Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D. Graduate in Persian Language and Literature, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Lorestan University, Khorramabad, Iran
2 M.A. in Persian Language and Literature, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, University of Tabriz, Tabriz, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
. مقدمه
تصحیح متون کهن از بنیادیترین و ضروریترین فعالیتها در حوزۀ پژوهشهای ادبیات فارسی محسوب میشود. اهمیت این امر تا بدانجاست که میتوان آن را سنگ بنای هرگونه تحقیق و تحلیل ادبی دانست. متأسفانه بخش عظیمی از گنجینۀ ادبی ما یا بهصورت نسخ خطی فراموششده در کتابخانهها باقی مانده و هرگز مجال تصحیح و انتشار نیافتهاند یا آنکه در گذشته تصحیحهایی از آنها صورت گرفته است که امروزه ازنظر روششناسی علمی و دقت پژوهشی کاملاً منسوخ و ناکارآمد بهشمار میآیند. در عصر حاضر، با پیشرفت چشمگیر فناوریهای دیجیتال و سهولت بیسابقۀ دسترسی به نسخ خطی ازطریق پایگاههای داده و کتابخانههای دیجیتال، فرصتی استثنایی برای پژوهشگران فراهم آمده است تا با بهرهگیری از روشهای نوین تصحیح متون و با تکیه بر اصول علمی، به بازنگری و تصحیح مجدد بسیاری از متون کهن بپردازند. این ضرورت بهویژه دربارۀ آثاری که تصحیحهای موجود آنها خالی از اشکال نیست، اهمیتی دوچندان مییابد. دیوان هلالی جغتایی، شاعر برجستۀ سدههای نهم و دهم هجری و از چهرههای مطرح حوزۀ شعر سبک عراقی، ازجمله این موارد است. با وجود جایگاه ویژۀ این شاعر در تاریخ ادبیات فارسی، متأسفانه تاکنون تصحیح جامع و علمیپسندی از دیوان او ارائه نشده است. تصحیح موجود که بههمت سعید نفیسی در دهههای پیشین انجام شده، با وجود ارزشهای اولیهاش، از جنبههای متعددی مانند روش تصحیح، تعداد و اعتبار نسخهبدلها، شیوۀ ثبت اختلافها و اصول نقد متن، دارای کاستیهای بنیادین است که اعتبار علمی آن را زیر سؤال میبرد. این پژوهش با درک این ضرورت، درصدد است تا با روشی نظاممند و بر پایۀ اصول علمی تصحیح متون، ابتدا به نقد و بررسی تصحیح موجود بپردازد، سپس با ارائه نمونههای عینی از نارساییهای آن، لزوم تصحیح مجدد این دیوان ارزشمند را بهاثبات برساند.
در حوزۀ پژوهشهای مربوط به دیوان هلالی جغتایی، تصحیح سعید نفیسی جایگاهی ویژه اما بحثبرانگیز دارد. این اثر که تاکنون معتبرترین تصحیح منتشرشده از دیوان هلالی محسوب میشود، مبتنی بر چهار نسخه چاپی و سه نسخۀ خطی است. یکی از نسخههای خطی استفادهشدۀ نفیسی، سده سیزدهمی و دو نسخه دیگر بدون تاریخ کتابت بودهاند. این مسئله ازجمله محدودیتهای بنیادین این تصحیح بهشمار میآید، زیرا فاصلۀ زمانی زیاد میان تاریخ سرایش اشعار و تاریخ کتابت این نسخهها، احتمال بروز تحریفات و تصحیفات را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
در کنار این اثر، باید از پژوهش ارزشمند سیدعلی میرافضلی یاد کرد که با انتشار مقالۀ «رباعیات نویافتۀ هلالی» (میرافضلی، 1402، ص. 87-106) گامی مهم در اعتبارِ مطالعات هلالیشناسی برداشته است. میرافضلی در این پژوهش با مراجعه به نسخههای کهنتر و معتبرتری که نفیسی به آنها دسترسی نداشته، ضمن اشاره به شش مصراع نخست از غزلهای قافیۀ «الف»، موفق به شناسایی شماری از رباعیات هلالی شده است که در تصحیح موجود نیامدهاند.
همچنین، در پژوهشی سودمند با عنوانِ «یک نظر جانب هلالی کن» (یوسفی و رفیعی، ۱۴۰۳)، دوازده قصیدۀ نویافته از هلالی جغتایی بررسی شدهاند که در دیوان چاپی این شاعر و منابع پیشین به آنها اشارهای نشده بود. پژوهشگران در این مطالعه، با استناد به سه جنگ شعری، این قصاید را شناسایی و تحلیل کردهاند.
