بررسی حرکت‌گذاری‌ها و ضبط‌های نادرست واژه‌های عربی‌ در ویراستِ اخیر تاریخ بیهقی و ملاحظاتی دیگر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

چکیده

تاریخ بیهقی از شاهکارهای نثر فارسی و از بهترین منابع برای شناخت تاریخ غزنویان است. این کتاب تاکنون چند بار تصحیح و چاپ شده است. واپسین تصحیح انتقادی این اثر، در سال 1388، به کوشش محمّدجعفر یاحّقی و مهدی سیّدی، منتشر و تا امروز شش بار تجدید چاپ شده است. ویراست جدید این کتاب، در سال 1401 با تجدید نظر و افزوده‌ها و اصلاحات کامل منتشر شد. مصحِّحان با بازنگری و تأمّل در کار خویش و توجه به تذکّرات برخی پژوهشگران و نیز با بهره‌گیری از چندین مقاله‌ای که در نقد تصحیح مذکور نوشته شده بود، شماری از اشکالات و کاستی‌های متنِ مصحَّح، تعلیقات و... را برطرف کرده‌اند. با وجود این، یکی از پربسامدترین نقص‌های این ویرایش، که در نقدهایی که بر آن نگاشته شده، به آن تقریباً پرداخته نشده، بی‌دقّتی‌های مصحِّحان در نقل و اِعراب‌گذاری عربیّات در مقدّمه، متن، تعلیقات، فهرست‌ها و منابعِ تعلیقات است. در این مقاله به بررسی و ارائۀ صورت درست عربیّاتی که نادرست حرکت‌گذاری یا ضبط شده، پرداخته شده است. همچنین ملاحظات دیگری دربارۀ برخی کاستی‌ها، بی‌دقّتی‌ها و اشتباهات مصحِّحان در تعلیقات و کتاب‌نامه طرح شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Study of Mistakes and Wrong Indication of the Arabic Words' Pronunciations in the Latest Edition of Tarikh-e Bayhaghi and Some Other Observations about It

نویسنده [English]

  • Soheil Yari
Assistant Professor of Persian Language and Literature, Department of Persian Language and Literature Education, Farhangian University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Abstract
Tarikh-e Beyhaqi is one of the masterpieces of Persian prose and among the most valuable sources for understanding the history of the Ghaznavid era. This book has been critically edited and published multiple times. The latest critical edition, prepared by Mohammad-Ja‘far Yahaqqi and Mehdi Seyyedi, was published in 2009 (1388 AH) and has since been reprinted six times. A new, thoroughly revised edition with additions and corrections was released in 2022 (1401 AH). In this revision, the editors, responding to feedback from researchers and drawing on several critiques of the earlier edition, addressed a number of errors and shortcomings in the text, footnotes, and other sections. However, one of the most frequent yet largely overlooked flaws in this edition—rarely addressed in existing reviews—is the inaccuracy in quoting and vocalizing (i‘rab) the Arabic phrases appearing in the introduction, main text, footnotes, indexes, and sources. The present study aims to identify and provide correct forms of Arabic expressions that have been erroneously vocalized or transcribed. It also offers additional observations concerning some oversights, inaccuracies, and errors found in the editors' footnotes and bibliography.
Keywords: Tarikh-e Beyhaqi, Yahaqqi–Seyyedi Edition, Arabic Phrases, Diacritics, Transcription Errors, Critical Editing.
Introduction
Tarikh-e Beyhaqi, authored by Abu’l-Fazl Mohammad ibn Hossein Beyhaqi (385–470 AH), is one of the most brilliant examples of classical Persian prose. The style of the book is transitional: it retains the simplicity, clarity, and Persian-centric language of the Samanid era while also incorporating features of more ornate literary prose—such as interspersing poetry and prose, and frequent usage of Qur’anic verses, hadiths, Arabic poetry, and proverbs.
Before the recent critical edition, five independent editions of Tarikh-e Beyhaqi had been available: those by Morley (lithographic edition from Calcutta), Adib Pishavari, Nafisi, Ghani-Fayyaz, and Fayyaz. However, in 2009, a new critical edition was published by Yahaqqi and Seyyedi, which remains the most recent and authoritative version of the text. This edition has been reprinted multiple times, with the sixth and most recent reprint issued in 2022.
Several articles have critiqued this edition, highlighting its textual shortcomings and issues in the annotations and elsewhere. One of the strengths of this edition compared to previous ones is the editors’ effort to apply diacritics to Arabic phrases throughout the book. Nonetheless, a common flaw—scarcely addressed in the existing critiques—is the frequent misplacement or inaccuracy of these diacritics and Arabic transcriptions, an issue that has persisted across all reprints of the edition and remains largely uncorrected.
Materials and Methods
This study employs a library-based research method, examining all Arabic elements in the Yahaqqi–Seyyedi edition of Tarikh-e Beyhaqi and the editors’ footnotes. The focus is primarily on the accuracy of diacritics and transcription, but also includes related matters such as translation and textual editing. In many cases, to enhance the accuracy and validity of the critiques, the author referred to earlier sources where these Arabic elements appear and compared the editors’ renderings with those. Additional observations about the footnotes are also presented in the current research.
Research Findings
A review of the editors’ work on Arabic content in Tarikh-e Beyhaqi reveals that in numerous cases, Arabic words and phrases—whether in the main text or the footnotes—have been incorrectly transcribed, vocalized, translated, or edited. Some of these errors can also be found in previous editions of the text or in related research, which may have influenced the current editors. Other findings include inconsistencies within the annotations, typographical errors, and incorrect interpretations in some of the commentary.
Discussion of Results and Conclusions
Although the most recent edition of Tarikh-e Beyhaqi by Yahaqqi and Seyyedi has addressed many shortcomings of previous prints and includes numerous valuable additions, one of its persistent and widespread flaws is the incorrect vocalization and transcription of many Arabic sentences and verses, both in the main text and in the footnotes. Other issues include the selection of unjustified transcriptions, inaccurate translations of certain phrases, inconsistencies within annotations, and typographical errors—all of which are addressed in the present study.
Some of the Arabic-related mistakes seem to have originated from the editors' reliance on the Fayyaz edition. Had the editors consulted Khatib Rahbar’s edition more thoroughly—especially for Arabic verses and phrases—many of these issues could have been minimized, although even that edition lacks full diacritics and is not entirely free from flaws in this regard.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tarikh-e Beyhaqi
  • Yahaqqi–Seyyedi Edition
  • Arabic Phrases
  • Diacritics
  • Transcription Errors
  • Critical Editing
  1. مقدمه

تاریخ بیهقى، اثر ابوالفضل محمّد بن حسین بیهقی (385-470)، یکی از درخشان‌ترین نثرهای کهن فارسی است. نثر این کتاب بینابین است؛ هم سادگی و استواری و پارسی‌مداری عهد سامانی را دارد و هم ویژگی‌هایی از نثر فنّی، همچون آمیختگی نثر با نظم، استفاده از آیات، احادیث، اشعار و مثل‌های عربی. (رک: شمیسا، 1402، ص. 56). «اهمیّت تاریخى این کتاب تنها در آن نیست که قسمتى از مهم‌ترین حوادث سیاسى دورۀ غزنوى در آن نگارش یافته، بلکه بیشتر از باب روش کار مؤلّف و اِتقان و صحّت مطالب و دقت بیهقى در نقل حوادث و استفادۀ او از اَسناد و مدارکى است که مقام دربارى او در اختیارش نهاده بود. بیهقى در تألیف کتاب خود فقط به ذکر حوادث سیاسى و دربارى و دقّت در نقل آن‌ها نظر نداشت، بلکه کتاب او از جهت دیگرى هم مهم است و آن ذکر بسیارى از رسوم و عادات و آداب زمان است که به مناسبت آورده، و نیز آوردن اطلاعات ارزشمندی دربارۀ شعرا و نویسندگان و اشاره به بسى از وقایع و حوادث تاریخى که مربوط به دورۀ غزنویان نیست و نویسنده به مناسبت بدان‌‎ها اشاره کرده است. بنابرین تاریخ بیهقى، یکى از مآخذ مهم براى تحقیق دربارۀ مسائل تاریخى و ادبى و اجتماعى زمان او و زمان‌های مقدّم بر اوست و اگر همۀ اجزای آن در دست می‌بود، ممکن بود ما را از مراجعه به بسیارى کتب دیگر بی‌نیاز کند و یا اطلاعات گران‌بهایى را که اکنون فاقد آن هستیم، در اختیار ما نهد». (صفا، 1378، ج. 2/891).

از تاریخ بیهقی، تا پیش از تصحیح اخیر، پنج تصحیح مختلف و مستقل در دست بوده‌است: چاپ مورلی (چاپ حروفی کَلکته)، ادیب پیشاوری، نفیسی، غنی-فیّاض، فیّاض. اما در سال 1388 چاپ انتقادیِ دیگری از آن، با مقدّمه، تصحیح و تعلیقات دکتر محمّدجعفر یاحقّی و مهدی سیّدی، منتشر شد که تاکنون آخرین تصحیح از تاریخ بیهقی به شمار می‌آید. این ویراست، چندین بار تجدید چاپ شده که واپسین آن؛ یعنی چاپ ششم، در سال 1401 منتشر شده است. دربارۀ این تصحیح، چندین مقاله نوشته و بسیاری از کاستی‌های آن در بخش تصحیحِ متن، تعلیقات و... گفته شده است.

با این‌که یکی از امتیازهای این تصحیح از/بر دیگر چاپ‌ها، اهتمام مصحِّحان به حرکت‌گذاری عبارات و جملات عربی متن کتاب است، اما یکی از اشکالات پُربسامد این چاپ نیز که در مقالات مذکور به آن بسیار کمتر توجه شده، همین ضبط‌ها و حرکت‌گذاری‌های نادرست واژه‌های عربی است که در واپسین بازبینی‌ها، به آن تقریباً هیچ توجّهی نشده است و همچنان در همۀ چاپ‌های این تصحیح بر جا مانده‌اند. هرچند مصحِّحان شماری از اشکالات چاپ‌های پیشین را، به یاری بازنگری‌های خود و تذکّرات منتقدان برطرف کرده‌اند، اما این کوتاهی و اِهمال، به‌هیچ‌روی زیبندۀ چنین اثر گران‌سنگی و مؤلّف آن که خود شیفتۀ عربی بوده‌است، نیست. به گمان نگارنده اگر تلاش‌های مصحِّحان چاپ‌های قبلی در تصحیح و اعراب‌گذاری عربیّات تاریخ بیهقی نبود، چه‌بسا اشکالات بیش از این بود، هرچند همین مایه اغلاط هم با توجه به اندک بودن عربیّات متن، به نسبتِ کلّ کتاب، فراوان می‌نماید.

