادامه، نمونههایی از آنها آمده است:
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«و رقص کردن[11] درازی بیماری و سختی آن بود» (رازی، 1354، ص. 105). |
«و رقص کردن بیمار (اصل: بیماری) درازی بیماری و سختی آن بُوَد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 15 ر). |
|
«و اندر میان رفتن آن طلب کردن مال باشد» (رازی، 1354، ص. 127). |
«و اندر میان آن رفتن (اصل: رفتن آن) طلب کردن مال باشد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 47 ر). |
همچنین برخی از ضبطهای آن با کمک المعتبر فی علم التعبیر باید بهصورت قیاسی تصحیح شود که چند نمونه از آنها به شرح زیر است:
|
التحبیر فی علم التعبیر (تصحیح افشار) |
المعتبر فی علم التعبیر |
التحبیر فی علم التعبیر (دستنویس) |
|
«و اگر بیند که دندانی ازان کسی برکند و آن کس نیز ازان بیننده یکی برکند، بیننده خویشی ازان وی بکشد، یا خیانتی بر وی کند و آن کس قصاص بازخواهد» (رازی، 1354، ص. 150). |
«و اگر بیند که دندانی از آنِ شخصی برکند و آن شخص نیز دندانی از آنِ بیننده بازکند، آن دلالت کند که بیننده از آن (اصل: «آن» مکرّر است) شخص کسی را که بدان دندان منسوب باشد، بکشد و آن شخص از بیننده قصاص بازخواهد یا بیننده بر آن کس جنایتی کند که موجب قصاص باشد، قال اللّه تعالی: و السّنّ بالسّنّ» (بکری، 666ق، گ. 162 ر). |
«و اگر بیند که دندانی از آنِ کسی برکند و آن کس نیز از آنِ بیننده یکی برکند، بیننده خویشی از آنِ وی بکشد یا جنایتی (اصل: خیانتی) بر وی کند و آن کس قصاص بازخواهد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 6 پ). |
|
«و باید که چون کسی دیده باشد که سبب خرمی و نشاط و بشارت باشد بیننده را پیش از تعبیر بشارت دهد. و اگر خواب سبب قبض و اندوه باشد بیننده را نترساند و نگوید که این خواب ندانست، و تعبیر آن به صریح نکند، [63 الف] و به طریق کنایت وی را اعلام گرداند، و به صدقه و استغفار فرماید» (رازی، 1354، ص. 33). |
«اگر خواب دلالت بر خیر کند، صاحب خواب را پیش از تعبیر بشارت دهد. و اگر شرّ باشد، اولیتر آن بُوَد که تعبیر آن صریح نکند و بیننده را به کنایت اعلام کند و به صدقه فرماید و اگر تواند حمل آن بر وجهی احسن بکند» (بکری، 666ق، گ. 47 ر). |
«و باید که چون کسی دیده باشد که سبب خرّمی و نشاط و بشارت باشد، بیننده را پیش از تعبیر بشارت دهد و اگر خواب سبب قبض و اندوه باشد، بیننده را نترساند و نگوید که این خواب بد است (اصل: ندانست) و تعبیر آن بهصریح نکند و به طریق کنایت وی را اعلام گرداند و به صدقه و استغفار فرماید» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 63 ر-63 پ). |
|
«آن است که خوابی که دیده باشد با قومی که ایشان را عقل به کمال نباشد، و با کسانی که علم آن ندانند-نگوید، ... و با کسی که مزاج بر وی غالب باشد، نگوید» (رازی، 1354، ص. 44). |
«و همچنین خواب را پیش کسی که افشای سرّ مردم کند، نگوید و پیش مسخره و پیش کسی که بر وی هزل غالب باشد .... زیرا که این طایفه را عقل به کمال نباشد» (بکری، 666ق، گ. 60 پ). |
