Document Type : Research Paper
Author
Ph.D. in Mystical Literature, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Letters and Humanities, Ferdowsi University, Mashhad, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
- مقدمه
میراث مکتوب، کارنامۀ نخبگان دیروز و شناسنامۀ مردمان امروز هر جامعه است؛ بنابراین، بر عهدۀ هر نسلی است که از این سرمایۀ اجتماعی پاسداری کند و در شناخت سوابق فرهنگی خود بکوشد تا زندگی امروز را با تکیه بر هویت دیروز خویش بنا نهد. در ایران با اینکه تا کنون بسیاری از فرهیختگان اهتمام به تحقیق و تتبع دربارۀ ذخایر مکتوب کرده و در نتیجه، صدها هزار کتاب و رسالۀ ارزشمند را معرفی کردهاند، هنوز کتب و رسایلی بیشمار در کتابخانههای داخل و خارج از کشور ناشناخته باقی ماندهاند. بیگمان با شناسایی متون گذشته، علاوه بر تعیین جایگاه اندیشمندان پیشین در تاریخ علم و ادب، میتوان از ظرفیتهای آنها در ساخت خردمندانۀ جهان امروز بهرهمند شد. در این راستا، جلالالدین دوانی به استناد هزاران نسخۀ برجای مانده از او یکی از حافظان علم و ادب این سرزمین است که بر تمدن ایرانی بسیار تأثیر گذاشته است. او در دوران حیات خود توانست با تصنیفات و تألیفات خلاقانه و شروح و حواشی نقادانهای که بر آثار و آرای پیشینیان نوشته است، مبانی علوم و دانشهای زمان خود بهویژه کلام، فلسفه و عرفان را بیش از پیش تثبیت و تقویت کند تا بدانجا که رونق مسائل و مباحث نقلی، عقلی و ذوقی را در دورۀ تیموری باید تا حدودی زیاد مرهون همت بلند وی دانست. بنابراین، شایسته است از رهگذر بررسی عالمانه در همۀ زمینههای ذهنی و زبانی آثار او، با ساحات فکری و ادبی این دانشمند ادیب آشنا شد تا بتوان در مسیر هویتشناسی جامعۀ امروز ایران و هویتبخشی به نسل حاضر قدم برداشت. اگرچه تا به امروز دوانیشناسان در حوزۀ آرا و افکار او بسیار سخن گفته و مطلب نوشتهاند؛ اما همچنان وادی نپیموده در قلمرو فکری و بهویژه ادبی آثار وی فراوان است. دربارۀ فکرت و ادبیت آثار تعدادی انگشتشمار از حکمای ایرانی میتوان سالها گفت و نوشت. محمد فارابی (۲۵۹- ۳۳۹ق) حسین بنسینا (۳۷۰-۴۲۸ق) شهابالدین سهروردی (۵۴۹-۵۸۷ق) نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ق) جلالالدین دوانی (۸۳۰ق- نیمۀ اول سدۀ دهم) و صدرالدین شیرازی (نیمۀ دوم سدۀ دهم-۱۰۵۰ق) در ردیف اول این حکیمان جریانساز ایرانزمین قرار دارند. در میان این حکیمان ششگانه توجه دوانی به «شرحنویسی علمی» جایگاه او را نسبت به دیگران ممتاز میکند؛ بهویژه تأثیر تألیفات او بر جریان شرحنویسی بر متون حکمی و عرفانی از جمله اشعار حافظ انکارناپذیر است.
۱-۱- مسئلۀ پژوهش
در بررسی فهرست نسخ خطی کتابخانههای شهرهای گوناگون ایران و سایر کشورها، با صدها عنوان از آثار فارسی علامه محقق دوانی مواجه میشویم که بسیاری از آنها برساخته است. اگرچه بنابر شیوۀ معمولِ فهرستنویسی از آثار اسلامی، پیشاپیش میتوان حدس زد هر چندتا عنوان از آثار منسوب به دوانی در اصل دارای متنی یکسان هستند، بدون مطالعۀ تطبیقی فهرستها و نسخهها نمیتوان بهطور دقیق دربارۀ عنوان و تعداد آثار اصیل و غیراصیل او حکم کرد. در واقع فهرستنویسان در نامگذاری کتابها و بهویژه رسالههای دوانی، براساس امکانات و اقتضائات دوران خود، اغلب بیخبر از کار یکدیگر چندگانه عمل کردهاند که موجب تشویش و تشتتی عمیق در کتابشناسی آثار وی شده است. اینگونه پراکندگیها و نابسامانیها، پژوهشگر علاقهمند به حوزۀ دوانیپژوهی را در تشخیص عنوان و تعداد آثار اصیل او سر در گم میکند. تا جایی که نسخهشناسی انتقادی ما نشان میدهد فهرستنگاران، صرفاً آثار فارسی دوانی را با بیش از سیصد عنوان گوناگون نامگذاری کردهاند؛ برای نمونه، بهتنهایی رسالۀ تهلیلیه درست یا نادرست با ۴۴ عنوان در فهرست کتابخانهها نامیده شده است، بدین شرح: «آفتاب جمال»، «رساله در تصوف»، «رسالۀ عرفانی»، «رساله در توحید»، «رسالة الموقوفات»، «کلمۀ شهادت»، «کلمة التوحید»، «شرح کلمۀ لا اله الا الله»، «بحر العرفان»، «مرآت الآخرة»، «مراتب التوحید»، «فی الحکمة»، «فی التصوف»، «رساله در مباحث علم رسمی و بیان مسلک حکمای مشائیون و اشراقیون و حقایق متعلقه به معنای توحید»، «هلبلیه»، «رسالۀ تهلیه»، «رسالۀ تهلیلیه الموسومة بالعدالة»، «رسالةٌ فی تحقیق کلمة التوحید»، «الرسالة التهلیلیة»، «رسالۀ شرح کلمۀ توحید»، «تفسیر کلام توحید»، «التهلیلیه»، «الرسالة التهلیلة»، «رسالةٌ فی کلمة لا اله الا الله»، «رسالةٌ فی کلمة التوحید»، «تفسیر کلمۀ توحید: لا اله الا الله»، «تفسیر کلمۀ توحید»، «شرح کلمة التوحید»، «التوحید»، «رسالۀ تصوف»، «رسالةٌ فی حکمة التوحید»، «رسالةٌ فی التوحید»؛ «فی حق کلمتی الشهاده»، «رسالةٌ فی کلمات طیبة لا اله الا الله»، «رسالة التوحید»، «شرح کلمةٍ طیبةٍ فی التوحید»، «رساله در تحقیق معنی کلمۀ توحید»، «کلمة التوحید»، «رسالةٌ للشیخ الجلال الدوانی فی کلمة لا اله الا الله»، «شرح کلمة الشهاده»، «رسالةٌ فی شرح لا اله الا الله»، «کلمة التوحید»، «رسالةٌ فی التوحید»، «تهلیلیه» (نک: شرف، ۱۴۰۳، ص. ۸۹-۱۰۹). ریشۀ بسیاری از اینگونه نابسامانیهای کتابشناختی در آثار دوانی، سنت رایج رسالهنویسی در فرهنگ اسلامی است که در آن معمولاً مؤلفان نهتنها بر رسالههای خود عنوانی نمینهادهاند، از ذکر نام خود در متن رساله نیز خودداری میکردهاند. بدینسان بسیاری از آثار نویسندگان گذشته بنا بر انتخاب دیگران به چندین نامِ برساخته معرفی شدهاند و حتی در میان مجموعهها و فهرستهای نسخ خطی، گاه آثار یک نویسنده به دیگری منتسب شده و گاه آثار دیگران به او انتساب یافته است؛ بنابراین، نهتنها عنوان اصلی و تعداد آثار اصیل دوانی تردیدآمیز است، بلکه اصل انتساب برخی از آثار بدو نیز شکبرانگیز است.