با بررسی و مقایسۀ عربیّات چاپ یاحقّی-سیّدی، با برخی چاپ‌های قبلی تاریخ بیهقی و برخی مراجع دیگر، درمی‌یابیم که بخشی از اشکالات تصحیح یاحقّی-سیّدی از چاپ فیّاض (1356، دانشگاه فردوسی مشهد)1 و بخش عمدۀ آن از بی‌‌دقّتی مصحِّحان سرچشمه می‌گیرد، هرچند مصحّحان در تصحیح متنِ تاریخ بیهقی، گاه به‌درستی از ضبط‌های مختار فیّاض یا منابع دیگر عدول کرده‌اند‌. برای نمونه در چاپ فیّاض (1356، ص. 245)، در این مصراع: «تُباعِد عَنکَ تَعییرَ العُداةِ»، به جای «تعییر»، «تعبیر» آمده و مصحّحان یادآور شده‌اند که «فیّاض: تعبیر، که محتملاً غلط چاپی است» (بیهقی، 1401، ج. 1/186)، همچنین در مقالۀ «مآخذ اشعار عربی تاریخ بیهقی و معرّفی گویندگان آن‌ها» از ابوالقاسم حبیب‌اللّهی (نوید) که یکی از اصلی‌‌ترین منابع مصحّحان برای ترجمۀ شماری از اشعار عربی و... است، «لا رَعَی...» سهواً به «بچراند» ترجمه شده و در چاپ‌های گذشته به همان‌ شکل در تعلیقات تاریخ بیهقی نقل شده بود، ولی در ویراست جدید، به‌درستی اصلاح شده است. (رک: بیهقی، 1401، ج. 2/1241). با این حال، به علّت اعتماد بسیار به برخی منابع، اغلاطی از آن‌ها در این تصحیح وارد شده‌است.

  1. بررسی

چنان‌که گفته شد، یکی از اشکالات پربسامد تصحیح جدید تاریخ بیهقی، کم‌دقّتی در تشکیل و اِعراب‌گذاری جملات و اشعار و ضبط و نقل آن‌هاست که در این بخش، اشکالات و صورت درست آن‌ها ارائه داده می‌شود:

  • ضبط‌ها و حرکت‌گذاری‌های نادرست:

2-1-1. مقدمه:

  • جُرمی قد اربی علی العذر / فلیس لی شئٌ سوی الصبرٍ[1]

فاسرٍ عنی خاطری کله / لانفقَ الایامَ فی الشُکرٍ (بیهقی، 1401، ج. 2/1241). درست: الصَّبرِ، فَأَسرِ، الشُّکرِ (أسرِ فعل است و تنوین نمی‌گیرد. همچنین در عربی ال و تنوین مانِعة‌الجمعند).

2-1-2. متن

  • اِلی اَنْ یَرِثَ اللّهَ الأرْضَ و مَن عَلَیْها وَ هُوَ خَیرُ الوارِثینَ (بیهقی، 1401، ج. 1/2، 1818). درست: اللّهُ.
  • سَنۀ اِحدی وَ عِشرینَ وَ اَربعَمائه (بیهقی، 1401، ج. 1/10). درست: أربَعِمائة (أربع، هرچند بر وزن أفعل است و این وزن یکی از اوزان غیرمنصرف است، اربع اگر صفت شود، غیرمنصرف خواهد بود ورنه منصرف است. از سویی اگر هم غیرمنصرف نیز باشد، چون مضاف شده است، به تبعیّت از اِعراب إحدی و عشرین، به جای فتحه، کسره خواهد گرفت. رک: الشَّرتونی، 1385، ج. 4/112، 114).

در این تصحیح، بسیاری از تاریخ‌های عربی نادرست اعراب‌گذاری شده است. برای نمونه، هرجا اِعرابِ «أربع» در «أربعمائة» گذاشته شده، نادرست است و به جای فتحه، باید کسره بگیرد (برای نمونه رک: بیهقی، 1401، ج. 1/20، 65، 82، 101، 138، 225، 345، 416، 492، 534، 562، 698، 734، 735، 736، 737، 739، 742، 745، 746، 747). همچنین «ثلاث» در «ثلاثمائة» به جای مکسور بودن، به‌غلط، مفتوح است (برای نمونه رک: بیهقی، 1401، ج. 1/676، 677، 678). نیز اِعرابِ یکانِ برخی تواریخ به جای تنوین جَر، فتحه گرفته است: «سنة خَمسَ و خَمسینَ...» (ج. 1/65)، «سال اَربَعَ و عِشرینَ...» (ج. 1/345)، «سنه خَمسَ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/416)، «سنۀ سَبعَ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/492)، «سَنَة تِسعَ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/534)، «سنۀ تِسعَ وَ ثَمانینَ...» (ج. 1/677، 678)، «سنه سَبعَ وَ اَربعَمِائَه» (ج. 1/726)، «سنۀ خَمسَ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/735)، «سنۀ خَمسَ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/736، 737)، «سنۀ سِتَّ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/739)، «سَنَةَ سِتَّ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/742)، «سَنۀ ثَمانَ وَ عِشرینَ...» (ج. 1/745).

چند بار دیگر نیز، الف و لام از عنوان برخی کتاب‌ها افتاده است؛مانند: فوائد الرّضویه (بیهقی، 1401، ج. 2/1902نجوم الزّاهره (بیهقی، 1401، ج. 2/1915).

  • متوکَّلاً عَلَی اللّهِ (بیهقی، 1401، ج. 1/ 36، 1824). درست: مُتَوَکِّلاً.
  • ذَرینی تَجِئنی میتَتی مُطمَئِنَّة / و لَم أَتَجَشَّمَ هَولَ تِلکَ المَواردِ (بیهقی، 1401، ج. 1/51). درست: مُطمَئِنّةً، أتَجَشَّمْ (همچنین در تعلیقات، ص 864، همین دو واژه به گونه‌ای دیگر؛ یعنی «مُطمَئِنَّةٌ، اَتَجَشَّمُ» نادرست حرکت‌گذاری شده است).

نکتۀ گفتنی دربارۀ ضبط اشعار عربی در دست‌نویس‌های تاریخ بیهقی، مغلوط و محرَّف‌بودن بسیاری از آن‌‌هاست که کار تصحیح را بر تصحیح‌کنندگان این کتاب بسی دشوار کرده است. مصحِّحان (یاحقّی و سیّدی) در مقدمه، ص صد و چهل و یک، با عنوان «گَشتگی در شعرهای عربی» و همچنین در پاورقی‌های متن کتاب، بارها به این مسئله اشاره کرده‌اند: «ضبط این دو بیت براساس دیوان ابن الرّومی... تصحیح شد. نسخه‌ها اغلب مغلوط و پریشان است» (بیهقی، 1401، ج. 1/51). «متن خطبه مثل اغلب اشعار عربی در نسخه‌ها متفاوت و مغلوط است» (بیهقی، 1401، ج. 1/181). «قصیدۀ ابن الانباری را بی‌توجّه به نسخه‌ها که سخت مغلوط و پریشان است، براساس فیّاض... و موسوعة الشّعر العربی تصحیح کردیم» (بیهقی، 1401، ج. 1/185). «متن عربی این نامه...در نسخه‌های ما... مختلف و گاه مغلوط است.» (بیهقی، 1401، ج. 1/294). «این دو بیت در نسخه‌ها و چاپ‌ها بکلّی مغلوط است، از روی دیوان ابن رومی تصحیح شد» (بیهقی، 1401، ج. 1/349، ج. 2/1108). «تصحیح براساس موسوعة الشعر العربی است» (بیهقی، 1401، ج 1/360). «این قطعه در نسخه‌ها به‌کلّی مغلوط است». (بیهقی، 1401، ج. 1/362). «ضبط بیت در نسخه‌ها پریشان است» (بیهقی، 1401، ج. 1/714). به همین علت، مصحّحان پیشین تاریخ بیهقی و مصحّحان تصحیح اخیر، برای ارائۀ صورتی پیراسته‌ از اشعار و جملات عربی، به‌ناچار، بارها به منابع ادبی و تاریخی پیش از بیهقی رجوع کرده‌اند.