در کنار رباعیات و قصاید نویافتۀ هلالی، غزلهای فراوانی از او نیز به جای مانده که در دیوان چاپی نیامدهاند. اگرچه پژوهشهای پیشین بیشتر به بررسی رباعیات و قصاید او پرداختهاند، این جستار کوشیده است غزلها و قطعات نویافته را واکاوی کند و همچنین، کاستیهای تصحیحهای پیشین را برجسته کند.
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفیتحلیلی و ازطریق مطالعۀ کتابخانهای و فیشبرداری نظاممند انجام شده است. در این تحقیق، دادهها از دو منبع اصلی گردآوری شدهاند: نخست، نسخههای خطی دیوان هلالی جغتایی که اساس کار پژوهش حاضر را تشکیل میدهند و دوم، کتب تاریخی و تذکرههای معتبر که برای بررسی جنبههای تاریخی زندگی و دوران شاعری هلالی به آن استناد شده است. روش کار مبتنی بر بررسی تطبیقی نسخههای خطی و نقد تصحیح موجود با معیارهای علمی روز است. این پژوهش با تکیه بر مطالعۀ مستقیم نسخ خطی و بهرهگیری از منابع دستاول تاریخی، ضمن معرفی اشعار نویافتۀ شاعر، میکوشد تا با رویکردی علمی و دقیق، زمینه را برای تصحیحی نوین از دیوان هلالی جغتایی فراهم آورد.
این بخش از پژوهش با اتخاذ رویکردی نظاممند و چندبعدی به بررسی دیوان هلالی جغتایی میپردازد. در مرحلۀ نخست، با استناد به منابع تاریخی معتبر و تذکرههای ادبی، زندگینامۀ مختصری از این شاعر ارائه میشود. سپس با معرفی دقیق نسخههای خطی موجود از دیوان هلالی و تحلیل محتوای آنها، ضمن شناسایی و استخراج اشعار نویافته، کاستیها و نواقص تصحیح پیشین نقد و بررسی میشود.
1-4. نگاهی اجمالی به زندگی هلالی جغتایی
«بدرالدین هلالی استرآبادی جغتایی شاعر مشهور و توانای پایان عهد تیموری است. نسب وی به ترکان جغتایی میکشید و ولادت و نشو و نمایش در استرآباد بود» (صفا، 1369، ج. 4/432). وی از معاصران «سلطان حسین بایقرای» و «شاه اسماعیل صفوی» و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است.
نام او را در بیشتر تذکرهها بدرالدین و در کتاب تاریخی حبیبالسیر، «نورالدین» آوردهاند (نک: خواندمیر، 1380، ص. 361-362). هلالی در استرآباد (گرگان) به دنیا آمده و به هلالی استرآبادی نیز معروف است. تخلص او به هلالی به خاطر تناسبش با نام او بوده است (نک: صفا، 1369، ج. 4/432). سال تولد او در مراجع قید نشده و آنچه مسلم است اینکه در اواخر قرن نهم متولد شده است. هلالی در دوره جوانی به سبب آوازه ادبدوستی و شاعرنوازی امیر علیشیر نوایی به شهر هرات رفت و در آنجا اقامت گزید. قدیمترین منبعی که از احوال او خبر میدهد، مجالسالنفایس امیر علیشیر نوایی است: «از مردم ترک است و حافظهاش خوب است طبعش نیز برابر حافظه اوست» (نوایی، 1363، ص 68). مؤلف تذکره مجمعالفضلا به طبع بلند او اشاره دارد و مینویسد: «طوطی گلستان شیرینمقالی مولانا هلالی از فاضلان و مقبولان روزگار بوده و سرآمد همگنان عصر خود. اصل وی از خراسان است؛ اما در استرآباد نشوو نما یافته. در حدّت طبع و سرعت فهم وی هیچ سخن نیست. در جمیع اصناف سخنوری دست زده، بیشتر را استادانه ادا کرده. آبا و اجداد وی در میان مردم الوس جغتای از مردمان اعیان بودهاند ...» (بخارایی، بیتا، برگ 71 - 73). سام میرزا که از مصاحبان و معاصر او بود، در ارتباط با مرگش مینویسد: «در اواخر او را عجب حالتی دست داد که در تسنن مشهور بود و عبیدخان اوزبیک او را کشت که تو شیعهای و کان ذلک فی 936» (سام میرزا، 1314، ص. 90 – 94).
از هلالی دیوان اشعار (شامل غزلیات، قطعات، قصاید و رباعیات)، مثنوی شاه و درویش (شاه و گدا)، مثنوی صفاتالعاشقین و مثنوی لیلی و مجنون بهجای مانده است.