۱-۲- ضرورت پژوهش
خوشبختانه کم و کیف آثار برخی از قلههای تاریخ علم و ادب ما در دسترس است و برای ایشان فهرستهایی شخصی نیز تدوین شده است؛ بنابراین، اکنون زمینۀ تصحیح یکجای مجموعۀ آثار ایشان و کسب آگاهیهای عمیق از آرایشان فراهم شده است؛ با این حال، شوربختانه امروز با توجه به ناقص و ناتمام بودن فهرستهای نسخ خطی، همچنان مشخصات مجموعۀ آثار بسیاری از علما و ادبای ایرانی ناپیداست و هنوز هم حلقههای مفقود در تاریخ علم و ادب ایرانزمین فراوان است؛ تا جایی که برای نمونه رابطۀ عموم ایرانیان با آثار بزرگترین دانشمند الهیدان تاریخ فرهنگ خود در دورۀ تیموری یعنی علامه دوانی کاملاً قطع مانده و حتی باوجود اهمیت فراوان آثار او، در میان خواص نیز آرای این دانشمند ارجمند آن چنان که شایسته است، مرکز توجه قرار نگرفته است. بیگمان یکی از مهمترین دلایلی که در سدۀ گذشته به آثار دوانی کمتر اقبال شده، آن است که بسیاری از آثار او هنوز به درستی تصحیح و طبع نشده است. بیهوده نیست که ابراهیمی دینانی در مقدمۀ کتاب کلمات جلالالدین دوانی دربارۀ آثار او آورده است: «بسیاری از اندیشمندان ما با نام محقق دوانی آشنایی دارند و او را بهعنوان یک فیلسوف میشناسند، ولی آثار او بهدرستی خوانده و بررسی دقیق نشده است» (اسماعیلی و کریمآبادی، ۱۳۹۸، ص. ۳۷)؛ بنابراین، بایسته است از رهگذر نسخهشناسی انتقادی، صحت و اصالت آثار فارسی منسوب به این حکیم ایرانی تحقیق شود تا بر پایۀ آن مجموعۀ آثار فارسی او به گونهای منقح، همراه با مقدمهای مفصل، تعلیقاتی مستند و فهارسی متنوع تصحیح شود و در اختیار پژوهشگران قرار گیرد.
۱-۳- هدف پژوهش
مقصود اصلی از نسخهپژوهی حاضر، بررسیِ صحتِ انتساب و اصالتِ متنِ دستنویسهای نویافتۀ منسوب به دوانی است؛ به گونهای که تألیف و تحلیل همۀ اطلاعات تابع همین هدف بوده است. بدین منظور پس از گردآوری و چینش دادههای فهرست توصیفی نسخ خطی کتابخانههای گوناگون و شناسایی دستنویسهای آثار منسوب به دوانی در کشورهای مختلف، آغاز و انجام و متن صدها نسخۀ خطی با یکدیگر مقابله و مقایسه شده است تا درستی گزارشهای کتابشناختی فهرستها دربارۀ آثار دوانی، مبتنی بر شواهد درونمتنی و قراین نسخهشناختی ارزیابی شود؛ البته نسخههایی که در فهرستها آغاز و انجام داشتند، رؤیت نشدهاند؛ اما اگر نسخهای در فهرست، آغاز و انجام نداشت یا آغاز و انجامی ناقص یا مغایر با آغاز و انجام موجود در فهرستهای مشترک فارسی از جمله فنخا داشت، حتما رؤیت شده است تا انتساب اثر و اصالت متن مشخص شود. بدینسان مشخصات کتابشناختی آثار نویافتۀ دوانی بهتدریج طی چندین سال کامل شده است تا اینک بهطور قطع میتوانیم عنوان و تعداد آثار فارسی اصیل او را تعیین کنیم.
۱-۴- روش پژوهش
الف) مبانی: «نسخهشناسی انتقادی» رویکردی بنیادین در متنشناسی است که طی آن پژوهشگر از طریق منابع دسته اول یعنی نسخهها و فهرستها، در پی دستیابی به سه نتیجه است: ۱) اصالت متن، ۲) صحت انتساب، ۳) موجودیت اثر. در نسخهشناسی انتقادی، همۀ تحلیلهای متنشناختی حول همین سه محور میشود. این رویکرد نوین نخستینبار در رسالۀ «نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی جلالالدین دوانی و تصحیح انتقادی رسالههای فارسی تصحیح نشدۀ او» (نک: شرف، ۱۴۰۳) تئوریزه و در مقالۀ «نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی جلالالدین دوانی در ایران» (نک: شرف و ساکت، ۱۴۰۳) بخشی از نتایج آن نشان داده شد. در نسخهشناسی انتقادی باید برای اطمینان از اصالت متن و صحت انتساب، ادعاهای منابع دسته دوم از طریق تطبیق دادههای فهرستها و نسخهها راستیآزمایی شود. در واقع مهمترین لازمۀ نسخهشناسی انتقادی، مطالعۀ تطبیقی فهرستها و نسخهها برای تعیین درستی اسمها و عنوانهای افراد و آثاری است که در کتابشناسیها، رجالشناسیها، تاریخ ادبیاتها، کتب تاریخی و تکنگاشتها ذکر شده است. بنابراین، در مسیر نسخهشناسی انتقادی تنها اطلاعاتی تحلیل میشوند که به نحوی با این هدف همراستا باشند. هر اندازه این تطبیق بیشتر و ژرفتر باشد، کار تحلیلیتر از آب در خواهد آمد.