  • فَلا تَغْبِطَنَّ المُترفینَ فانَّهم / عَلی قَدرِ ما یکسوهم الدَهْرُ یَسْلَبُ (بیهقی، 1401، ج. 1/51). درست: فَإنَّهُم، یَسلُبُ.
  • کانَ آخرُ العهدِ بِهِما (بیهقی، 1401، ج. 1/51). درست: آخِرَ (بنا بر خبر افعال ناقصه بودن. این واژه در ج1/234 و 270 به‌درستی حرکت‌گذاری شده است. همچنین در فهرست عربیّات، ج2/1866، یک بار «آخرُ» ثبت شده است).
  • بعد العزِّ و الرّفعةِ صارَ حارسُ الدّجلةِ (بیهقی، 1401، ج. 1/54). درست: حارِسَ (بنا بر خبر افعال ناقصه بودن).
  • اِنّ الأمُورَ اِذالاِحداثُ دبَّرَها (بیهقی، 1401، ج. 1/ 55). درست: إذا الأحداثُ.
  • وَ لَیس‏ غَدرُکُم‏ بدَعاً وَ لا عَجَباً‏ / لَکِنَّ وَفاءُکُم مِن اَبدَعِ البِدَعِ‏ / مَا الشّأنُ فى غَدرِکُم اَلشّأنَ فى طَمَعى‏ / وَ بِاعتِدادى بِقَولِ الزُّورِ وَ الخَدَعِ‏ (بیهقی، 1401، ج. 1/65). درست: بِدْعاً، لکِنْ، الشّأنُ،
  • رَحِمَ اللّهُ ماضِیهِم و اَعَزَّ باقِیهِم (بیهقی، 1401، ج. 1/99). درست: ماضیَهُم، باقیَهُم (این مورد در تعلیقات اصلاح شده‌ ولی در آن‌جا به‌غلط «أعَزُّ» آمده است).
  • المَقامَةُ فی مَعنی وِلایةِ العَهْدِ بِالأمیر شَهابُ الدَّوْلَة (بیهقی، 1401، ج. 1/101). درست: شِهابِ.
  • فی مَدْحِ السُّطانِ الأَعْظَم مَسْعُودِ بْنَ مَحْمُود (بیهقی، 1401، ج. 1/ 116). درست: بنِ.
  • لِیُطلَقْ عَلَی الفُقَراءِ... مِنَ الوَرِقِ عَشَرَةَ آلافَ دِرهَم وَ مِنَ الخُبْزِ عَشَرَةَ آلافَ وَ مِنَ اللَّحْمِ خَمْسَةَ آلافَ وَ مِنَ الکَرباسُ عَشَرَةَ آلافَ ذِراع (بیهقی، 1401، ج. 1/147). درست: عَشَرَةُ، خَمسةُ (بنابر نائب‌الفاعل بودن)، «آلاف» در نمونه‌هایی که معدود دارد، باید مکسور باشد و در دو نمونه‌ای که معدود ندارد، تنوین جَر می‌گیرد.
  • فَلا یَرُعکُم وَقَعَ السُّیُوفِ (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: وَقْعُ.
  • فَانِّی لَمْ اَحْضُرُ مَوْطِناً (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: فإنّی... احْضُرْ.
  • ما اَجِدُ منْ دَواءِ جَراحِها (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: جِراحها.
  • اَشَدُّ مِمّا اَجِدُ مِنْ اِلَمِ وَقعِها (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: اَلَمِ.
  • اَینَ عَبدُ اللّهُ بنُ الزُّبَیرِ (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: اللّهِ.
  • لا یَقُولُنّ اَحَدٌ... (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: یَقولَنَّ.
  • و لا مُرتَقٍ مِن خَشْیةٍ المَوْتِ سُلَّما (بیهقی، 1401، ج. 1/182). درست: خَشیَةِ.
  • اللّهُ المُوَفَّقُ لِما یَرضی... . (بیهقی، 1401، ج. 1/185). درست: المُوَفِّقُ.
  • کانَّ النّاسَ حَوْلَکَ حینَ قاموا (بیهقی، 1401، ج. 1/186). درست: کَأنَّ.
  • و کُلُّهُم قیامٌ للصِّلوة (بیهقی، 1401، ج. 1/186) درست: کُلُّهُمُ (به ضرورت وزنی).
  • و لمّا ضاقَ بَطْنَ الأرْضِ عَن اَن (بیهقی، 1401، ج. 1/186). درست: بَطْنُ.
  • مَدَدْتَ یَدَیْکَ نَحوَهم احتِفالاً (بیهقی، 1401، ج. 1/186). درست: نَحوَهُمُ (به ضرورت وزنی).
  • و بحُرّاسٍ و حُفّاظٍ ثِقاتِ (بیهقی، 1401، ج. 1/186). واو زائد است.
  • رِکْبتَ مَطِیّةً مِن قَبْلُ زَیْد (بیهقی، 1401، ج. 1/186). درست: رَکِبتَ.
  • وَ تِلْکَ قَضیّةٌ فیها تَأسٍ (بیهقی، 1401، ج. 1/186). درست: تَأَسٍّ.
  • ذِکْرِ اِنفاذِ الرُّسُلِ... (بیهقی، 1401، ج. 1/187). درست: ذِکرُ.
  • اِذا تَمَّ اَمْرٌ دَنا نَقْصُهُ / تَوَقَّعَ زَوالاً اِذا قیلَ تَمّ (بیهقی، 1401، ج. 1/188). درست: تَوَقَّعْ.
  • اَلَم تَرَ ما اَتاهُ اَبُو عَلیَّ (بیهقی، 1401، ج. 1/199). درست: عَلیٍّ.
  • حَفَظَه اللّه و اَبْقاهُ (بیهقی، 1401، ج. 1/200). درست: حَفِظَه (در فهرست‌ها، ج1/ 1820 به‌اشتباه «اَبقاءُ» تایپ شده است).
  • إذا یَشُدُّ لِقَوْمٍ عَقدَ مُلکهِم (بیهقی، 1401، ج. 1/235). درست: عَقدُ.
  • بِمَنِّه وَ سِعَةِ رَحْمَتِه (بیهقی، 1401، ج. 1/252) ص: سَعَة (در صفحات ج1/185، 316، 433 نیز «سِعَة» ضبط شده است).
  • ذکر وُرودِ الرَّسُول مِنْ بَغْداد وَ اِظْهارِ مَوْتِ الخَلیفَة القادِرُ (بیهقی، 1401، ج. 1/286). درست: القادِرِ.
  • اَحْسَنَ اللّهُ حِفْظَکَ و حیاطَتکَ و أمتَعَ اَمیرِ المُؤْمِنینَ بِکَ (بیهقی، 1401، ج. 1/294). درست: أمیرَ.
  • حَتّی اَتاهُ الیقینَ (بیهقی، 1401، ج. 1/295). درست: الیَقینُ.
  • عَلَتْ غِراسُها و رَسَت اَساسُها (بیهقی، 1401، ج. 1/295). درست: إساسُها. اگر «أساس» باشد، دیگر فعل آن مونّث نمی‌آید. إساس جمع أُسّ به معنی بنیاد است؛ چنان‌که «غِراس» نیز جمع «غَریسة» (کاشته‌شده) است. در چاپ فیّاض، «اَساس» و در خطیب رهبر «اساس» آمده است. (رک: بیهقی، 1356، ص. 392؛ بیهقی، 1390، ج. 2/448).
  • یَذْکو زَنادَها (بیهقی، 1401، ج. 1/295). درست: زِنادُها.
  • یُقابلُ مَولَم الرَّزِیَّةِ بِما اَسبغَ اللّهُ تَعالی عَلَیْه... (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: مُولِمَ (مُؤلِمَ).
  • بِالقَدْحِ المُعلَّی فائزاً (بیهقی، 1401، .ج 1/296). درست: بالقِدْحِ (قِدح معلّی، هفتمین تیر از تیرهای قمار بوده است. رک: ابن منظور، 1414ق، ج. 15/91).
  • مِن جَمیعِ الجَهاتِ (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: الجِهات.
  • یُمضیها بِمَشَیئتِهِ (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: بِمَشیئَتِه.
  • یُصَرِّفُ اَحْوالُهم عَلی حُکْمِهِ و یَوجَبُ عَلی کُلٍّ مِنْهُمْ اَنْ یَکُونَ لِأوامِرِهِ مُسْلِماً (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: أحوالَهُم، یُوجِبُ.
  • «و نَبْلُوَکُم بِالشَّرِّ و الخَیرِ...»[اَنبیاء/35] (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: نَبْلُوکُم. این کلمه در چاپ مورلی، درست و در فیّاض و خطیب رهبر اشتباه ضبط شده است (رک: بیهقی، 1862م، ص. 366؛ بیهقی، 1356، ص. 393؛ بیهقی، 1390، ج. 2/448). گویا به تأثیر «لَنَبْلُوَنَّکُمْ» که در سوره‌های بقرة/155 و محمّد/31 آمده است، دچار چنین سهوی شده‌اند.
  • وَ الحُلولِ فی دارِ المَقامَةِ (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: مُقامَةِ (ترکیب «دارالمُقامَة» در قرآن (فاطِر/35) نیز آمده است).