2-4. نقد تصحیح موجود و ضرورت بازتصحیح دیوان هلالی جغتایی
این پژوهش با استدلالهای مستند و متقن نشان میدهد تصحیح مجدد دیوان هلالی جغتایی ضرورتی انکارناپذیر است. دلایل متعددی این ضرورت را تأیید میکنند: عدم ضبط اختلاف نسخهها در تصحیح پیشین، وجود نسخههای نویافتهای که نسبت به نسخ مبنای تصحیح قبلی از قدمت بیشتری برخوردارند، شناسایی اشعاری که در چاپ موجود نیامدهاند، ولی باید به دیوان افزوده شوند و نیز رعایتنشدن معیارهای ترجیح نسخ در تصحیح ابیات. علاوه بر این، در برخی موارد ابیاتی به غزلهای چاپشده اضافه شده که در دیگر نسخهها موجود است. این پژوهش با بررسی دقیق این کاستیها و ارائه شواهد عینی، لزوم تصحیحی نوین از دیوان هلالی جغتایی را بهاثبات میرساند.
4-2-1. بررسی نسخههای خطی کهن از دیوان هلالی جغتایی
سعید نفیسی در مقدمۀ دیوان هلالی بهمعرفی نسخی که از آنها استفاده کرده است، میپردازد: «1. نسخهای تنها شامل غزلیات و چند رباعی بخط نسخ تعلیق روشن که کاتب در پایان آن رقم کرده است: «تمت الکتاب (!) بعون الله الملک الوهاب فی یوم الاثنین دویم من شهر رجب المرجب حب سنه ١٢٥٦؛ 2. چاپ طهران ۱۳۱۵ شامل غزلیات و چند رباعی؛ 3. چاپ کانپور ۱۸۹۷ (بار هفتم) شامل غزلیات و رباعیات و چند قطعه و یک قصیده؛ 4. چاپ دیگر کانپور ۱۹۱۲ (بار یازدهم) که مطابق با همان چاپ سابق الذکرست؛ 5. نسخهای خطی که تاریخ کتابت ندارد و از خط و کاغذ پیداست که در قرن دهم فراهم شده است و چند سالی پیش به امانت نزد من بود و آن را با چاپ طهران مقابله کردم و اضافات را در همان زمان در ۱۲۹٤ در حاشیه نسخه چاپی افزودهام؛ 6. نسخهای کامل شامل غزلیات و مقطعات و قصاید و رباعیات که با دیوان خیالی سمرقندی و آذری توامست. [..]؛ 7. مجموعهای چاپ تبریز ۱۳۲۱ بخط نسخ تعلیق بسیار خوب» (نفیسی، 1375، مقدمه: بیست و سه).
براساس توضیحات نفیسی دربارۀ نسخههای مورد استفادهاش، بهوضوح میتوان دریافت این نسخهها همگی متأخرند. با وجود این، امروزه نسخههای خطی متعددی از دیوان هلالی جغتایی دردسترس است که میتوانند مبنای تصحیحی دقیقتر و جامعتر قرار گیرند. در این بخش، سه نسخۀ کهن معرفی میشود که نقش بسزایی در کشف اشعار و ابیات نویافتۀ هلالی داشتهاند و میتوانند اساس کار تصحیح جدید قرار بگیرند. این نسخهها نهتنها از نسخ مورد استفادۀ نفیسی قدیمیتر هستند، شامل اشعار و ابیاتی هستند که در تصحیح پیشین نیامدهاند. بررسی دقیق این نسخههای خطی میتواند بسیاری از کاستیهای تصحیح موجود را برطرف سازد و متن اصیلتری از دیوان هلالی را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
الف) دستنویس کتابخانه مجلس بهشمارۀ 8179
این دستنویس در کتابخانۀ مجلس محفوظ است و شامل اشعاری از هشت شاعر (جامی، آصفی قهستانی، شاهی سبزواری، کاتبی ترشیزی، حیدر هروی، هلالی جغتایی، بابافغانی شیرازی و لسانی شیرازی) است. این دستنویس با غزلی به مطلعِ «ای نور خدا در نظر از روی تو ما را/ بگذار که در روی تو بینیم خدا را» شروع میشود و با یک لغز به مطلعِ «کدام جوهر رخشنده است نورانی/ که هم سفید چو شیر است و هم سیاه چو قیر» به پایان میرسد. اشعار این نسخه شامل 348 غزل، 11 قطعه و 78 رباعی است که بهتمامی در حاشیۀ دیوان جامی آمدهاند. اشعار هلالی از حاشیۀ برگ 129 آغاز و تا حاشیۀ برگ 218 ادامه مییابند. ترتیب الفبایی در نسخه تقریباً رعایت شده است و اشعار تازهیافتۀ درخور توجهی در آن وجود دارد. این نسخه که مهمترین منبع سیدعلی میرافضلی در کشف رباعیات نویافتۀ هلالی جغتایی بوده است (نک: میرافضلی، 1402، ص. 87 - 106)، مهمترین منبعِ ما نیز در کشف غزلها و قطعات نویافتۀ هلالی بهشمار میرود.