ب) منابع: نسخهشناسی انتقادی مجموعۀ آثار نویسندهای پرکار چون جلالالدین دوانی، علاوه بر مطالعۀ کتابشناسیها، رجالشناسیها، تاریخ ادبیاتها، کتب تاریخی، تکنگاشتها و سایر منابع دسته دوم، مستلزم بررسی فهرست اصلی و فرعی هزاران کتابخانه در ایران و جهان است. بر این اساس در فرایند این پژوهش فهرست چاپی و دیجیتالی بیش از هزار کتابخانۀ گوناگون به چهارده زبان مختلف بررسی شده است تا نسخههای نگارشهای او دستیاب شوند. از رهگذر نسخهشناسی انجامگرفته، بر سر هم تا کنون دستکم ۶۰۰۰ نسخۀ خطی عربی و ۱۱۰۰ نسخۀ خطی فارسی از قرن نهم تا پایان قرن چهاردهم قمری در کتابخانههای صدها شهر در بیش از چهل کشور اسلامی و غیراسلامی در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا شناسایی شده که بسیاری از آنها در مراحل گوناگون تحقیق به کار گرفته شدهاند.
ج) مراحل: در فرایند این پژوهش یافتهها طی سه مرحلۀ تکمیل کننده، تألیف و تحلیل شدهاند. در گام نخست، هر آنچه کتابشناسان در کتابشناسیها، رجالشناسان در رجالشناسیها، تاریخنویسان در تاریخها، پژوهشگران در تاریخ ادبیاتها و دوانیپژوهان در تکنگاشتهای خود دربارۀ نام و نشان آثار دوانی گفتهاند، گردآوری شد تا عنوان و تعداد آثار او براساس منابع متأخر تعیین شود. در گام دوم با ملاحظۀ اسمها و عنوانهای گردآمده از منابع اخیر، کلیۀ اطلاعات کتابشناختی و نسخهشناختی آثار دوانی از فهرستهای نسخ خطی، کشور به کشور، شهر به شهر و کتابخانه به کتابخانه استخراج و دایرة المعارفگونه فیشبرداری شدند. پس از اتمام این مرحله، در گام سوم به منظور سنجش و ارزیابی صحت و سقم دادههای همگون و ناهمگون فهرستها، به تصویر نسخهها رجوع شد تا اختلافات و ناسازگاریهای موجود بین فهرستهای گوناگون از طریق رؤیت نسخهها حل و فصل شود. در مرحلۀ اخیر با مراجعه به منابع متقدم یعنی اصل نسخهها، غالب ابهامات و تناقضات دربارۀ صحت و اصالت آثار منسوب به دوانی بر طرف شده است. بدینسان در این پژوهش با استفاده از روش مطالعۀ تطبیقی فهرستها و نسخهها، ضمن تصحیح و تکمیل اطلاعات و دادههای کتابشناختی و نسخهشناختی آثار دوانی، عنوان و تعداد آثار فارسی اصیل و غیراصیل او به دقت مشخص شده است.
۱-۵- پیشینۀ پژوهش
در میراث مکتوب زبان فارسی آثاری وجود دارند که نسخههای آنها در کتابخانههای ایران وجود ندارند و بهتبع در جامعترین فهرست مشترک به زبان فارسی یعنی فهرستگان نسخههای خطی ایران (نک: درایتی، ۱۳۹۰-۱۳۹4) از آن آثار یاد نشده است. علاوه بر این، برخی از آثار فارسی، در فهرستهای مشترک آثار فارسی از جمله فهرست نسخههای خطی فارسی (نک: منزوی، ۱۳49-۱۳۴8)، فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان (نک: منزوی، 1375-۱۳62) و فهرستوارۀ کتابهای فارسی (نک: منزوی، ۱۳94-۱۳74) شناسانده نشدهاند. در این پژوهش ما آثاری را که نسخههای کمیاب و دیریاب دارند و نام و نشان آنها در فهرستهای مشترک فارسی بهویژه فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا) به کلی یا بهدرستی نیامده است، «نویافته» نامیدهایم؛ زیرا در قیاس با فهرستهای مشترک ایرانیان ـ که در آنها اطلاعات فهرست توصیفی نسخههای خطی صدها کتابخانهها در ایران یا سایر کشورها تجمیع شده است ـ «جدید» هستند. از اینگونه آثار غالباً بیش از چند نسخۀ انگشتشمار در خارج از کشور برجای نمانده است؛ البته بسیار احتمال دارد که نسخه یا نسخههایی از این آثار، در ایران نیز موجود باشد؛ ولی به دلیل معرفی ناصحیح در فهرستهای توصیفی نسخ خطی کتابخانهها، اینک نمیتوانیم اینهمانی آنها را با آثاری که ناموجود در ایران میپنداریم، اثبات کنیم.
پیش از این در مقالۀ «نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی جلالالدین دوانی در ایران»، نویسندگان کوشیدهاند از رهگذر بررسی مدخلهای آثار فارسی دوانی در فنخا، به نقد نسخهشناسانۀ تألیفات فارسی او در غالب کتابخانههای ایران اقدام کنند تا بدین سان عنوان و تعداد کتابها، رسالهها و نامههای فارسی اصیل وی برای علاقهمندان اندیشهاش روشن شود (نک: شرف و ساکت، ۱۴۰۳). در مقالۀ اخیر با مطالعۀ تطبیقی نزدیک به ۵۰۰ دستنویس از ۳۱ اثر فارسی منسوب به دوانی در فنخا، اصالت 20 اثر فارسی او در ایران اثبات شده است. امتیاز مقاله در این است که خواننده را با همۀ آثار اصیلی که از دوانی در ایران شناخته شده است، آشنا میکند؛ اما از آنجا که دایرۀ منابع آن بیشتر محدود به نسخ وارد در فنخا است، همۀ آثار فارسی او را شامل نمیشود. در پژوهش حاضر از رهگذر مطالعۀ تطبیقی بیش از ۷۰۰ نسخۀ خطی خارج از فنخا، صحت و اصالت ۷ اثر فارسی نویافتۀ منسوب به دوانی بررسی شده است. بدینسان این جستار در ادامه و تکملۀ مقالۀ نخست، مستقلاً به نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی نامذکور در فنخا بهویژه نسخههای موجود در کتابخانههای خارج از مرزهای جغرافیایی ایران پرداخته است تا اطلاعات کتابشناختی و نسخهشناختی مجموعۀ آثار فارسی دوانی تکمیل شود. بنابراین، در مقالۀ پیش رو برای نخستینبار، صحت انتساب و اصالت متن هفت اثر منسوب به دوانی که پیشتر در مقالۀ «نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی جلالالدین دوانی در ایران» بررسی نشده، روشن شده است تا شالودۀ تصحیح علمی مجموعۀ آثار فارسی او فراهم آید.