  • لکِنّ لادِغُ الحُرْقة و مُولِمُ الفِرْقَةِ (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: لادِغَ، مُولِمَ (مُؤلِمَ)، فُرقة (فِرقة: گروهی از مردم، فُرقة: جدایی. رک: زمخشری، 1386، ص. 31، 228).
  • لا یُغالَبُ فی اَحْکامِه و لا یُعارِضُ فی نَقْضِه (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: یُعارَضُ.
  • «یَسألُه مَنْ فِی السَّموات وَ الأرضِ کُلُّ یَومٍ هُوَ فی شَأنٍ»(رحمان/29) (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: کُلَّ.
  • و لَهُ قَدّس [اللّهُ] رَوحَهُ مِن جَمیلِ... (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: رُوحَه.
  • مَوصِلة اِلَیه کَرائمَ التّحَفِ وَ الرِضوان (بیهقی، 1401، ج. 1/296). درست: مُوصِلة.
  • ...و یَحفِظَ ما استحفظه (بیهقی، 1401، ج. 1/297). درست: یَحفَظَ.
  • قد أنارَ اللّهُ بصائرُهُم (بیهقی، 1401، ج. 1/298). درست: بَصائرَهُم.
  • یَحِلَّ و یَعقِدُ و یَأتی (بیهقی، 1401، ج. 1/298). درست: یَحِلُّ.
  • اِن یَمُدُّه فی جَمیع اُمُورِه (بیهقی، 1401، ج .1/298). درست: أن یَمُدَّه.
  • متَّعَنَی اللّهُ بِکَ عَلی بِرَکةِ اللّهِ (بیهقی، 1401، ج. 1/298). درست: مَتَّعَنِیَ، بَرَکَةِ.
  • فانَّک شهاب دولتِه الَّذی لا یَخمَدُ (بیهقی، 1401، ج. 1/298). درست: یَخمُدُ.
  • و اجرِ عَلی احمَدَ طرائِقک و ارشَدَ خَلائقِکَ و اَجمَلَ سَجایاک و اکرَمَ مَزایاک (بیهقی، 1401، ج. 1/298). درست: احمَدِ، ارشدِ، اجمَلِ، اکرَمِ (کلمات غیرمنصرف اگر مضاف شوند، کسره می‌پذیرند).
  • قد استَرعاک لِسیاسَتِهم و استَدعاکَ لِأیالَتهم (بیهقی، 1401، ج. 1/298). درست: لِإیالَتِهِم.
  • «و آتوا الزَّکوةَ و آمَرُوا بِالمعروف..» (بیهقی، 1401، ج. 1/299). درست: آتَوُا، أَمَروا.
  • فَتَلقَّها بِالأحنانِ لها و الإعظامِ لِقَدرها (بیهقی، 1401، ج. 1/299). درست: بِالإحنانِ.
  • أقمِ الدّعوةَ لِأمیر المؤمنین عَلی مَنابرِ مُلکِکَ مَسمِعاً بِها و مُفیدا و مُبدِئاً و مُعیداً (بیهقی، 1401، ج. 1/299). درست: مُسمِعاً (در ترجمه‌ای که مصحِّحان از این خطبه، بر مبنای بعضی دست‌نویس‌ها در بخش ملحقات، ج1/759 آورده‌اند، واژۀ مذکور به «بشنوانی» ترجمه شده است که مؤیّدی برای ضبط «مُسمِعاً» خواهد بود).
  • استِقامَتِک عَلی اَحمدَ الشواکلِ فی طاعَتِه و اجملَ الطّرائقِ فی متابَعَتِه (بیهقی، 1401، ج. 1/299). درست: أَحمَدِ، أجمَلِ.
  • لِیُنشَرَ ذِکرها فی الجُمهورِ وَ یَتَکاملُ بِه الجَذلُ (بیهقی، 1401، ج. 1/299). درست: یَتَکامَلَ.
  • أن لا اَسعی... و لا اَدَعَ النُّصحَ... و لا اُغیِّرُ شیئاً... . (بیهقی، 1401، ج. 1/300). درست: أُغَیِّرَ.
  • الّذی نَفَذَ علَمَهُ فی الأَرَضین وَ السَّموات وَ عِلمِهِ بِما مَضَی کعِلمِه بما هُوَ آتٍ (بیهقی، 1401، ج. 1/300). درست: عِلْمَه، عِلْمُه.
  • علی الوَفاء بِرَمَّتِهِ فیها (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: بِرُمَّتِه.
  • وَ مَن اَوفی بِما عاهَدَ عَلیهُ اللّهُ... . (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: اللّهَ.
  • ما اَخَذَ علی انبیائه و رُسُلِه علیهم السَّلامِ (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: السَّلامُ.
  • و علیَّ ان اتشبّثَ بِما اَخَذَ علیّ منها و لا اُبدِّلُ و أطیعَ... (بیهقی، 1401، ج. 1/301). أُبَدِّلَ.
  • عَلیَّ اِن یَرجِعَ ذلک... بِحیلةٍ من الحِیَل... اَو تَعریضٍ من تَعارُضُ الإیمان (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: أن، الأَیمان.
  • مِمّا یَجِّلُ قَدرُه او یَقلُّ خَطبُه (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: یَجِلُّ.
  • یُستَعمَلُ فیهِ الرَخصُ فی مثلِ هذِه الحالَ (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: الحالِ.
  • نقضتُ شَرطاً مِن شروطِ بِیعَتی (بیهقی، 1401، ج. 1/301). درست: بَیعَتی.
  • و اللّه تعالى یَمُدُّه بِبَقائِهِ... یَبلُغُه غایَةَ هَمِّهِ وَ یَبلُغَنى فیه ما... (بیهقی، 1401، ج. 1/353). درست: یَبلُغُنی.
  • اِلَیه تُجرِرُ أذیالَها (بیهقی، 1401، ج. 1/360). درست: تُجَرِّرُ.
  • وَ لَمْ یَکُ یَصلِحُ الاّ لها (بیهقی، 1401، ج. 1/360). درست: یَصلُحُ إلّا.
  • قال له بئسَ الشیءَ الأمارة... نِعْمَ الشیء الأمارة (بیهقی، 1401، ج. 1/365). درست: الشَّیءُ، الإمارة.
  • فَلا تَعجبا اِنَّ السَّیوفَ کثیرةٌ (بیهقی، 1401، ج. 1/375). درست: السُّیوفَ.
  • و جَفنُ الَّذی خَلْفَ الفَرنَجةَ ساهِدُ (بیهقی، 1401، ج. 1/375). درست: الفَرنَجةِ
  • رِقابَهُمٍ اِلّا و سَیَحانُ جامدُ (بیهقی، 1401، ج. 1/375). درست: رِقابَهُمُ، سَیحانُ.
  • و لیس لِأنَّ العیشُ عِندک بارِدُ (بیهقی، 1401، ج. 1/376). درست: العَیشَ.
  • وَ عَلَّمَته الکَرَّ و الأقداما (بیهقی، 1401، ج. 1/401) . درست: الإقداما.
  • فَذاکَ العَظْمُ حَیٌّ وَ هُوَ مَیتُ (بیهقی، 1401، ج. 1/401). درست: تسکینِ ها در هو (به ضرورت وزن).
  • فَهَدَّمتُ البَناءَ فما بنیتُ (بیهقی، 1401، ج. 1/401). درست: البِناءَ.
  • وَ یَهدَمْهُ فَلَیْسَ لذاکَ بیتُ (بیهقی، 1401، ج. 1/401). درست: یَهدِمه.
  • و رُبَّما یَرقَدُ ذو غِرَّةٍ (بیهقی، 1401، ج. 1/449). درست: یرقُدُ.
  • و الظّنُّ یُخطْیء و یُصیُب (بیهقی، 1401، ج. 1/462). درست: یُصیبُ.
  • ایُّها الصَّدرُ السَّعیدُ الماجدُ الفَرْمُ اللُّباب (بیهقی، 1401، ج. 1/607). درست: القَرْمُ (مِهتر) (این غلط در تصحیح‌‌ فیّاض هم دیده می‌شود. رک: بیهقی، 1356، ص. 788؛ بیهقی، 1383، ص. 558. در چاپ خطیب رهبر، به‌درستی «القَرم» آمده است. رک: بیهقی، 1390، ج. 3/924).
  • وجهُک الوَجهُ المُضیئی رَأیُکَ الرّأیُ الصَّواب (بیهقی، 1401، ص. 607). درست: المُضیء.
  • کلُّ ما عِندَک فَخْرٌ کُلَّ ما دونَک عاب (بیهقی، 1401، ج. 1/608). درست: کُلُّ.
  • اَنْتَ اَن اُبت اِلَینا فَکما آبَ الشَّباب (بیهقی، 1401، ج. 1/608). درست: إن.
  • باقْبلن اِن شئتَ مِنِّی المعذِره (بیهقی، 1401، ج. 1/608). درست: فَاقْبَلَن. (این غلط از چاپ فیّاض، به اهتمام یاحقّی، به این‌جا راه یافته و در چاپ‌های پیشین فیّاض و نیز چاپ خطیب رهبر، به‌درستی «فاقبَلَن» آمده است. رک: بیهقی، 1383، ص. 558؛ بیهقی، 1390، ج. 3/925).
  • و اِنّی لانُوح علیه نَوحَ المَناقب... و اُثنیِ (بیهقی، 1401، ج. 1/617). درست: لَأَنوحُ، اُثنی.
  • اگر گویم علی حِدّه کتابی است (بیهقی، 1401، ج. 1/748). درست: حِدَه.
  • تعلیقات