ب) دستنویس کتابخانۀ مجلس بهشمارۀ 2658
در کتابخانۀ مجلس یک دستنویس بهشمارۀ 2658 محفوظ است که یکی از قدیمیترین دواوین اشعار هلالی جغتایی را داراست. نسخۀ مدنظر به تاریخ 959 ق. در 91 برگ 15 سطری کتابت شده و حاوی اشعار 4 شاعر (هلالی جغتایی، اهلی ترشیزی، همایون اسفراینی و امیدی تهرانی) است. اشعار مندرج در این نسخه بهتمامی در جدول آمدهاند. نسخۀ مدنظر در یک موضع افتادگی دارد که همین باعث شده است تا حجم درخور توجهی از اشعار هلالی و اهلی از دست برود. این نسخه غزلهای هلالی را از آغاز تا حرف «د» مشتمل است و در مجموع 89 غزل را در بر میگیرد. این نسخه از دیوان هلالی در مقام مقایسه با نسخههای دیگر ازنظر تعداد و حجم اشعار چیزی تقریباً در حدود ربع اشعار او را شامل میشود (اگر باقی دیوان به تاراج روزگار نمیرفت، بیش از نصف اشعار هلالی را شامل میبود)؛ بنابراین، این نسخه منتخبی از دیوان هلالی است. حدود 90 درصد از غزلیات مندرج در این نسخه با نسخه کتابخانه مجلس سنا مشترک است. همچنین، ترتیب و توالی غزلها در دو نسخه شبیه به هم است و بهنظر میرسد هر دو نسخه از روی نسخۀ واحدی استنساخ شدهاند. بخش دیوان هلالی در این نسخه با مطلع غزل «ز آب چشم من گل شد به راه عشق منزلها/ ندانم تا چه گلها بشکفد آخر از این گلها» آغاز و با غزلی به مقطع «دور از رخت کشید هلالی هزار آه/ آه این چههاست کز غم روی تو میکشد» پایان مییابد.
ج) دستنویس شمارۀ 1354 کتابخانۀ دانشگاه استانبول
در کتابخانۀ دانشگاه استانبول دستنویسی بهشمارۀ 1354 از دیوان هلالی جغتایی نگهداری میشود. این دستنویس در پنجاه برگ به تاریخ 970 نگاشته شده و شامل بر 55 غزل، دو رباعی و یک قطعه است. خط نسخه نستعلیق است و اشعار درون جدول آمدهاند. ترتیب الفبایی اشعار در این نسخه رعایت شده و شروع آن با غزلی به مطلعِ ««ز آب چشم من گل شد به راه عشق منزلها/ ندانم تا چه گلها بشکفد آخر از این گلها» و پایان آن با قطعهای به مطلعِ «محمد عربی آبروی هر دو سرا/ کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او» است. این نسخه اگرچه از نظر تاریخ نزدیک به حیات شاعر است، نسخهای است ناقص؛ با این حال، همین نسخه نیز در تعداد ابیات اضافه و تازه یافته و ارائۀ یک غزل نو، کمکدهنده است.
4-2-2. سرودههای نویافتۀ هلالی جغتایی
دیوان چاپی هلالی جغتایی حاوی تعداد 423 غزل، 4 قصیده، 10 قطعه، 35 رباعی، یک مخمس و دو مثنوی است. مثنوی لیلی و مجنون نیز جداگانه بهتازگی به چاپ رسیده است. تمامی اشعار دیوان چاپی در بیشتر نسخ خطی آمده و جزئی از دیوان هلالی هستند؛ اما ما با مراجعه به سه نسخۀ خطی، 39 غزل و 2 قطعۀ تازهیافته از هلالی جغتایی به دست آمد. مطلع این اشعار با ذکر آدرس آنها در ذیل متن میآید.