۲- آثار فارسی نویافتۀ جلالالدین دوانی
یافتههای اولیۀ این تحقیق نشان میدهد به جز آثار فارسی اصیل دوانی در ایران، دستکم هفت اثر منسوب به او در جهان وجود دارد که در فهرستهای مشترک فارسی از جمله فنخا جزو آثار فارسی وی به شمار نیامدهاند. نام آثار نویافتۀ فارسی منتسب به دوانی و شمار نسخههای هریک به شرح ذیل است:
بدیهی است که شرح کامل خصوصیات کتابشناختی و نسخهشناختی آثار نویافته منوط به دستیابی به نسخههای آنهاست. بر این اساس، در تدوین مقالۀ پیش رو با رؤیت تصویر دستنویسهای نویافتۀ معرفیشده، ضمن تصحیح خطاهای فهرستنویسان بهویژه دربارۀ عنوان اثر، در هر ردیف اطلاعات ناقص فهرست کتابخانهها تکمیل شده است. مشخصاً برخی از فهرستها اطلاعاتی درباره برگشمار، کاتب، جایگاه و بهویژه تاریخ کتابت نسخۀ در دست بررسی خود ارائه نکردهاند. برای جبران این نواقص فهرستها سعی شده است به جای ذکر بیبر، بیکا، بیجا و بیتا حتیالمقدور اطلاعات مذکور از تصویر نسخهها استخراج و درون قلاب ثبت شوند.
۲-۱- آثار اصیل نویافته
بررسی فهرست توصیفی کتابخانهها بهویژه فهارس کتابخانههای خارج از کشور نشان میدهد که چهار اثر فارسی ارزشمند از جلالالدین دوانی در گنجینههای نسخ خطی جهان وجود دارد که مشخصات آنها در فهرستهای مشترک فارسی به کلی یا بهدرستی نیامده است. در جستار حاضر برای رفع این نقیصه با رویکرد نسخهشناسی انتقادی کوشش شده است ذیل بخش «کتابشناسی»، دلایل اصالت متن و صحت انتسابِ آثار نویافتۀ اصیل او تبیین و در بخش «نسخهشناسی»، موجودیت آنها در کتابخانههای جهان تأیید شود.
۲-۱-۱- کتاب ترجمه و شرح مختصر الوقایه (با معرفی شانزده نسخۀ خطی)
الف) کتابشناسی: وقایة الروایة فی مسائل الهدایه اثر محمود بن احمد محبوبی (درگذشت: ۶۷۳ق) در فقه است و نوهاش عبیدالله بن مسعود بن محمود (درگذشت: ۷۴۷ق) آن را به نام النقایه کوتاه کرده که به مختصر الوقایه مشهور است. علامه دوانی این اثر فقهی مجمل را به فارسی برگردانده و بهطور مفصل تفسیر کرده است که به ترجمه و شرح مختصر الوقایه شهرت دارد. در صحت انتساب این کتاب به دوانی هیچ تردیدی وجود ندارد؛ زیرا در آغاز خطبۀ این کتاب نویسنده ضمن بیان انگیزۀ نگارش متن، از نام خود چنین یاد کرده است: «چون شریفترین علوم، علم فقه بود و کتبی که در این فن تصنیف کرده شده اکثر بلکه تمام، به لغتِ عرب بود و به جهت فسادِ زمان و قلّتِ تعلیم و تعلّم، اکثر اهل عالَم در فهمکردنِ کتبِ مُصَنّفۀ این فن، قاصر و عاجز بودند، فقیر الحقیر جلالالدین محمد المشهور به دوانی الحکیم را به خاطر رسید که به زبان فارسی در این علم، رسالهای ترتیب نماید و چون مختصر وقایه از رسایلِ معتبرِ این فن بود و مسایلِ غیرمفتیٌبه در آن مذکور نبود، معانی عبارات آن را به فارسی به طریق اَحسن مُبَیَّن و مشروح گردانید و در هر موضعی آنچه از مسائل ضروریه بود، از کتبِ معتبر استخراج کرده در ذیل مسئلۀ اصلِ کتاب، مسطور گردانید ...» (دوانی، سدۀ ۱۰ق، ص. ۱پ). دوانی بر این کتاب عنوانی ننهاده است؛ بنابراین چنانکه در نسخهشناسی کتاب خواهید دید، فهرستنویسان هریک عنوانی بر این اثر نهادهاند، از جمله: «ترجمه و شرح مختصر الوقایه»، «شرح مختصر الوقایه»، «فقه: ترجمۀ فارسی»، «شرح مختصر وقایه (شرح نقایه)»، «شرح المختصر من مسائل الوقایه»، «شرح النقایة فی مختصر الوقایه» و «رساله در احکام فقه». از آنجا که این کتاب مهمترین اثر فقهی دوانی به فارسی در چندصد برگ است، جا دارد در تحقیقی مستقل محتوای این اثر نفیس واکاوی شود. ازاینرو، نویسنده درصدد است در مقالهای دیگر با عنوان «متنشناسی ترجمه و شرح مختصر الوقایه» به تفصیل متن این کتاب را تحلیل کند.