صورت درست دو بیت اخیر در چاپ مصرِ یتیمة‌‌الدّهر آمده است (رک: الثَّعالبی، 1352ق، ج. 4/86).

  • اذا ما فرّقتنی غَسَّلتنی / کانا عاکفان علی المرام (بیهقی، 1401، ج. 2/846). این بیت متنبّی به نقل از مقالۀ حبیب‌اللهی (نوید) در یادنامۀ بیهقی، آورده شده است. در آن‌جا به جای «فرّقتنی»، «فارقتنی» آمده است. نیز، به‌اشتباه لام «غسَّلتنی» در تعلیقات، ساکن شده است که باید مفتوح و تا ساکن شود. همچنین ضبط نادرست «المرام»، از مقالۀ حبیب‌اللّهی به تعلیقات تاریخ بیهقی نیز وارد شده است. ضبط درست، براساس چاپ‌های گوناگون دیوان متنبّی و اِجماع منابع کهن، «حَرام» است (رک: المتنبّی 1445ق، ص. 579؛ المتنبّی، 1363، ص. 477؛ الثَّعالبی، 1420ق، ج. 1/212؛ الرّاغب الأصفهانی، 1420ق، ج. 1/508؛ العسکری، 1424ق، ج. 2/958). همچنین صورت مشکول بیت چنین است: إذا ما فارَقَتنی غَسَّلَتنی / کَأَنّا عاکِفانِ عَلی حَرامِ.
  • «کلمۀ با «الفرح» یا «الفرج»... قابل مقایسه است» (بیهقی، 1401، ج. 2/964). این مطلب را مصحّحان از استاد فیّاض نقل کرده‌اند. با مراجعه به چاپ ایشان درمی‌یابیم که«با» زائد است و به جای «یا»، باید «با» آورده شود.
  • حری الله افناه العشیرة کلّها... (بیهقی، 1401، ج. 2/982). درست: جزی، أفناء (بیت مذکور از أغانی ابوالفرج اصفهانی نقل شده است. در آن‌جا و دیگر منابع نیز ضبط بیت چنین است: جَزَی اللّهُ أفناءَ...).
  • هذا الخالون عن شجوی و ناموا / و عینی لا یلائمهما منام (بیهقی، 1401، ج. 2/984). درست: هَدا، المَنام (این بیت مذکور از العقد الفرید ابن عبد ربّه نقل شده است. در ‌‌آن‌جا هم ضبط آن کلمه، «هدا» و «المنام» است).
  • انا اشأم من من یمشی / علی ظهر الحطیم (بیهقی، 1401، ج. 2/1003). درست: و أنَأ أشأمُ مَن یَمـ / شی عَلَی ظَهرِ الحَطیم.
  • سارَ کُلَّ اربابِ المَناصِبِ فی البلاط مَعَهَما... (بیهقی، 1401، ج. 2/1019). درست: کُلُّ... مَعَهُما.
  • ... کمشی مسرق للسّمع اسرارا (بیهقی، 1401، ج. 2/1021). این بیت به نقل از موسوعة الشعر العربی نقل شده است. در آن‌جا به جای «مسرق»، «مُستَرِقٍ» آمده است.
  • ... من حوله حیلة ان کنت محتالا (بیهقی، 1401، ج. 2/1031). درست: هَولِه (رک: فیصل، 1384ق، ص. 302).
  • افناه و لم یزل یفنی الملوک فقد / اضحی و اصبح عنه ملک قد زالا (بیهقی، 1401، ج. 2/1031). درست: مَن، المُلک (رک: فیصل، 1384ق، ص. 303).
  • و لَستَ بِمُستبقٍ أخاً لا تَلُمهُ / عَلی شَعَثِ ایّ الرّجالُ المُهَذَّبُ (بیهقی ، 1401، ج. 2/1115). درست: و لَستَ بِمُستبقٍ أخاً لا تَلُمُّهُ / عَلی شَعَثٍ أَیُّ الرّجالِ المُهَذَّبُ (بیت مذکور به نقل از حاصل اوقات (مجموعه‌ای از مقالات استاد احمد مهدوی دامغانی) آمده است. در آن‌جا، بیت به گونه‌ای که اِعراب‌گذاری کردیم، آورده شده است).
  • ایّها الشّامِتُ المُعَیّرُ بالدّه / ر اَنت الّا مُبَرَّءُ المَوفور؟ (بیهقی، 1401، ج. 2/1116). درست: رِ أَ أنتَ المُبَرَّأُ المَوفور؟ (بیت از أغانی نقل شده است. در أغانی و دیگر منابع ادبی، مصراع دوم، به گونه‌ای که آورده شد، نقل شده است).
  • نفس عصامٍ سوّدت عصاما / و علّمتَه الکرَّ و الإقداما / و صِیّرته مَلِکاً هماما / حیٌّ علا و جاوز الأقواما (بیهقی، 1401، ج. 2/1146). درست: عَلَّمَتهُ، صَیَّرَتهُ، حَتّی.
  • لا تزن و لا تتصدّقی (بیهقی، 1401، ج. 2/1151). درست: تَزنی.
  • «و اِذ تَولّی سَعی...» (بیهقی، 1401، ج. 2/1209). درست: «و إذا...» (بقره/205).
  • ذلک اجری باقامة الغرض (بیهقی، 1401، ج. 2/1278). درست: أحری، الفرض (این جمله از نفح الطّیب و جَمهَرة خطب العرب نقل شده است. در هر دو منبع، «أحری» و «الفرض» آمده است).
  • أنَ عبدالنّعیم، أنَ طاوُس اَلجَحیم / و أن اَشأم من دُبِّ علی ظهر الحطیم (بیهقی، 1401، ج. 2/1426). درست: «أَنَا» (=من). همچنین «من دُبِّ» غلط و «مَن دَبَّ» درست است (این ابیات از تعلیقات تاریخ یمینی نقل شده است. در آن‌جا «دبٍّ» ضبط شده که غلط است).
  • احدوته عجب بینک عن خبری / فیها و عن خبر الشاه بن میکال / فررت منه حیاء عن قصوری عنه / جزاء ما زاد فی جاهی و فی مالی (بیهقی، 1401، ج. 2/1471). درست: أُحدوثةٌ، عَن (این دو بیت بُحتری به نقل از حواشی ادیب پیشاوری بر تاریخ بیهقی آورده شده است. در آن‌جا ضبط «أُحدوثة» و «عن» آمده است). همچنین در دیوان بُحتُری به جای «بینک»، «أُنبیک» آمده که همین ضبط دیوان درست است (رک: البُحتُری، 1964م، ج. 3/1721).
  • کم حُلّ عُقدةً صبرة الإلمام (بیهقی، 1401، ج. 2/1273). درست: حَلّ عُقدةَ صبرِه.
  • عسجُدی (بیهقی، 1401، ج. 2/1434). درست: عَسجَدی.
  • بخر ذیول الفخر حتی کاننا... (بیهقی، 1401، ج. 2/1471). درست: نَجُرُّ، کَأنَّنا (این بیت بُحتری از حواشی ادیب پیشاوری بر تاریخ بیهقی نقل شده است. در آن‌جا نیز «نَجُرُّ» آمده است).
  • «و ما تدری بِاَیِّ ارض تموت» (بیهقی، 1401، ج. 2/1647). از این آیه (لقمان/34) پس از «تَدری»، «نَفسٌ» از قلم افتاده است.
  • اِنَّ لِلّهَ جنوداً مِنها العسَل (بیهقی، 1401، ج. 2/1818). درست: لِلّهِ. در متن (ج1/ 518)، به‌درستی اعراب‌گذاری شده است.
  • مَوسوعةُ الشِّعرِ العَرَبیّ. یکی از منابع الکترونیکی مصحّحان، مَوسوعةُ الشِّعرِ العَرَبیّ است که به همین صورت در منابع و در برخی صفحات تعلیقات آمده است اما چندین بار در تعلیقات به گونه‌های نادرستی همچون «الموسوعة الشعر العربی» (بیهقی، 1401، ج. 2/846، 984، 1030، 1273) و «الموسوعة الشعریة...» (بیهقی، 1401، ج. 2/865)، «موسوعة الشعریة» (بیهقی، 1401، ج. 2/870) آورده شده است.
  • مراصد الاطلاع علی الاسماء الامکنة و البقاع (بیهقی، 1401، ج. 2/1910). درست: أسماء.
  1. ملاحظاتی دیگر

در کنار غلط‌هایی که در اِعراب‌گذاری و ضبط نادرست عربیّات در بخش‌های مختلف ویراست اخیر تاریخ بیهقی وجود دارد، کاستی‌ها و اشتباهات دیگری در حوزۀ ترجمه، تصحیح و... نیز در کتاب دیده می‌شود که به آن‌ها پرداخته می‌شود:

3-1. ترجمه

  • صیامی اذا اَفطرت بالسّحب ضلّةٌ / و علمی اذا لم یَجِد ضربٌ من الجهل (بیهقی، 1401، ج. 2/1150). ترجمۀ «یجد» که از حبیب‌‌اللّهی نقل شده، نادرست است: «علمی که به آن عمل نکنم». ترجمۀ درست آن چنین است: «دانشی که سودی به بار نیاورد». (رک: آذرنوش، 1387، ص. 265) (پیشتر در این مقاله به حرکت‌گذاری و ضبط نادرست «یَجِد» و «بالسّحب» اشاره شد).
  • رِقابَهُمٍ اِلّا و سَیَحانُ جامدُ (بیهقی، 1401، ج. 1/375). مصحِّحان در تعلیقات، ج2/1134، سَیحان را به‌غلط «جریان خون» ترجمه و از ترجمۀ درست عبداللّهی، یعنی «نام رودی در روم»، عُدول کرده‌اند. شارحان دیوان متنبّی و... «سَیحان» را در این بیت، نام رودی در روم دانسته‌اند. رک: المعرّی، 1413ق، ج. 3/210؛ الواحدی، 1419ق، ج. 3/1284؛ العُکبری، 1355ق، ج. 1/275؛ البُرقوقی، 1407ق، ج. 3/398؛ الحَمَوی، 1995م، ج 3/293).
  • و لکن کَفانی مُسلیاً و معزّیاً / بإنَّ المَدَی بَینی و بَینَکَ یَقرَبُ (بیهقی، 1401، ج. 2/1108). این بیت ابن‌الرّومی در سوگ برادرش در تعلیقات، چنین ترجمه شده است: و لکن مرا بس است سرسلامتی‌دهنده و تعزیت‌گوینده به این‌که پایان هر چیز میان من و تو نزدیک است. ترجمۀ درست و دقیق‌تر بیت چنین است: این‌که فاصلۀ میان من و تو دارد از میان می‌رود (و به تو خواهم پیوست)، به من آرامش می‌دهد (همچنین یَقرُبُ درست است).

3-2. تصحیح

  • ... مُسْتَشعراً من قَهرِ اللّهِ تعالی فیما یُسِرُّ... مُوثر ارضاهُ فیما... (بیهقی، 1401، ج. 1/298). در چاپ فیّاض نیز «موثر ارضاه» است (رک: بیهقی، 1356، ص. 396) که این ضبط معنای محصَّلی ندارد. صورت درست می‌باید «مُوثِراً رِضاه» باشد که در چاپ مورلی و خطیب رهبر دیده می‌شود (رک: بیهقی، 1862م، ص. 368؛ بیهقی، 1390، ج. 2/450). در ترجمه‌ای که مصحِّحان از این خطبه، بر مبنای بعضی دست‌نویس‌ها در بخش ملحقات، ج1/758 آورده‌اند، عبارت مذکور چنین ترجمه شده است: «می‌گزیند رضای او را در...» که مؤیّدی برای ضبط «مُوثِراً رِضاه فیما» خواهد بود.
  • نَعوذُ بِاللهِ مِن قَضاء الغالبِ بالسُّوءِ (بیهقی، 1401، ج. 1/52). در تصحیح فیّاض و چاپ خطیب رهبر (به پیروی از فیّاض)، «القضاء» آمده است (بیهقی، 1383، ص. 87؛ بیهقی، 1390، ج. 1/124). این ضبط بنابر تبعیّت صفت از موصوف در تعریف و تنکیر، مرجَّح است. همچنین فیّاض در پاورقی نوشته‌ شده است: «بیشتر نسخه‌ها: من قضاء الغالب بالسوء» (بیهقی، 1383، ص. 87). پس در برخی دست‌نویس‌ها «القضاء» آمده ولی در تصحیح یاحقّی-سیّدی، به این نکته اشاره‌ای نشده است.
  • ... مِن مالٍ عینٍ او ورقٍ او جوهر او اَبنیةٍ او ثِیابٍ او فُرُشٍ او عَرْضٍ او عِقارٍ او ضِیاعٍ... (بیهقی، 1401، ج. 1/302). سخن بر سرِ ضبط «اَبنیة» است. در چاپ فیّاض و خطیب رهبر نیز «أبنیةٍ» است (رک: بیهقی، 1356، ص. 400؛ بیهقی، 1390، ج. 2/454). گویا «أبنیة» صورت محرَّفی از «آنیة» (جمع إناء به معنی ظرف) باشد. مؤیّد این حدس، ترجمه‌ای است که مصحِّحان از این خطبه بر مبنای بعضی دست‌نویس‌ها، در بخش ملحقات ج1/762 آورده‌اند. در آن‌جا کلمۀ مذکور به «ظرف» ترجمه شده است که مؤیّدی برای ضبط «آنِیَةٍ» خواهد بود.

3-3. افتادگی

  • ...لم یدم فی النعیم البؤس قومُ (بیهقی، 1401، ج. 1/46). درست: النَّعیمِ و البُؤسِ (این ابیات از تاریخ بیهق، تصحیح بهمنیار، نقل شده است. در آن‌جا «النَّعیمِ و البُؤسِ» است).
  • چو بر خِنگ خرامد به میدان / امیر آخورش میر خَتلان نماید (بیهقی، 1401، ج. 2/1527). واژۀ «ختلی» از مصراع نخست افتاده است: چو بر خنگِ ختلی خرامد... .
  • از آب جیلم از آن روی کارزار بهم / زینۀ مَلِکان بود در بهَم نِغَز (بیهقی، 1401، ج. 2/1605). حرف «خ» از آغاز مصراع دوم افتاده است: خزینۀ مَلِکان بود... .