|
چـون مرا از ضعف سـویت آمدن مقدور نیست یار را در صــحــبت اغــیار دیـدن مشـکلست آن تب غــم کــه مـن سـوخته را دوش گرفت بیدلــی را با رقــیبان کــار دشــواری فـتــــاد کــجا قنــد آن لــب شیـرین شکر خند را ماند وه چــه واقــع شد که با ما خاطرت خرم نماند ترک مـن چــون بهر خونریز از کمین پیدا شود چمن خوشست در آن موســمی کـه لاله برآید نی همـیــن تـنهـا جفــــای یار میباید کشید دوش مطرب در چــمن وصف رخت بنیاد کرد یار بـا مـــا وقــت رفتــن خـیربادی هم نکرد روز عمــرم ز غـــم هـجــر بــه مــاتم گذرد یا رب مــه مــن شیـــوۀ الـــطــاف کجا شد غبـاری بـر ســرم از جـانـب آن دلــستان آمد ای کشــیده بهــر خــون عاشقان شمـشیر تیز قباســـت جامــۀ جــانم ز رشک پیــرهنــش دیــدهام ســروی و مــنظور نظــر ســاختـهام یکــدو روزی از رقــیبت چشــم یـاری داشتم شــراب خـوردم و کمــتر شــد انــدکی دردم رسوای شهـر گشــتم حال خـود از که پوشــم خوش آن مجـلس که چون رخسارت از می لالهگون بینم چــو مــاه مــن بـه سفر رفــت من چرا نـروم خــواهـم چــو گــرد خیزم، ونـدر قفایت افتم فـــردای قـــیامــت کــه ســـر از خاک برآرم هــر شـــبی تا روز یاد زلــف مشکــینش کنم ماه مــن بــندۀ روی تــو شـــوم، چون نشـوم چنـــد دنــبال بـــتان گـــردم و فرسوده شوم ساقــیا جامـــی بـــده تا مست و لایعقل شوم بفــکر هـــر ورقی تا بــه کــی خــــیال کنیم ما از درت بــه جــانـــب دیــگر نمـــیرویم هر لحظه تــیز تیــز بــه ســویم نــظــر مکن باز وداع مــیکــند تــرک ســمن عــذار مـن مـــردیم آه و خاطــر او رنـــجه شــد بــسی چــند بـازیــچۀ طفـــلان جهـــانــم ســازی شبـــم را روز گــردان یارب از وصل دلفروزی هــر شب مـــن دلـــخسته و آهـی و چـه آهی تا به یکبار از همــه عــالم کــنم بــیگانــــگی کــس نــرسد بــه داد مـن داد ز دست بی کسی |
|
گر تو برخیزی و نزدیـک من آیــی، دور نیست گل خوشست اما جفــای خـار دیدن مشکلست آمـــد و بـــاز مــرا گرم در آغـوش گرفت دردمنـــدی را بـه بـیدردان عجب کاری فتاد ولی در خنــدۀ شـــیرین لـب او قـــند را ماند ســوی مـــا گاهی نگـاهی داشتی آن هم نماند بهــر او صـــد کشتـه از زیــر زمین پیدا شود که چـــون شـراب خــوری از زمین پیاله برآید صد جفــای دیگـــر از اغـیار مـــیباید کشید گــل گریــبان چـاک زد مــرغ سحر فریاد کرد رفــت و از یــاران دورافـتاده یــادی هم نکرد حیـف از آن عمـر شریفی کــه درین غم گذرد این ظلــم چـــرا مـــیرود انصـاف کجا شد غلــط گفـتم کـــه ابـر رحــمتی از آسمان آمد مـن هــم از جان عاشقم برخیز و خون من بریز کــه بیحــجاب شــب و روز میرسد به تنش باز بـــر جـــای بلـــندی نظـــر انداختهام چــون ســگ کـوی تــو او را آدمــی پنداشتم اگـر شـراب نمـــیبود مــن چـــه مــیکردم چیـزی کـه نیـست ممکن در باب آن چه کوشم تـرا پیـــش نظــر بنــشانم و پیـش تو بنشینم که از جـــرس همـــه بانــگ رحـیل میشنوم گر دامنــت نگیـــرم، بـــاری بــه پایـت افتم بــر یـــاد تـــو آه از دل غمــناک بـرآرم گــریۀ تلـــخ از فـــراق لعــل شــیرینش کنم بلکه خـــاک سـر کـــوی تو شوم، چون نشوم بعــد از ایـــن تــرک همه گیرم و آسوده شوم شـاید از غمـــهای دوران لحظــهای غافل شوم دگــر مطـــالعـــۀ صفـــحۀ جمـال کنیم یعنـــی ســگ تــوییم و از این در نمــیرویم آزردهام جــراحـــت مـــن بیشـــتر مکــن تا چــه کـــند فـراق او بــر مـن و روزگار من شرمنــدهایم .......[2] دگـر چـون کـــند کـــسی وه که رســوا شــدم از دســت تو بــاری بازی کـه مـن شبــها به روز آوردهام بهر چنین روزی آه از غــم بـــیمهـــری ماهــی و چــه ماهی خــویش را خواهـم زدن بـر عالــم دیوانــگی ای کــس بــی کـسان مگر هم تو به داد من رسی |
علاوه بر غزلهای نویافتۀ هلالی دو قطعه نیز در این نسخه به دست آمد. مطلع این دو قطعه نقل میشود:
|
بدان امــید کـــزان مـــه بهــم رســد کـــارم بدان امـــید کـــه امشـــب لبــم رسد به لبش |
|
ز حــال خــود خبـرش کــردم و بهم نرسید کباب و نقــل و میآوردم و بهـــم نرســید |
|
رسوای شهــر گشــتم، حال خود از که پوشــم |
|
چیـزی کـه نیــست ممکن در باب آن چه کوشم |
این غزل در نسخۀ شمارۀ 8179 کتابخانۀ مجلس (برگ 177) و نسخۀ شمارۀ 148 کتابخانۀ استانبول (برگ 47) هم ذکر شده است.