ب) نسخهشناسی: اگرچه ترجمه و شرح مختصر الوقایه اصلیترین کتاب فقهی دوانی به فارسی و پربرگترین اثر فارسی اوست، در فنخا هیچ نسخهای از این اثر ارزشمند معرفی نشده است. در فهرست مشترک نسخههای خطی فارسی پاکستان از یک نسخه از این اثر با عنوان ناقص «شرح مختصر الوقایه» یاد شده است (نک: منزوی، 1375-1362، ج. 14/۷۹۶). براساس نسخهشناسی انجامگرفته از این کتاب، درمجموع دست کم پانزده نسخه در خارج از کشور (بهویژه در ازبکستان، تاجیکستان و پاکستان) و یک نسخۀ ناتمام در ایران با مشخصات ذیل وجود دارد:
۲-۱-۲- رساله گوهر ایمان (با معرفی چهار نسخۀ خطی)
الف) کتابشناسی: این رسالۀ کوتاه کلامی - فلسفی دربارۀ ماهیت ایمان نوشته شده است. حقیقت ایمان دستکم از دوران خلفای راشدین محل بحث جدی مسلمانان بوده و از آن پس در طول تاریخ تمدن اسلامی در میان فرق و مذاهب گوناگون بارها مطرح شده است. برای دوانی نیز چیستی ایمان محل تأمل بوده است؛ تا جایی که دربارۀ آن دست به تألیف آثاری زده است. از عبارات آغازین رساله به نظر میرسد که این رساله گزارشی از مباحثه یا مناظرهای بین نویسنده و برخی از دانشمندان معاصر او بوده است. در ابتدای رساله، دوانی بدون اینکه از طرفین مناظره نامی بیاورد، در نقش «درویش سالک» از علمای اسلام پرسیده است: آیا ایمان وجود دارد یا خیر و چرا؟ در ادامه دوانی ضمنِ بیانِ پاسخِ مخاطبِ این پرسش، ابتدا از زبان درویش سالک اشکالاتی به نظر مخاطب میگیرد و سپس ساحات و حیثیات گوناگون مسئله را از نگاه فیلسوفان و متکلمان پیشین، مطرح و در پایان نظر مختار خود را تبیین میکند. چنانکه در گزارش نسخههای این رساله خواهید دید، فهرستنویسان این رساله را با عناوینی چون «معنی الایمان»، «رساله در بیان گوهر الایمان موجوداً او معدوماً»، «رساله در بیان آنکه ایمان موجود است یا معدوم»، «رساله فی تحقیق ایمان» خواندهاند. اگرچه همۀ این عنوانها با محتوای رساله مناسبتی تام دارد، در اثر حاضر این رساله با توجه به محتوای آن برای نخستینبار با عنوان فارسی «گوهر ایمان» ارائه شده است. چنانکه در بخش نسخهشناسی ذکر شده است، صحت انتساب این رساله به دوانی به استناد انجامهها یا تعلیقات دستنویسهای برجای مانده از این رساله در ایران و ترکیه و گزارش فهرستنویسان است.
ب) نسخهشناسی: در فهرستهای مشترک فارسی از این رساله بهدرستی یاد نشده است. در فنخا به تبعیت از فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی مشهد، یک نسخه از این رساله جزو آثار عربی مشکوک دوانی ثبت شده است (نک: درایتی، ۱۳۹4-1390، ج. 5/527). براساس نسخهشناسی انجامگرفته، از این رساله چهار نسخه در کتابخانههای جهان وجود دارد، سه نسخۀ بیتاریخ در ترکیه و یک نسخۀ تاریخدار در ایران:
۲-۱-۳- رساله علم و اراده الهی (با معرفی دو نسخۀ خطی)
الف) کتابشناسی: در این رسالۀ کلامی - عرفانی کوتاه، دوانی با هدف پاسخ به پرسشهایی که در زمان او دربارۀ علم و ارادۀ الهی مطرح بوده، به تفسیر دو آیه از آیات قرآنی پرداخته است. در آیۀ «الله الذی خلق السماوات و الأرض و ما بینهما فی ستة أیام ثم استوی علی العرش» (سجده: ۴) خلقت عالم تدریجاً و در آیۀ «إنما أمره إذا أراد شیئاً أن یقول له کن فیکون» (یس: ۸۲) ایجاد موجودات دفعتاً دانسته شده است. تناقض موجود در این دو آیه و آیات نظیر آنها شبهاتی را برای اهل زمانۀ دوانی پدید آورده و همین امر او را به نگارش رسالۀ حاضر واداشته است. دوانی بر این رساله همچون غالب رسالههایش عنوانی ننهاده است. ازاینرو، برخی از فهرستنویسان که عنوان را به درستی تشخیص ندادهاند، آن را به غلط «خواص» نامیدهاند (ازجمله نک: هاشمپور سبحانی، 1366، ص. ۳۲۷). این رساله نخستینبار در فهرست آنلاین یازمالار با توجه به محتوا به درستی «رساله در علم و ارادۀ الهی» نامیده شده است www.yazmalar.gov.tr/) (Re: و با همین عنوان نیز برای اولینبار در ایران معرفی میشود. در صحت انتساب این رساله به او هیچ تردیدی وجود ندارد؛ زیرا چنانکه در بخش نسخهشناسی آمده است، کاتبان در پایان هر دو نسخۀ باقی مانده از این رساله، انجامۀ نویسندۀ اصلی متن را بازنویسی کردهاند.
ب) نسخهشناسی: در فهرستهای مشترک فارسی از جمله فنخا این اثر معرفی نشده است؛ تنها در فهرستوارۀ کتابهای فارسی به تبعیت از فهرست نسخههای خطی فارسی کتابخانۀ مغنیسا از یک نسخه از این رساله به اشتباه با عنوان «خواص» یاد شده است (نک: منزوی، 1394-1374، ج. 6/141). از این رساله تنها دو نسخه در کشور ترکیه برجای مانده است:
۲-۱-۴- دیوان اشعار (با معرفی یک نسخۀ خطی)
جلالالدین دوانی به فارسی و تازی اشعاری سرودۀ و در شعر «جلال» و «دوانی» تخلص کرده است. از میان اشعار او رباعیات حکمی و عرفانی او از شهرتی بیشتر برخوردار است. دوانی قالب رباعی را بهترین نمودار بیان تجربیات معنوی خود به شمار آورده است؛ به گونهای که در این قالب شعری برخی از افکار و آرای عرفانی، فلسفی و کلامی خود را به زیبایی متجلی و متبلور ساخته و میراثی گرانبها برای ما برجای گذاشته است. به غیر از رباعیات، مجموعهای از غزلیات به سبک حافظ و تعدادی مثنوی، قطعه، تکبیتی نیز به نام اوست. سالها پیش مجموعهای باقی مانده از اشعار او در گنجینۀ شخصی دکتر حسین علی محفوظ با مشخصات ذیل در کشور عراق قرار داشته است.
بهجز اشعار وارد در نسخۀ اخیر، ابیاتی پراکنده نیز از او در مجموعهها، جنگها و حتی کتابهای تاریخ و تذکره و غیره به چشم میخورد که بررسی و نقد آنها در مجالی دیگر خواهد آمد.