3-4. ناهماهنگی در تعلیقات

  • در ج1/448 دو بیت از «بواسحاق» آورده شده است: و رُبَّما یَرقُدُ ذو غُرّةٍ... . مصحّحان در چاپ‌های گذشته، نظر باسورث را مرجّح و آن دو بیت را محتملاً از ابواسحاق ابراهیم صابی دانسته بودند اما در تعلیقات عام ویراست جدید، با توجه به تذکر دیگران، سروده را از ابوالعتاهیه (مکنّی به ابواسحاق) دانسته‌‌اند (رک: سالمیان و یاری، 1390، ص. 65)، اما در تعلیقات تاریخی ویراست اخیر، ج2/1332 (مدخل «بواسحق صابی»)، همچنان توضیحات نادرست چاپ‌های پیشین باقی مانده است. همچنین در بخش راهنمای تعلیقات عام چنین آمده است: «بو اسحق (صابی یا غزّی؟)» (بیهقی، 1401، ج. 2/1623). نیز در همان‌جا، مدخل «ابوالعتاهیه»، چنین گفته شده است: «بیهقی سه بیت وی را با ذکر نام... و دو بیت دیگرش را بدون نام نقل کرده است... .» (بیهقی، 1401، ج. 2/1300-1301). با توجه به برطرف شدن اشکال مصحِّحان، توضیحات دو نمونۀ اخیر می‌باید ویرایش شود.
  • به نقل از حبیب‌اللّهی آورده‌‌اند: «این بیت را ثعالبی در یتیمة‌‌الدَّهر به ابوعبداللّه الفریر (ظ: قریر) الأبیوردی نسبت می‌دهد... .» (بیهقی، 1401، ج. 2/1000). آنچه میان کمانک آمده، از مصحِّحان است و شگفت‌آور؛ زیرا آنان در بخشی دیگر از تعلیقات، ج2/1150، به‌درستی «ضریر» ضبط کرده‌‌اند. در تعلیقات ج2/1618، مجدّد «الفریر» آورده شده است.

3-5. نقل نادرست

  • چه فتاده‌ست که امروز دگرگون شده کار (بیهقی، 1401، ج. 2/1073). گویا بیت از حافظه نقل شده است. درست: ... که امسال... (رک: فرخی، 1380، ص. 90). در چاپی که مصحّحان از آن بهره گرفته‌اند، برای «امسال» ضبط دیگری دیده نمی‌شود.
  • نُه تن بُدند زآل سامان مشهور / هریک به امارت خراسان مذکور (بیهقی، 1401، ج. 2/1404). این بیت از طبقات ناصری، ج1/204 نقل شده است. در این کتاب به جای «بُدند، هریک»، «بودند، گشته» آمده است. گفتنی است که این بیت که بیت نخست یک رباعی است، در لُباب الألباب نیز با همان ضبط «بودند، گشته» آمده است. رک: عوفی، 1389، ج. 1/69).

3-6. چند سخن نادرست

  • اِلی اَن یَرِثَ اللّهَ الأرضَ و مَن عَلَیها وَ هُوَ خَیرُ الوارِثینَ (بیهقی، 1401، ج. 1/2، 1818). مصحّحان دربارۀ این جمله نوشته‌اند: «کلمۀ پسین این عبارت (خیر الوارثین) در آیۀ 99 سورۀ انبیا (21) آمده است، که بیهقی با توانایی و استحکام تمام، آن را در عبارت عربی برساختۀ خویش درج کرده‌است» (بیهقی، 1401، ج. 1/820). برخلاف دیدگاه ایشان، جملۀ مذکور برساختۀ بیهقی نیست و عیناً برخی در منابع کهن دیده می‌شود (رک: ابن عساکر، 1415ق، ج. 2/186؛ و با اندکی تغییر: ابن حزم، 1418ق، ص. 9). همچنین جملۀ عربیِ مذکور ناظر به این آیه است: «إنّا نَحنُ نَرِثُ الأرضَ‏ و مَن‏ عَلَیها...» (مریم/40).
  • در بخش‌هایی از تعلیقات، مانند ج2/897، 1032، 1165، 1205، 1255، به کتاب چند جلدی قِرَی الضَّیف ارجاع داده شده ولی در منابع نامی از آن آورده نشده است. از سویی، اساساً جز کتاب یک جلدی و کم‌برگِ قِرَی ‌الضَّیف از ابن ابی الدّنیا (208-281)، کتابی دیگر با این عنوان چاپ نشده است. اما منظور مصحِّحان از قِری الضَّیف کدام کتاب است؟

این قِرَی الضَّیف به شرحی که گفته می‌شود، کتابی جز یتیمة‌الدَّهر ثعالبی (350-429) نیست: به گمان نویسنده، این خطا از برخی نرم‌افزارها همچون المَکتبة الشّاملة سرچشمه گرفته است. در نسخه‌های پیشین این نرم‌افزار، کتاب یتیمة‌الدَّهر یک‌بار با همین نام و بار دیگر به‌خطا با نام قِرَی ‌الضَّیف آمده است. با تطبیق اجمالی محتوای قِرَی ‌الضَّیف با یتیمة‌الدَّهر، می‌توان متوجّه این نکته شد.

  • المثل السّایر... به تصحیح ...بن اثیر (بیهقی، 1401، ج. 2/1907). «به تصحیح» غلط است و باید اصلاح شود.
  • معجم الأدباء، ... ترجمۀ علی‌نقی منزوی (بیهقی، 1401، ج. 2/1911). معجم‌‌الأدباء را عبدالمحمّد آیتی ترجمه کرده است. علی‌نقی منزوی مترجم معجم‌البلدان است.

3-7. پیشنهادهایی برای تکمیل تعلیقات و...

  • عنوانِ ج1/427 (ذِکرُ خُروجِ الأمیرِ مَسعودٍ مِن غَزنةَ عَلَى جانِبِ بُستَ و مِن بُستَ إلَى خُراسانَ و جُرجانَ)، و نیز برخی صفحات دیگر، همچون ج1/246 (ذِکرُ القَبضِ...) بدون تشکیل و تعریب است.
  • مصحِّحان در نامه‌های عربی مندرج در تاریخ بیهقی، هرجا به آیه‌‌‌ای اشاره شده، آن را مشخص کرده‌اند. در میان نامۀ عربی قادر باللّه به سلطان مسعود، این آیه نیز آمده اما به آن اشاره نشده است: «لِیُنذِرَ الَّذینَ ظَلَموا و بُشرَی لِلمُحسِنینَ»(اَحقاف/12) (بیهقی، 1401، ج. 1/295). فیّاض و خطیب رهبر نیز متوجّه آیه بودن آن نشده‌اند (بیهقی، 1356، ص. 392؛ بیهقی، 1390، ج. 2/447). در چاپ مورلی به‌درستی تشخیص داده شده است که این جملات آیه‌‌اند (بیهقی، 1862م، ص. 365).
  • قال له بئسَ الشیءَ الأمارة... نِعمَ الشیء الأمارة (بیهقی، 1401، ج. 1/365). در تعلیقات، ج2/1122-1123 به منبع حدیث اشاره نشده است. این حدیث در شماری از منابع کهن دیده می‌شود (رک: الهَروی، 1408ق، ص. 11؛ الدّینوری، 1418ق، ج. 1/53). همچنین اشکالاتی در اعراب‌گذاری و ضبط این حدیث دیده می‌شود که پیشتر به آن پرداخته شد.
  • امیر از آن‏ جهان‏ آمده (بیهقی، 1401، ج. 1/507). مصحِّحان دربارۀ این کنایه توضیحی نداده‌اند. بیهقی آن را در وصف امیر مسعود که از غرق شدن جان به در برده بود، گفته است. این کنایه در میان عرب‌‌ها در عصر بیهقی رایج بوده است و هنگامی گفته می‌شده که کسی از امر دشواری برهد و عمر دوباره بیابد: فُلانٌ قَد جاءَ مِنَ‏ الآخِرةِ (خوارزمی، 1424ق، ص. 172): فلانی از آن جهان آمده‌است.
  • از شب آبستن چه زاید (بیهقی، 1401، ج. 2/1254). در تعلیقات نوشته‌اند: «اصل مثل عربی است که در شعر ابوالفضل السّکری المروزی به این صورت آمده است...». درحالی‌که اصل این مَثَل، بنا بر تصریح ثعالبی، فارسی است که سکّری به عربی برگردانده‌است: «قَولُهُ مِن مُزدَوَجةٍ تَرجَمَ فیها أمثالًا لِلفُرسِ»‏ (رک: الثعالبی، 1420ق، ج. 4/99).
  • ما ذا جَنَّهُ اللَّیالى‏ / فیما جَلَبنَ‏ اِلَینا / فى کلّ یَومٍ نعزّى /‏ فیمن یَعِزُّ عَلَینا (بیهقی، 1401، ج. 1/519). دربارۀ این بیت در تعلیقات چنین آمده است: «صورت صحیح این شعر را که در متن آورده‌ایم به دلیل پریشانی و تغییراتی که در کلمات صورت گرفته بود؛ پس از جستجوی فراوان در موسوعة الشعر العربی، یافتیم».

افزوده می‌شود که ضبط «جنّه» در موسوعة... دیده نشد. از سویی در کهن‌ترین منابعی که این دو بیت را، به صورتی که در متن تاریخ بیهقی آورده شده، نقل کرده‌اند، همچون بَهجة المَجالس نَمَری قُرطُبی (م 463)، «جَنَته...» آمده است (رک: النَّمَری، 1981م، ج. 3/362-363). همچنین در مجموعه‌اشعار منصور فقیه نیز، به نقل از همان بهجة المجالس، «جَنَته...» آمده است (رک: القحطانی، بی‌تا، ص. 142).