همچنین، از این نسخه میتوان برای ضبط ابیات و نیز ابیات اضافه و تازهیافتهای که در نسخۀ چاپی موجود نیست، بهره گرفت.
|
عاشق بیدل چــه سـان جـان از غـم جانان بـرد |
|
هر گرفتاری که دل دادســت مشکــل جان برد |
3-2-4. کشف ابیات تازه در غزلهای دیوان هلالی جغتایی
بررسی تطبیقی اشعار هلالی در نسخههای خطی و دیوان چاپی نشان میدهد در برخی موارد، نسخ خطی حاوی ابیاتی هستند که در چاپ نفیسی نیامدهاند. این ابیات نویافته میتواند سهم بسزایی در ارائۀ تصحیحی دقیقتر و کاملتر از دیوان این شاعر داشته باشد؛ برای نمونه، در ادامه به دو مورد از این اختلافات اشاره میشود که در آنها نسخههای خطی کهنتر، ابیاتی افزون بر متن چاپ شده دارند:
در دیوان چاپی (هلالی جغتایی، 1375، ص. 70)، غزلی به مطلعِ «دلا گر عاشقی بنشین که جانانت برون آید/ بر آن در منتظر میباش تا جانت برون آید» آمده که این غزل در نسخۀ 1354 هم ذکر شده است. غزل نسخۀ 1354 دو بیت زیر را افزون بر دیوان چاپی دارد:
|
بهاران کـز ســر خـاک شهیدان گل دمد هر سو |
|
ز خاک مــن به جای غنــچه پیکانت برون آید |
در نمونهای دیگر از همین نسخه، غزلی ذکر شده که با دیوان چاپی مشترک است؛ این غزل به مطلعِ «نیست عرق که در رهت از حرکات میچکد/ هر قدمی که مینهی آب حیات میچکد» در دیوان چاپی آمده (نک: هلالی جغتایی، 1375، ص. 53) و در نسخۀ مذکور با سه بیت اضافه ذکر شده است. ابیات اضافه به شرح ذیلاند:
|
چیســت شب فــراق تــو گــریۀ زار عاشقان |
|
اشـک ندامتی کــه آورد ز وفـــات مــیچکد[3] |
در دیوان چاپی هلالی، قطعهای پنج بیتی با مطلعِ «آه ازین روزگار برگشته/ که ز من لحظه لحظه برگردد» ذکر شده است (نک: هلالی جغتایی، 1375، ص. 209). این قطعه در نسخۀ 8179 مجلس آمده است و بیت زیر را نسبت به چاپ نفیسی اضافه دارد:
|
ور به قـــصـری روم کـه بنـــــشیــــنم |
|
بــــام آن قـــصــر خــاک در گــــردد |
4-2-4. عدم نقل ضبطهای مختلف در تصحیح دیوان هلالی
تصحیح سعید نفیسی از دیوان هلالی جغتایی با کاستیهای جدی روششناختی مواجه است. در این تصحیح، هرچند در ابتدای هر غزل بهشماره نسخههای موجود اشاره شده است، هیچیک از اختلافهای نسخهای ثبت نشدهاند. این نقص اساسی، پژوهشگران را از دسترسی به قرائتهای مختلف متن محروم میسازد. مشکل بنیادی دیگر، فقدان توضیحات روششناختی است. نفیسی هیچگونه توضیحی درباره معیارهای انتخاب نسخۀ مبنا، اصول ترجیح یک قرائت بر دیگر قرائتها، یا شیوۀ مواجهه با اختلافهای نسخهای ارائه نداده است. این ابهام روششناختی، امکان ارزیابی علمی تصحیح را از بین میبرد.
پیامد این روش، تصحیحی ناکارآمد است که نهتنها پژوهشگر را از مراجعه به نسخههای اصلی بینیاز نمیسازد، با حذف اختلافهای نسخهای، بخش مهمی از اطلاعات متن را از بین میبرد. خواننده بدون اطلاع از دلایل انتخاب هر ضبط و نسخههای بدیل، قادر به نقد و ارزیابی تصحیح نخواهد بود. این نقایص، لزوم انجام تصحیحی جدید براساس استانداردهای علمی روز را بیش از پیش آشکار میسازد.