۲-۲- آثار غیراصیل نویافته
در فرایند نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی دوانی، عنوانهایی که او خود بر آثارش نهاده است و عناوین مختلفی که نسخهبرداران، فهرستنگاران، تاریخنویسان، کتابشناسان و رجالشناسان در نسخهها، فهرستها، تاریخها، کتابشناسیها و رجالشناسیها برای آثار او برساختهاند و عناوین گوناگونی که پژوهشگران و دوانیپژوهان در تکنگاشتهای خود بر روی آثار وی گذاشتهاند، همه و همه تطبیق و تحلیل شده و ذیل یک نام گرد آمدهاند تا بدینسان اختلافات کتابشناختی دربارۀ آثار فارسی او برچیده شود. بیشتر اختلافات کتابشناختی آثار دوانی به سهو فهرستنویسان باز میگردد؛ برای نمونه، گاه فهرستنگار به غلط روی متنی مختصر یا منتخب از آثار او نامی گذاشته و نتوانسته است متن در دست بررسیاش را با اصل اثر تطبیق دهد. در ادامه از رهگذر تطبیق آغاز و انجام و متن نسخههای سه اثر نویافتۀ منتسب به دوانی روشن شده است که مؤلف اصلی هریک کیست و کدامیک منطبق با آثار شناخته شدۀ اوست.
۲-۲-۱- رباعیات
از دیرباز عرفا و حکما قالب رباعی را برای بیان موجز و تبیین اجمالی معارف الهی و لطایف حکمی، نظر به محدودیت ابیات آن سهل الوصولتر تلقی کردهاند. ازاینرو، دوانی در دوران جوانی مهمترین مسائل عرفانی، فلسفی و کلامی را که پیوسته در قرون و اعصار گذشته مورد بحث و بررسی متفکران اسلامی بوده است، با زبان شعر حکمی و عرفانی در قالب 51 رباعی سروده است. دوانی بعدها در میانسالی این رباعیات را همراه با شرح، تدوین کرده است. او در رسالۀ شرح رباعیات ابتدا دوبیتیهای پیشین خود را در موضوعات جهان، انسان و خدا ذکر کرده و سپس بر مبنای سنت عرفانی و فلسفی و کلامی اسلامی به سبک نثرنویسان قرن نهم هجری قمری به شرح آرا و نقد افکار عارفان، فیلسوفان و متکلمان گذشته پرداخته است. اگرچه دوانی خود هرگز ۵۱ رباعی وارد در شرح رباعیات را مستقلاً در اثری تدوین نکرد، مجموع این رباعیات توسط کاتبی ناشناس در نسخهای با مشخصات زیر یکجا گرد آمده است:
بهجز نسخۀ اخیر در کتابخانۀ نورعثمانیه نسخهای پربرگ (حاوی ۱۰۰ برگ) به دوانی منتسب شده است که خواننده گمان میکند او رباعیاتی پرشمار داشته است. مشخصات این نسخه براساس فهرست کتابخانه چنین است:
آغاز: «از آتش عشق در جهان گرمیها/ وز شیر وفاش در جفا نرمیها// زان که خورشید از او شرمنده است/ بیشرم بود مرد چه بیشرمیها» (۱پ).
انجام: «... یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی/ شاگرد که بودی که چنین استادی// خوبی و کرم را چه نکو بنیادی/ ای دنیا را ز تو هزار آزادی» (۱۰۰ر).
با متنشناسی رباعیات وارد در این نسخه مشخص شد این رباعیات از دوانی نیست؛ بلکه در این نسخه رباعیاتی از جلالالدین محمد مولوی است که براساس قافیۀ اشعار به صورت الفبایی تنظیم شدهاند (برای آشنایی با مجموعۀ رباعیات مولوی نک: مولوی، ۱۳۹۶، ج. 2/۱۵۴۹-۱۷۵۸). بنابراین، اگرچه این نسخه میتواند در تصحیح مجموعه رباعیات جلالالدین مولوی بسیار راهگشا باشد، در شناخت آثار و آرای جلالالدین دوانی راهبردی نیست. جالب توجه اینکه نسخهنویس خود از اینکه رباعیات در دست نسخهبرداری او از دوانی نیست، اطلاع داشته است؛ زیرا در صدر صفحۀ آغازین با شنگرف نوشته است: «در رباعیات حضرت مولانا جلال الملة و الحق و الدین قدسنا الله بسره العزیز» (مولوی، بیتا، ص. ۱پ). بر این اساس، اشتباه از آنجا آغاز شده است که فهرستنویس کتابخانۀ نور عثمانیه شاید به سبب اشتهار فراوان جلالالدین دوانی در سرزمین عثمانی به «ملا جلالالدین»، گمان کرده است که مراد نسخهنویس از عبارت «مولانا جلال المله و الحق و الدین»، شخص جلالالدین دوانی است.
۲-۲-۲- محبت
موضوع این اثر مختصر، دربارۀ مراتب محبت است. در این نوشته محبت به چند مرتبه تقسیم شده است: اول محبت الله تعالی، دوم محبت والدین، سوم محبت رعایا به سلطان و محبت سلطان به رعایا، چهارم محبت معاریف و شرکا. دوانی در این مبحث، معلم را پدر روحانی میخواند و محبت او را برتر از پدر جسمانی میشمارد؛ زیرا به اعتقاد او «اگر پدر سبب قریب وجود و تربیت جسمانی اوست، معلم سبب کمال و تربیت روحانی اوست و مفیض صورت انسانیت بر او و حقیقتاً معلم پدر روحانی است. پس به قدر آنکه روح را بر جسم شرف است، معلم را بر پدر شرف باشد» (دوانی، سدۀ ۱۱ق، ص. ۱۷۲). او در ادامۀ این بحث به اهمیت رعایت عدالت در مراتب محبت تأکید میکند و بحث را با تبیین کیفیت ابراز محبت در هر مرتبه تفصیل میدهد. از این مکتوب فقط یک نسخه در فهرست کتابخانۀ دانشگاه لسآنجلس با مشخصات ذیل وجود دارد:
آغاز: «محبت را چند مرتبه است اول محبت الله تعالی که منبع خیرات و معدن کمالات است و حقیقت آن محبت جز عارف ربانی را که به قدر امکان بر صفات جمال و نعوت جلال الهی مطلع باشد حاصل نشود ...» (ص. 172).
انجام: «... قرض دهنده چون از جهت استخلاص حق خود سلامت قرضخواه خواهد به حقیقت مال خود دوست داشته باشد به خلاف محسن که محسن الیه را بی توقع منفعتی دوست دارد بلکه از آن و الله اعلم بالصواب» (ص 175).