  • المُقدَّرُ کائِنٌ وَ الهَمُّ فَضلٌ (بیهقی، 1401، ج. 1/8). دربارۀ سخن مذکور، در تعلیقات چنین آمده است: «این عبارت به همین صورت در جایی به نظر نرسید» (بیهقی، 1401، ج. 2/829). افزوده می‌‌شود که عبارت مذکور، در چندین منبع آمده است (رک: النَّمَری، 1981م، ج. 3/303؛ الثَّعالبی، 2003م، ص. 199).
  • لَولا الرُّسومُ الدُّنیاویّة لَمّا استَدعیتُکَ، فالعلمُ یَعلو و لا یُعلی (بیهقی، 1401، ج. 2/1276). مصحِّحان نوشته‌اند: «این عبارت را به همین صورت جایی نیافتیم». این سخن و جملاتِ پیش از آن، در معجم الأدباء آمده است (رک: الحَمَوی، 1993م، ج. 5/2332).
  • فضل هرچند پنهان دارند، آخر آشکارا شود چون بوی مشک (بیهقی، 1401، ج. 1/202، ج. 2/1007). این مضمون در کلیله و دمنۀ ابن مقفّع آمده است و چند تن از ادبیان عرب هم آن را در آثار خویش نقل کرده‌اند: «فَإنَّ العاقِلَ لا یَخفى فَضلُهُ‏ و إن هُوَ أخفاهُ کَالمِسکِ‏ الَّذی یُکتَمُ ثَمَّ لا یَمنَعُهُ ذلِکَ مِنَ النَّشرِ الطّیبِ و الأَرَجِ الفائحِ»‏ (ابن المقفَّع، 1404ق، ص. 232-233): فضل و هنرِ خردمند پنهان نمی‌ماند، هرچند آن را پنهان دارد، مانند مشک که نهان داشتن آن، مانع پخش شدن بوی خوش آن نمی‌شود.

سخن ابن مقفَّع در ترجمۀ نصراللّه مُنشی این‌گونه است: «هنر خود هرگز پنهان نمانَد اگرچه نمایش زیادت نرود، چون نسیمِ مُشک‏ که به هیچ تأویل نتوان پوشانید و هرچند در مَستور داشتن آن جِد رود، آخِر راه جوید و جهان معطَّر گرداند». (منشی، 1383، ص. 163).

  • و کُلُّ خَیرٍ عِندَنا مِن عِندِه (بیهقی، 1401، ج. 1/664). در تعلیقات، ج2/ 1255 آمده است: «در کتاب قری الضّیف (2/138) کلّ خَبَرٍ الخ آمده است». بی‌تردید، «خبر» غلط تایپی و «خیر» درست است. این مصراع در منابع گوناگونی آمده است (رک: الباخَرزی، 1414ق، ج. 1/447؛ الدَّمیری، 1424ق، ج. 2/388). همچنین چنان‌که پیش از این گفته شد، کتاب چهار جلدی قِرَی الضَّیف همان یتیمة‌الدّهر ثعالبی است.
  • شمارۀ جلد از این ارجاع افتاده است: امثال و حکم (/88) (بیهقی، 1401، ج. 2/1275).

3-8. غلط‌های چاپی

نتیجه‌گیری

در ویراست اخیر تاریخ بیهقی، به تصحیح یاحّقی و سیّدی، با آنکه بسیاری از کاستی‌های چاپ‌های پیشین این تصحیح، برطرف و تکلمه‌های فراوانی به آن افزوده شده است؛ همچنان، یکی از پُربسامدترین اشکالات این تصحیح، اِعراب‌گذاری نادرست و ضبط غلط بسیاری از جملات و اشعار عربی در متن و تعلیقات و همچنین شماری نقایص دیگر است که در مقاله به آن‌ها پرداخته شد. بخشی از اشکالات مرتبط با عربیّات متن تاریخ بیهقی، به علّت اعتماد به چاپ فیّاض در کارشان رخنه کرده است. اگر مصحّحان برای نقل جملات و اشعار عربی متن به چاپ خطیب رهبر توجه بیشتری می‌کردند، اشکالات به حدّاقل می‌رسید؛هرچند در چاپ خطیب رهبر، همۀ عربیّات مشکول و مُعرَب نشده‌اند.

پی‌نوشت

  • در چاپی که از تاریخ بیهقیِ مصحَّح علی‌اکبر فیّاض به اهتمام محمّدجعفر یاحقّی منتشر شده ‌است، تغییراتی دیده می‌شود. یکی از این تغییرات، بنابر سخن یاحقّی در مقدّمه، «بازبینی دقیق و اعرابگذاری عبارت‌های عربی» است (رک: بیهقی، 1383، ص. 7-8)؛ درحالی‌که، در اصل، شماری از جملات و اشعار عربیِ این تصحیح حرکت‌گذاری نشده بود. متأسفانه به علت بی‌دقّتی در حرکت‌گذاری، خطاهای فراوانی به تصحیح فیّاض راه یافته و از آن‌جا وارد تصحیح مشترک یاحقّی با سیّدی شده است.

[1]. اِعراب‌‌گذاری‌‌ها مطابق با تاریخ بیهقی، تصحیح یاحقّی و سیّدی، است.