4-2-5. رجحان برخی ضبطهای نسخ خطی نسبت به تصحیح موجود
تصحیح نفیسی از دیوان هلالی، با وجود ارزشمندی، در موارد متعددی نیازمند بازنگری است. بررسی تطبیقی نسخههای خطی نشان میدهد در بسیاری از ابیات، ضبطهای دقیقتر و موجهتری وجود دارد که در تصحیح مذکور مورد توجه قرار نگرفتهاند. در تصحیح جدید، با استناد به نسخههای معتبری چون نسخۀ مجلس (8179) و دیگر منابع، میتوان به نتایج بهتری دست یافت؛ برای نمونه، چند بیت، بررسی و اختلاف ضبطهای موجود در نسخههای مختلف با ذکر دلایل ترجیح یکی بر دیگری تحلیل میشود:
در دیوان چاپی هلالی چنین آمده است:
|
شیریندهنا، این هــمه شـیرین نتـوان بــود |
|
شیری کـه تو خـوردی مگر از ریشۀ جان بود |
در این بیت اختلاف ضبط در دو موضع است. در نسخۀ شمارۀ 1354 (برگ 19) به جای شیریندهنا، شیرینپسری، ذکر کرده است. نسخۀ شمارۀ 8179 مجلس (برگ 151)، نسخه شمارۀ 2658 مجلس (برگ 24)، همچنین نسخه شماره 1517 مجلس سنا (برگ 48) هر سه شیرینپسرا آوردهاند؛ بنابراین، میتوان به قطع گفت ارجحیت با ضبط شیرینپسرا است. شیرین پسر در نمونههای دیگری نیز در شعر هلالی کاررفت دارد:
|
وه چــه شورانگیزیای شــیریـنپـــسر |
|
هم نمک مـــیریزد از تــو هـــم شـــکر |
اما اختلاف ضبط دوم که میتواند بیشتر و قویتر مورد توجه قرار گیرد، ریشۀ جان است! به نظر میرسد ریشۀ جان چندان وجه معنایی مرغوبی نداشته باشد. با توجه به اینکه در نسخههای یادشده شیرۀ جان ذکر کردهاند، ضبط درست شیرۀ جان است.
نیز در نمونهای دیگر از دیوان چاپی:
|
مشکــل که رود داغـــت هــرگز ز دل چاکـم |
|
تا لاله مگــر روزی ســر بـر زنـــد از خاکم |
سیاهی درون لاله را داغ لاله میدانستهاند. هلالی در جای دیگر میگوید:
|
منــه زیـن بیشـتر چـون لاله داغی بر دل خونین |
|
کـه از دست تو آخر چاک خواهم زد گریبان را |
در نسخۀ شمارۀ 1517 مجلس (برگ 70)، نسخۀ شمارۀ 148 کتابخانۀ استانبول (برگ 25) و نسخۀ شمارۀ 1354 کتابخانۀ استانبول (برگ 26)، به جای ضبط «تا لاله»، «با لاله» ذکر شده است. با توجه به نسخههای ذکر شده و سیاق جمله میتوان بر آن بود که ضبط صحیحتر، «با لاله» است.
در نمونهای دیگر در دیوان چاپی هلالی آمده است:
|
به راه عشــق هـــلالـی فتـــاده بـــود ز پـــا |
|
سمــند مقـدم صــاحب کــرامتی برخــاست |
در بررسی نسخههای مختلف، نسخۀ هشتدیوان مجلس بهشمارۀ ۸۱۷۹ ضبط «بهیمن مقدم» را ارائه کرده که در مقایسه با «سمند مقدم» دیوان چاپی، از چند جهت برتری دارد. نخست آنکه «بهیمن» به معنای خجستگی و مبارکی، ترکیبی پذیرفتهشده در ادبیات کلاسیک است، حال آنکه «سمند مقدم» نهتنها در متون کهن سابقهای ندارد، از انسجام معنایی نیز برخوردار نیست. با توجه به اعتبار نسخۀ مجلس و همخوانی این ضبط با سبک هلالی، به نظر میرسد روایت این نسخه از اصالت بیشتری برخوردار است.
همچنین، در نمونهای دیگر:
|
ای کســانی کــه به خــاک قدمش جا دارید |
|
گــاه گــاه از مـن محـروم شـــده یــاد آرید |
در تصحیح جدید دیوان هلالی، توجه به نسخههای دیگر ضروری است. در نسخۀ هشتدیوان مجلس شماره ۸۱۷۹ (برگ ۱۴۹)، به جای «خاک قدمش» که در دیوان چاپی آمده، «خاک حرمش» ثبت شده است. این ضبط هم ازنظر معنایی منطقیتر است و هم با سبک هلالی سازگاری بیشتری دارد. در این بیت، «خاک حرم» ترکیبی متعارفتر است؛ حال آنکه «خاک قدم» نهتنها نامأنوس است، از پشتوانۀ معنایی معتبری نیز برخوردار نیست. بر این اساس، ضبط نسخۀ مجلس از اتقان بیشتری برخوردار است.