نسخهای که «محبت ...» را در خود دارد، مجموعهای شامل لطایف متنوع و مطالب متعدد از نویسندگان مختلف است که ظاهراً بین آنها هیچ ضبط و ربطی وجود ندارد. بررسی متنشناختی نوشتۀ اخیر در این مجموعه نشان میدهد که «محبت ...» منتخبی از کتاب لوامع الاشراق فی مکارم الاخلاق است و از روی آن رونویسی شده است. لوامع الاشراق به تصریح نویسندۀ آن بر پایۀ اخلاق ناصری اثر خواجه نصیرالدین طوسی بازنویسی شده است. چنانکه از نامگذاری کتاب بر میآید، دوانی با ایجاد پیوند میان حکمت عملی و حکمت نظری آن را بازسازی کرده و با استفاده از آیات قرآنی و احادیث نبوی صبغهای اسلامی به آن داده است. این کتاب در سه بخش حکمت عملی است و سه لامع دارد: لامع اول «در تهذیب اخلاق»، لامع دوم «در تدبیر منزل و رسوم پادشاهی» و لامع سوم «در تدبیر مدن». هر لامع نیز خود به چندین لمعه تقسیم شده است. لمعۀ سوم از لامعِ در تدبیر مدن و رسوم پادشاهی، «در فضیلت محبت» نام دارد. در لمعۀ اخیر به تفصیل به چیستی و چگونگی محبت و ابعاد و ساحات آن پرداخته شده است. رؤیت آغاز و انجام و متن نسخۀ «محبت را چند مرتبه است» و تطبیق آن با اصل کتاب لوامع الاشرق نشان میدهد که این مکتوب بیکم و کاست از روی بخشی از لمعۀ «در فضیلت محبت» بدون اشاره به عنوان متن اصلی نسخهبرداری شده است (برای آگاهی از محتوای لمعۀ اخیر نک: دوانی، 1391، ص. ۲۲۵-۲۴۲).
۲-۲-۳- وجود
وجود رسالهای عرفانی دربارۀ «وحدت وجود» است که بهصورت مزجی به زبان فارسی - عربی نوشته شده است. در این رساله نویسنده عباراتی را از فصوص ابنعربی، مشکاة الانوار غزالی، حل الرموز و مفاتیح الکنوز فی شرح بعض المصطلحات و المفاهیم الصوفیة المبهمۀ ابنغانم، حواشی شرح تجرید الاعتقاد جرجانی و غیره نقل کرده است. همچنین نگارنده اشعاری را از سنایی، دوانی، عراقی، مولوی، شبستری، خاقانی، حافظ و اقوالی را از حلاج و بایزید و جنید و دیگران ذکر کرده است. تنها نسخهای که از این رساله به دوانی منسوب است، در کتابخانۀ سلیمانیه با مشخصات ذیل است:
آغاز: «إن هذه تذکرة فمن شاء اتّخذ إلی ربه سبیلاً. بدان که وجود واجب ـ تعالی و تقدس ـ نور محض است: الله نور السماوات و الأرض و وجود ممکن ظلِّ آن نور است: ألم تر کیف مد الظل» (۱۳۵پ)
انجام: «... چون خور ز فروغ خود جهان آراید/ بر پاک و پلید اگر بتابد شاید// بی نوری وی از هیچ پلید آلاید/ نی پاکی او ز هیچ پاک افزاید... و اما ان تلک الصفات معلولة له فلا دلالة فیها علیه و لا إشارة» (۱۴۱ر)
در ظهریۀ مجموعۀ ۱۴۴۱ کتابخانۀ سلیمانیه آمده است: «رساله وجود لملا جلال دوانی» و در صدر نسخۀ دهم آن عبارت «رسالة الوجود لملا جلال الدوانی» ثبت شده است. جز این انتساب در مجموعۀ ۱۴۴۱ کتابخانۀ سلیمانیه و گزارش فهرستنویس آن کتابخانه، هیچ قرینۀ نسخهشناختی دیگری در صحت این نسبت نمیتوان یافت. در خود رساله نیز هیچ قرینۀ کتابشناختی دربارۀ نویسندۀ این رساله وجود ندارد. نسخهشناسی انتقادی متن مورد بررسی نشان میدهد که از این رساله، دو نسخۀ دیگر نیز در کتابخانههای ملک و مجلس ایران با مشخصات ذیل وجود دارد:
براساس اطلاعات فهرست کتابخانۀ مجلس، رسالۀ در دست بررسی در مجموعۀ ۱۳۷۹۴ به همراه سه اثر دیگر ذیل عنوان رسایل ابنکمال پاشا یکجا گرد آمدهاند. در فهرستوارۀ کتابهای فارسی نیز ضمن معرفی ۵ نسخه از این اثر در ترکیه و مصر، نویسندۀ رسالۀ «وجود: تحقیق الوجود علی مذهب الصوفیة» احمد فرزند سلیمان بنکمال پاشا معرفی شده است (نک: منزوی، 1394-1374، ج. 8/۷۲۸). پیرو دادههای اخیر، در فنخا رسالۀ در دست بررسی ذیل مدخل «وحدت وجود» اثر احمد بنسلیمان بنکمال پاشا (درگذشت: ۹۴۰ق) ثبت شده است (نک: درایتی، 1394-1390، ج. 34/۳۱۶). همۀ این قرینههای نسخهشناسانه احتمال انتساب رسالۀ وحدت وجود یا همان وجود را به دوانی تضعیف میکند. احتمالاً آنچه باعث شده است در نسخۀ کتابخانۀ سلیمانیه این رساله به دوانی انتساب یابد این است که رسالهای با عنوان «وحدة الوجود» به زبان عربی به او منسوب است (نک: درایتی، 1394-1390، ج. 34/۳۱۵)؛ بنابراین، به احتمال کاتبِ نسخۀ موجود در کتابخانۀ سلیمانیه، بین نسخۀ در دست کتابت خود و رسالۀ وحدة الوجود دوانی خلط کرده و به اشتباه متن نسخه را از او دانسته است.