قرآن کریم
آذرنوش، آذرتاش (1387). چالش میان فارسی و عربی. نی.
ابن حزم، على بن احمد (1418ق). جَمهَرةُ أنسابِ العرب. منشورات محمّد علی بیضون‏، الطَّبعة الأُولى. ‏دار الکتب العلمیّة،
ابن عَساکِر، على بن حسن (1415ق). ‏تاریخُ مدینةِ دِمَشق (دِراسة و تحقیق: علی شیری؛ 80 ج.). ‏دار الفکر، الطَّبعة الأُولى.
ابن المُقَفَّع،‏ عبداللّه (1404ق/1984م). کلیلة و دمنة‏ (تحقیق: مصطفی لطفی المَنفلوطی). دار الکتب العربی‏.
ابن منظور، محمّد بن مُکرَم (1414ق). لسان العرب‏ (15 ج.). دار صادر. الطَّبعة الثّالثة.
الباخَرزی، على بن حسن (1414ق). دُمیة القصر و عُصرة أهل العصر (تحقیق و دِراسة: محمّد ألتونجی؛ 3 ج.). دار الجیل. الطَّبعة الأُولی.
فیصل، شُکری (1384ق). أبوالعَتاهیة (أشعاره و أخباره). مطبعة جامعة دِمَشق.
البُحتُری، أبوعُباده (1964م). دیوان البُحتُری (عَنِیَ بِتحقیقِه و شرحِه و التَّعلیق علیه: حسن کامل الصّیرفی؛ 5 ج.). دار المعارف. الطَّبعة الثّالثة.
البُرقوقی، عبدالرّحمن (1407ق/1986م). شرحُ دیوانِ المُتَنَبّی (4 ج.). دار الکتاب العربی.
بیهقی، ابوالفضل (1401). تاریخ بیهقی (مقدّمه، تصحیح، تعلیقات، توضیحات و فهرست‌ها: محمّدجعفر یاحقّی و مهدی سیّدی؛ 2 ج، چاپ ششم). سخن.
بیهقی، ابوالفضل (1356). تاریخ بیهقی (تصحیح علی‌اکبر فیّاض؛ چاپ دوم). دانشگاه فردوسی.
بیهقی، ابوالفضل (1383). تاریخ بیهقی (تصحیح علی‌اکبر فیّاض، به اهتمام محمّدجعفر یاحقّی؛ چاپ چهارم). دانشگاه فردوسی.
بیهقی، ابوالفضل (1390). تاریخ بیهقی (به کوشش خلیل خطیب رهبر؛ چاپ پانزدهم). مهتاب.
بیهقی، ابوالفضل (1862م). تاریخ بیهقی (تصحیح مورلی). انجمن آسیایی بنگاله.
الثَّعالبی، أبو منصور عبدالمَلِک (1420ق). یتیمة‌ الدَّهر فی مَحاسِن أهل العصر (شرح و تحقیق: مفید محمّد قمیحه). ‏دار الکتب العلمیّة. منشورات محمّد علی بیضون‏. الطَّبعة الأُولى.
الثَّعالبی، أبو منصور عبدالمَلِک (2003م). التّمثیل و المُحاضَرة (تحقیقٌ و شرحٌ و فهرسةٌ: قصی الحسین؛ الطَّبعة الأُولی). ‏دار و مکتبة الهِلال‏.
الثَّعالبی، أبو منصور عبدالمَلِک (1352ق/1934م). یتیمة‌ الدَّهر فی مَحاسِن أهل العصر (الجزء الرّابع، الطّبعة الأُولی). مطبعة الصّاوی.
الحَمَوی، یاقوت (1993م). معجم الأُدَباء (تحقیق: احسان‏عباس؛ 7 ج). دارالغرب الإسلامی‏.
الحَمَوی، یاقوت (1995م). معجم البُلدان‏ (7 ج). ‏دار صادر. الطَّبعة الثّانیة.
الخُوارزمی، أبوبکر (1424ق). الأمثال الموَلَّدة (تحقیق و تقدیم: محمّد حسین الأَعرَجی). مَجمعُ الثِّقافی.
الدَّمیری، کمال­الدّین محمّد (1424ق/2004م). حَیاةُ الحَیَوانِ الکُبری (وَضَعَ هَوامِشَه و قَدَّمَ لَه: أحمد حسن بسج‏؛ 2 ج). دارالکُتُب العِلمیَّة. الطَّبعة الأُولى.
الرّاغب الأصفهانی، حسین بن محمّد (1420ق/1999م). مُحاضَراتُ الأدباء و مُحاوَراتُ الشُّعَراء و البُلَغاء (حَقَّقَه و ضَبَطَ نُصوصَه و متَّنَ جَوانبَه: عُمَر فاروق طباع؛ 2 ج). دارُ الأَرقَمِ بن أبِی الأَرقَم. الطَّبعة الأُولى.
الدّینَوری، عبداللّه بن مسلم‏ (ابن قُتَیبه) (1998م/1418ق). عُیون الأخبار (شَرَحَه و ضَبَطَه و عَلَّقَ عَلَیه و قَدَّمَ لَهُ و رَتَّبَ فَهارسَه: یوسف علی طویل؛ 4 ج). ‏دارالکتب العلمیّة.
الزَّمَخشری، محمود بن عُمَر (1386). مقدّمة الأدب‏. ‏مؤسّسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه تهران‏.
سالمیان، غلامرضا، و یاری، سهیل (1390). نگاهی به تعلیقات دکتر یاحقّی و سیّدی بر تاریخ بیهقی. کتاب ماه ادبیات، 55(169)، 63-67. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/880760
الشّرتونی، رشید (1385). مبادئُ العربیّة (محمّدجواد شریعت، مترجم). اساطیر.
شمیسا، سیروس (1402). سبک‌شناسی نثر. میترا.
صفا، ذبیح‌اللّه (1378). تاریخ ادبیات در ایران‏ (ج. 2). ‏فردوس.
العسکری، أبوهِلال (1424ق/2003م). دیوان المَعانی (تحقیق: احمد سلیم غانم)‏. دارُ‌الغَربِ الإسلامی‏.
العُکبری، أبوالبقاء (1355ق). التِّبیان فی شرح الدّیوان (ضَبَطَه و صحّحه و وَضَعَ فهارسَه: مصطفی السَّقا و الآخرون؛ 4 ج). مطبعة مصطفى البابی الحلبی و أولاده.
عوفی، سَدیدالدّین محمّد (1389). لُباب الألباب (به تصحیح اِدوارد بِراون، با تصحیحات جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ 2 ج). هِرمِس.
فرخی سیستانی، علی بن جولوغ (1380). دیوان حکیم فرّخی سیستانی (به کوشش محمّد دبیرسیاقی). زَوّار.
القَحطانی، عبدالمحسن فرّاج (بی‌تا). منصور بن اسماعیل الفقیه (حیاتُه و شِعرُه). دارالقلم، الطَّبعة الثّانیة.
المُتَنَبّی، أبوالطیّب أحمد بن الحسین (1445ق/2023م). دیوان أبی الطَّیِّبِ المُتَنَبّی و أخبارُه (جَمَعَه و اعتَنی به: إبراهیم بن محمّد بن حَمَد البَطشان). مَجمَعُ المَلِکِ سَلمانَ و العالَمی للُغة العربیّة. الطَّبعة الأُولى.
المُتَنَبّی، أبوالطیّب أحمد بن الحسین (1363ق/1944م). دیوان أبی الطَیِّب المُتَنَبّی (صَحَّحَها و قارَنَ نُسَخَها و جَمَعَ تَعلیقاتِها: عبدالوهاب عزام). لَجنة التّألیف و التّرجمة و النَّشر.
المعرّی، أبوالعَلاء (1413ق/1992م). شَرحُ دیوان أبی الطَّیِّب المُتَنَبّی (مُعجِز أحمد) (تحقیقٌ و دِراسةٌ: عبدالمجید دیاب؛ 4 ج). دارالمعارف.
مُنشی، نصراللّه (1383).کلیله و دمنه (تصحیح و توضیح: مجتبی مینُوی طِهرانی). امیرکبیر.
النَّمَری القُرطُبی، یوسف بن عبداللّه (1981م). بَهجَةُ المَجالِسِ و أُنسُ المُجالِس (تحقیق: محمّد مرسی الخولی؛ 3 ج). دارُ الکُتُبِ العِلمیّة. الطَّبعة الثّانیَة.
الواحِدی، علی بن أحمد (1419ق/1999م). شرح الواحِدی لِدیوان المُتَنَبّی (ضَبَطَهُ و شَرَحَهُ و قَدَّمَ لَهُ و عَلَّقَ عَلَیهِ و خَرَّجَ شَواهِدَه: یاسین الأیّوبی و قصّی الحسین؛ 5 ج؛ الطَّبعة الأُولى). دارالرّائد العربی.
الهَرَوی، قاسم بن سلام (1408ق/1998م). الأموال (تحقیق و تعلیق: محمد خلیل هراس). ‏دار الفکر. الطَّبعة الثّانیه.
References
Holy Quran
al- ‘Askari, A. H. (2003). Diwan al-Ma ‘ani (A. S. Ghanim, Ed.). Dar al-Gharb al-Islami. [In Arabic]
al- ‘Ukbari, A. B. (1936). Al-Tibyan fi Sharh al-Diwan (M. al-Saqqa et al., Eds.; 4 vols). Mustafa al-Babi al-Halabi Press. [In Arabic]
al-Bakharzi, A. H. (1994). Dumyat al-Qasr wa ‘Usrat Ahl al- ‘Asr (3 vols; M. Al-Tunji, Ed.). Dar al-Jil. [In Arabic]
al-Barquqi, Abd al-Rahman (1986). Sharh Diwan al-Mutanabbi (4 vols). Dar al-Kitab al-‘Arabi. [In Arabic]
al-Buhturi, A. U. (1964). Diwan al-Buhturi (5 vols; Edited and Commented by H. Kamil al-Sayrafi). Dar al-Ma ‘arif. [In Arabic]
al-Damiri, K. M. (2004). Hayat al-Hayawan al-Kubra (A. H. Basaj, Ed.; 2 vols). Dar al-Kutub al- ‘Ilmiyyah. [In Arabic]
al-Dinawari (Ibn Qutaybah), A. M. (1998). ‘Uyun al-Akhbar (Edited and Annotated by Y. A. Tawil; 4 vols). Dar al-Kutub al- ‘Ilmiyyah. [In Arabic]
al-Hamawi, Y. (1993). Mu ‘jam al-Udaba (I. Abbas, Ed.; 7 vols). Dar al-Gharb al-Islami. [In Arabic]
al-Hamawi, Y. (1995). Mu‘jam al-Buldan (7 vols). Dar Sader. [In Arabic]
al-Harawi, Q. S. (1998). Al-Amwal (Edited and Commented by M. Kh. Harras). Dar al-Fikr. [In Arabic]
al-Khwarizmi, A. B. (2003). Al-Amthal al-Muwalladah (M. H. al-A ‘raji, Ed.). Cultural Foundation. [In Arabic]
al-Ma ‘arri, A. A. (1992). Sharh Diwan al-Mutanabbi (Mu ‘jiz Ahmad) (A. M. Diyaab, Ed.; 4 vols). Dar al-Ma ‘arif. [In Arabic]
al-Mutanabbi, A. T. (1944). Diwan Abi al-Tayyib al-Mutanabbi (Edited and Annotated by A. W. Azzam). Committee for Authorship, Translation, and Publication. [In Arabic]
al-Mutanabbi, A. T. (2023). Diwan Abi al-Tayyib al-Mutanabbi wa Akhbaruh (I. M. H. al-Batshan, Ed.). King Salman Global Academy for Arabic Language. [In Arabic]
al-Namari al-Qurtubi, Y. A. (1981). Bahjat al-Majalis wa Uns al-Mujalis (M. Mursi al-Khuli, Ed.; 3 vols). Dar al-Kutub al- ‘Ilmiyyah. [In Arabic]
al-Qahtani, A. F. (n.d). Mansur ibn Ismail al-Faqih: His Life and Poetry. Dar al-Qalam. [In Arabic]
al-Raghib al-Isfahani, H. M. (1999). Muhadarat al-Udaba’ wa Muhawarat al-Shu ‘ara’ wa al-Bulagha’ (U. Faruq Tabbah, Ed.; 2 vols). Dar al-Arqam ibn Abi al-Arqam. [In Arabic]
al-Shartuni, Rashid (2006). Mabadi’ al- ‘Arabiyyah (M. J. Shariat, Trans.). Asatir. [In Persian]
al-Tha ‘alibi, A. M. M. (1999). Yatimat al-Dahr fi Mahasin Ahl al- ‘Asr (M. M. Qumayhah, Ed.). Dar al-Kutub al- ‘Ilmiyyah. [In Arabic]
al-Wahidi, A. A. (1999). Sharh al-Wahidi li-Diwan al-Mutanabbi (Edited and Annotated by Y. al-Ayyubi & Q, al-Husayn.; 5 vols). Dar al-Ra’id al- ‘Arabi. [In Arabic]
al-Zamakhshari, M. U. (2007). Muqaddimat al-Adab. Institute of Islamic Studies. [In Arabic]
Awfi, S. M. (2010). Lubab al-Albab (E. Browne, Ed., with revisions and notes by S. Nafisi; 2 vols). Hermes. [In Persian]
Azarnoush, A. (2008). The Conflict Between Persian and Arabic. Ney Publishing. [In Persian]
Beyhaqi, A. (1862). Tarikh-e Beyhaqi (Morley, Ed.). Asiatic Society of Bengal. [In Persian]
Beyhaqi, A. (1977). Tarikh-e Beyhaqi (A. A. Fayyaz, Ed.). Ferdowsi University Press. [In Persian]
Beyhaqi, A. (2004). Tarikh-e Beyhaqi (A. A. Fayyaz, Ed.; Revised by M. J. Yahaqqi). Ferdowsi University Press. [In Persian]
Beyhaqi, A. (2011). Tarikh-e Beyhaqi (Kh. Khatib Rahbar, Ed.). Mahtab. [In Persian]
Beyhaqi, A. (2022). Tarikh-e Beyhaqi (M. J. Yahaqqi & M. Seyyedi, Eds.; 2 vols). Sokhan. [In Persian]
Faisal, Sh. (2005). Abu al-‘Atahiya: His Poetry and Life. University of Damascus Press. [In Arabic]
Farrukhi Sistani, A. J. (2001). Divan of Hakim Farrukhi Sistani (M. Dabir-Siyaqi, Ed.). Zavar. [In Persian]
Ibn al-Muqaffa ‘, A. (1984). Kalila wa Dimna (M. Lutfi al-Manfaluti, Ed.). Dar al-Kutub al- ‘Arabi. [In Arabic]
Ibn Asakir, Ali ibn al-Hasan (1995). History of Damascus (80 vols; A. Shiri, Ed.). Dar al-Fikr. [In Arabic]
Ibn Hazm, A. A. (1997). Jamharat Ansab al-‘Arab. Dar al-Kutub al- ‘Ilmiyyah. Muhammad Ali Baydoun Publications. [In Arabic]
Ibn Manzur, M. M. (1994). Lisan al- ‘Arab (15 vols). Dar Sader. [In Arabic]
Munshi, N. (2004). Kalila wa Dimna (Edited and Annotated by M. Minavi). Amir Kabir Publishing. [In Persian]
Safa, Z. (1999). History of Persian Literature in Iran (8 vols). Ferdows. [In Persian]
Salemian, Gh., & Yari, S. (2011). A Review of the Annotations by Dr. Yahaqqi and Seyyedi on Tarikh-e Beyhaqi. Ketab-e Mah-e Adabiat, 55(169), 63–67.
Shamisa, S. (2023). Stylistics of Prose. Mitra. [In Persian]