«آن است که خوابی که دیده باشد با قومی که ایشان را عقل به کمال نباشد و با کسانی که علم آن ندانند، نگوید ... و با کسی که مزاح (اصل: مزاج) بر وی غالب باشد، نگوید» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 53 پ). |
|
«و جون[12] شدن آب جمع کردن مال حرام باشد» (رازی، 1354، ص. 120). |
«و اگر بیند که در میان خون همیغلتید، مال حرام یابد یا گناهی بزرگ کند. و همچنین اگر بیند که خون کسی همیخورد و همچنین اگر بیند که اندر چاهی یا در رودخانهای از خون افتاده بود، آن همین حکم دارد» (بکری، 666ق، گ. 197 پ). |
«و خون (اصل: جون) شدن آب جمع کردن مال حرام باشد» (رازی، سدۀ 7 و 8، گ. 30 پ). |
نتیجهگیری
التحبیر فی علم التعبیر، یکی از قدیمیترین خوابنامههای مستقل فارسی است که به امام فخر رازی (م: 606ق.) منسوب است و ایرج افشار آن را در سال 1354 تصحیح و چاپ کرده است. با توجّه به بررسیهای انجامشده، میتوان امام فخر رازی را به سبب یادکرد نام التحبیر فی علم التعبیر در کشفالظنون، ذکر بخشی از دیباچۀ اثر او در تعبیر سلطانی (ر.ک: ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ، 6 ر، 9 ر) و وحدت روش نظامبندی در التحبیر فی علم التعبیر و جامعالعلوم (ستّینی) بهطور قطعی مؤلّف التحبیر فی علم التعبیر دانست. مقایسۀ التحبیر فی علم التعبیر با دیگر خوابنامههای عربی و فارسی نشان میدهد که یکی از منابع مؤلّف این اثر القادری فی التعبیر بوده امّا او اثر خود را با رویکرد خاص خویش فصلبندی کرده و از ترتیب فصول و ابواب القادری فی التعبیر پیروی نکرده است، در نتیجه شباهتی در عناوین و ترتیب ابواب این دو اثر دیده نمیشود. همچنین تشابهی میان عناوین و ترتیب بابهای التحبیر فی علم التعبیر و خوابنامههای شناختهشدۀ فارسی پیش و پس از آن، از جمله خوابگزاری، کامل التعبیر، کتاب الناصری فی ترجمة کتاب القادری فی التعبیر و تعبیر سلطانی[13] وجود ندارد. در این میان المعتبر فی علم التعبیر تنها خوابنامۀ شناختهشدۀ فارسی پس از التحبیر فی علم التعبیر است که از نظر فصلبندی شباهت فراوانی به آن دارد و به همین سبب، علاوه بر مقایسۀ تصحیح افشار با نسخۀ استفادهشدۀ او، مراجعه به المعتبر فی علم التعبیر نیز برای تصحیح مجدّد التحبیر فی علم التعبیر ضرورت دارد تا بدینگونه بتوان اشکالات و کاستیهای تصحیح افشار را برطرف کرد. در این جستار نشان داده شد که اشکالات تصحیح افشار شامل افزودن کلمه یا کلمههای غیرضروری که در نسخه وجود ندارد، افزودن کلمه یا کلمههای نادرست، حذف بیدلیل کلمه یا کلمههایی که در نسخه وجود دارد، غلطخوانی برخی از ضبطهای نسخه، ثبت ضبطهای نادرست در متن و قیاسی تصحیح نکردن آنها و در مواردی بسیار اندک اشکالات تایپی است و کاستیهای آن عبارتند از: ثبت نکردن ضبطهای نسبتاً ناخوانا، ثبت نادرست ضبطهای مبهم نسخه، ذکر نکردن ضبطهای پاکشده و تشخیص ندادن محلّ فصلبندی هشت برگ پایانی.