بهجز دلایل نسخهشناختی اخیر که انتساب این رسالۀ وجود را به دوانی نادرست مینماید، از نظر متنشناختی نیز انتساب این رساله به او مردود است؛ زیرا با مداقه در محتوای رسالۀ وجود روشن شد که در پایان متن، نویسنده نقلِ قولی را از رسالۀ الزورای دوانی آورده و به نقد آن پرداخته است. مشخصاً در خاتمۀ رسالۀ در دست بررسی، نویسنده به نقل این کلام رسالۀ الزورا دربارۀ وحدت ذات و کثرت صفات الهی پرداخته است: «و من المتصوّفین أخری لمّا کان منتهی سلسلة العلّیّة واحداً و الکلّ معلولٌ له إمّا ابتداءً أو بواسطةٍ، فهو الذّات الحقیّة و الکلّ شؤونه و وجوهه إلی غیر ذلک من العبارات اللائقة، فلیس فی الوجود ذواتٌ متعددةٌ، بل ذاتٌ واحدةٌ و لها صفاتٌ متکثرةٌ کما قال الله تعالی: هو الله الَّذی لا إله إلَّا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبّار المتکبّر» (ابنکمال پاشا، بیتا، ص. ۱۴۰پ و ۱۴۱ر). سپس نویسندۀ رسالۀ وجود، عبارات اخیر دوانی را که با اختلافی اندک در رسالۀ چاپ شدۀ الزورا آمده است (نک: دوانی، ۱۳9۱، ص. ۱۷۵) چنین جرح و تعدیل میکند: «... و هو إنّه استدلّ بالآیة المذکورة و لا دلالة فیها علی ما توهّمه إنّما دلالتها علی أن له تعالی صفاتٌ متکثرةٌ و أمّا أنّ تلک الصّفات معلولةٌ له فلا دلالة فیها علیه و لا إشارة» (ابنکمال پاشا، بیتا، ص. ۱۴۱ر). این نقد صریح بر کلامی از دوانی که در رسالۀ الزورا مکتوب است، به روشنی نشان میدهد که او خود نمیتواند نویسندۀ رسالۀ وجود باشد.
۳- نتیجهگیری
از رهگذر نسخهشناسی انتقادی میتوان آثار معرفیشده در فهرست نسخ خطی کتابخانهها را با روشی دقیق ارزیابی کرد تا اصالت متن و صحت انتساب هر اثر تأیید یا تکذیب شود. با این رویکرد، در این جستار با استفاده از فهرست توصیفی نسخ خطی کتابخانههای کشورهای گوناگون و به استناد نسخههای خطی آثار دوانی در جهان، دربارۀ اطلاعات کتابشناختی هفت اثر فارسی نویافتۀ منسوب به او اظهار نظر شده است. در فرایند پژوهش طی سالها، دستکم ۶۰۰۰ نسخۀ عربی و ۱۱۰۰ نسخۀ فارسی از دوانی در فهرست نسخ خطی صدها کتابخانه در ایران و دیگر کشورها شناسایی شده است تا صحت و اصالت همۀ آثار منسوب به او روشن شود. مطالعۀ تطبیقی نسخههای دستیابشده نشان میدهد دوانی علاوه بر آثار فارسی مشهور خود که پیش از این در مقالۀ «نسخهشناسی انتقادی آثار فارسی جلالالدین دوانی در ایران» معرفی شدهاند (نک: شرف و ساکت، ۱۴۰۳)، نویسندۀ چهار اثر فارسی نویافتۀ ذیل است:
ترجمه و شرح مختصر الوقایه پربرگترین اثر فارسی دوانی و برجستهترین اثر فقهی اوست. گوهر ایمان گزارشی کلامی - فلسفی از مباحثه یا مناظرهای است که بین نویسنده و برخی از دانشمندان معاصر او دربارۀ ماهیت ایمان شکل گرفته است. در علم و ارادۀ الهی، دوانی با هدف پاسخ به پرسشهایی که در زمان او دربارۀ علم و ارادۀ الهی مطرح بوده، به تفسیر کلامی - عرفانی دو آیۀ متناقضنما از آیات قرآنی پرداخته و کیفیت خلقت تدریجی و دفعی عالم را به بحث گذاشته است. به احتمال کتاب و رسالههای نویافته در خارج از مرزهای جغرافیایی ایران امروز تألیف شده و به همین دلیل نسخههای آنها کمتر در ایران برجای مانده است؛ بهطوریکه غالب نسخههای کتاب ترجمه و شرح مختصر الوقایه به ترتیب در کتابخانههای ازبکستان، تاجیکستان و پاکستان وجود دارد، همۀ نسخههای رسالۀ علم و ارادۀ الهی و بیشتر دستنویسهای رسالۀ گوهر ایمان در ترکیه است و نسخۀ منحصر به فرد دیوان اشعار نیز در کشور عراق قرار دارد.
در پایان مقاله این نکته شایستۀ یادآوری است که باوجود همۀ کوشش ما در شناسایی مجموعۀ آثار فارسی دوانی، هنوز در کتابخانههای عمومی و خصوصی ایران و سایر کشورهای اسلامی و غیراسلامی در آسیا، آفریقا، اروپا، آمریکا و جزایر خاور دور نسخههایی هستند که فهرستی از آنها فراهم نیامده است و در اختیار عموم قرار نگرفتهاند؛ ازاینرو، ناگزیر آثاری که در این مقاله و در مقالۀ نخستین معرفی شدهاند، غالباً آثاری هستند که از فهرستهای نسخههای خطی استخراج شدهاند. با توجه به تألیفات پرشمار دوانی بعید نیست در آینده جز آثار شناساندهشده در دو مقالۀ اخیر، نسخههایی از کتابها یا رسالههای ناشناختۀ او به دست آیند که هنوز فهرستنشده در کتابخانههای داخلی یا خارجی نگهداری میشوند؛ بنابراین، چون فهرستی از آن نسخهها در اختیار نیست، اینک نمیتوان پروندۀ پژوهش را بست. با این همه، خوشبختانه اکنون با شناسایی غالب نسخههای آثار اصیل او، زمینۀ تهیه و تدوین فهرست جامع نسخههای خطی مجموعۀ آثار جلالالدین دوانی فراهم آمده است تا بهوسیلۀ آن دوانیپژوهان از رجوع به فهرستهای ناهمگون و پراکندۀ کتابخانههای گوناگون بینیاز شوند. ازاینرو، نویسنده درصدد است با تنظیم و تألیف یافتههای بهدستآمده در قالب فهرستی شخصی، امر پژوهش را در زمینۀ مراجعه به اصل نسخههای خطی دوانی تسهیل کند تا پژوهشگران به سهولت بتوانند به متن آثار او دست یابند؛ باشد که نسل حاضر ضمن بهرهگیری از تمدن جدید، آگاه باشند که ریشه در فرهنگی کهن و پربار دارند.