در نمونهای دیگر، مسئله فراتر از ترجیح یک ضبط بر دیگری است و به اشکال وزنیِ بنیادین در یکی از ابیات مربوط میشود. با مراجعه به نسخۀ خطی مجلس بهشمارۀ ۸۱۷۹ (برگ ۱۵۱)، شکل صحیح این بیت که در دیوان چاپی هلالی با اختلال وزنی ثبت شده، به شرح زیر قابل مقایسه است:
|
پیــش از روزی کـه خـاک قالبـم گـل ساختـند |
|
بهــر سلطان خیـــالت کشــور دل ســـاختند |
اشکال وزن در موضع مورد نظر، مشخص است. شکل درست آن در نسخۀ مجلس چنین آمده است:
|
پیش از آن روزی کـه خـاک قالبـم گل ساختـند |
|
بهـــر سلـــطان خیالت کشـــور دل سـاختند |
در نمونۀ زیر به ضبط مصراع نخست توجه کنید:
|
جـامــه گلـگون، روی آتــشناک از گـل پاکتر |
|
جامــه آتشناک و رو از جــامه آتشــناکتر |
این بیت که مطلع یکی از غزلهای مندرج در دیوان چاپی هلالی است، در دو نسخه از نسخههای مورد استفادۀ نفیسی نیز ثبت شده است. در این بیت، واژۀ «آتشناک» سه بار تکرار شده که هرچند کاربرد آن در مصراع دوم تا حدودی موجه است، در مصراع اول، این تکرار نهتنها ضرورتی ندارد، به شکلی ناخوشایند نیز جلوه میکند. اهمیت این نقد زمانی آشکارتر میشود که با نسخههای دیگر مقایسه شود؛ بهویژه در نسخۀ ۸۱۷۹ که مصراع نخست را اینگونه ضبط کرده است: «جامهگلگونِ مرا روییست از گل پاکتر». به نظر میرسد این ضبط میتواند بر ضبط دیوان چاپی رجحان داشته باشد.
در خاتمه، یادآوری این نکته ضروری است که در برخی مواضع متن، عدم رعایت نیمفاصله موجب اختلال در نظم وزنی و روانخوانی ابیات شده است. هرچند این مسئله در نگاه اول ممکن است کماهمیت به نظر برسد، در عمل، چالشی اساسی برای خواننده محسوب میشود؛ ازاینرو، در تصحیح جدید دیوان، اصلاح این موارد نیز باید بهطور جدی مدنظر قرار گیرد. در ادامه، دو نمونه شاخص از این کاستیها ارائه میشود.
در نمونهای از دیوان چاپی هلالی بیتی آمده است:
|
جان مـن، بهر تــو از جان بدنــی ساخـــتهاند |
|
بــروی از رشـتۀ جــان پـــیرهـــنی ساختهاند |
در مصراع دوم عدم رعایت نیمفاصله باعث بدخوانی مصراع میشود. بین «بر» و «وی» باید فاصلۀ کامل بیفتد تا با ترکیب «به روی»، مشتبه نشود. بهطور قطع در نسخههای مدنظر نفیسی بر وی آمده و در متن چاپی به خوبی تصحیح صورت نگرفته است. همچنین، در نمونۀ زیر همین مسئله باعث بدخوانی بیت شده است:
|
یار مــا باد گران یار شــد افـسوس، افــسوس |
|
رفت و هـمصحبت اغیار شد افسوس، افسوس |
در مصراع نخست عدم رعایت فاصله میان واژهها، باعث بدخوانی بیت شده است. درست اینطور است: یار ما با دگران یار شد، افسوس، افسوس!
بررسیهای انجامشده در این پژوهش بهوضوح نشان میدهد تصحیح مجدد دیوان هلالی جغتایی ضرورتی اجتنابناپذیر است. تصحیح موجود که در زمان خود انجام شده، با معیارهای امروزی نقد متن فاصلهای چشمگیر دارد. مهمترین دلایل این ضرورت در چند محور اصلی خلاصه میشود:
نخست، تصحیح پیشین فاقد روششناسی علمی و نظاممند است و اصول پایهای نقد متن در آن رعایت نشده است. دوم، محدودیتهای نسخهشناختی دورۀ تصحیح نخست، باعث شده بود تا بسیاری از نسخههای معتبر و کهن در دسترس مصحح قرار نگیرد؛ درحالیکه امروز با سهولت دسترسی به منابع خطی، این مشکل مرتفع شده است.
از دیگر کاستیهای جدی این تصحیح عبارتاند از:
این نقایص بنیادین، تصحیحی نوین را که بر پایۀ اصول علمی و با بهرهگیری از تمامی منابع دردسترس انجام شود، به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل کرده است. تصحیحی که بتواند متن اصیلتری از دیوان این شاعر برجستۀ سبک عراقی ارائه دهد.
[1]. غزل با مصراع نخست: «تا کی از چشم افکند آن شوخ بیپروا مرا» (نسخۀ 8179، بیتا، برگ 130). دو بیت از این غزل پنج بیتی بهعلاوۀ ضبطهای نزدیکِ دو مصراع دیگر، در غزلی از دیوان چاپی ذکر شده است (نک: هلالی جغتایی، 1375، ص. 7).
[2]. مصراع ناقص است.
[3]. کذا فیالاصل. وزن و معنا مختل است.