[1]. بررسی کلیدواژۀ «التحبیر فی علم التعبیر» نشان میدهد که آثار دیگری هم به این نام وجود دارد و چه بسا این نام، عنوانی بوده است برای گونهای فرعی در ژانر خوابنامههای عربی و فارسی. افزون بر نسخ متعدّد التحبیر فی علم التعبیر منسوب به امام محمّد غزّالی، تا امروز چهار اثر با عنوان «التحبیر فی علم التعبیر» با موضوع خوابگزاری از سدههای مختلف به دست آمده که عبارت است از: التحبیر فی علم التعبیر: خلاصهای از القادری فی التعبیر به عربی در کتابخانۀ بوهار هند (بروکلمان، 2006م، ج. 4/ 330؛ Khan Bahadur, 1923, V. 2/391؛ همچنین ر.ک: شنطی، 1405ق، ص. 36)؛ التحبیر فی علم التعبیر: خلاصهای از حیوة الحیوان کمال الدّین محمّد دمیری (التحبیر فی علم التعبیر، سدۀ 12)؛ التحبیر فی علم التعبیر: خلاصهای از «کلام ابن سیرین و جعفربن محمّد الصادق و ابراهیمبن عبداللّه الکرمان و غیرهم» از حمزةبن محمّدبن محمّدبن سقری الابنجی (الابنجی) که نمونۀ احتمالاً مشابه آن نیز وجود دارد: التحبیر فی علم التعبیر از حمزةبن محمّدبن شعر الإنجی (ابن زغیبة، 1435ق، ص. 5) که متأسفانه دسترسی به آن تاکنون ممکن نشده است.
[2]. افزون بر این نمونه، ابرقوهی در دو قسمت دیگر نیز به «کتاب التحبیر» اشاره کرده است (ر.ک: 830ق، گ. 6 ر، 9 ر).
[3]. تصحیح افشار: دریابد و درخواهد ... .
[4]. مقصود از «سرچشمه» یکی از آثار استفادهشدۀ امام فخر رازی در نگارش التحبیر فی علم التعبیر و منظور از «جویباران» آثاری است که با استفاده از التحبیر فی علم التعبیر تألیف شده است.
[5]. افزون بر المعتبر فی علم التعبیر، تعبیر سلطانی نیز یکی از جویباران حاصل از التحبیر فی علم التعبیر است؛ زیرا به تصریح مؤلّف آن، یکی از منابع او التحبیر فی علم التعبیر بوده است اما به علّت آسانی دسترسی، به ترتیب حروف فصلبندی شده است (ر.ک: ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ، 21 پ).
[6]. در فهرست نسخ خطی کتابخانۀ عموجه حسین پاشا تعداد اوراق ظاهراً به اشتباه 270 برگ یاد شده است (دفتر کتبخانۀ عموجه حسین پاشا، 1310، ص. 23).
[7]. این بخش اگرچه در فنّ دومِ اثر ذیل عنوان «تنبیه» آمده، مؤلّف در توضیح آن نوشته است که: «ما طرفی سخن اندر تحقیق این مناسبات در فنّ اول از این کتاب که مقصور است بر ذکر اصول منامات، ایراد کردهایم و اندک اشارتی اندر این موضع بکنیم تا تتمّۀ آن شود» (بکری، 666ق، گ. 224 ر)، بنابراین این بخش را باید قسمتی از فنّ اول دانست که با تأخّر آمده است.
[8]. آیا تعبیر کبیر ارتباطی با الجامع الکبیر فی التعبیر اثر نصربن یعقوب دینوری دارد؟ صفری آققلعه احتمال داده است که الجامع الکبیر فی التعبیر عنوان دیگرِ القادری فی التعبیر باشد (1397، ص. 40).
[9] جبیره: تختههای باریک و نوارهایی که شکستهبند با آنها محلی از بدن را که استخوانش شکسته، میبندد.
[10]. مقصود ضبطهایی است که بعضی از حروف مؤثر آن نقطه ندارد.
[11]. نسخهبدل صفحۀ 105 تصحیح افشار: «اصل: کردن بیماری درازی بیماری».
[12]. نسخهبدل صفحۀ 120 تصحیح ایرج افشار: «کذا در اصل، شاید «جوی شدن» بیمناسبت نباشد».
[13]. افزون بر المعتبر فی علم التعبیر، تعبیر سلطانی نیز یکی از جویباران حاصل از التحبیر فی علم التعبیر است زیرا به تصریح مؤلّف آن، یکی از منابع او التحبیر فی علم التعبیر بوده است امّا به علّت آسانی دسترسی، به ترتیب حروف فصلبندی شده است (ر.ک: ابرقوهی، 830ق، گ. 4 پ، 21 پ).